تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

گزیده تفسیر

سنت الهی بر این نیست که در ابتدا دل آدمی را بیمار کند یا بر بیماری او بیفزاید، بلکه با دستور ایمان و تقوا از بیماردلی پیشگیری، یا آن را درمان می کند، لیکن بیماردلانی که به سوء اختیار خود از درمانهای الهی بهره ای نمی برند، خداوند بر بیماریشان می افزاید.
سر اسناد افزایش بیماری به خداوند آن است که همه امور عالم به تدبیر الهی است و ازدیاد بیماری دل نیز با واسطه با خدا اسناد داده می شود وگرنه از جانب خدای سلام جز سلامت افاضه نمی شود.
عذاب دردناکی که دامنگیر منافقان می شود بر اثر نفاق و کذب اعتقادی آنان است؛ همان کذب اعتقادی که منشا سیره سیئه عملی آنان شده است.

تفسیر

الیم: الم به معنای درد شدید است و الیم به معنای دردناک (ما ثبت له الوجع) است، نه دردآور (ما صدر منه الوجع). پس تفسیر الیم به مولم روا نیست، مگر آن که نظیر طهور به معنای مطهر باشد، و راز اتصاف عذاب به الیم، شدت مبالغه است.
مراد از وصف عذاب یا رجز یا یوم به الیم در قرآن کریم، شدت اینهاست و در این گونه موارد الیم، از مولم در دلالت بر شدت رساتر است. (668)
عنوان عذاب الیم اگر مطلق باشد و در مقابل عنوان دیگر قرار نگیرد، شامل انواع دردها و ناگواریهاست. بنابراین، همه دردها و آسیبهایی که در آیه: (ان لدنیا انکالا وجحیما و طعاما ذاغصه و عذابا الیما) (669) در برابر عذاب الیم قرار گرفته، در آیه مورد بحث در عنوان عذاب الیم مندرج است، زیرا در آیه محل بحث، عنوان مزبور بدون مقابل ذکر شده است.
خدای سبحان همراه با تبیین اوصاف منافقان، درون مستورشان را افشا می کند و احکام مناسبی را نیز برای اوصاف آنها بیان می کند؛ مثلاً، آن جا که سخن از تظاهرشان به ایمان است می فرماید: آنها اصلاً از مومنان مطرح شده، می فرماید: ایشان خود را می فریبد و در این آیه کریمه نیز که سخن از بیماردلی آنان است در مقابل می فرماید: خداوند نیز (به عنوان کیفر) بر بیماریشان می افزاید.

منافقان بیمار دل

انسانها از نظر قرآن کریم سه دسته اند: 1- مومنان عادل که زنده اند و قلبی سلیم و سالم دارند. 2- مومنان ضعیف الایمان و تبهکار که زنده اند، ولی بیماردلند. 3- کافران و منافقان که مرده اند یا بیماری حاد و مزمن دارند. در این آیه کریمه سخن از بیماردلی منافقان است؛ منافقان افزون بر آن که بر دلهایشان مهر نهاده شده و حقایق را درک نمی کنند: (ذلک بانهم امنو ثم کفروا فطبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون)، (670) هم در حکم مرده اند و هم در حکم بیمار؛ چون قلبشان به مثابه مرده است، از آن هیچ بهره ای نمی برند و چون دلهایشان به طور حاد بیمار است، درد و عفونت آن گریبانگیرشان است؛ زیرا مرده محض، عذاب دنیا را احساس نمی کند.
منافقان در مرگ و بیماری دل با کافران، سرنوشت یکسانی دارند: (ان الله جمع المنافقین و الکافرین فی جهنم جمیعا) (671) سر آن که دلهایشان در عین مرده بودن، بیمار است، مضاعف بودن بیماری آنهاست، که بخشی بر اثر تبهکاریهای قبلی پدید آمده، و بعضی به عنوان کیفر، بر آن افزوده شده است. از این رو چنین قلب محتضری در حکم مرده است.