تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

2- گوناگونی مدرکات و ابزارهای ادراکی انسان

همان گونه که بین قلب و سمع و بصر ظاهری با باطنی فرق است، بین ادراک قلب باطنی و سمع و بصر باطنی نیز فرق است؛ زیرا قلب باطنی، معارف عالیه را بدون تمثل و تنزل به عالم مثال درک می کند، ولی سمع و بصر باطنی مراحل متوسط معارف را با تمثل و همراه با کم و کیف و شکل و صورت درک می کنند؛ چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در معراج بسیاری از معارف عمیق معقول را با قلب جان یافت و بخشی از معارف را با چشم دل دید: (ما کذب الفواد ما رای... لقد رای من آیات ربه الکبری). (578) همچنین انسانها در قیامت، بخشی از حقایق را با چشم و گوش مثالی می بیند و می شنود، اما مطالب عمیق و معارف بلند معقول را که برتر از سطح عالم مثال است با قلبی که برتر از چشم و گوش مثالی است می فهمد. در، یافته های قلبی سخن از شکل و کم و کیف نیست تا ادراک آن با چشم و گوش مثالی صورت پذیرد.

3- مراتب مختوم شدن دل

بسته شدن و واژگونی دل، ویژه کافران و منافقان نیست، بلکه به هر میزانی که دل آدمی به زنگار گناه آلوده گردد، واژگون و مختوم گشته، به همان اندازه از فهم آیات الهی محروم می گردد و این واژگونی دل را از آلودگی به مکروهات آغاز می شود و به گناهان صغیره و سپس به کبیره می رسد و از اکبر کبایر که کفر به خداست، سربر می آورد. معیار سنجش بیماری قلب نیز مقداری بی توجهی انسان به فهم آیات الهی یا انزجار از آنهاست.

4- حرمان قلب واژگون، از برکات آسمانی

قلب انسان ظرفی مجرد و غیر مادی است: ان هذه القلوب اوعیه که چهره و روی آن در آغاز آفرینش به طرف خدای سبحان است: (فاتم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها) ، (579) ولی بر اثر کفر و تبهکاری واژگون می شود و از باب تشبیه معقول به محسوس می توان گفت: ظرف دل همانند ظروف مادی است؛ ظروف مادی اگر رو به بالا باشد و به طور طبیعی قرار گیرد، هم از تابش آفتاب بهره می برد و هم از باران آسمان پر می شود، ولی اگر واژگون گردید، باران از پشت آن می لغزد و فرو می ریزد و آفتاب نیز به دورنش نمی تابد تا از نور و حرارتش بهره ای بگیرد.
ظرف مجرد جان آدمی نیز اگر رو به خدا باشد از پرتو نور وحی بهره می گیرد و از آب زندگی پر می شود، اما اگر واژگون و پشت به خدا و رو به زمین شد: (اثاقلتم الی الارض)، (580) (اخلد الی الارض) (581) همانند ظرف وارونه از برکات آسمانی محروم است، به طوری که نه از حرارت و فروع (نور السموات والارض) بهره مند می شود و نه از آب حیات وحی که دلها را زنده می کند بهره می برد.