تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

4- اسم اشاره دور، برای تعظیم قرآن و خداوند

معیار اشاره دور و نزدیک، حال متکلم است، نه مخاطب و مستمع، و در قرآن کریم متکلم، خداوند سبحان است که در همه حال برای خود حاضر است. از این رو تعبیر به اسم اشاره دور (ذلک) برای تعلیم و توجه انسانها به تعظیم مقام شامخ کتاب است وگرنه استعمال اسم اشاره دور نسبت به خداوندی که اشاره می کند صحیح نخواهد بود. همان گونه که قرآن کریم هنگام اشاره به خدای سبحان، برای تعلیم و توجه بندگان به تعظیم مقام رفیع و منیع ربوبی، تنها با اسم اشاره دور یاد می کند: (ذلکم الله ربکم له الملک) (312)
و هرگز با اسم اشاره نزدیک، مانند هذا یاد نکرده است، با این که خداوند همواره حاضر است و در این باره می فرماید: (... و ما کنا غائبین). (313)
تذکر: بحث غیاب و حضور در استعمال ضمیر یا اسم ظاهر غیر از بحث نزدیک و دور در استعمال اسمای اشاره است. از این رو در کاربرد ضمیر یا اسم ظاهر، تعبیر قرآن کریم درباره خدای سبحان گاهی به نحو حضور است، با استفاده از ضمیر متکلم؛ مانند (اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی) (314) و یا ضمیر مخاطب؛ مانند: (ایاک نعبد) (315) و گاهی به نحو غیاب است با استفاده از اسم ظاهر؛ مانند (واعبدوا الله) (316) و یا ضمیر غایب؛ مانند: (فاعبدوه هذا صراط مستقیم) (317) و چون خداوند، بسیط و نامتناهی است، همه انحای تعبیر (اشاره یا ضمیر) درباره او به نحو دفعی و آنی صحیح است و نیازی به تدریج یا تناوب ندارد؛ چون حقیقت نامحدود، دوری او عین نزدیکی، حضور او عین غیاب، علو او عین دنو و بیرون بودن او عین درون بودن است؛ زیرا با هیچ موجودی متحد نمی شوند تا حکم خاص آن را بپذیرد. از این رو همه تعبیرها به نحو دفعی (نه تدریج و تناوب) صحیح خواهد بود.

5- قرآن کریم هم هدایت است هم هادی

اطلاق قدی بر قرآن (به جای هادی)، تنها از باب مبالغه نیست تا نظیر زید عدل باشد، بلکه نشانه آن است که این کتاب، هم خود عین هدایت است و هم هادی دیگران، نظیر نور که هم خود روشن است و هم روشنگر دیگران است، زیرا هدایت و نور گرچه دو مفهوم جدای از هم است، لیکن از جهت مصداق واحد است؛ همان طور که حمل نور بر قرآن مجازی و حمل ذو هو نیست، حمل هدایت بر قرآن نیز این این قبیل است و این ویژگی طریق معنوی است که اتصاف آن به هدایت مجاز نیست، بلکه حمل هدایت بر طریق حسی مجاز است؛ زیرا راه مادی، نشانه و راهنماست، نه آن که خود، عین هدایت باشد، یعنی، طریق معنوی، سالک را به سوی خود فرا می خواند و بر اثر عمل به آن به مقصد راهنمایی می کند.

6- پناهگاه محکم راهیان راه قرآن

در بحث تفسیری گذشت که تقوای فطری و عملی شرط ضروری بهره مندی از هدایت قرآن کریم است و شرط بودن تقوا بدان جهت است که انسان، دشمنی سرسخت چون شیطان دارد: (انه عدو مبین). (318) شیطان دشمنی است که انسانها را می بیند و می پاید و از جایی که گمان نمی برند به آنان تهاجم می کند، در حالی که انسانهایی که در معرض وسوسه و آسیب شیاطین هستند، ابلیس و جنود او را نمی بینند: (انه یریکم هو قبیله من حیث لا ترونهم). (319)
در این صورت هیچ پناهگاهی جز استعاذ به ذات اقدس خداوند نیست: (و اما نیزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله) (320) و خدای سبحان این پناهگاه محکم را به رهروان راه قرآن معرفی کرده است: (فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم) (321) و تنها خدای سبحان است که می تواند انسانها را از گزند شیاطین نگهدارد؛ زیرا خداوند، شیطان و جنود او را می بیند ولی آنها خدا را بر اثر خودبینی نمی بینند: (و هو القاهر فوق عباده و یرسل علیکم حفظه). (322) انسان در پناه ایمان و عمل صالح به آن حفاظ الهی دست می یابد و از انحراف، اعوجاج و پیروی از وسوسه های شیطانی محفوظ می ماند.