تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

تعلیل به امر ارتکازی

بر اساس بحثی که گذشت جمله (لعلکم تتقون) تعلیل دیگری است برای ضرورت عبادت و تعطیل در این گونه موارد باید به امری ارتکازی باشد و به گونه آیت تبیین شود که حد وسط قرار گیرد و برای هر سه گروه قابل استدلال باشد. تقوا نسبت به مومنان قابل قبول است. همچنین نسبت به بت پرستان تا حدی قابل پذیرش است. اما چگونه برای ملحدان قابل تعلیل است؟ یعنی، چگونه به ملحد می توان گفت: برای دستیابی به تقوا عبادت کن؟ از این رو باید معنای تقوا در این کریمه به صورت جامع و فراگیر تبیین شود.
تقوا از ریشه وقایه و به معنای خود نگهداری و پرهیز از خطر است و پرهیز از خطر امری ارتکازی و فطری برای همه انسانهاست، کسی نیست که از خطر اجتناب نکند و اجتناب از آن لازم نداند. پس (لعلکم تتقون) می تواند برای ضرورت عبادت نسبت به هر انسانی دلیل باشد؛ به همه انسانها اعم از مومن و ملحد و مشرک می توان گفت: برای پرهیز از خطر و نجات از عذاب، خدا را عبادت کن. چنین نیست که با مرگ نابود شوید؛ بلکه با مرگ از عالم طبیعت، به جهان دیگر منتقل می شوید. انسان همانند پرنده ای در بند است که به هنگام توفی، در قفس طبیعی وی گشوده شده، به جهان ابدی پرواز می کند.

تقوا، هدف متوسط

گرچه عبادت هم به نوبه خود تقواست، اما چون تقوا ملکه ای نفسانی است که از راه تمرین در اعمال صالح پدید می آید، از این رو، عبادت، زمینه و سبب تقوا قرار گرفته و انسان با عبادت می تواند ملکه تقوا پیدا کند.
کارهایی که خداوند به آنها دستور می دهد به صورت زمینه مقتضی است؛ یعنی، اگر شرایط اعمال مزبور رعایت و موانع آن رفع شود، این اعمال آثار خود را نشان می دهد. بنابراین، انسانهای متعبد باید تا هنگام مرگ در حال خوف و رجا به سر برده، یقین به عاقبت خیر خود نداشته باشند، زیرا هرگز یقین منطقی نسبت به آینده غایب حاصل نخواهد شد و یقین روانی نیز سودمند نیست، گذشته از آن که ممکن است زمینه غرور را فراهم کند.
گرچه در آیه محل بحث خدای سبحان تقوا را هدف و عبادت را راه رسیدن به آن معرفی کرده است، لیکن تقوا هدف نهایی و مطلق نیست، بلکه هدف نسبی و اضافی است و خود مقدمه و زمینه رسیدن به فلاح معرفی شده است: (واتقوا الله لعلکم تفلحون). (923) پس فلاح انسان در لقای خداست.
غرض آن که، انسان تا عبادت نکند به تقوا دست نمی یابد و تا به تقوا دست نیابد توشه ای ندارد تا به سور خدا سیر کند و به لقای حق برسد. قرآن کریم با ابراهیم گوناگون انسان را به عبادت فرا می خواند، گاهی از طریق آیات آفاقی، مانند خلقت انسان و نیاکان او و آفرینش زمین و آسمان و آنچه بین آنهاست و هدف از این استدلالها این است که انسان تقوا را که زاد مسافران الی الله است از روی تحقیق تحصیل کند، نه بر پایه تقلید.
قرآن کریم تقوا را وسیله فوز و نایل شدن به خداوند سبحان: (ولکن یناله التقوی) (924) و مایه قبولی اعمال: (انما یتقبل الله من المتقین) (925) و محور کرامت انسان: (ان اکرمکم عندالله اتقیکم) (926) و زمینه حصول میزان تشخیص حق از باطل: (ان تقوا الله یجعل لکم فرقانا) (927) و راه خروج از بن بستهای فکری و عملی و اخلاقی: (و من یتق الله یجعل له مخرجا) (928) معرفی می کند که هر کدام از مزایای مزبور در جای مناسب خود بحث می شود.
پیام آیه مورد بحث این است که خدا را باید به گونه ای عبادت کرد که محصول آن تقوا باشد و آن، عبادت خالصانه است: (الالله الدین 3) (929)
وبرجسته ترین درجه خلوص آن است که در قلب انسان عابد جز خدا احدی نباشد و چنین قلبی سلیم است: (الا من اتی الله بقلب سلیم) (930) در روایات اهل بیت (علیه السلام) آمده است: قلب سلیم قلبی است که جز خدا احدی در آن نباشد: القلب السلیم الذی یلقی ربه ولیس فیه احد سواه (931) از این رو در پایان آیه بعد از قرار دادن انداد و شریکان برای خدا نهی کرده است.
تذکر: چون عبادت دارای درجات است، تقوای حاصل از آن نیز دارای مراتب خواهد بود که نازلترین آنها همان است که در آیه 131 سوره آل عمران: (واتقوا النار التی اعدت للکافرین) مطرح شده و برای مراحل برتر آیات دیگر طرح می شود.

لطایف و اشارات