تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

2- اصول دین و انذار و تبشیر در آیات 21 - 25

اصول دین به توحید، نبوت و معاد و عناصر محوری وابسته به این ارکان تعریف می شود. در آیات مزبور اول به توحید آنگاه به نبوت و سپس به معاد پرداخته شده؛ گرچه معاد همان رجوع به مبدا است و از جهتی مقدم بر نبوت است، لیکن در مقام ظهور فعلی در خارج بعد از نبوت ظاهر خواهد شد؛ چنانکه آشنایی با بسیاری از مسائل آن مرهون وحی نبوی است، زیرا عقل گرچه خطوط کلی آن را ادراک می کند؛ لیکن شناخت بسیاری از رخدادهای تلخ دوزخ و شیرین بهشت در گرو گزارش وحی است. از این رو پس از اثبات اعجاز قرآن را از یک سو و اثبات رسالت نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) از سوی دیگر به معاد پرداخته شد و چون لطف و عنف الهی و قهر و مهر خدایی به هم آمیخته است، از این رو تبشیر و انذار و وعد و عید با ارائه رنج جهنم و گنج بهشت قرین هم مطرح است. از این رو پس از انذار از آتشی که وقود آن مردم و سنگهاست، نوبت مژده بهشت فرا می رسد.

3- برترین بشارت بهشت

گرچه پیام جامع تبشیر در همه موارد آن پیدایش سرور و نشاط است، لیکن تفاوت انبساط و مسرتها رهین تفاوت عناصر محوری آن است؛ زیرا تبشیر گاهی بر اثر اهمیت مطلب و گاهی به لحاظ زمان یا مکان یا سایر عوارض جنبی آن را از اهتمام برخوردار می شود و گاهی به لحاظ مبدا فاعلی آن، یعنی شخص بشارت دهنده، از ویژگی بهره می گیرد. مژده بهشت گاهی از زبان عالم دین و مربی نفوس و معلم اخلاق و زمانی از زبان امام معصوم (علیه السلام) و گاهی از لسان رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و بالاخره گاهی از ذات اقدس خداوند تلقی می شود. در این حال هیچ تبشیری به لحاظ مبدا فاعلی از این گزارش سودمند مهتر نیست.
بشارتهایی که در قرآن کریم بازگو شده همتای یکدیگر نیست، زیرا مبشران آنها همسان نیستند، و آنچه از آیات (اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله یبشرک بکلمه منه)، (1250) (ان الله یبشرک بیحیی مصدقا بکلمه من الله و سیدا و حصورا) (1251) و (یبشرهم ربهم برحمه منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم) (1252) و نظایر آنها برمی آید هرگز از آیات دیگر تبشیر نظیر آیه محل بحث استفاده نمی شود؛ زیرا در آن آیات خود خداوند به عنوان مبشر مطرح بود، ولی در آیه محل بحث خداوند به رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) یا به انسان آگاه دیگر دستور بشارت می دهد. البته تبشیر بندگان خدا تبشیر با واسطه الهی است، لیکن نحوه تعبیر مهم است؛ چنانکه از تعبیر قرآن از گروهی خاص به عنوان بندگان خدا، لطف مخصوص الهی استظهار می شود؛ نظیر آیه (وانابوا الی الله لهم البشری فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه) (1253)

4- گونه های متفاوت تبیین معاد

معاد از برخی جهات همتای توحید است،؛ یعنی، فطرت انسان هرگز به زوال و نابودی خود فتوا نمی دهد و هیچ گاه به یاوه بودن نظام کیهانی و بیهوده بودن گستره آفرینش حکم نمی کند و ابداً به مساوی بودن موحد و ملحد و یکسان بودن عادل و ظالم و مانند آن رای نخواهد داد. قهراً محکمه و ملحد و یکسان بودن عادل و ظالم و مانند آن رای نخواهد داد. قهراً محکمه عدل و میز قضای حق وجود دارد که به حسابها رسیدگی می شود و چون چنین داوری عادلانه در دنیا میسور نیست، در حیات پس از مرگ خواهد بود. این معنا به طور اجمال در سویدای دل هر صاحبدلی پس از مرگ خواهد بود. این معنا به طور اجمال در سویدای دل هر صاحبدلی وجود دارد. بر همین اساس، قرآن کریم معاد را همانند مبدا به انحای گونه گون بازگو می کند. گاهی بدون ذکر دلیل؛ مانند آیه محل بحث و گاهی با سوگند؛ مانند: (زعم الذین کفروا ان لن یبعثوا قل بلی و ربی لتبعثن ثم لتنبؤن بما عملتم) (1254) و زمانی با اقامه برهان. قسم اخیر بر اثر تنوع براهین به اقسام متعدد به حسب تعدد حدود منقسم می شود که هر یک در جای مناسب خود بیان خواهد شد.