تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

رای یکم

حروف مقطعه از متشابهاتی است که علم آن مخصوص خدای سبحان است و درک آن میسور غیر خدا نیست، (90) چنانکه خدای سبحان می فرماید: هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه و ابتغاءتاویله و ما یعلم تاویله و ما یعلم تاویله الا الله... (91) پاسخ: حروف مقطعه قرآن را نمی توان از متشابهات به شمار آورد؛ زیرا متشابه آیه ای است که می تواند دلالت بر معنایی روشن داشته باشد یا می توان از آن معنایی را استظهار کرد، لیکن آن معنا، باطل حق نما و پیروی از آن فتنه انگیز باشد، در حالی که حروف مقطعه چنین نیست، یعنی معنی حروف مزبور روشن نیست.
توضیح این که، در قرآن کریم واژه متشابه گاهی به معنای شبیه است، چنانکه درباره میوه ها می فرماید: متشابها و غیر متشابه؛ (92) میوه های یک باغ با این که از زمین، آب، نور، هوا، حرارت و باغبان واحد برخوردار است، برخی یکسان و شبیه هم است و برخی بی شباهت به یکدیگر. در ابتدای سوره زمر نیز تشابه به این معنا (همگونی و شباهت) را وصف سراسر قرآن شمرده است: الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها؛ (93) آیات قرآن کریم در کلام حق بودن، اعجاز، برهانی بودن و حکمت بودن همگون و شبیه است.
اما تشابهی که در طلیعه سوره آل عمران مطرح است، وصف برخی از آیات قرآن و بدین معناست که برخی آیات قرآن دارای چند معناست که بعضی از معانی آن سالم و بخی شبهه انگیز است و به عبارتی دیگر، باطل حق نماست؛ چون شبیه مراد متکلم است، ولی مراد متکلم نیست؛ چنانکه حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) درباره شبهه می فرماید: و انما سمیت الشبهه شبهه الانها تشبه الحق.... (94)
متشابه به معنایی که ذکر شده از نسخ دلالتهای لفظی است. بدین معنا که لفظ گاهی در معنای حق ظهور دارد، ولی گاهی محتمل بین چند معناست که برخی حق و برخی باطل است و حروف مقطعه چون مدلولش روشن نیست تا شبهه انگیز و پیروی آن فتنه انگیز باشد از متشابه (آیه ای که مدلول روشنی دارد ولی باطل حق نماست) به شمار نمی آید.
افزون بر این، حتی اگر حروف مزبور از متشابهات نیز باشد، تفسیرپذیر است و نمی توان گفت از اموری است که خداوند علم آن را برای خود برگزیده و دیگران از فهم آن عاجزند؛ زیرا مفسران می توانند با ارجاع آنها به محکمات آنها را تفسیر کنند؛ محکمات، مادر و سامان بخش متشابهات است و هر متشابهی در دامان محکمات معنای راستین خود را باز می یابد و تفسیر می پذیرد و آنچه علمش مخصوص ذات اقدس الهی است و غیر از خدا کسی آن را نمی داند تاویل متشابه است، نه تفسیر آن: واخر متشابهات...و لا یعلم تاویله الا الله... (95)
تذکر: اموری که علمش مخصوص خدای سبحان یا معصومان (علیهم السلام) است، دو قسم است: قسم اول علومی است که خداوند یا معصومان (علیهم السلام) است، دو قسم است: قسم اول علومی است که خداوند یا معصومان (علیهم السلام) به غیر خود تعلیم نکرده اند و دیگران نه توان درک آن را دارند و نه مکلف به آن هستند؛ مانند اسماء مستاثره. البته در آن تامل است که آیا خداوند آنها را به معصومین (علیهم السلام) تعلیم کرده است یا نه. گرچه تعلیم کردن آنها به معصومین (علیهم السلام) اولی و اصرب است. ولی دیگران بر اثر عدم ظرفیت و عاء وجودی آنان را فراگیری چنان دانشی محرومند.
قسم دیگر علومی است که گرچه بالاصاله از آن خداوند است، لیکن از اسرار ویژه الهی نیست،، بلکه خداوند آن را برای آموختن نازل کرده است، لیکن آموختن آن، راه ویژه ای دارد که برای پیدا کردن راه آموزش آن باید به خدا مراجعه کرد و مراجعه به خدا همان مراجعه به سنت آنان است، و این دو رجوع ملازم هم است؛ چنانکه آن دو مرجع متلازم یکدیگر است. البته مرجع بالذات یکی است.
آنچه علمش از اسرار الهی است و اصلا به غیر خدا نمی رسد، متشابه هم نیست؛ زیرا متشابه نیز تفسیرش میسور غیر خداست. حاصل این که، تشابه از اوصاف دلالت است در آیاتی که ظهور در معنایی دارد، گرچه آن معنا شبهه ناک است، در حالی که حروف مقطعه اصلا ظهور در معنایی خاص ندارد تا شبهه ناک باشد.

رای دوم

حروف مقطعه هر سوره نام همان سوره است. (96) چنانکه سوره های یس و طه و ص و ق هر کدام به نام حروف مقطعه خود موسوم شده است. برخی سوره ها نیز اسمهای متعددی دارد که یکی از اسامی آنها نیز همان حروف مقطعه آغاز آن سوره هاست و در واقع نامهای دیگر مشهور و حروف مقطعه نام مستور آن است.
مرحوم شیخ طوسی این رای را در تفسیر حروف مقطعه بهترین رای دانسته، می گوید:
اگر اشکال شود که چرا این حروف را این که نام سوره است، جزو سوره قرار گرفته؟ در پاسخ می گوییم: همان طور که کلماتی نظیر بقره و آل عمران هم نام سوره است و هم جزو سوره، الم نیز می تواند در عین این که جزو سوره است نام سوره نیز باشد. (97)
پاسخ: گرچه نامگذاری اشیا یا اشخاص در مواردی ارتجالی است (98)
و مناسبت خاصی نمی طلبد، لیکن اثبات مدعای مزبور در مورد خاص دلیل می طلبد؛ گرچه ما دلیلی بر نفی تسمیه سوره ها به این نامها نیز نداریم، ولی دلیلی بر اثبات نیز نیست؛ از این رو در بوته احتمال قرار می گیرد.

رای سوم

حروف مقطعه نامهای قرآن است؛ چنانکه فرقان و ذکر نامهای قرآن کریم است. (99)
پاسخ: گرچه این احتمال نیز محال عقلی نیست، ولی اثبات آن، دلیل معتبر می طلبد و دلیلی از سوی صاحبان این رای ارائه نشده است؛ از این رو از محدوده احتمال تجاوز نمی کند.
اگر این حروف نام قرآن باشد لازمه اش آن است که بتواند به جای هر یک از آنها کلمه القرآن یا سایر نامهای، مانند فرقان یا ذکر، نهاد، مانند این که به جای (کهیعص ذکر رحمت ربک...) (100) بتوانیم بگوییم: القرآن ذکر رحمت ربک.... البته تالی مزبور نزد صاحبان رای سوم باطل نیست، چنانکه را اصل تلازم نیز می توانند ملتزم شوند.