تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

2- راه تقوی علمی

آیه مورد بحث را تقوای علمی را به انسانها نشان می دهد. تقوای علمی آن است که انسان نه مطلبی را بدون برهان بپذیرد و نه رایی را بدون دلیل تکذیب کند زیرا تصدیق بی تحقیق و تکذیب بی دلیل هر دو نارواست. کسی که دارای تقوای علمی است، پیش از تحقیق درباره چیزی، شک دارد، ولی پس تحقیق نسبت به یکی از دو طرف جزم پیدا می کند و اگر بعد از تحقیق نیز در حال شک بماند نشانه آن است که بنیان مرصوص فکری ندارد.
خدای سبحان در این آیه به مخالفان قرآن می گوید برای رفع شک معیار این است که اگر این کتاب سخن خدا باشد آوردن نظیر آن محال است و اگر سخن بشر باشد آوردن مثل آن ممکن است، پس خود را بیازمایید و این راه تقوای علمی است، که قرآن فراسوی پژوهشگران قرار می دهد.

3- ارائه راه تمثال

قرآن کریم همراه با تحدی به مثل راه تمثال را نیز نشان داده است. دو فرد از یک نوع که اوصاف مشترکی دارد، مثل یکدیگر است. وقتی انسان می تواند مثل چیزی را بیاورید که خود آن چیز را به خوبی بشناسد و خدای سبحان ابتدا قرآن را معرفی می کند و در معرفی آن می گوید: کتابی است که خطوط کلی معارف علمی و نیز سعادت بشر را ترسیم می کند و با این که در طی چند سال نازل شده مطالب آن هماهنگ است و اختلافی در سراسر آن نیست. شما نیز اگر بخواهید مثل آن را بیاورید راه آوردن مثل قرآن این است.

4- گستره تحدی

گستره تحدی قرآن باید هماهنگ با قلمرو و دعوت آن باشد و چون قلمرو و دعوت قرآن همه انسانها در سراسر تاریخ است، میدان تحدی آن نیز همگانی و همیشگی است. همان گونه که دعوت قرآن منحصر به صدر اسلام یا قوم عرب نبود تحدی آن نیز منحصر به عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) یا عرب زبانان نیست. از این رو می فرماید: (قل لئن اجتمعت الانس والجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لا یاتون بمثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیرا) (1098) اگر همه جن و انس اجتماع کنند و در این کار به یکدیگر کمک کنند، از آوردن مثل قرآن عاجزند.
بنابراین، محور تحدی رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) تنها فصاحت و بلاغت قرآن نیست، زیرا کسی که زبان عربی را می فهمد و نه با آن می تواند سخن بگوید برای او تحدی به فصاحت و بلاغت روا نیست. از این رو در تبیین تحدی قرآن باید گفت: هر کس هر چه می داند قرآن بهتر از آن را عرضه کرده است، خواه در علوم نقلی، چنانکه ممکن است در کنار تحدی به خود قرآن، تحدی به آورنده آن نیز مطرح باشد.
محتمل است عنصر محوری تحدی در آیه مورد بحث فصاحت و بلاغت و ذرابت باشد به همراه تحدی به آورنده قرآن و مدعیان مبارزه با قرآن نیز، از این بیان تحدی در علوم ادبی می فهمیدند و از آن جا که انسانها در یک رکن از ارکان سه گانه فصاحت و بلاغت سهیمند، یعنی فقط می دانند الفاظ برای چه وضع شده است، اما نه به آن معنایی بلند احاطه دارند و نه کیفیت تعبیر از معانی بلند را با الفاظ موضوعه رسا در اختیار دارند، بنابراین، ممکن است مواد خام و سرمایه های اولیه (الفاظ دال بر معانی) را خود بشر ساخته باشد، اما توانایی ساختن کلامی فصیح و بلیغ نظیر قرآن کریم نداشته باشد.
بنابراین، قول به این که اعجاز بلاغی قرآن روی صرف (آوردن مثل قرآن ممکن و مقدور است، منتها خدا منکران را از آوردن مثل منصرف می کند و باز می دارد) است، نه روی خصیصه خود آیات و سور، سخنی ناتمام است. قرآن حقیقتاً مثل عادی ندارد تا این که بخواهد مثل آن را بیاورند و امر به آوردن مثل آن، امر تعجیزی است.