تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

5- نمونه ای از فروش جان و خرید رضوان

فداکاری بزرگ امیرمومنان (علیه السلام) در لیله المبیت که از هستی خود گذشت و به استقبال ضربه های شمشیر مهاجمان چهل قبیله حجاز رفت، بهترین نمونه فروختن جان برای رسیدن به رضوان و لقای الهی بود و از این رو آیه کریمه (و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله...) (777) درباره او نازل شد. در این داد و ستد، آن حضرت (علیه السلام) جان شریف خود را به بهای لقای مهر و رضوان الهی فروخت و چون این فداکاری از بهترین عبادات حضرت بود که خود درباره عباداتش می فرماید: ما عبدتک خوفا من نارک ولا طمعا فی جنتک لکن وجدتک اهلا للعباده فعبدتک (778) خدای سبحان نیز در تبیین آن هرگز سخنی از دسیابی به بهشت یا رهایی از آتش به میان نیاورد، بلکه هدف آن را ابتغاء مرضات الله دانست.

6- معبد، بازار تجارت با خدا

بیشترین تعبیر درباره تجارت معنوی انسانها با خدا در قرآن کریم به صورت بیع، شراء و اشتراء است و شاید تعبیر بیع از معابد ترسایان نیز ناظر به همین معنا باشد: (ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهمدت صوامع وبیع وصلوات و مساجد) (779) مراکز عبادی، بازاری است که انسانها جان و مال خود را در آن جا می فروشند و لقای خدا را می خرند و اگر قانون نباشد تا مانع تجاوز متجاوزان گردد، آنان با منهدم ساختن مراکز عبادت، انسانها را به بردگی و بندگی خود می کشاند؛ زیرا تنها پایگاهی که مانع سلطه پذیری انسان است، مراکز عبادت است.
اگر تهاجم متجاوزان گرفته نشود، نه صومه ای باقی می ماند تا راهب منزوی در آن به رهبانیتش بپردازد و نه بیعه تا ترسیان در آن جا با خدا بیعت کنند و به داد و ستد با خدا بپردازد.

7- سرمایه ای علمی انسان

در بحث تفسیری گذشت که خدای سبحان انسان را با سرمایه های علمی و عملی آفریده است. سرمایه های علمی انسان دارای دو بخش است: علم حصولی و علم حضوری؛ علم حصولی همان علم اکتسابی است که از راه اندمهای ادراکی، مانند چشم و گوش و دیگر حواس ادراکی به امامت و رهبری عقل به دست می آید و انسان در آغاز تولد، تنها از ابراز تحصیل آن بهره مند است: (والله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا و جعل لکم السمع والابصار والافئده لعلکم تشکرون) (780) ولی از نظر علم حضوری و شهودی، خداوند انسان را با سرمایه ای گرانبها آفریده و آن تسویه جان آدمی و الهام فجور و تقوا به اوست: (وفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها). (781)
تسویه بدن آدمی به داشتن اندامهایی چون چشم و گوش و دهان و مانند آنهاست و انسان با نداشتن یکی از آنها معیوب است، ولی تسویه جان آدمی به آگاهی و معرفت او نسبت به فجور و تقواست. علم حضوری نظیر علم حصولی نیست که وصفی متمایز و جداگانه برای روح انسان باشد و با فقدان آن انسانیت انسان باقی بماند، بلکه علم حضوری در سازمان آفرینش او نقش دارد و اگر کسی سرمایه علم حضوری خویش را از دست داد، یعنی فطرت خود را در گور هواهای نفسانی مدفون ساخت، دیگر از نعمت روح و نفس انسانی برخوردار نیست و معنای صحیح انسانیت بر او صدق نمی کند.