تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

2- خلوص در توحید

خلوص از شرک جلی و خفی تنها در عبادت مصطلح نظیر نماز و روزه نیست، بلکه در همه شئون زندگی انسان موحد ظهور دارد. کسی که در هنگام بهره برداری از چیزی یا گریز از چیز دیگر، غیر خداوند را واقعاً نافع یا ضار می داند و بیش از حد مظهر و آیت خدا بودن درباره آن اعتقاد دارد چنین باور ناصوابی با خلوص در توحید سازگار نیست و تفصیل این بحث در ذیل آیه (و ما یومن اکثرهم بالله الا وهم مشرکون) (1016) با استمداد از احادیث تفسیری روشن می شود.

بحث روایی

1- آفرینش زمین
- عن امیرالمومنین (علیه السلام): فسبحان من امسکها (الارض) بعد موجان میاهها، و اجمدها بعد رطوبه اکنافها فجعلها لخلقه مهادا و بسطها لهم فراشا فوق بحر لجی راکد یجری، وقائم لا یسری تکر کره الریاح العواصف و تمخضه الغمام الذوارف (ان فی ذلک لعبره لمن یخشی.(1017)
وانشا الارض فامسکها من غیر اشتغال وارساها علی غیر قرار و اقامها بغیر قوائم و رفعها بغیر دعائم و حصنها من الاود والاعوجاج و منعها من التهافت والانفراج. ارسی اوتادها و ضرب اسدادها و استقاض عیونها وخد اودیتها فلم یهن ما بناه و لا ضعف ما قوه، هو الظاهر علیها بسلطانه و عظمته و هو الباطن لها بعلمه و معرفته، والعالی علی کل شی ء منها بجلاله و عزته (1018)
2- هماهنگی جهان آفرینش با بهره وری انسان
- عن علی بن الحسین (علیه السلام) فی قوله عزوجل (الذی جعل لکم الارض فراشا و...) قال: جعلها ملائمه لطبائعکم موافقه لاجسادکم و لم یجعلها شدیده النتن فتعطبکم و لا شدیده اللین کالماء فتغرقکم و لا شدیده الصلابه فتمتنع علیکم فی دورکم و ابنیتکم و قبور موتاکم و لکنه عزوجل جعل فیها من المتانه ما تنفعون به (وتتماسکون) و تتماسک علیها ابدانکم و بنیانکم و جعل فیها ما تنقاد به لدورکم و قبورکم و کثیر من منافعکم. فذلک جعل الارض فراشا
ثم قال: (والسماء بناء) سقفا محفوظا من فوقکم یدیر فیها شمسها و قمرها و نجومها لمنافعکم. ثم قال عزوجل (وانزل من السماء ماء) یعنی المطر نیزله من علی لیبلغ قلل جبالکم و تلالکم و هضابکم و اوهاد کم ثم فرقه رذاذا و وابلا و هطلا وطلا لتنشفه ارضوکم ولم یعجل ذلک المطر نازلا علیکم قطعه واحده فیفسد ارضیکم واشجارکم و زروعکم و ثمارکم.... (1019)
3- معنای سماء
- عن امیرالمومنین (علیه السلام) فی جواب یهودی ساله عن مسائل: وسمیت السماء سماء؛ لانها و سم الماء، یعنی معدن الماء... (1020)
4- آفرینش باران و رسالت فرشتگان
- عن الباقر (علیه السلام): کان علی (علیه السلام) یقوم فی المطر - اول مطر یمطر - حتی یبتل راسه ولحیته وثیابه؛ فیقال له: یا امیرالمومنین: الکن الکن!فیقول: ان هذا ماء قریب العهد بالعرش، ثم انشا یحدث فقال: ان تحت العرش بحرا فیه ما ینبت به ارزاق الحیوانات، فاذا اراد الله عزوجل ان ینبت ما یشاء لهم رحمه منه، اوحی الله عزوجل فمطر منه ما شاء من سماء الی سماء حتی یصیر الی سماء الدنیا فیلقیه الی السحاب بمنزله الغربال، ثم یوحی الله عزوجل الی السحاب: اطحنیه واذیبه ذوبان الملح فی الماء ثم انطلقی به الی موضع کذا، عباب، فتقطر علیهم علی النحو الذی یامره الله فلیس من قطره تقطر الا ومعها ملک یضعها موضعها ولم تنزل من السماء قطره من مطر الا بقدر معدود و وزن معلوم، الا ما کان یوم الطوفان علی عهد نوح فانه نزل منها منمهمر بلاد عدد و لا وزن (1021)
- عن النبی: (وانزل من السماء ماء) یعنی المطر ینزل مع کل قطره ملک یضعها فی موضعها الذی یامره به ربه عزوجل (1022)
- ما من ساعه من لیل ولانهار الا والسماء تمطهر فیها، یصرفه الله حیث یشاء (1023)
اشاره 1- آنچه درباره آفرینش زمین در قرآن و سنت معصومین (علیهم السلام) آمده، بعد از ارزیابی سند و تفسیر متون نقلی با استمداد از یکدیگر در بوته آزمون تجارب قطعی منزه از فرضیه قرار می گیرد و با استعانت از علوم متعارفه و اصول بدیهیه، مورد پژوهش واقع می شود. آنگاه روشن می شود که بخشی از علوم تجربی در متون نقلی آمده است و اگر تجربه قطعی با ظاهر متن منقول هماهنگ نبود، به عنوان دلیل لبی قرینه بر صرف ظاهر خواهد شد. غرض آن که، ره آورد عقل یا تجربه و حس و همچنین شهود قطعی که صیانت آن را هواجس نفسانی و نزاهت آن از وساوس شیطانی و دسایس ابلیسی احراز شد، می تواند شاهد تفسیری متن منقول قرار گیرد و در این جهت فرقی میان مسائل حکمت عملی، مانند فقه و اخلاق و حقوق و مطالب حکمت نظری، مانند حکمت و کلام و زمین شناسی و اخترشناسی نیست.
2- آنچه در ظاهر متون نقلی مشهود است که زمین دارای قرار است: (امن جعل الارض قرارا) (1024) به معنای فراش و بستر ملایم با زندگی است، نه به معنای مقابل حرکت، چنانکه تعبیرهایی مانند فراش و مهاد با کرویت زمین مافی نیست.
3- کرویت زمین که مطلبی حسی و تجربی است با روش عقلی محض قابل اثبات یا نفی نیست، چنانکه نمی توان به ظاهر غیر قطعی متن نقلی بسنده کرد. (1025)
4- حرکت زمین نیز همانند کرویت آن که مطلبی حسی و تجربی است با روش تجربی نفی یا اثبات شود، نه از راه عقل محض، زیرا برهان عقلی در موجود جزئی خارجی راه ندارد و نه از راه ظاهر غیر قطعی متن نقلی. برخی مفسران برآنند که آیات قرآن در موافقت هیئت قدیم صریح نیست، چنانکه در مخالفت هیئت جدید نیز صراحت ندارد و حقیقت مطلب را جز خداوند کسی نمی داند و اوضاع مذکور در هر دو هیئت مبنایی جز حدس ندارد که شکوک و ردود آنرا دفع می کند. (1026)
5- آنچه طبق برهان منطقی، نه برابر مسائل روانی، قطع حاصل شد، خواه از مبادی تجربی باشد یا از مبادی عقلی محض می توان اولاً به صنع الهی اسناد داد و ثانیاً به آن باور داشت و ثالثاً اگر اثر عملی داشت مورد استفاده عملی قرار داد و رابعاً برهان عقلی را در برابر برهان نقلی دانست، نه در برابر دین و شرع، زیرا عقل برهانی همان طور که در اصول فقه ثابت شد، حجت دینی است، یعنی، منبعی از منابع دین محسوب می شود، نه مقابل آن؛ زیرا عقل در برابر نقل است، نه در برابر دین الهی، چنانکه در مقدمه تفسیر گذشت. (1027)
وان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا علی عبدنا فاتوا بسوره من مثله وادعوا شهدآءکم من دون الله ان کنتم صدقین.

گزیده تفسیر

نفی ریب (شک توام با افترا) از قرآن یا بدین معناست که در قرآن نباید شک کرد و یا بدین معنا که در قرآن هیچ منشا شکی نیست و هر شکی تنها از ناحیه بیننده است که از روی کفر و نفاق یا جهل علمی به آن می نگرد.
آیه محل بحث که از آیات تحدی است، هم اعجاز قرآن و صدق دعوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) را اثبات می کند و هم دروغ مخالفان را. تحدی گاهی به همه قرآن است، گاهی به ده سوره و گاهی نیز به یک سوره و چون قرآن کریم به حقیقتی برتر (کتاب مکنون) متکی است؛ کسی را یارای آوردن حتی یک سوره کوچک مانند آن نیست. اعجاز قرآن ذاتاً مربوط به محتوای آن است. گرچه امی بودن پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز مایه تاکد اعجاز آن است.
دریافت کننده این کتاب عبد مطلق و بنده محض خداست و از این رو در این کریمه با تعبیر عبدنا به طور مطلق و بدون هیچ گونه قید، از او یاد شده است.