تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

لطایف و اشارات

1- مراتب قرآن، مظاهر شئون حق

قرآن کریم تجلی گاه خدای سبحان است: فتجلی لهم سبحانه فی کتابه من غیر ان یکونوا راوه (300) و چون خدایی که در این کتاب تجلی کرده، در عین این که بالاست: (سبح اسم ربک الاعلی) (301) نزدیک است: (و هو معکم این ما کنتم) (302) (واذا سالک عبادی عنی فانی قریب) (303) تجلی او، یعنی قرآن کریم نیز با این که بعید است، قریب و در عین حال که عالی است دانی که خواهد بود و در این جهت نیز مظهر خدایی است که هم عالی است و هم دانی: (فی علوه دان و فی دنوه عال). (304)
البته متجلی و تجلی یکسان نیست، چنانکه قرآن وقتی در مرحله نزدیک ظهور می کند با حواس دیده و شنیده می شود، ولی ذات اقدس خداوند در حالی که نزدیک است نیز با حواس درک نمی شود و سر این تفاوت آن است که خداوند، ذاتاً بسیط الحقیقه است و این حقیقت بسیط نامتناهی است، از این رو در همه مراحل هستی، ظهور بسیط و مجرد تام دارد، بر خلاف شئون و اوصاف فعلی او که بر اثر ترکب و تنزل، محسوس هم خواهد شد.

2- طهارت دل، راه نیل به مراحل برتر قرآن

خدای سبحان راه دستیابی به مراحل عالیه قرآن را طهارت دل می داند: (انه لقرآن کریم فی کتاب مکنون لا یسمه الا المطهرون) (305) مرجع ضمیر در لا یسمه اگر کتاب مکنون باشد مراد از مس، همان اساس عقلی و قلبی و مراد از طهارت، طهارت باطن خواهد بود که به گواهی آیه شریفه (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) مطهرانی که به نحو کمال و تمام با کتاب مکنون در ارتباطند، اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) هستند.
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیه السلام) در همه مراحل قرآن حضور دارند و بین آنان و همه مراحل قرآن هماهنگی بلکه یگانگی است؛ چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: انی تارک فیکم ثقلین... و هو کتاب الله... و عترتی اهل بیتی لن یفترقا...، (306) و امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: وجعلنا مع القرآن و جعل القرآن معنا، لا نفارقه و لایفارقنا (307) و از این رو معصومین (علیهم السلام) از آن جهت که در این نشئه به سر می برند و با دیگران در احکام یکسانند با تعبیر هذا الانسان به آنان اشاره می شود و با هذا القرآن هماهنگند: (ما هذا الا بشر مثلکم یاکل مما تاکلون منه) و از آن جهت که دارای مقام (ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی) (308) هستند با ذلک الکتاب متحدند و در نتیجه ذلک الانسان خواهند بود؛ چون در مرتبه (و انک لتلقی القرآن من لدن حکیم علیم)، (309) حتماً اشاره ذلک مصحح دارد، نه هذا.