تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

4- خطر نیرنگ با مومنان

نیرنگ با مومنان به قدری خطیر است که در این آیه کریمه در کنار نیرنگ با خدا از آن یاد شده است؛ مانند سفارش به ارحام که بر اثر اهمیت و جایگاه والای آن، در کنار سفارش به تقوای الهی ذکر شده است: (اتقواالله الذی تساءلون به والارحام). (661)

5- نیرنگ منافقان با کافران

گرچه باطن نفاق کفر است و منافق باطناً کافر است، لیکن بر اثر ضعف روحی و خود باختگی و چند شخصیتی کاذب هنگام نیازمندی کافران به کمک، منافق از مساعدت با کافران دریغ می ورزد، گرچه به آنها وعده کمک داده باشد: (الم تر الی الذین نافقوا یقولون لاخونهم الذین کفروا من اهل الکتاب لئن اخرجتم لنخرجن معکم و لا نطیع فیکم احدا ابدا و ان قوتلتم لننصرکم والله یشهد انهم لکاذبون لئن اخرجوا لا یخرجون معهم ولئن قوتلوا لا نیصرونهم و لئن نصروهم لیولن الادبار ثم لا ینصرون) (662) از این دو آیه کاملاً استفاده می شود که منافقان با برادران هم کیش خود، یعنی کافران خداع و ختال دارند و از راستگویی با آنها نیز مضایقه می کنند؛ زیرا ویژگی تذبذب روح پلید، همین است.

بحث روایی

1- رابطه نفاق، ریا و شرک
- عن الصادق (علیه السلام): لا تراء بعملک من لا یحیی و لا یمیت و لا یغنی عنک شیئا. والریاء شجره لا تثمر الا الشرک الخفی واصلها النفاق یقال للمرائی عند المیزان: خذ ثوابک ممن عملت له ممن اشرکته معی فانظر من تدعو و من ترجو و من تخاف؟ و اعلم انک لا تقدر علی اخفاء شی ء من باطنک علیه و تصیر مخدوعا. قال الله عزوجل: (یخادعون الله و الذین امنوا و ما یخدعون الا انفسهم و ما یشعرون (663)
اشاره: نفاق مصداقی از شرک است و تا اصل شرک در نهان کسی پدید نیاید، فتنه نفاق از او سر نمی زند، چنانکه عمل منافقانه زمینه شدت شرک را فراهم می کند. از این رو گفته می شود: ریا که اصل آن نفاق است درختی است که جز شرک میوه دیگری ندارد و چون باطن منافق، ظاهر می شود و از طرف دیگر، از غیر خدا کاری ساخته نیست، از این رو منافق ریاکار فریب خود را خورده، لیکن به آن آگاه نبوده است.
2- ریا شرک است
- ان رسول الله (صلی الله علیه وآله) سئل: فیما النجاه غدا؟ قال: انما النجاه فی ان لاتخادعوا الله فیخدعکم فانه من یخادع الله یخدعه و یخلع منه الایمان و نفسه یخدع لو یشعر. فقیل له: و کیف یخادع الله؟ قال: یعمل بما امر الله به ثم یرید به غیره فاتقوا الله واجتنبواالریاء فانه شرک بالله (664)
اشاره: برای ریا و نفاق و همچنین برای کفر، شرک و الحاد علل و اسبابی است که به مناسبت، در تفسیر آیات متنوع بازگو می شود. یکی از علل مستور نفاق و مانند آن این است که انسان غافل یا جاهل، نمی داند خداوند از همه اعمال جوانح و جوارح آدمی آگاه است و تدبیر همه امور آفرینش بدون واسطه یا با واسطه به مشیئت و قدرت اوست: (... ولکن ظننتم ان الله لا یعلم کثیرا مما تعملون). (665) از این رو چنین انسان غافل یا جاهلی به غیر خداوند تکیه می کند. اگر خداوند از برخی امور آگاه نباشد، قهراً به اداره و تدبیر آن نیز نمی پردازد.
اما سر ناآگاهی منافق ریاکار از بازگشت خدعه او به خودش آن است که خدعه و مکر او معلوم و مشهود خداست. از این قبل از این که مکر او به چیزی یا کسی اصابت کند، خداوند می تواند هما را به زیان وی تمام کند.
آیه شریفه (وقد مکروا مکرهم و عندالله مکرهم و ان کان مکرهم لتزول منه الجبال) (666) می تواند برخی از مطالب یاد شده را بیان کند. همان طور که جهل به علم مطلق خداوند و ذهول از حضور احاطی وی به باطن و ظاهر، زمینه نفاق، ریا و مانند آن را فراهم می کند، غفلت از قدرت مطلق الهی و جهل به نامحدود بودن اقتدار وی وسیله استکبار را مهیا می سازد: (فاما عاد فاستکبروا فی الارض بغیر الحق وقالوا من اشد منا قوه او لم یروا ان الله الذی خلقهم هو اشد منهم قوه و کانوا بایاتنا یجحدون) (667) در حقیقت منشا هر گناه، سلطه هوا بر عقل است که یا سبب جهل انسان به علم مطلق خداوند است یا وسیله غفلت او از قدرت نامحدود الهی. گاهی نیز علم و قدرت مطلق خداوند معلوم انسان است، لیکن سلطه هوس بر عقل نمی گذارد چنین علمی اثر کند و مانع گناه گردد.
فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون