تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

بحث روایی

معنای استهزای الهی
- عن حسن بن علی بن فضال عن ابیه، قال: سئلت الرضا (علیه السلام)... فقال: ان الله تعالی لا یسخر و لا یستهزی و لا یمکر و لا یخادع ولکنه تعالی بجازیهم جزاء السخریه و جزاء المکر والخدیعه، تعالی عما یقول الظالمون علوا کبیرا (748)
اشاره: اوصاف مزبور، صفات فعلی خداوند است، نه صفات ذاتی او؛ اوصاف فعلی از مقام فعل خداوند انتزاع می شود، نه از مقام ذات او.
کارهای خداوند درباره تبهکاران کفر پیشه و منافق به عنوان کیفر است: نه آن که ابتداء چنین اموری را درباره برخی انسانها روا دارد. آنگاه از کار خداوند که نسبت به کافران و منافقان عنوان کیفر دارد، عناوین یاد شده انتزاع می شود.
2- چگونگی تسخیر دل به دست شیطان
-عن امیرالمومنین (علیه السلام): اتخذوا الشیطان لامرهم ملاکا، واتخذهم له اشراکا فباض وفرخ فی صدورهم، ودب ودرج فی حجورهم، فنظر باعینهم، و نطق بالسنتهم، فرکب بهم الزلل، وزین لهم الخطل، فعل من قد شر که الشیطان فی سلطانه و نطق بالباطل علی لسانه (749)
اشاره: امیرمومنان (علیه السلام) درباره منافقان، کافران و تبهکاران که پیروان شیطانند، می فرماید: اینان شطان را ملاک و معیار ارزش علوم و اعمال خود قرار دادند. شیطان نیز ایشان را شریک اندیشه و کار خود قرار داده، در راه اغفال دیگر بندگان خدا، از آنها به صورت بند و دام بهره می برد. سپس او در دلشان تختمگذاری کرده، تخمها را تا برآمدن جوجه ها پرورش می دهد و آنگاه جوجه های او از سینه انسانها فرود آمدن در دامنشان حرکت می کنند. پس شیطان با چشم اینان می نگرد و با زبانشان سخن می گوید و با دستیاریشان مرتکب لغزشها می شود و کردارهای ناپسند را در نگاهشان زیبا جلوه می دهد. اعمالشان گواهی می دهد که با همکاری شیطان انجام شده است. کارهای چنین انسانهای به دام افتاده هماهنگ با کار کسی است که شیطان در نفوذ و قدرت او شریک شده و با زبان او باطل می گوید.
پرندگان در ساختن آشیانه امن، نخست مواد و مصالح ساختمانی آن را فراهم می آورند و اگر محل آشیانه امن، نخست مواد و مصالح ساختمانی آن را فراهم می آورند و اگر محل آشیانه را امن یافتند و محدوده آن را مزاحم خالی دیدند، با طمانینه، ابتدا آشیانه می سازند و سپس در آن تخمگذاری کرده، از تخمهای خویش مراقبت می کنند تا جوجه هایشان از تخم درآیند و حرکت کنند. شیطان نیز قلب منافق تبهکار و کافر را برای ساختن آشیانه خود جای آرامی می یابد، برخلاف قلوب پرواپیشگان که با نزدیک شدن شیطان به حریم دلشان برق آسا بیدار شده، او را از محدوده کبریایی قلب خویش می رانند: (ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون) (750)
شیطان همانند پرنده ای که برای ساختن آشیانه جای امن می خواهد، اگر آدمی را در برابر وسوسه اش حساس نیافت، مصالح ساختمانی آشیانه خود را که همان مکر و حیله و مانند آن است به آن جا منتقل می کند و پس از آشیانه سازی و تخم گذاری به پرورش جوجه های خود می پردازد و آنان را از دل انسان وسوسه زده به اندامهایش سرازیر می کند و آنگاه نگاه و سخن و سایر کارهای او را تسخیر می کند. بنابراین، نگاه به نامحرم همان جوجه شیطان است که پر درآورده و از دل او فرود آمده، به چشم وی قدم نهاده است و تهمت و دروغ، جوجه شیطانی است که از راه دل به زبان تبهکار او سرازیر شده است و آنگاه که همه سرزمین دل چنین انسان مخدوعی به دست شیطان زمام انسان کافر یا منافق را به دست گرفته مرتکب هر لغزشی می شود.
با این بیان معنای اجمالی آیه (واستفزز من استطعت منهم بصوتک واجلب علیهم بخیلک و رجلک وشارکهم فی الاموال والاولاد و عدهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا) (751) روشن خواهد شد، زیرا تصویری از شرکت شیطان در مال و فرزند که دو عامل مهم برای به دام کشیدن دنیازدگان است ارائه شده است، و هرگز این گونه از امور بر مجاز لغوی یا عقلی حمل نمی شود، زیرا هم الفاظ مزبور معانی حقیقی خود را دارد و هم اسناد آن معانی حقیقی به کافر یا منافق، حقیقی است، نه مجازی.
اولئک الذین اشتروا الضلله بالهدی فما رجحت تجرتهم و ما کانوا مهتدین.

گزیده تفسیر

از منظر قرآن، عرصه حیات دنیوی انسان، میدان تجارت رابح با خدا یا تبادل بایر با شیطان است. سرمایه این تجارت نیز، هدایت درونی (فطرت) و بیرونی (وحی)، نیروهای ادراکی و تحریکی و عمر آدمی است. اگر این سرمایه در راه تحصیل عقاید حق و اعمال صالح صرف شود تجارت سودآور و اگر در غیر آن صرف شود تبادل زیانبار است. در این تجارت گرچه ارکان شش گانه (فروشنده، خریدار، کالا، بها، سند و شاهد) وجود دارد، لیکن بر خلاف تجارتهای رایج بشری، فروشنده، عین کالا و خریدار عین بهاست؛ زیرا فروشنده حقیقت هستی خود را می دهد و خریدار نیز لقای خود را نصیب فروشنده می کند. منافقان در بازار دنیا سرمایه هدایت را فروخته، ضلالت می ستاند و چون سرمایه را باخته اند راهی برای تحصیل سود یا سرمایه جدید ندارند. کسی که با سوء اختیار خود سرمایه هستی خویش را بفروشد، دیگر هدایت پذیر نیست.

تفسیر

در آغاز این سوره مبارکه، قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت پرهیزکاران معرفی شد: (ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین) و اوصاف اهل تقوا که در حقیقت شرایط بهره مندی از قرآن است، تبیین شد و پایان بخش آن، جمله (اولئک علی هدی من ربهم اولئک هم المفلحون) (752) بود.
پارسایان که از پایگاه معرفتی و هدایتی الهی برخوردارند، زمینه بهره وری از قرآن را دارند و از آن بهره می برند، ولی منافقان که سرمایه فطرت و هدایت خویش را فروختند و راه ضلالت در پیش گرفتند، از آن رو که فاقد آن پایگاه فکری و هدایتی هستند، از قرآن کریم بهره ای نمی برند و در آیه محل بحث درباره آنان می فرماید: (اولئک الذین اشتروا الضلاله بالهدی فما ربحت تجارتهم و ما کانوا مهتدین)