تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

7- محور ریب مخالفان

گرچه گاهی تنزیل به معنای نزول تدریجی در برابر انزال به معنای نزول دفعی به کار می رود و زمخشری سر گزینش تنزیل را تناسب آن با تحدی می داند، لیکن گذشته از آن که اولاً چنین فرقی مورد نقد برخی مفسران قرار گرفته (1100) و ثانیاً با برخی آیات قرآن هماهنگ نیست، مانند: (لولا نزل علیه القرآن جمله واحده)، (1101) (لولا نزل علیه آیه)، (1102) (نزلنا علیهم من السماء ملکا رسولا) (1103) در خصوص آیه مورد بحث چنین معنایی ملحوظ نیست زیرا معاندان وحی گرچه گاهی در کیفیت آن از لحاظ تدریج، نزول بر یک شخص غیر معروف و غیر ثروتمند و مانند آن بهانه می گرفتند، لیکن محور ارتیاب آنهادر محل بحث اصل نزول قرآن است، نه کیفیت آن؛ یعنی، آنان کتاب خدا را، فریه می پنداشتند و دفعی یا تدریجی بودن آن در پندار باطل آنان فرقی نمی کردند.

8- ادعای هماردی با قرآن و داعیه ربوبیت

هر انسان متنبی یا غیر متنبی که در تحدی پیامبر الهی شرکت کند و در صدد آوردن شبیه معجزه پیامبر باشد در نهان خویش داعیه ربوبیت دارد؛ گرچه ممکن است گاهی از آن ذاهل و زمانی به آن مایل باشد؛ زیرا نبوت یک وصف کمالی هستی است که جز خداوند احدی آن را به کسی عطا نمی کند.
اگر کسی مدعی نبوت بود و آن را به زعم فاسد و وهم کاسد خویش صواب دانست یا باید آن را صدفه و بدون عامل و علت تلقی کند، که چنین گمانی با نظام علی و معلولی جهان هماهنگ نیست و یا آن را به شخص خود اسناد دهد و بپندارد که مبدا تحقق این وصف وجودی، خود اوست، بازگشت چنین ادعایی به دعوی ربوبیت است، یعنی، انسان مبتنی، گذشته از ادعای نبوت، مدعی است که مشا فالعی این مقام نیز هست. این معنا گذشته از ابتلا به محذور جمع بین فاعل و قابل (به معنای منفعل) مستلزم دعوی ربوبیت نیز خواهد بود؛ خواه معجزه ای ارائه کند یا نه.
اما کسی که ادعای نبوت ندارد؛ لیکن در صحنه تحدی پیامبر شرکت می کند و در صدد آوردن شبیه معجزه پیامبر است، در نهاد خویش مدعی ربوبیت است؛ زیرا گرچه معجزه از دست پیامبر ظاهر می شود، لیکن مبدا فاعلی آن خداوند است، چنانکه در آیه محل بحث، عنوان تنزیل قرآن به خداوند اسناد داده شده و در جریان تحول عصای حضرت موسای کلیم به مار فرمود: (سنعیدها سیرتها الاولی)، (1104) و اگر معجزات دیگر، صریحاً به خداوند اسناد داده نشده، حتماً امر و اذن و اراده خدا در آنها موثر بوده است. گذشته از آن که، انسان کامل بر اساس قرب نوافل با مجاری ادراکی و تحریکی خداوند سبحان می فهمد و کار می کند. پس اگر کسی درصدد آوردن شبیه معجزه است او در صدد آوردن مثیل کار خداست و کسی که درصدد آوردن مثل کار خداست که از تحلیل / یا حضور در صحنه تحدی به دست می آید. حاصل این که، اگر شخص متنبی در ساحت تحدی حضور یافت از دو جهت مدعی ربوبیت است.

9- گونه های متفاوت هماوردی با اعجاز

همان طور که بر اساس تلازم بین معبود بودن و خالق بودن، از نفی خالقیت موجودی به عدم صلاحیت وی برای معبود شدن استدلال می شود: (افمن یخلق کمن لا یخلق)، (1105) (قل هل من شرکائکم من یبدوا الخلق ثم یعیده) (1106) همچنین بر محور تلازم بین پیامبر بودن و معجزه آوردن، از نفی قدرت بر اعجاز کسی به عدم صلاحیت وی برای مقام رسالت استدلال می شود؛ یعنی، جریان رسالت انسان کامل که خلیفه خدا مظهر اوست جریان ربوبیت خداوندی است که خالق و معبود است و چون افراد عادی در ساحت تحدی منهزم شدند، پس هیچ یک از آنان صلاحیت رسالت الهی ندارند.
آنچه در این جا مهم است توجه به این اصل رصین کلامی است که همان طور که استدلال فکری صاحب نظران از سه راه (منع، نقض، معارضه) مورد طرد و رفع قرار می گیرد، شاید بتون برای طرد معجزات صاحب بصران نیز راههای متعددی پیش بینی کرد که هر کدام از آنها بتواند جلوی تاثیر اعجاز را بگیرد.
هرگاه در برابر تحدی صاحب اعجازی، کسی مشابه معجزه او را ارائه کند، مثلاً سوره ای مشابه یکی از سوره های قرآن بیاورد، چنین مقابله همانند منع یا نقص دلیل حصولی مصادم متن دلیل حضوری صاحب اعجاز است، ولی اگر در برابر آن، معجزه دیگر بیاورد، یعنی کاری کند که دارای قیود ماخوذ در تحدید اعجاز باشد و احدی نتواند همتای آن را بیاورد، چنین هماوردی، مانند معارضه استدلال فکری معجزه ای در عرض اعجاز صحاب تحدی است، نه آن که با متن معجزه قبلی درگیر شود؛ چنانکه در معارضه، دلیل دوم در عرض دلیل اول با آن درگیر می شود، نه این که مصادم جزئی از اجزاء درونی آن شود؛ لیکن در چنین فرضی، شخص دوم حتماً مصدق شخص اول خواهد بود و هر دو یکدیگر را تصدیق می کنند و نظیر موسی و هارون (علیهماالسلام) خواهند بود و هرگز مقابل یکدیگر نخواهند شد؛ زیرا حد اعجاز بر کار هر کدام صادق است.
آنچه در صاحب مقام رسالت لازم است اصل اعجاز است و همان طور که انبیا همتای هم نیستند: (ولقد فضلنا بعض النبیین علی بعض) (1107) و نیز مرسلین همسان هم نبوده اند: (تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض) (1108) معجزات آنان نیز همتا و همسان هم نخواهد بود. آنچه همراه نبوت عام و رسالت عام مطرح است اصل اعجاز است، نه معجزه معین. لازم است توجه شود که چنین شخصی هرگز آسیب منع یا نقض گونه به معجزه مدعی رسالت وارد نمی کند.