تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

راز وعظ ناپذیری کافران

سبب عدم پذیرش دعوت و عدم اتعاظ به مواعظ الهی به نحو منفصله مانعه الخلو، اموری است که برخی از آنها به مسائل نظری و دانشی برمی گردد؛ مانند اعتقاد به اصالت حس و تجربه و اصالت ماده و بعضی از آنها به مسائل عملی و ارزشی برمی گردد که بی ارتباط به همان مسائل نظری و دانشی نیست؛ مانند آنچه از زبان کافران معاند عصر نوح (علیه السلام) نقل شده است: (قالوا انومن لک و اتبعک الارذلون)، (512) (... و ما نریک اتبعک الا الذین هم اراذلنا بادی الرای و ما نری لکم علینا من فضل بل نظنکم کاذبین) (513) البته در آیه دوم، گذشته از اعتماد بر نظام ارزشی باطل به نظام دانشی و نظری نیز اشاره شده است.
نشانه اعتقاد کافران به اصالت ماده و نیز اصالت حس و تجربه این است که، چنانکه درباره مبدا جهان اصرار می ورزند که رب بشر باید محسوس و قابل تجربه حسی باشد، درباره معاد نیز چنین پندار باطلی دارند که اگر حیات پس از مرگ حق و صدق است، چرا مرده ها دوباره در همین دنیای مادی و محسوس زنده نمی شوند؟ و آیه شریفه (واذا تتلی علیهم ایاتنا بینات ما کان حجتهم الا ان قالوا ائتو بابائنا ان کنتم صادقین) شاهد آن است، زیرا آنها از معاد چیزی جز رجوع مجدد به دنیا نمی فهمیدند و چون آن را هم نمی یافتند، به انکار حیات مجدد مبادرت می ورزیدند، لیکن خداوند سبحان همان طور که ربوبیت خود را فرا دنیایی بیان کرده است. از این رو جواب آنها را چنین می دهد: (قل الله یحییکم ثم یمیتکم ثم یجمعکم الی یوم القیامه لاریب فیه ولکن اکثر الناس لا یعلمون). (514)

لطایف و اشارات

1- شرط دشوار انذار

گرچه تبشیر و انذار هر دو لطیفه رسولان الهی نیز عالمان دین است، ولی شرایط انذار بسی دشوارتر از لوازم تبشیر است و هر کس تا حدودی می تواند مبشر باشد، ولی کسی می تواند منذر باشد که خودش از خطر متوقع ترسیده و آثار آن ترس در سخن و عملش جلوه گر باشد، همان گونه که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) هنگامی که از قیامت خبر می داد رنگ رخسارش دگرگون می شد و مانند کسی که از تهاجم لشکر دشمن خبر می دهد، از قیامت سخن می گفت: ... تحمار وجنتاه و یذکر الساعه و قیامها حتی کانه منذر جیش. (515)