تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

3- مبنای تقسیم انسانها به مومن، کافر و منافق

تقسیم انسانها به سه دسته کافر، مومن و منافق، تقسیمی طولی و محصول دو قضیه منفصله حقیقه است و آن این که: انسان یا با ظاهر و باطن خود دین را می پذیرد (مومن) یا با ظاهر و باطن آن را نمی پذیرد. چنین انسانی یا هم در ظاهر و هم در باطن دین را نفی می کند (کافر) یا باطناً دین را انکار و ظاهر آنرا می پذیرد(منافق).
عکس قسم سوم نیز در حال تقیه فرض دارد، زیرا انسان در این حال دین را در باطن پذیرفته است گرچه در ظاهر، آن را نفی می کند: (الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان). (633) این قسم در حقیقت جزو مومنانند، چنانکه قسم سوم (منافقان) نیز در حقیقت از کافرانند.

4- نفی قطعی ایمان از منافقان

منافقان در ملاقات با مومنان می گفتند: (امنا) و مقتضای تقابل نفی و اثبات این بود که جواب داده شود: الم تومنوا، نظیر (قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا) (634) پس تعبیر (و ما هم بمومنین) در آیه محل بحث، به جای لم یومنوا بدین معناست که منافقان که منافقان اصلاً از گروهها مومن به شمار نمی آیند، نه در گذشته و نه حال نه درآینده، زیرا مستفاذ از تعبیر مزبور، نفی مطلق است و اطلاق نفی، شامل همه احوال است.

5- چرا منافقان از کافران بدترند؟

سرا این که منافقان کافران بدترند و در پایین ترین درک جهنم به سر می برند، آن است که افزون بر این که همانند کافران در درون منکر دینند و درونشان را کفر پر کرده، اهل کتمان، دروغ، خدعه و استهزا نیز هستند. کسی که کفرش کفر محض است، دیگر به این تباهیهای نفسانی مبتلا نیست، ولی کفر منافق آمیخته با این تباهیهاست. از سوی دیگر، خطر منافقان برای جامعه اسلامی بیش از زیان کافران و مشرکان است، چنانکه در بحث روایی روشن می شود.