تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

1- نداهای الهی در قرآن کریم

خداوند سبحان در قرآن کریم با چند عنوان به انسانها خطاب می کند، یا درباره آنها سخن می گوید: یکی عنوان عام؛ مانند (یا ایها الناس). دومی عنوان خاص؛ مانند (یا اهل الکتاب) و سومی ندای اخص؛ مانند (یا ایها الذین امنوا و چهارمی عنوان خاص الخاص؛ مانند (اولی الالباب) و (اولی الابصار) و پنجمی عنوان خلاصه خاص الخاص مانند (یا ایها الرسل) و ششمی عنوان صفاء خلاصه خاص الخاص؛ مانند: (اولوالعزم من الرسل) وبالاخره آخرین و کاملترین عنوان خطایی است که به شخص رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) متوجه است که نه تنها نسبت به انبیا و مرسلین رجحان دارد، بلکه نسبت به اولوالعزم از آنان نیز مزیت دارد؛ مانند (یا ایها النبی) و (یا ایها الرسول). البته عناوین تفصیلی دیگری را می توان استنباط کرد و چون درجات قرب مخاطب متفاوت است، تعبیرهای ندا نیز مختلف است.
در مناجات انسان با خدا نیز گاهی انسان می گوید: یا الله و یارب و گاهی ادب اقتضا می کند که پس از خطاب یا الله و یارب و هنگامی که خود را در محضر مولای خویش مشاهده کرد بگوید: رب (932) زیرا در این حال دیگر انسان از خدا دور نیست تا با او منادات داشته باشد، بلکه جای مناجات است. گرچه لفظ یا گاهی برای تشریف و تعظیم مقام مخاطب حاضر نیز به کار می رود و همواره دلیل دور بودن منادا نیست.
خدای سبحان همواره به ما نزدیک است: (نحن اقرب الیه من حبل الورید)، (933) لیکن انسان گاهی به خدا نزدیک و گاهی از او دور است.

2- امر به سبب و مسبب

خدای سبحان در قرآن کریم گاهی به سبب امر می کند، مانند امر اعبدوا که سبب است و مسبب آن تقواست و مانند دستور وضو و غسل و تیمم که با آن طهارت حاصل می شود: (اذا قمتم الی الصلوه فاغسلوا وجوهکم وایدیکم الی المرافق) (934) و گاهی نیز به مسبب امر می کند؛ مانند: (و ان کنتم جنبا فاطهروا) (935) و (یا ایها الناس اتقوا ربکم) (936) گرچه آن مسبب نیز خود وسیله ای برای نیل به کمال برتر بوده، نسبت به آن سبب است.
همچنین قرآن در ترتیب بین ذکر اصل و فرع گاهی ابتدا فرع را ذکر می کند و سپس اصل را، مانند آیه مورد بحث که ابتدا فرع (عبادت) ذکر شده و سپس دلیل و اصل (الذی خلقکم) به عنوان سند ذکر شده است. گاهی نیز ابتدا اصل و سپس فرع بیان می شود؛ مانند: قفلبذ(ذلکم الله ربکم لا اله الا هو خالق کل شی فاعبدوه) (937)
تذکر: عبادت در آیه محل بحث اگر مخصوص اعمال معهود باشد و شامل عقاید نشود، چون عبادت بدون ایمان صحیح نیست و امر به ذی المقدمه عقلا مستلزم وجوب مقدمه است، پس نسبت به کافران و منافقان واجب است ابتدا ایمان خالص را تحصیل و سپس عبادت کنند.

3- استدلال بر ضرورت عبادت

در قرآن کریم از سه راه بر ضرورت عبادت استدلال شده است: گاهی از راه مبدا فاعلی و گاهی از راه مبدا غایی و گاهی نیز از هر دو طریق. استدلال از راه مبدا فاعلی، مانند آیه مورد بحث: (الذی خلقکم)؛ یعنی، باید خدا را عبادت کنید؛ چون خالق و مبدا هستی شماست. استدلال از راه مبدا غایی؛ مانند: (قل یا ایها الناس ان کنتم فی شک من دینی فلا اعبد الذین تعبدون من دون الله ولکن اعبد الله الذی یتوفیکم) (938) زیرا در این کریمه سخن از عبادت خدایی است که انسانها را توفی می کند. تعلیق حکم عبادت بر وصف (الذی یتوفکم) مشعر به علیت است و نشانه این که وصف مزبور می تواند حد وسط برهان بر ضررت عبادت قرار گیرد یعنی، باید خدا را عبادت کرد؛ چون بازگشت همه به سوی اوست.
استدلال از طریق هر دو مبدا فاعلی و غایر نیز، مانند سخن مومن آل فرعون که از برجسته ترین آیات قرآنی است: (و ما لی لا اعبد الذی فطرنی و الیه ترجعون). (939) در این کریمه، برای لزوم عبادت هم به فاطر بودن خدای سبحان استدلال شده و هم به مرجع بودن او. تقریر برهان اول این است که، خدا فاطر است و فاطر را باید عبادت کرد و تقریر برهان دوم این که، خدا مرجع است (بازگشت انسانها به سوی اوست) و مرجع را باید عبادت کرد.
در جای دیگر نیز می فرماید: (انما تعبدون من دون الله اوثانا و تخلقون افکا ان الذین تعبدون من دون الله لا یملکون لکم رزقا فابتغوا عند الله الرزق واعبدوه و اشکروا له الیه ترجعون) (940) در صدر این آیه سخن از خدایی است که به انسان روزی (مادی و معنوی) می دهد (مبدا فاعلی) و در پایان آیه نیز سخن از خدایی است که رجوع انسانها به سوی اوست (مبدا غایی).
در پایان سوره هود نیز به هر دو مبدا استدلال شده است: (والله غیب السموات والارض والیه یرجع الامر کله فاعبدوه و توکل علیه و ما ربک بغافل عما تعملون) (941) جمله (لله غیب السموات...) ناظر به مبدا فاعلی و جمله (والیه یرجع...) ناظر به مبدا غایی است و پیام این کریمه آن است که اگر آغاز و انجام همه موجودات به دست خداست. پس او را باید عبادت عبادت کرد. در این آیه دستور توکل نیز آمده است؛ انسانی که می فهمد خود برای انجام کارها عاجز است و به ناچار برای تامین نیاز خود باید وکیل بگیرد، باید کسی را وکیل بگیرد که بهتر از هر کس می تواند وکالت او را ایفا کند.
تذکر: بهترین برهان از نظر علم منطق آن است که در آن، هم علت فاعلی و هم علت غایی ذکر شود و همچنین نظام داخلی و علت قوام خود شی ء نیز مورد توجه باشد.