تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

7- سرمایه ای علمی انسان

در بحث تفسیری گذشت که خدای سبحان انسان را با سرمایه های علمی و عملی آفریده است. سرمایه های علمی انسان دارای دو بخش است: علم حصولی و علم حضوری؛ علم حصولی همان علم اکتسابی است که از راه اندمهای ادراکی، مانند چشم و گوش و دیگر حواس ادراکی به امامت و رهبری عقل به دست می آید و انسان در آغاز تولد، تنها از ابراز تحصیل آن بهره مند است: (والله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا و جعل لکم السمع والابصار والافئده لعلکم تشکرون) (780) ولی از نظر علم حضوری و شهودی، خداوند انسان را با سرمایه ای گرانبها آفریده و آن تسویه جان آدمی و الهام فجور و تقوا به اوست: (وفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها). (781)
تسویه بدن آدمی به داشتن اندامهایی چون چشم و گوش و دهان و مانند آنهاست و انسان با نداشتن یکی از آنها معیوب است، ولی تسویه جان آدمی به آگاهی و معرفت او نسبت به فجور و تقواست. علم حضوری نظیر علم حصولی نیست که وصفی متمایز و جداگانه برای روح انسان باشد و با فقدان آن انسانیت انسان باقی بماند، بلکه علم حضوری در سازمان آفرینش او نقش دارد و اگر کسی سرمایه علم حضوری خویش را از دست داد، یعنی فطرت خود را در گور هواهای نفسانی مدفون ساخت، دیگر از نعمت روح و نفس انسانی برخوردار نیست و معنای صحیح انسانیت بر او صدق نمی کند.

8- معنای فروش هدایت و خرید ضلالت

آنچه از ظاهر آیه محل بحث برمی آید این است که منافقان، هدایت را فروختند و ضلالت را به عنوان بها گرفتند. در حالی که آنها مالک هدایت (مبیع) نبوده و نیز فاقد ضلالت (ثمن) نبوده اند تا یکی را به دیگری تبدیل کنند.
در تصحیح این بیع و شراء، وجوهی گفته شده، مانند این که معنای خریدن ضلالت، همان انتخاب و برگزیدن گمراهی بر هدایت است، گرچه گمراهی آنان قبل از بعثت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) بوده و همچنان باقی مانده بود و یا این که هدایت فطری را که بر آن متولد شده اند، فروختند و ضلالت عارضی را خریدند، و مانند آن، از وجوه مصحح اطلاق عنوان اشتراء.

9- معنای عدم اهتدای منافقان

اگر جمله (و ما کانوا مهتدین)، که در ذیل آیه اشتراء آمده ناظر به نفی اصل هدایت باشد، اشتراء به معنای انتخاب و استحاب است، نظیر آیه (... فاستحبوا العمی علی الهدی)، (782) و اگر ناظر به نفی هدایت در خصوص جریان اشتراء مزبور باشد، بدین معنا که در این خرید و فروش را صحیح را نپیموده و مهتدی نبوده اند، آنگاه می توان اشتراء را به همان معنای خریدن معهود، تفسیر کرد، زیرا آنان هدایت فطری را واجد بوده، آن را به ضلالت تبدیل کرده اند، گرچه در این استبدال گمراه بوده اند؛ گرچه در این استدلال گمراه بوده اند، نه مهتدی.