تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

3- کافران و منافقان در گرداب تباهی و سرکشی

خدای سبحان در اضلال کیفری خود توفیق فهم معارف صحیح را از منافقان می گیرد. آنگاه در تاریکی ضلالت سرگردان می شوند و در چاهی که به دست خود کنده اند، سقوط می کنند.
قرآن کریم همان گونه که درباره کافران سخن از غرق شدن در گرداب خطاها دارد: (احاطت به خطیئه)، (746) درباره منافقان نیز سخن از غوطه ور شدن در گرداب طغیان و کوردلی دارد: (فی طغیانهم یعمهون). در جنگ عقل و وهم اگر عقل به اسارت وهم درآمد و هم میدان دار صحنه ادراکی نفس می شود و مجاری ادراک صحیح را می بندد و چنین انسانی هرگز به اندیشه صحیح راه نخواهد یافت. اندیشه های باطل صفحه نفس او را پرمی کند و انسان در طغیان این اندیشه های واهی با کوردلی حرکت می کند.

4- کیفرهای منافقان سرکش

در آیات مورد بحث، خدای سبحان به بخشی از کیفرهای منافقان اشاره می کند که استهزای تکوینی خداوند نسبت به آنان، یکی از آن کیفرهاست، (خداوند آنان را بر اثر اعمال ناروایشان به استهزای کیفری، سبک مغز و سفیه می کند) و دیگری آن که ایشان را در سرکشی و کورباطنی خودشان رها می سازد.
بخش دیگری از کیفر منافقان آن است که آنان همان گونه که در دنیا با شیاطین قرینن و با آنان خلوت می کنند، در آخرت نیز با آنان محشور می شوند همه با هم در جهنم سقوط می کنند: (فو ربک لنحشرنهم والشیاطین ثم لنحضرنهم حول جهنم جثیا) (747)

بحث روایی

معنای استهزای الهی
- عن حسن بن علی بن فضال عن ابیه، قال: سئلت الرضا (علیه السلام)... فقال: ان الله تعالی لا یسخر و لا یستهزی و لا یمکر و لا یخادع ولکنه تعالی بجازیهم جزاء السخریه و جزاء المکر والخدیعه، تعالی عما یقول الظالمون علوا کبیرا (748)
اشاره: اوصاف مزبور، صفات فعلی خداوند است، نه صفات ذاتی او؛ اوصاف فعلی از مقام فعل خداوند انتزاع می شود، نه از مقام ذات او.
کارهای خداوند درباره تبهکاران کفر پیشه و منافق به عنوان کیفر است: نه آن که ابتداء چنین اموری را درباره برخی انسانها روا دارد. آنگاه از کار خداوند که نسبت به کافران و منافقان عنوان کیفر دارد، عناوین یاد شده انتزاع می شود.
2- چگونگی تسخیر دل به دست شیطان
-عن امیرالمومنین (علیه السلام): اتخذوا الشیطان لامرهم ملاکا، واتخذهم له اشراکا فباض وفرخ فی صدورهم، ودب ودرج فی حجورهم، فنظر باعینهم، و نطق بالسنتهم، فرکب بهم الزلل، وزین لهم الخطل، فعل من قد شر که الشیطان فی سلطانه و نطق بالباطل علی لسانه (749)
اشاره: امیرمومنان (علیه السلام) درباره منافقان، کافران و تبهکاران که پیروان شیطانند، می فرماید: اینان شطان را ملاک و معیار ارزش علوم و اعمال خود قرار دادند. شیطان نیز ایشان را شریک اندیشه و کار خود قرار داده، در راه اغفال دیگر بندگان خدا، از آنها به صورت بند و دام بهره می برد. سپس او در دلشان تختمگذاری کرده، تخمها را تا برآمدن جوجه ها پرورش می دهد و آنگاه جوجه های او از سینه انسانها فرود آمدن در دامنشان حرکت می کنند. پس شیطان با چشم اینان می نگرد و با زبانشان سخن می گوید و با دستیاریشان مرتکب لغزشها می شود و کردارهای ناپسند را در نگاهشان زیبا جلوه می دهد. اعمالشان گواهی می دهد که با همکاری شیطان انجام شده است. کارهای چنین انسانهای به دام افتاده هماهنگ با کار کسی است که شیطان در نفوذ و قدرت او شریک شده و با زبان او باطل می گوید.
پرندگان در ساختن آشیانه امن، نخست مواد و مصالح ساختمانی آن را فراهم می آورند و اگر محل آشیانه امن، نخست مواد و مصالح ساختمانی آن را فراهم می آورند و اگر محل آشیانه را امن یافتند و محدوده آن را مزاحم خالی دیدند، با طمانینه، ابتدا آشیانه می سازند و سپس در آن تخمگذاری کرده، از تخمهای خویش مراقبت می کنند تا جوجه هایشان از تخم درآیند و حرکت کنند. شیطان نیز قلب منافق تبهکار و کافر را برای ساختن آشیانه خود جای آرامی می یابد، برخلاف قلوب پرواپیشگان که با نزدیک شدن شیطان به حریم دلشان برق آسا بیدار شده، او را از محدوده کبریایی قلب خویش می رانند: (ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون) (750)
شیطان همانند پرنده ای که برای ساختن آشیانه جای امن می خواهد، اگر آدمی را در برابر وسوسه اش حساس نیافت، مصالح ساختمانی آشیانه خود را که همان مکر و حیله و مانند آن است به آن جا منتقل می کند و پس از آشیانه سازی و تخم گذاری به پرورش جوجه های خود می پردازد و آنان را از دل انسان وسوسه زده به اندامهایش سرازیر می کند و آنگاه نگاه و سخن و سایر کارهای او را تسخیر می کند. بنابراین، نگاه به نامحرم همان جوجه شیطان است که پر درآورده و از دل او فرود آمده، به چشم وی قدم نهاده است و تهمت و دروغ، جوجه شیطانی است که از راه دل به زبان تبهکار او سرازیر شده است و آنگاه که همه سرزمین دل چنین انسان مخدوعی به دست شیطان زمام انسان کافر یا منافق را به دست گرفته مرتکب هر لغزشی می شود.
با این بیان معنای اجمالی آیه (واستفزز من استطعت منهم بصوتک واجلب علیهم بخیلک و رجلک وشارکهم فی الاموال والاولاد و عدهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا) (751) روشن خواهد شد، زیرا تصویری از شرکت شیطان در مال و فرزند که دو عامل مهم برای به دام کشیدن دنیازدگان است ارائه شده است، و هرگز این گونه از امور بر مجاز لغوی یا عقلی حمل نمی شود، زیرا هم الفاظ مزبور معانی حقیقی خود را دارد و هم اسناد آن معانی حقیقی به کافر یا منافق، حقیقی است، نه مجازی.
اولئک الذین اشتروا الضلله بالهدی فما رجحت تجرتهم و ما کانوا مهتدین.