تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

4- یقین به آخرت بر اثر مشاهده ملکوت

یقین به آخرت گاهی بر اثر استدلال عقلی حاصل می شود و گاهی بر اثر مشاهده ملکوت جهان: (و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات والارض ولیکون من الموقنین) (478) و انسان پرهیزکار بر اثر ارتباط با ملکوت، به قیامت یقین پیدا می کند. آیاتی از قبیل (کلا لو تعلمون علم الیقین لترون الجحیم) (479) و مانند آن شاهد این مدعاست.

5- زنگار گناه مانع تاثیر علم به قیامت

یقین به آخرت با عمل برای آخرت همراه است وگرنه ممکن است کسی عالم به قیامت باشد ولی علمش در زیر لایه های زنگار شهوات مدفون باشد و چنین علمی کارساز نیست: (افرءیت من اتخذ الهه هویه واضله الله علی علم) (480) و اگر آلودگی به گناه نباشد، حتی گمان به آخرت نیز برای حصول تقوا کافی است: (الا یظن اولئک انهم مبعوثون)، (481) زیرا عقل ناب دفع ضرر را محتمل را واجب می شمارد. معاد به قدری مهم است که اگر درباره آن گمان نیز حاصل شود (نه قطع)، برای عمل کفایت می کند،
گرچه باید درباره آن قطع تحصیل کرد.

بحث روایی

1- ولایت عترت (علیهم السلام) در کتابهای آسمانی پیشین
- عن العسکری (علیه السلام) فی قوله تعالی: (وما انزل من قبلک): من دفع فضل امیرالمومنین (صلوات الله علیه) علی جمیع من بعد النبی (صلی الله علیه وآله) فقد کذب بالتوراه والانجیل و الزبور و صحف ابراهیم و سائر کتب الله المنزله فانه ما نزل شی ء منها الا واهم ما فیه بعد الامر بتوحید الله تعالی والاقرار بالنبوه، الاعتراف بولایته والطیبین من آله (علیهم السلام(482)
اشاره: از حدیث معروف ثقلین استنباط می شود که قرآن و عترت با هم هماهنگ بوده، از یکدیگر جدا نمی شوند و این انسجام و عدم انفکاک، به حقیقت نورانی آن دو برمی گردد و چنین واقعیتی محدود به زمان یا اقلیم مخصوص نیست و چون حقیقت قرآن از کتابها و صحائف انبیای سلف (علیهم السلام) جدا نبوده، حقیقت ولایت اهل بیت و عترت طاهرین (علیهم السلام) نیز از آنه جدا نبوده است و چون قرآن ثقل اکبر و عترت (علیهم السلام) ثقل اصغرند، این ترتب هم در صحف سلف محفوظ بوده است.
2- حقیقت و آثار یقین
- عن امیرالمومنین (علیه السلام): ... الاسلام هو التسلیم و التسلیم هو الیقین و الیقین هو التصدیق و التصدیق هو الاقرار و الاقرار هو الاداء و الاداء هو العمل. (483)
اشاره: چون یقین نور است: الیقین نور (484) و حقیقت نور، آثار صحیحی از بالا به پایین دارد، از این رو همه مراحل بعد از یقین را که همان هماهنگی نظر و عمل و اخلاص در مقام عمل باشد به همراه دارد. البته معلوم است عملی که از روی یقین باشد بسیار مفید است.
از امیرالمومنین (علیه السلام) رسیده است که آثار یقین مومن در عمل وی برای خودش و دیگران مشهود است و آثار شک منافق نیز در عمل وی مشهود است؛ گرچه ممکن است برای خود منافق بر اثر کوری وی مستور باشد: ان المومن یری یقینه فی عمله والکافر یری انکاره فی عمله. (485)
البته چنانکه امام رضا (علیه السلام) فرمودند: فیض یقین کمترین رزقی است که بین مردم توزیع شده است: لم یقسم بین العباد شی ء اقل من الیقین (486) و یقین، مانند صبر، فضیلت ویژه است که صاحبان آن فضایل به مقام امامت و رهبری جامعه الهی نایل می آیند: (و جعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا بایاتنا یوقنون) (487) لازم است توجه شود که فضیلت صبر نیز ناشی از فیض یقین است: الصبر ثمره الیقین. (488)
3- مراتب و متعلق یقین اهل تقوا
- عن امیرالمومنین (علیه السلام): فمن علامه احدهم انک تری له قوه فی دین... وایمانا فی یقین. (489)
فاما اولیاء الله فضیاؤهم فیها (الشبهه) الیقین. (490)
فهو من الیقین علی مثل ضوء الشمس. (491)
واعملوا عباد الله ان المتقین ذهبوا بعاجل الدنیا و آجل الاخره... و تیقنوا انهم جیران الله غدا فی آخرتهم. (492)
اشاره: یقین چون از شئون معرفت و علم است، به معروف و معلوم تعلق می گیرد و چون اسمای حسنای الهی، که معروف است تعدد دارد، معرفتها نیز متنوع خواهد بود و هر معرفتی در حد خود از یقین برخوردار است. از این رو می توان برای یقین انحای گوناگون به لحاظ متعلق آن تصور کرد. عمده مراتب یقین است که به حسب متعارف آن را به یقین علمی (علم الیقین) و یقین عینی (عین الیقین) و یقین حقی (حق الیقین) تقسیم کرده اند و چون متعلق آن که اسمای حسنای الهی است نامحدود است، حد خاصی از حصول یقین یا شهود آن را نمی توان پایان مرحله یقین دانست. حاصل این که، حقیقت یقین، نوری است تشکیکی، که هم فزونی پذیر است و هم حد خاص ندارد.
اولئک عل هدی من ربهم واولئک هم المفلحون.