تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

کذب خبری و مخبری منافقان

منافقان با گفتن لفظ انما مدعیند که نه تنها اهل فساد نیستند، بلکه جز آنان کسی مصلح جامعه نیست و این ادعای اصلاحگری از سوی منافقان کذب خبری، است، نه مخبری؛ زیرا آنان خود را مصلح می دانستند و برای تاکید بر این مطلب سوگند نیز یاد می کردند: (ولیحلفن ان اردنا الا الحسنین)، (696) (ثم جاوک یحلفون بالله ان اردنا الا احسانا) (697) آنان بر اثر تسویل و فریبکاری نفس، بر این پندار باطل بودند که واقعا مصلحند و این پندار خود را که جز جهل مرکب چیزی نبود، حق می دانستند. پس کذبشان در این گونه موارد، تنها خبری است، نه مخبری.
اما آن جا که منافقان ادعای ایمان می کنند گزارش آنها، هم کذب خبری است و هم کذب مخبری و در مورد شهادت بر رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) سخن آنان تنها کذب مخبری است: (اذا جاءک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله والله یعلم انک لرسوله والله یشهد ان المنافقین لکاذبون) (698) زیرا این سخن که حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله) پیامبر است، صدق و حق است، گرچه گوینده اش به آن معتقد نباشد. پس گزارش آنها صدق خبری و کذب مخبری است.
البته اگر گزارش آنها به طور صحیح بررسی شود گذشته از کذب مخبری، کذب خبری را نیز به همراه دارد، زیرا عصاره گزارش آنها عبارت از ادعای شهادت به رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود، نه اصل رسالت او و چون شهادت آنان محقق نبود، پس گزارش از آن، کذب خبری بوده است، چنانکه آنها آگاه به چنین کذب خبری بوده اند و از این رو کذب مخبری هم داشتند.
خدای سبحان در قرآن کریم در برابر منافقان که ادعای اصلاح دارند اسرارشان را افشا و از درون تیره آنان پرده بر می دارد. از جمله این که در دومین آیه مورد بحث، با تاکید، آنان را مفسد می خواند و در جای دیگر از فساد در زمین و قطع رحم آنان سخن می گوید: فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض وتقطعوا ارحاکم) (699) و یا آنان را تباه کننده حرث و نسل معرفی می کند: (واذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها ویهلک الحرث والنسل) (700) بلکه می گوید: آنان از دین خدا برای تفرقه بین مسلمان و ترویج کفر استفاده می کنند و مسجد را سنگر مبارزه با خدا می سازند: (والذین اتخذوا مسجدا ضرارا وکفرا و تفریفا بین المومنین وارصادا لمن حارب الله ورسوله من قبل) و با همه اینها، چنانکه در آیه محل بحث آمده، مدعی اصلاحند و بر این مدعا سوگند نیز یاد می کنند: (ولیحلفن ان اردنا الا الحسنی) (701) ولی نمی دانند که کارشان جز افساد نیست: (ولکن لایشعرون).
این نادانی منافقان بر اثر اسارت عقل نظری آنان به دست وهم و خیال، و عقل عملی آنان به دست شهوت و غضبشان است.

لطایف و اشارات

1- حرمان منافقان از عقل نظری و عملی سلیم

عقل نظری سالم برای فهم درست معارف و عقل عملی سالم برای اجرای صحیح یافته های علمی، دو رکن استوار و اساسی ایمان است و منافقان از هر دو محرومند؛ آنان بر اثر تسویل و تزیین نفس، حق را از باطل و اصلاح واقعی را از افساد حقیقی تشخیص نمی دهند، بلکه باطل را حق و حق را باطل و صلاح را فساد و فساد را صلاح می پندارند؛ نظیر فرعون که خود بزرگترین عامل فساد بود: (فاکثروا فیها الفساد) (702) ولی خود را هادی و مرشد می پنداشت: (و ما اهدیکم الا سبیل الرشاد). (703) علت آن بود که عمل زشت فرعون برای او مزین شده بود و وی آن را زیبا می پنداشت: (کذلک زین لفرعون سوء عمله). (704) منافقان بر اثر حرمان از عقل عملی سلیم به جای امر به معروف و نهی از منکر، اهل امر به منکر و نهی از معروف بودند: (المنافقون والمنافقات بعضهم منت بعض یامرون بالمنکر و ینهون عن المعروف و یقضبون ایدیهم). (705)