تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

4- صرف مال و جان در جهاد مقدس

کسی که جان خود را به خدا می فروشد، پس از بیع و بیعت با خدا دیگر مالک آنها نیست و بعد از آن باید با اذن خدای سبحان در آنها تصرف کند؛ زیرا تصرف در متاعی که فروخته شد بدون اذن مالک آن تصرفی غاصبانه است و یکی از مهمترین زمینه های صرف مال و جان، جبهه های جنگ حق با باطل است: (ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوریه والانجیل والقرآن...) (775) و لزوم جنگ و دفاع از حریم دین خدا تنها، سخن قرآن کریم نیست، بلکه سخن همه پیامبران و کتابهای آسمانی آنان است. خدای سبحان به کسانی که با او چنین داد و ستدی کرده اند، بشارت می دهد که متاع زوال ناپذیر را داده و متاع ابدی و جاوید را گرفته اند و خدای سبحان قطعاً به عهد خویش وفا خواهد کرد؛ زیرا احدی باوفاتر از او نیست: (و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به) (776)

5- نمونه ای از فروش جان و خرید رضوان

فداکاری بزرگ امیرمومنان (علیه السلام) در لیله المبیت که از هستی خود گذشت و به استقبال ضربه های شمشیر مهاجمان چهل قبیله حجاز رفت، بهترین نمونه فروختن جان برای رسیدن به رضوان و لقای الهی بود و از این رو آیه کریمه (و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله...) (777) درباره او نازل شد. در این داد و ستد، آن حضرت (علیه السلام) جان شریف خود را به بهای لقای مهر و رضوان الهی فروخت و چون این فداکاری از بهترین عبادات حضرت بود که خود درباره عباداتش می فرماید: ما عبدتک خوفا من نارک ولا طمعا فی جنتک لکن وجدتک اهلا للعباده فعبدتک (778) خدای سبحان نیز در تبیین آن هرگز سخنی از دسیابی به بهشت یا رهایی از آتش به میان نیاورد، بلکه هدف آن را ابتغاء مرضات الله دانست.

6- معبد، بازار تجارت با خدا

بیشترین تعبیر درباره تجارت معنوی انسانها با خدا در قرآن کریم به صورت بیع، شراء و اشتراء است و شاید تعبیر بیع از معابد ترسایان نیز ناظر به همین معنا باشد: (ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهمدت صوامع وبیع وصلوات و مساجد) (779) مراکز عبادی، بازاری است که انسانها جان و مال خود را در آن جا می فروشند و لقای خدا را می خرند و اگر قانون نباشد تا مانع تجاوز متجاوزان گردد، آنان با منهدم ساختن مراکز عبادت، انسانها را به بردگی و بندگی خود می کشاند؛ زیرا تنها پایگاهی که مانع سلطه پذیری انسان است، مراکز عبادت است.
اگر تهاجم متجاوزان گرفته نشود، نه صومه ای باقی می ماند تا راهب منزوی در آن به رهبانیتش بپردازد و نه بیعه تا ترسیان در آن جا با خدا بیعت کنند و به داد و ستد با خدا بپردازد.