تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

3- راه پیروزی در جنگ عقل و نفس

در جنگ عقل و نفس، راه پیروزی عقل بر نفس فکر، ذکر و شکر و راه پیروزی نفس بر عقل مکر، ذهول و کفران نعمت است و شیوه تهاجم نفس بر عقل این است که ابتدا وی را وسوسه می کند: (ولقد خلقنا الانسان ونعلم ما توسوس به نفس) (656) و سپس باطل را آراسته، در چشم انسان زیبا جلوه می دهد: (بل سولت لکم انفسکم امرا) (657) تا آن جا که انسان فریفته نفس، سیئات خود را حسنات می پندارد: (وهم یحسبون انهم یحسنون صنعا). (658)
در جنگ درون که راه فرار و سازش بسته است، نتیجه درگیری و جهاد اکبر، یا پیروزی است یا اسارت یا شهادت، و از این رو نتیجه جهاد اکبر در اولیای خدا پیروزی عقل است؛ و در کافران، منافقان و مومنان فاسق، اسارت عقل، و در مومنان متوسط عادل، شهادت عقل، یعنی، انسان مومن متوسط تا آخر عمر در معرکه جهاد اکبر بین زد و خورد به سر می برد؛ نه اسیر می شود و نه امیر و در همین حال می میرد. چنین مرگی در جهاد اکبر که نه اسیر می شود و نه امیر و در همیمن حال می میرد. چنین مرگی در جهاد اکبر که نه به برخی از تعبیرهای روایی که مرگ مومن در بستر را شهادت خواهد بود، و شاید برخی از تعبیرهای روایی که مرگ مومن در بستر را شهادت می داند ناظر به همین معنا باشد. منهال قصاب به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: برای من دعا کنید تا خداوند شهادت را روزی من کند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: ان المومنین شهید، آنگاه آیه (والذین امنوا بالله و رسله اولئک هم الصدیقون والشهداء عند ربهم) (659) را تلاوت فرمود. (660)
غنیمت جنگ بیرونی و ظاهری، سلاح و مال است و غنیمت جنگ درونی و باطنی برای رزمنده پیروز، اسارت شیطان و ابراز اغوای او، یعنی نفس اماره است و شیطان اسیر عقل، دیگر توان اغوا ندارد.

4- خطر نیرنگ با مومنان

نیرنگ با مومنان به قدری خطیر است که در این آیه کریمه در کنار نیرنگ با خدا از آن یاد شده است؛ مانند سفارش به ارحام که بر اثر اهمیت و جایگاه والای آن، در کنار سفارش به تقوای الهی ذکر شده است: (اتقواالله الذی تساءلون به والارحام). (661)

5- نیرنگ منافقان با کافران

گرچه باطن نفاق کفر است و منافق باطناً کافر است، لیکن بر اثر ضعف روحی و خود باختگی و چند شخصیتی کاذب هنگام نیازمندی کافران به کمک، منافق از مساعدت با کافران دریغ می ورزد، گرچه به آنها وعده کمک داده باشد: (الم تر الی الذین نافقوا یقولون لاخونهم الذین کفروا من اهل الکتاب لئن اخرجتم لنخرجن معکم و لا نطیع فیکم احدا ابدا و ان قوتلتم لننصرکم والله یشهد انهم لکاذبون لئن اخرجوا لا یخرجون معهم ولئن قوتلوا لا نیصرونهم و لئن نصروهم لیولن الادبار ثم لا ینصرون) (662) از این دو آیه کاملاً استفاده می شود که منافقان با برادران هم کیش خود، یعنی کافران خداع و ختال دارند و از راستگویی با آنها نیز مضایقه می کنند؛ زیرا ویژگی تذبذب روح پلید، همین است.