تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

جهنم هم اکنون موجود است

از این که (اعدت للکافرین) با فعل ماضی بیان شده معلون می شود جهنم هم اکنون موجود است، چنانکه بهشت نیز هم اکنون موجود است و قرآن درباره بهشت نیز می فرماید: (اعدت للمتقین). (1143)
ظاهر ماده اعداد و همچنین ظاهر هیئت، اعدت که فعل ماضی است بر تحقق کنونی دوزخ دلالت دارد و حمل آن بر این که چون مستقبل محقق الوقوع درحکم ماضی است از این جهت به فعل ماضی یاد شده خلاف ظاهر است؛ زیرا اصل فعل ماضی، دلالت بر تحقق وقوع است، و حمل آن بر مستقبل قطعی، مخصوص موردی است که دلیل یقینی بر عدم تحقق فعلی آن مورد اقامه شود که در محل بحث چنین دلیلی نیست.
افزون بر این که، از آیات دیگری مانند: (و ان جهنم لمحیطه بالکافرین) (1144) نیز این مطلب استفاده می شود؛ زیرا ظاهر قرآن را تایید می کند که بهشت و جهنم هم اکنون موجود است. امام رضا (علیه السلام) می فرماید: اگر کسی بگوید: بهشت و جهنم مخلوق نیست، از ما نیست. آنگاه به شیوه ای لطیف به این آیه شریفه استشهاد می کند (یطوفون بینها و بین حمیم ان)؛ (1145) جهنمیان بین جهنم و چشمه داغ و گداخته در رفت و آمدند: ما اولئک منا و لا نحن منهم... قال الله عزوجل... هذه جهنم... (1146)
چنانکه وجود مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در معراج وارد بهشت شدند و با متنعمان بهشت دیدار کردند و جهنم و معذبان در آن را نیز از نزدیک دیدند.
محققان امامیه تاکید دارند که بهشت و جهنم و معذبان در آن را نیز از نزدیک دیدند.
محققان امامیه تاکید کردند که بهشت و جهنم هم اکنون موجود است. (1147)
ادله عقلی نیز نه تنه مناقض این نظر نیست، بلکه آن را تایید می کند. بنابراین، ظاهر آیات مزبور، همانند ظاهر سایر آیات حجت است و نیازی به تاویل و تقدیر ندارد. گرچه بیشتر مردم تا چشم از ظواهر این دنیا و به مرگ طبیعی نمیرند، بهشت و جهنم برای آنان ظهور نمی کند.
برای پیدایش آتش دو عنصر لازم است: یکی آتش زنه و دیگری آتش گیره و به تصریح قرآن کریم هم اکنون آتش زنه موجوداست:(واولئک هم وقود النار) (1148) و هم آتش گیره: (واما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا). (1149) بنابراین، کافر که هم آتش زنه است و هم آتش گیره، هم اکنون سراپا مشتعل است؛ گرچه دیده های ظاهر بین اشتعال آن را اکنون نمی بینند؛ چنانکه اشتعال برزخی آنان مشهود نیست.
در زمان حکومت خلیفه سوم، مردی جمجمه مرده ای را نزد خلیفه آورد و گفت: شما می پندارید این جمجمه هم اکنون در آتش می سوزد؟ در حالی که من دست خود را بر آن نهاده ام و اصلاً حرارت آتش را احساس نمی کنم. خلیفه ساکت شد و کسی را در پی امیرالمومنین (علیه السلام) فرستاد و از او استمداد کرد. هنگامی که آن حضرت نزد عثمان حاضر شد عثمان در حالی که در میان انبوهی از یاران خود بود به آن مرد گفت: سوال خود را تکرار کن و او دوباره آن را پرسید. عثمان گفت: این اباالحسن به این مرد پاسخ ده. آن حضرت فرمودند: زند و مسعار، یعنی سنگ چخماق را حاضر کنید. آنگاه با بر هم زدن سنگ چخماق و جستن جرقه آتش به آن مرد فرمودند: دست خود را بر هر یک از زند و سنگ بگذار. آنگاه پرسید آیا حرارت آتش را احساس می کنی؟ آن مرد پاسخ داد: نه مبهوت شد؛ یعنی، جمجمه نیز در ظاهر سرد و خاموش است. عثمان با شنیدن این بیان گفت: لولا علی لهلک عثمان. (1150)

عذاب مومنان فاسق

بعضی از مفسران و متکلمان از جمله (اعدت للکافرین) چنین برداشت کرده اند که عذاب جهنم اختصاص به کافران دارد و شمال مومن فاسق نمی شود و این پنداری ناردست است. عذاب دوزخ هم شامل منافقان می شود و هم شامل مومنان فاسق. اما شمول آن نسبت به منافقان، چون مراد از کفر در این آیه کفر در برابر ایمان است، نه کفر در برابر ایمان و نفاق؛ یعنی، ناظر به تقسیم مردم به سه دسته مومن، نه کفر در برابر ایمان و نفاق، یعنی، ناظر به تقسیم مردم و به سه دسته مومن، کافر و منافق نیست، بلکه ناظر به آیه شریفه (یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم والذین من قبلکم لعلکم تتقون)
است که بر اساس آن، مردم در برابر دستور عبادت خدا به دو گروه مومن و غیر مومن تقسیم می شوند، که غیر مومن شامل کافر و منافق می شود.
پس کافران در آیه مورد بحث کسان هستند که اهل توحید عبادی نیستند و به همین جهت در برابر این جمله، در آیه بعد می فرماید: (وبشر الذین امنوا وعموا الصالحات). در مورد منافقان بحثی نیست که جهنم آنان را در بر می گیرد؛ چنانکه می فرماید: (فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون) (1151) افزون بر این که، در جای دیگر منافقان و کافران با هم ذکر شده اند: (ان الله جامع المنافقین و الکافرین فی جهنم جمیعا) (1152) و گاهی و عید منافقان شدیدتر از تهدید کافران آمده است: (ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار). (1153)
اما بحث مهم این است که بر اساس آیه مورد بحث، چگونه جهنم شامل مومن فاسق هم می شود که در این مورد سه نظر وجود دارد:
1- کفر در آیه مورد بحث اعم از کفر اعتقادی است و شامل کفر عملی نیز می شود؛ مانند آیه (ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا و من کفر فان الله غنی عن العالمین) (1154) که از ترک حج به کفر تعبیر کرده و بدین معناست که اگر مستطیع معتقد و مومن عمداً حج را ترک کند، در عمل کافر است، نه در عقیده.
این توحید بعید است، زیرا آیه محل بحث در مقام بیان عاقبت مکذبان وحی است و هر چند شمول لطفی دارد، زیرا للکافرین جمع محلی به الف و لام و عام است، اما سیاق آیه درباره کفر اعتقادی است و شمول آن نسبت به آیه نسبت به غیر کافر اعتقادی بعید است.
2- گرچه خدای سبحان در این آیه می فرماید: این آتش برای کافران مهیا شده است، اما قرآن کریم مومنان را نیز از همین آتش می ترساند: (یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس والحجاره). (1155) معلوم می شود اگر مومن مواظب خود و وابستگان خود نباشد، گرفتار همین آتش می شود. پس چنین نیست که این آتش مخصوص کافران باشد و مومنان فاسق به عذاب دیگری وعید داده شده باشند. البته فرق مومن عاصی با کافر در خلود یا درکات عذاب است وگرنه اصل عذاب برای هر دو ثابت است.
3- جمله (اعدت للکافرین) دلالت ندارد که جهنم برای غیر کافر نیست. به اصطلاح اصولیین این آیه گرچه اطلاقی ندارد تا شامل فاسقان هم بشود، لیکن مقید به عدم فسق مومن هم نیست تا ورود به جهنم را منحصر به کافران کند. بنابراین، اگر آیه دیگری بگوید جهنم برای مومنان گناهکار مهیا شده این دو آیه با هم تعارض ندارد؛ زیرا هر دو اثباتی است. در نتیجه آیاتی مانند (و من یعص الله و رسوله فان له نار جهنم) (1156) و (من یقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها) (1157) که آتش جهنم را مختص به کافران نمی داند، مقید آیه محل بحث نیست و بنابراین، جهنم مومن فاسق را نیز دربرمی گیرد.
در قرآن کریم حتی میل به گناه نیز مایه برخورد با آتش جهنم معرفی شده است؛ چنانکه خداوند به مسلمانان می فرماید: (لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار)؛ (1158)
اما بحث مهم این است که بر اساس آیه مورد بحث، چگونه جهنم شامل مومن فاسق هم می شود که در این مورد سه نظر وجود دارد:
1- کفر در آیه مورد بحث اعم از کفر اعتقادی است و شامل کفر عملی نیز می شود؛ مانند آیه (ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا و من کفر فان الله غنی عن العالمین (1159) که از ترک حج به کفر تعبیر کرده و بدین معناست که اگر مستطیع معتقد و مومن عمداً حج را ترک کند، در عمل کافر است، نه در عقیده.
این توجیه بعید است، زیرا آیه محل بحث در مقام بیان عاقبت مکذبان وحی است و هر چند شمول لفظی دارد، زیرا للکافرین جمع محلی به الف و لام و عام است، اما سیاق آیه دباره کفر اعتقادی است و شمول آن نسبت به غیر کافر اعتقادی بعید است.
2- گرچه خدای سبحان در این آیه می فرماید: این آتش برای کافران مهیا شد است، اما قرآن کریم مومنان را نیز از همین آتش می ترساند: (یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم واهلیکم نارا وقودها الناس والحجاره) (1160) معلوم می شود اگر مواظب خود و وابستگان خود نباشد، گرفتار همین آتش می شود. پس چنین نیست که این آتش مخصوص کافران باشد و مومنان فاسق به عذاب دیگری وعید داده شده باشند. البته فرق مومن عاصی با کافر در خلود یا درکات عذاب است وگرنه اصل عذاب برای هر دو ثابت است.
3- جمله (اعدت للکافرین) دلالت ندارد که جهنم برای غیر کافر نیست. به اصطلاح اصولیین این آیه گرچه اطلاقی ندارد تا شامل فاسقان هم بشود، لیکن مقید به عدم فسق مومن هم نیست تا ورود به جهنم را منحصر به کافران کند. بنابراین، اگر آیه دیگری بگوید جهنم برای مومنان گناهکار مهیا شده این دو آیه با هم تعارض ندارد؛ زیرا هر دو اثباتی است. در نتیجه آیاتی مانند (و من یعص الله ورسوله فان له نار جهنم) (1161) (من یقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها) (1162) که آتش جهنم را مختص به کافران نمی داند، مقید آیه محل بحث نیست و بنابراین، جهنم مومن فاسق را نیز در برمی گیرد.
در قرآن کریم حتی میل به گناه نیز مایه برخورد با آتش جهنم معرفی شده است، چنانکه خداوند به مسلمانان می فرماید: (ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار) (1163) به ظالمان میل پیدا نکنید وگرنه آتش شما را می گیرد.
محقق طوسی (رحمه الله) در بحث صراط به این آیه و مشابه آن استدلال کرده، می گوید: باریکی به سبب آن که، اگر اندک میلی به یکی از و طرف تضاد افتد موجب هلاک بود؛ (1164) یعنی، نه تنها ستمگری و کمک به ستمگران، بلکه میل به آنان نیز انسان را به دوزخ می افکند.

لطایف و اشارات