تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

تقوا هدف خلقت یا عبادت؟

آیا ظاهر آیه این است که تقوا هدف خلقت است یا هدف عبادت؟ دو احتمال وجود دارد: یکی آن که، تقوا هدف خلقت باشد، یعنی، خدا را عبادت کنید؛ خدایی که شما را آفرید تا به تقوا برسید. دیگر آن که، تقوا هدف عبادت باشد، یعنی، خدا را عبادت کنید تا به تقوا برسید. گرچه ممکن است بازگشت هر دو معنا با اصل مشترک باشد، لیکن باید تبیین شود کلمه (لعلکم) غایت برای (اعبدوا) است یا (خلقکم) و ظاهر آیه به کدام یک از دو معنا نزدیکتر است.
مویدهای وجه اول (که تقوا هدف خلقت است) دو چیز است:
1- نزدیکی و قرب جوار (لعلکم تتقون) با (خلقکم).
2- آیه (و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون) (920) که هدف خلقت را عبادت معرفی کرده است. بدین تقریب که روح عبادت همان تقواست و اگر عبادت هدف باشد به لحاظ روح آن که همان تقواست هدف خلقت خواهد بود البته تقوا هدف خلق (به معنای مخلوق) است، نه خالق، یعنی، کمال بود. البته تقوا هدف خلق (به معنای مخلوق) است، نه خالق، یعنی، کمال مخلوق در عبادت متقیانه خداست، نه این که اگر خدا بخواهد کامل شو باید معبود قرار گیرد. خدای سبحان عین کمال و کمال محض است، عابدان او را عبادت کنند یا عبادتش را رها کنند برای او یکسان است، زیرا خداوند نیازی به عبادت انسانها ندارند تا برای رفع آن نیاز عابدان را بیافریند.
خدای سبحان می فرماید: اگر همه مردم روی زمین کافر شوند، آسیبی نمی رسانند؛ چون خدا غنی است: (ان تکفروا انتم و من فی الارض جمیعا فان الله لغنی حمید) (921) پس خدا منزه از آن است که هدف داشته باشد؛ چون کمال محض و غنی محض است بلکه خود او هدف است. اما از آن جا که خدا حکیم است و کار بیهوده نمی کند، عالم که فعل اوست، هدف دارد.
مویدهای وجه دوم (که تقوا هدف عبادت باشد) عبارت است از:
1- پایان جمله باید در سیاق آغاز آن باشد و گفته اند: در تعارض بین صدر و ذیل، ظهور صدر مقدم است، زیرا کلام برای آن سوق داده شده است و اگر این سخن به طور مطلق نیز پذیرفته نشود در خصوص آیه مورد بحث قابل قبول است؛ زیرا منظور اصلی این آیه، دعوت مردم به عبادت است، نه تبیین معرفتی درباره خلقت و اگر سخن از خلقت به بیان آمده به عنوان دلیل لزوم عبادت است، نه به عنوان مطلبی مستقل.
2- خالقیت در آیه مورد بحث حد وسط برهان از طریق علت فاعلی بر ضرورت عبادت است، (با این بیان که: خداوند خالق است و هر خالقی باید عبادت شود؛ پس خداوند باید عبادت شود). در حالی که محور اصلی بحث در آیه، ضرورت عبادت است. از این رو تقوا هدف عبادت است، نه هدف خلقت، مگر با واسطه، یعنی، هدف خلقت عبادت است و هدف عبادت تقوا.
توضیح بیشتر این که، بحث در خالق بودن خدا نیست، بلکه بحث در این است که خدا را باید عبادت کرد و برای این مدعا دو برهان ذکر شده است. برهان اول می گوید: انسانها باید خدا را عبادت کنند؛ چون خدا خالق است و هر خالقی باید عبادت شود. در این برهان خالقیت الله حد وسط است و در برهان دوم می گوید: تقوا کمال است و عبادت، زمینه تحقق تقواست، پس باید عبادت است. از این رو تقوا هدف عبادت است، نه هدف خلقت. با این بیان، (لعلکم) تتقون) و (الذی خلقکم) هر یک دلیلی مستقل برای لزوم عبادت است؛ با این تفاوت که یکی از راه مبدا فاعلی و دیگری از راه مبدا غایی است.
3- آیاتی مانند (یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون) (922) که درباره یکی از مصادیق عبادت (روزه داری) است و هدف از روزه داری دستیابی به تقوا ذکر می کند. افزون بر این که، این گونه آیات تایید می کند که پایان آیه دلیل بر صدر آیه است.
با توجه به این مویدها، وجه دوم ظاهرتر است. بنابراین، تقوا هدف و علت غایی عبادت است. ابا این تقریر که تقوا کمال نفسانی است و عبادت خداوند زمینه تحصیل این کمال وجودی است. از این رو باید خدا را عبادت کرد.
البته ممکن است گفته شود که هر دو احتمال به یک اصل مشترک باز می گردد؛ زیرا طبق آیه (و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون) عبادت هدف خلقت است و بنابراین آیه مورد بحث، تقوا هدف عبادت. بنابراین، تقوا.

تعلیل به امر ارتکازی

بر اساس بحثی که گذشت جمله (لعلکم تتقون) تعلیل دیگری است برای ضرورت عبادت و تعطیل در این گونه موارد باید به امری ارتکازی باشد و به گونه آیت تبیین شود که حد وسط قرار گیرد و برای هر سه گروه قابل استدلال باشد. تقوا نسبت به مومنان قابل قبول است. همچنین نسبت به بت پرستان تا حدی قابل پذیرش است. اما چگونه برای ملحدان قابل تعلیل است؟ یعنی، چگونه به ملحد می توان گفت: برای دستیابی به تقوا عبادت کن؟ از این رو باید معنای تقوا در این کریمه به صورت جامع و فراگیر تبیین شود.
تقوا از ریشه وقایه و به معنای خود نگهداری و پرهیز از خطر است و پرهیز از خطر امری ارتکازی و فطری برای همه انسانهاست، کسی نیست که از خطر اجتناب نکند و اجتناب از آن لازم نداند. پس (لعلکم تتقون) می تواند برای ضرورت عبادت نسبت به هر انسانی دلیل باشد؛ به همه انسانها اعم از مومن و ملحد و مشرک می توان گفت: برای پرهیز از خطر و نجات از عذاب، خدا را عبادت کن. چنین نیست که با مرگ نابود شوید؛ بلکه با مرگ از عالم طبیعت، به جهان دیگر منتقل می شوید. انسان همانند پرنده ای در بند است که به هنگام توفی، در قفس طبیعی وی گشوده شده، به جهان ابدی پرواز می کند.

تقوا، هدف متوسط

گرچه عبادت هم به نوبه خود تقواست، اما چون تقوا ملکه ای نفسانی است که از راه تمرین در اعمال صالح پدید می آید، از این رو، عبادت، زمینه و سبب تقوا قرار گرفته و انسان با عبادت می تواند ملکه تقوا پیدا کند.
کارهایی که خداوند به آنها دستور می دهد به صورت زمینه مقتضی است؛ یعنی، اگر شرایط اعمال مزبور رعایت و موانع آن رفع شود، این اعمال آثار خود را نشان می دهد. بنابراین، انسانهای متعبد باید تا هنگام مرگ در حال خوف و رجا به سر برده، یقین به عاقبت خیر خود نداشته باشند، زیرا هرگز یقین منطقی نسبت به آینده غایب حاصل نخواهد شد و یقین روانی نیز سودمند نیست، گذشته از آن که ممکن است زمینه غرور را فراهم کند.
گرچه در آیه محل بحث خدای سبحان تقوا را هدف و عبادت را راه رسیدن به آن معرفی کرده است، لیکن تقوا هدف نهایی و مطلق نیست، بلکه هدف نسبی و اضافی است و خود مقدمه و زمینه رسیدن به فلاح معرفی شده است: (واتقوا الله لعلکم تفلحون). (923) پس فلاح انسان در لقای خداست.
غرض آن که، انسان تا عبادت نکند به تقوا دست نمی یابد و تا به تقوا دست نیابد توشه ای ندارد تا به سور خدا سیر کند و به لقای حق برسد. قرآن کریم با ابراهیم گوناگون انسان را به عبادت فرا می خواند، گاهی از طریق آیات آفاقی، مانند خلقت انسان و نیاکان او و آفرینش زمین و آسمان و آنچه بین آنهاست و هدف از این استدلالها این است که انسان تقوا را که زاد مسافران الی الله است از روی تحقیق تحصیل کند، نه بر پایه تقلید.
قرآن کریم تقوا را وسیله فوز و نایل شدن به خداوند سبحان: (ولکن یناله التقوی) (924) و مایه قبولی اعمال: (انما یتقبل الله من المتقین) (925) و محور کرامت انسان: (ان اکرمکم عندالله اتقیکم) (926) و زمینه حصول میزان تشخیص حق از باطل: (ان تقوا الله یجعل لکم فرقانا) (927) و راه خروج از بن بستهای فکری و عملی و اخلاقی: (و من یتق الله یجعل له مخرجا) (928) معرفی می کند که هر کدام از مزایای مزبور در جای مناسب خود بحث می شود.
پیام آیه مورد بحث این است که خدا را باید به گونه ای عبادت کرد که محصول آن تقوا باشد و آن، عبادت خالصانه است: (الالله الدین 3) (929)
وبرجسته ترین درجه خلوص آن است که در قلب انسان عابد جز خدا احدی نباشد و چنین قلبی سلیم است: (الا من اتی الله بقلب سلیم) (930) در روایات اهل بیت (علیه السلام) آمده است: قلب سلیم قلبی است که جز خدا احدی در آن نباشد: القلب السلیم الذی یلقی ربه ولیس فیه احد سواه (931) از این رو در پایان آیه بعد از قرار دادن انداد و شریکان برای خدا نهی کرده است.
تذکر: چون عبادت دارای درجات است، تقوای حاصل از آن نیز دارای مراتب خواهد بود که نازلترین آنها همان است که در آیه 131 سوره آل عمران: (واتقوا النار التی اعدت للکافرین) مطرح شده و برای مراحل برتر آیات دیگر طرح می شود.