تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

یاور یا گواه؟

صدق و کذب خبری، ناظر به انطباق و عدم انطباق محتوای قضیه با واقع است و صدق و کذب مخبری ناظر به علم مخبر به انطباق و عدم انطباق مضمون قضیه با واقع است. گاهی صدق خبری با صدق مخبری و همچنین کذب آنها با هم جمع می شود و گاهی از هم جدا می شود. صدق و کذب شخص در صورت اخبار اوست، یعنی، اگر کسی از چیزی گزارش نداد نه صادق است و نه کاذب؛ زیرا این دو متقابل، از سنخ ملکه و عدم است، نه از سنخ نقیضین. از این رو ارتفاع هر دو ممکن است، نظیر بینا و نابینا که در مورد دیوار، هر دو منتفی است. بنابراین، تا گزارش یا ادعایی نباشد وصف صدق یا کذب مجالی ندارد.
کسانی که در نبوت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) در ریب و شک بودند، اگر واقعاً در آن شک می داشتند و هیچ گونه گزارشی درباره قرآن اثباتاً یا نفیا نداشتند، مجالی برای صدق یا کذب آنها نسبت به واقع نبود؛ زیرا شک محض از سنخ تصور است و مفرد، نه تصدیق و قضیه و اگر به لحاظ ادعای تردید، در این حال صدق و کذب آنها متصور است، زیرا از واقعیتی خبر دادند که گزارش از آن صدق و کذب ثابت نشده بود، ادعای شک صحیح و گزارش از آن صدق است و اگر واقعاً فهمیده بودند که قرآن معجزه است و علم قلبی خود را کتمان کرده بودند و مدعی تردید شدند، ادعای آنان باطل و گزارش از آن کذب است.
چون ریب شک آمیخته با افترا و تهمت است از دو جهت قابل تحلیل صدق و کذب و اثبات و ابطال پذیری است الف: تهمت و افترا گزارش از واقع است و صدق و کذب پذیر و قابل اثبات یا نفی است ب: شک و تردید واقعیت نفسانی است و گزارش از آن صدق و کذب پذیر است و ارائه آن با تصدیق یا تکذیب امکان پذیر خواهد بود. بنابراین، حتماً گزارشی در بین مطرح است که اولاً صدق و کذب در آن راه دارد؛ و ثانیاً اثبات یا نفی آن میسور است. از این جا می توان شهداء را جمع شهید به معنای گواه صدق مدعی دانست، زیرا آنان هم از واقع گزارش دادند (افتراء و تهمت). از این رو می گفتند: ما اگر بخواهیم مثل این کتاب می آوریم: (لو نشاء لقلنا مثل هذا)، (1088) و هم خود را در این خبر صادق می پنداشتند؛ چنانکه می توان آن را جمع شهید به معنای ناصر و معاون دانست.
برخی مفسران شهید در آیه محل بحث را به معنای گواه گرفته اند، نه یاور (1089) و بنابر معنای مزبور در برابر آیاتی قرار می گیرد که می فرماید: (و یقول الذین کفروا لست مرسلا قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب) (1090) در خواب کافران که می گویند: تو پیامبر نیستی، بگو من دو شاهد دارم: یکی خدا و دیگری کسی که علم همه کتاب نزد اوست (که بر اساس روایات مستفیضه علی بن / طالب (سلام الله علیه) است). (1091)
مفسران مزبور می گویند معنای آیه این است: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مدعی رسالت الهی است و گواه رسالت او کتاب خداست که به دست او داده شده، شما هم اگر می گویید: این، کلام بشر است، شاهد بیاورید تا گواهی بدهد این کتاب کلام بشر است و کلام الله نیست.
در پاسخ این مفسران باید گفت: معنای اول شهید (ناصر و معین) مطابق با سایر آیات تحدی است، چنانکه با واقعیت موجود عصر نزول قرآن موافق است، زیرا مردم آن عصر یا مومن بودند که پذیرای دعوای رسالت شدند یا کافر بودند که خود مدعی افترا بودند، نه شاهد و یا منافق بودند که گرچه باطناً کافر بودند ولی ظاهراً شهادت به اختلاق و افترا نمی دادند و از همین جا بین خود عربها اختلاف پدید می آید؛ زیرا عربهای مومن و نیز منافق پذیرفته اند که این کتاب معجزه است و اگر عرب کافر شهادت به نظیر داشتن قرآن می داد از باب اتحاد شاهد و مدعی از یک سو و از باب تنازع شهدا از سوی دیگر چنین شهادتی مسموع نبود. (1092)
تذکر: اقامه شاهد به معنای گواه در بازار عکاظ یا میدان مفاخره دیگر به نوبه خود ارائه ناصر و معین خواهد بود. معنای دوم شهید (گواه) از جهتی تناسب داخلی دارد، یعنی، با متن خود آیه محل بحث هماهنگ تر است؛ زیرا اگر دعوت برای نصرت باشد پیش از انجام کار معهود ذکر می شود؛ مانند: (فادعوهم فلیستجیبوا لکم)، (1093) (... قل ادعوا شرکائکم ثم کیدون فلا تنظرون)، (قل ادعوا الذین زعمتم من دونه فلا یملکون کشف الضر عنکم و لا تحویلا له) (1094) که در این موارد چون کمک در اصل فعل که مطلوب است دعوت پیش از انجام فعل ذکر می شود و اگر بعد از انجام فعل ذکر شود چنین دعوتی برای شهادت و گواهی خواهد بود، نه کمک در اصل فعل.
البته گواهی بر صدق مدعی به نوبه خود تایید و نصرت اوست و چون در آیه محل بحث دعوت بعد از ذکر اصل فعل که همان اتیان سوره ای مثل قرآن است ذکر شد، از این رو مناسب گواهی است، نه نصرت. البته این وجه نیز در خور تامل ناقدانه است؛ زیرا در آیه نم (قل فاتوا بسوره مثله و ادعوا من استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین) (1095) و (قل فاتوا بعشر سوره مثله مفتریات وادعوا من استطعتم من دون الله) (1096) با این که دعوت بعد از بیان اصل فعل ذکر شده باز به معنای نصرت است. مگر آن که گفته شود، در خصوص مورد بحث دعوت شده شهدایند و اصل شهادت به معنای گواهی است، نه نصرت.

لطایف و اشارات

1- انغمار مخالفان قرآن در ریب

تحجر، جمود، لجاج، عناد لدد، و بالاخره طغوای صنادید حجاز ایجاب کرد که به جای تعبیرهای مانند: ان ارتبتم و ان شککتم که تعبیر ملایمی است گفته شود: (ان کنتم فی ریب)، که تعبیر تندی است و نشانه نغمار آنان در چاه ریب است و مشابه تعبیر مزبور درباره قیامت نیز وارد شده است. (1097)