تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

3- مراد از الذین کفروا و الذین امنوا در قرآن

استاد علامه طباطبایی (قدس سره) می گوید:
مراد از (الذین کفروا) کافرانی است که بر کفر خود ثابتند و انکار در قلبشان رسوخ کرده است؛ زیرا انذار و عدم انذارشان یکسان است و فراتر از این می توان گفت: بعید نیست مراد از (الذین کفروا) در استعمال قرآنی، سران کفار قریش در آغاز بعثت باشند، مگر این که قرینه ای بر خلاف این باشد، زیرا اگر تعبیر (سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم) درباره همه کافران صادق باشد، باب هدایت غیر مسلمانان بسته می شود و این بر خلاف حکمت نزول قرآن و ظواهر آیات شریفه است. (520)
گذشته از آن که، بسیاری از کافران بر اثر انذار، مسلمانان شدند و دعوت و عدم دعوت نسبت به آنها یکسان نبود.
طبری، اقوالی را در تطبیق آیه بر مصادیق خاص، ذکر کرده و در بین آنها قول ابن عباس را که عکرمه یا سعید بن جبیر نقل کرده اند، اولی می داند و آن این که: مراد، یهود نواحی مدنیه اند که با علم به صحت نبوت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) آن را انکار می کردند. (521) لیکن اطلاق آیه شامل غیر آنها نیز می شود.
همچنین استاد علامه می گوید:
(الذین امنوا) نیز، اگر قرینه ای بر خلاف نباشد، از باب تکریم و تعظیم، بر اولین مسلمانان اطلاق می شود و از بیان فوق این نتیجه حاصل می شود که کفر نیز مانند ایمان مراتبی دارد و برای هر مرتبه از آن، آثار ویژه ای است.

4- دو عامل حق پذیری

بینش توحید که آفرینش انسان بر آن اساس است و گرایش فطری وی به حق، دو عامل اصلی (علمی و عملی) حق پذیری اوست و هدف بعثت انبیا(علیهم السلام) نیز با استمداد از تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیه از سوی دیگر، اثاره و شکوفا کردن همین دو دفینه عقلی (عقل نظری و عملی) است.
مردم با تقوا بر اثر داشتن این دو شرط، در بهره وری از وحی کامیابند، ولی کافران بر اثر تیرگی جهل و تاریکی جحدا از توفیق پذیرش حق محرومند، چون جاهل جاحد هرگز از مدار هوای خویش جدا نمی شود و اگر کسی برخی از علوم را فراگیرد و برخی دیگر بر اثر بین الرشد بودن معلوم وی باشد، او عالماً عامداً حق را نمی پذیرد و یا اگر موقتاً آن را پذیرفت فوراً از آن نکول می کند، چنانکه خداوند از ارتجاع و ارتداد او بعد از روشن شدن حق خبر داده است: (ان الذین ارتدوا علی ادبارهم من بعد ما تبین لهم الهدی الشیطان سول لهم). (522)

بحث روایی

اقسام کفر در قرآن
- عن الزبیری عن الصادق (علیه السلام) قال: قلت له: اخبرنی عن وجوه الکفر فی کتاب الله عزوجل. قال: الکفر فی کتاب الله علی خمسه اوجه، فمنها کفر الجحود، والجحود علی وجهین، والکفر بترک ما امر الله، و کفر البرائه، وکفر النعم، فاما کفر الجحود فهو الجحود بالربوبیه و هو قول من یقول: لا رب ولا جنه ولانار، و هو قول صنفین من الزنادقه یقال لهم: الدهریه، وهم الذین یقولون: (و ما یهلکنا الا الدهر) (523) و هود دین وضعوه لا نفسهم بالاستحسان منهم و لا تحقیق لشی ء مما یقولون. قال عزوجل: (ان هم الا یظنون) ان ذلک یکما یقولون، وقال: (ان الذین کفروا سواء علیهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لا یومنون)، (524) یعنی بتوحید الله، فهذا احد وجوه الکفر.
و اما الوجه الاخر فهو الجحود علی معرفه، و هو ان یجحد الجاحد و هو یعلم انه حق قد استقر عنده، و قد قال الله عزوجل: (وجحدوا بها واستیقینتها انفسهم ظلما و علوا) (525) و قال الله عزوجل: (و کانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا فلما جاءهم ما عرفوا کفروا به فلعنه الله علی الکافرین)، (526) فهذا تفسیر وجهیی الجحود.
والوجه الثالث من الکفر کفر النعم، وذلک قوله سبحان یحکی قول سلیمان: (هذا من فضل ربی لیبلونی ء اشکر ام اکفر و من شکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان ربی غنی کریم)، (527) و قال: (لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید)، (528) قال: (فاذکرونی اذکرکم واشکروا لی ولا تکفرون). (529)
والوجه الرابع من الکفر ترک ما امر الله عزوجل به، و هو قوله عزوجل: (واذ اخذنا میثاقکم لا تسفکون دماء کم و لا تخرجون انفسکم من دیارکم ثم دیارهم تظاهرون علیهم بالاثم و العدوان و ان یاتوکم اساری تفادوهم و هو محرم علیکم اخراجهم افتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض). (530) فکفرهم بترک ما امر الله عزوجل به ونسبهم الی الایمان ولم یقبله منهم و لم ینفعهم عنده، فقال: (فما جزاء من یفعل ذلک منکم الا خزی فی الحیوه الدنیا و یوم القیمه یردون الی اشد العذاب و ما الله بغافل عما تعملون). (531)
والوجه الخامس من الکفر کفر البرائه وذلک قول الله عزوجل یحکی قول ابراهیم: (کفرنا بکم وبدا بیننا و بینکم العداوه و البغضاء ابدا حتی تومنوا بالله وحده)، (532) یعنی تبرانا منکم، وقال: (یذکر ابلیس و تبریه من اولیائه من الانس یوم القیامه) (انی کفرت بما اشرکتمون من قبل) (533) و قال: (انما اتخذتم من دو الله اوثانا موده بینکم فی الحیوه الدنیا ثم یوم القیمه یکفر بعضکم ببعض و یلعن بعضکم بعضا)، (534) یعنی یتبرا بعضکم من بعض.(535)
اشاره: کفر همانند ایمان وصفی است که شدت وضعف می پذیرد و برای هر مرتبه آن اثر خاصی است.
ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصرهم غشوه ولهم عذاب عظیم.