تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

لطایف و اشارات

1- پرده ستبر مکر، حجاب جان منافقان

مکر منافقان پرده ستبری است که از هر سو بر مجاری ادراکی آنان احاطه دارد و آنها را در تاریکی فرو برده، مانع بصیرتشان می شود. از این رو قرآن کریم از بازگشت مکر مکار به خود او، به (یحیق) که به معنای یحیط که به معنای یحیط (احاطه می کند) است، تعبیر می کند و بدین حقیقت اشاره دارد که آنان با سوء اختیار خود در دام نیرنگها و سیئات عمل خود افتاده، در درکات آن سقوط می کنند.
در مقابل، حسنات مومنان همچون نردبانی است که ایشان را بالا برده، برجسته می کند.
بر اساس، همان طور که قبلاً بین شد، از هدایت مومنان با حرف علی یاد می شود: (اولئک علی هدی من ربهم) (649) و از گمراهی تبهکاران با حرفی فی: (ذهب الله بنورکم و ترکهم فی ظلمات لا یبصرون)، (650) (والذین کذبوا بایاتنا صم وبکم فی الظلمات) (651)

2- خودگرایی و خود فروشی منافقان

قرآن کریم گاهی از خودگرایی تبهکاران سخن می گوید: (وطائفه قد اهمتهم انفسهم) (652) سر این دوگانگی در تعبیر آن است که انسان موجودی تک بعدی نیست تا مانند حیوان فقط با شهوت و غضب یا مانند فرشته تنها با تسبیح و تقدیس حیاتش تداوم یابد، بلکه او هم دارای قوای طبیعی و حیوانی و هم دارای قوای روحانی و الهی است که از اولی به نفس (653) و از دومی به عقل تعبیر می شود و همواره در درون او بین دو جناح عقل و نفس درگیری است.
عقل و نفس، دو مرتبه از مراتب حقیقت آدمی است. تبهکاران و منافقان که خود الهی خویش را فراموش کرده اند، تنها به فکر خود حیوانی خویش هستند و محصول مشئوم آن، درنده خویی آنان است. پس آنچه بر منافقان حاکم شهوت و غضب است و عقل آدمی اسیر هوای نفس آنهاست: و کم من عقل اسیر تحت هوی امیر. (654) او خود الهی و حقیقت انسانیش را زنده به گور کرده است و از این رو هم پایه حیوان بلکه فروتر از آن است: (ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا). (655) آنچه در جریان مکر و خدعه منافقان و بر اثر خدعه آنها آسیب می بیند خود الهی آنان است: (و ما یخدعون الا انفسهم).