تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

زندگی پرهراس منافقان

منافقان درمانده متحیر مانند کسانی هستند که در نیمه راه سفر گرفتار بارانی شدید همراه با ابرهایی غلیظ و تاریک شده اند. آنان در فضایی سراسر تیرگی گرفتار رگبار تندباران شده اند، و افزون بر اینها گاهی ابرها با رعدی سهمگین و برقی مرگبار فضایی هراس انگیز ساخته است.
این مسافران باران زده بر اثر هراسی که از نهیب رعدها و صاعقه ها پی در پی در دلهایشان افتاده، انگشتان در گوشها فرو برده اند تا خروش رعد به آنان آسیبی نرساند و آنان را به کام مرگ نکشاند.
برق آسمان نیز به قدری شدید است که نزدیک است نور چشمانشان را برباید. هر برقی که جستن می کند، لحظه ای فضا را روشن می کند و اینان اندکی به پیش می روند و چون فروغ خیره کننده آن برق، باز ایستاد و در تاریکی غرقشان ساخت، متحیرانه بر جای خود می ایستند. اینان از یک سو برای نجات از رگبار تند باران و خروش رعد و آسیب برق آسمان، ناچار به پیمودن راهند و از سوی دیگر، با وجود شدت احتیاج نور، از آن محرومند.
در تطبیق این مثل زیبای قرآنی بر ممثل می توان گفت: اسلام صوری و ایمان ظاهری منافقان همانند قطره ای باران، زمینه ساز پدید آمدن حیات است، اما چون درون منافق مالامال از کفر است و کفر جز تیرگی چیزی نیست، اسلام صوری با آن تیرگیها نفاق که در درون دارند، خروشی ایجاد می کند که منافق را به هراس می افکند. اگر اوضاع سیاسی و اجتماعی مسلمانان آرام بود و حساسیتی نسبت به منافقان در نظام اسلامی پیش نیامد، با همان اسلام ظاهری در جمع مسلمانان چند قدمی به پیش می روند و از این آرامش استفاده می کنند، ولی هنگامی که راز درونشان آشکار شد، بر جای خود می ایستند و توان هر کاری را از دست می دهند. البته اگر خدا می خواست از همان آغاز، نور ایشان را می گرفت ولی چند روزی برای امتحان به آنها مهلت داد تا معلوم گردد که در درون چه داشته اند.

رفتار منافقان در برابر خطر

در این تمثیل قرآنی چند خطر در برابر منافق تصویر شده است: رگباری همراه با ابرهای تیره، خروش رعد و جهش برقی خیره کننده همراه با صاعقه ای مرگبار. رفتار منافقان در برابر این خطرها نیز تبیین شده است. اولین خطر آنان ریزش باران است. ریزش باران گاهی مایه خیر و رحمت است؛ چنانکه کشاورزان از باران به موقع بهره می گیرند ولی گاهی مایه عذاب است، مانند بارانی که بر سر مسافری بیابانی در نیمه راه می ریزد.
منافق انسان باران زده ای است که می خواهد از آن بگریزد ولی راه فرار ندارد؛ زیرا هم راه او تاریک است و هم خطر رعد و برق و صاعقه های مرگبار در پیش است.
رفتار منافقان در برابر غرش رعد و صاعقه ای که گاهی به همراه دارد این است که از شدت هراس، انگشت (869) در گوش فرو می برد تا از صدای مهیب رعد جان نسپارند و عکس العمل آنان در برابر خطر برق آسمان این است که به جای این که با آن راه را بیابند و مسیر خود را مشاهده کنند، دیده را از دست می دهند. این برق که در ظلمتهای مستمر و فراگیر جستن می کند، نمی تواند چراغ راه انسان باشد: ولیس فی البرق الخاطف مستمع لمن یخوص فی الظلمه. (870)
گرچه ممکن است در شرایطی خاص، انسان با لحظه ای توجه و تصمیم گیری صحیح بتواند تا ابد راه خود را بشناسد و آن را بپیماید، اما این گونه برقها اهل نفاق را تنها چند لحظه به پیش می برد و پس از آن در تیرگیهای متراکم غرق ساخته، متوقف می کند.
مهلتی که با منافق داده می شود برای آن است که در پرتو نور، پیش پای خود را ببیند و برگردد وگرنه خدای سبحان می تواند با همان رعد و برق، شنوایی و بیناییشان را برای همیشه از میان بردارد: (ولو شاء الله لذهب بسمعهم وابصارهم)؛ زیرا رعد، برق و صاعقه از لشکریان خدای سبحان می تواند با همان رعد و برق، شنوایی و بیناییشان را برای همیشه از میان بردارد: (ولو شاءالله لذهب بسمعهم وابصارهم)؛ زیرا رعد، و برق و صاعقه از لشکریان خدای سبحان و گوش به فرمان اویند: (ویسبح الرعد بحمده والملائکه من خیفته و یرسل الصواعق فیصیب بها من یشاء)(871)

احاطه قهری خداوند بر کافران و منافقان

قرآن کریم پس از بیان رفتار منافقان در برابر خروش رعد، از احاطه خداوند بر کافران سخن می گوید: (والله محیط بالکافرین). گرچه احاطه خداوند مطلق و بی مرز است و همه چیز (کل شی ء) را در بر می گیرد: (بکل شی ء محیط) (872) اما در اینجا که سخن از احاطه خدا بر کافران است، مراد از احاطه خاص قهری است. همان گونه که خدای سبحان دو گونه (معیت) و همراهی دارد: یکی معیت مطلق، با هر انسان (و غیر انسان): (هو معکم این ما کنتم) (873) و دیگری معیت خاص با مومنان و اهل تقوا: (ان الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون)، (874) (ان الله معنا)، (875) دو گونه احاطه نیز دارد.
خداوند بر کافری که در گرداب گناهش اسیر است: (احاطت به خطیئته)، (876) احاطه قهری دارد و چون منافق نیز در درون خویش کافر است، از این رو خداوند در شمار اوصاف منافقان می فرماید: خدا بر کافران احاطه دارد؛ یعنی، خداوند بر کافران محیط است، خواه کافرانی که کفر خویش را ظاهر می کنند و خواه کافرانی که درونشان کفر و ظاهرشان اسلام است.
پایان بخش هر یک از دو آیه مورد بحث، هشداری است به منافقان، زیرا در پایان آیه اول سخن از احاطه خدا بر کافران است: (والله محیط بالکفرین) و در پایان آیه دوم برای تثبیت وعیدهای بیان شده، سخن از قدرت بی کران خداوند است: (ان الله غعلی کل شی ء قدیر). خدای سبحان، هم می تواند منافقان را با غرش هولناک رعد آسمان بگیرد و هم با صاعقه سوزان آن هلاکشان کند و هم می تواند آنان را در تیرگیهای متراکم چنان گرفتار کند که توان رفتن نداشته باشند.