تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

3- استدلال بر ضرورت عبادت

در قرآن کریم از سه راه بر ضرورت عبادت استدلال شده است: گاهی از راه مبدا فاعلی و گاهی از راه مبدا غایی و گاهی نیز از هر دو طریق. استدلال از راه مبدا فاعلی، مانند آیه مورد بحث: (الذی خلقکم)؛ یعنی، باید خدا را عبادت کنید؛ چون خالق و مبدا هستی شماست. استدلال از راه مبدا غایی؛ مانند: (قل یا ایها الناس ان کنتم فی شک من دینی فلا اعبد الذین تعبدون من دون الله ولکن اعبد الله الذی یتوفیکم) (938) زیرا در این کریمه سخن از عبادت خدایی است که انسانها را توفی می کند. تعلیق حکم عبادت بر وصف (الذی یتوفکم) مشعر به علیت است و نشانه این که وصف مزبور می تواند حد وسط برهان بر ضررت عبادت قرار گیرد یعنی، باید خدا را عبادت کرد؛ چون بازگشت همه به سوی اوست.
استدلال از طریق هر دو مبدا فاعلی و غایر نیز، مانند سخن مومن آل فرعون که از برجسته ترین آیات قرآنی است: (و ما لی لا اعبد الذی فطرنی و الیه ترجعون). (939) در این کریمه، برای لزوم عبادت هم به فاطر بودن خدای سبحان استدلال شده و هم به مرجع بودن او. تقریر برهان اول این است که، خدا فاطر است و فاطر را باید عبادت کرد و تقریر برهان دوم این که، خدا مرجع است (بازگشت انسانها به سوی اوست) و مرجع را باید عبادت کرد.
در جای دیگر نیز می فرماید: (انما تعبدون من دون الله اوثانا و تخلقون افکا ان الذین تعبدون من دون الله لا یملکون لکم رزقا فابتغوا عند الله الرزق واعبدوه و اشکروا له الیه ترجعون) (940) در صدر این آیه سخن از خدایی است که به انسان روزی (مادی و معنوی) می دهد (مبدا فاعلی) و در پایان آیه نیز سخن از خدایی است که رجوع انسانها به سوی اوست (مبدا غایی).
در پایان سوره هود نیز به هر دو مبدا استدلال شده است: (والله غیب السموات والارض والیه یرجع الامر کله فاعبدوه و توکل علیه و ما ربک بغافل عما تعملون) (941) جمله (لله غیب السموات...) ناظر به مبدا فاعلی و جمله (والیه یرجع...) ناظر به مبدا غایی است و پیام این کریمه آن است که اگر آغاز و انجام همه موجودات به دست خداست. پس او را باید عبادت عبادت کرد. در این آیه دستور توکل نیز آمده است؛ انسانی که می فهمد خود برای انجام کارها عاجز است و به ناچار برای تامین نیاز خود باید وکیل بگیرد، باید کسی را وکیل بگیرد که بهتر از هر کس می تواند وکالت او را ایفا کند.
تذکر: بهترین برهان از نظر علم منطق آن است که در آن، هم علت فاعلی و هم علت غایی ذکر شود و همچنین نظام داخلی و علت قوام خود شی ء نیز مورد توجه باشد.

4- استمرار عبودیت بر اثر دوام ربوبیت

حدوث و بقای معلول بر اثر دوام علت است، یعنی، چون لزوم عبادت خداوند بر اثر ربوبیت اوست و ربوبیت او دایمی است، پس مربوب تا زمانی که در نشئه تکلیف، یعنی دنیا به سر می برد باید خدا را عبادت کند.

5- امتناع بالاختیار منافقانی با اختیار ندارد.

ابوجعفر طبری می گوید:
آیه 21 سوره بقره بهترین دلیل بر فساد رای کسی است که تکلیف ما لا یطاق را بدون اعانت خدا جایز نمی داند؛ زیرا خداوند کسانی را به عبادت امر می کند که به عدم ایمان آنها خبر داده است. (942)
این سخن ناصواب است، زیرا ممتنع بر چند قسم است: الف. ممتنع بالذات ب: ممتنع بالعاده که مبادی آن در اختیار مکلف نیست ج: ممتنع بالعاده که مبادی آن در اختیار مکلف است، مانند محل بحث. عدم جواز تکلیف ما لا یطاق در قسم اخیر راه ندارد، چون امتناع بالاختیار منافاتی با اختیار ندارد.