تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

فرق استهزای منافقان با استهزای الهی

خدای سبحان در پاسخ منافقان می فرماید: خدا آنان را استهزا و در طغیان خود رهایشان می کند تا سرگردان باشند. اگر مومنان از سوی منافقان به سفاهت و سبک مغزی متهم می شوند و مورد تمسخر و استهزای آنان قرار می گیرد خدای سبحان نیز منافقان را استهزا می کند. با این تفاوت که استهزای منافقان نسبت به مومنان هیچ اثر واقعی و نقش تکوینی ندارد، بلکه اعتباری محض است. افزون بر آن که در برخی موارد خدای سبحان دفع و رفع شر مستهزئان را خود عهده دار شده است: (ان کفیناک المستهزئین)، (730) اما استهزای خدای سبحان نسبت به منافقان، تکوینی و واقعی است؛ بدین معنا که خداوند آنان را سبک مغز و سبک قلب می کند: (افئدتهم هواء) (731) و در قیامت که ظرف ظهور حقایق است و میزان در آن روز، حقیقت است: (والوزن یومئذ الحق)، (732) آنها و اعمالشان به قدری بی وزن و سبکند که دیگر ترازویی برای سنجش آنان برپا نمی شود: (فلا نقیم لهم یوم القیمه وزنا). (733)

ظهور اضلال کیفری به دست ماموران قهر

خدای سبحان منافقان را مدت مدیدی در فتنه و آشوبی که در درون خویش بر پاکرده اند، رها می کند و آنان را به حال خود وا می گذارد تا کورکورانه راه خود را ادامه دهند. خداوند رها ساختن منافقان در طغیان و تبهکاری را به خود اسناد می دهد و سر این اسناد آن است که این کار گرچه به دست شیاطین و تبهکاران انجام می گیرد: (واخوانهم یمدونهم فی الغی)، (734) ولی چون تدبیر همه امور عالم به دست خداوند است کاری که به وسیله ماموران قهر الهی و با اذن تکوینی خدای سبحان انجام گیرد نیز منسوب به اوست وگرنه اسناد این گونه امور به خداوند بی واسطه نیست؛ زیرا از جانب خدای رحمان و هادی که غضب او مسبوق به رحمت است، بی واسطه غضب و ضلالت صادر نمی شود.
ماموران قهر الهی نه تنها اضلال کیفری تبهکاران را بر عهده دارند و به تعبیر قرآن کریم آنان را تحریک می کنند و می گزند: (انا ارسلنا الشیطان علی الکافرین توزهم ازا)، (735) بلکه با اذن خدای سبحان ولایت و سرپرستی آنان را نیز بر عهده می گیرند: (انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لایومنون). (736)

لطایف و اشارات