تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

5- جهان شمولی اعجاز

هر گونه اعجاز از هر پیامبری جهانی است خواه آن پیامبر خاتم باشد یا نه و در صورتی که خاتم نیست خواه از الوالعزم باشد یا خواه معجزه او باقی باشد، یا از بین رفته باشد، زیرا معنای معجزه آن است که کاری خارق عادت باشد و راه فکری و علم عادی نداشته باشد که افراد عادی با استفاده از روشهای عادی علمی یا عملی توان آوردن مثل آنرا داشته باشد. اگر مطلبی در عصری خارق عادت بود و در عصر دیگر بر اثر پیشرفت علم و حصول تمکن مادی، نتیجه آن که، هر معجزه ای جهانی است، گرچه رسالت آورنده آن جهانی نباشد و اگر درباره کشتی نوح (علیه السلام) و مریم (علیها سلام) چنین وارد شده است: (وجعلناها وابناها ایه للعالمین) (1099) برای بیان مصداق کامل و معروف است وگرنه هر معجزه ای جهانی است، یعنی، نه قبل از آن و همزمان آن و نه بعد از آن هرگز از راه عادی قابل تحقق نبوده و نیست.

6- اثبات دعوی و دعوت پیامبر با اعجاز

معجزه حد وسط برهان نبوت است و با آن رسالت مدعی نبوت ثابت می شود.
آنگاه صدق و صحت دعوت پیامبر همانند صدق دعوی او ثابت می شود؛ یعنی، مدعی پیامبری هم ادعای نبوت دار و هم به توحید و معاد و... دعوت می کند و با ثبوت اعجاز، هر چه مترتب بر صدق مدعی نبوت است و یا از لوازم آن است و با ثبوت اعجاز، هر چه مترتب بر صدق مدعی نبود است و یا از لوازم آن است ثابت خواهد شد. از این رو با ثبوت اعجاز قرآن گرچه اصل وجود مبدا هستی برای کسی که در آن تردید دارد ثابت نمی شود، لیکن اوصاف ذاتی و فعلی خداوند و نیز صدق دعوی رسالت مدعی نبوت ثابت می شود.
بنابراین، برای مردم حجاز و همچنین کسانی که در اصل وجود واجب و خالق تردیدی نداشتند لیکن در توحید او و نیز در نبوت شک داشتند، معجزه برهان سودمند است ولی برای کسانی که در اصل وجود مبدا در ارتیاب بوده یا ملحدانه آن را انکار می کردند، اعجاز بی اثر است. از این جا می توان آیه محل بحث را گذشته از دلیل نبوت، برهان بر توحید هم دانست، زیرا با ثابت شدن اعجاز قرآن و این که این کتاب، کلام خداست، گذشته از رسالت آورنده آن، صحت مضمون آن که توحید خداوند در ذات و صفت است ثابت می شود. از این رو انسجام آیه اعجاز (23) با آیه توحید (21 و 22) گذشته از بیان پیشین با این وجه نیز ثابت می شود.

7- محور ریب مخالفان

گرچه گاهی تنزیل به معنای نزول تدریجی در برابر انزال به معنای نزول دفعی به کار می رود و زمخشری سر گزینش تنزیل را تناسب آن با تحدی می داند، لیکن گذشته از آن که اولاً چنین فرقی مورد نقد برخی مفسران قرار گرفته (1100) و ثانیاً با برخی آیات قرآن هماهنگ نیست، مانند: (لولا نزل علیه القرآن جمله واحده)، (1101) (لولا نزل علیه آیه)، (1102) (نزلنا علیهم من السماء ملکا رسولا) (1103) در خصوص آیه مورد بحث چنین معنایی ملحوظ نیست زیرا معاندان وحی گرچه گاهی در کیفیت آن از لحاظ تدریج، نزول بر یک شخص غیر معروف و غیر ثروتمند و مانند آن بهانه می گرفتند، لیکن محور ارتیاب آنهادر محل بحث اصل نزول قرآن است، نه کیفیت آن؛ یعنی، آنان کتاب خدا را، فریه می پنداشتند و دفعی یا تدریجی بودن آن در پندار باطل آنان فرقی نمی کردند.