تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 2

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

پیشگفتار سوره

سنام قرآن در نگاه برگزیدن بشر
سوره مبارکه بقره در سخنان رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت آن حضرت، با اوصافی ستوده شده که حاکی از جایگاه بلند این سوره است.
در احادیث نبوی گاهی از این سوره به سنام قرآن، یعنی قله رفیع قرآن، یاد شده: ان لکل شی ء سنام القرآن سوره البقره (1) و گاهی با عنوان سید قرآن (2) یا عنوان فسطاط قرآن، یعنی خیمه و سراپرده قرآن (3) از آن تعبیر شده است.
همچنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: سوره های طولانی قرآن به جای تورات به من عطا شده است؛ (4) چنانکه مئین به جای انجیل و مثانی به جای زبور به من عطا شده و با دریافت مفصل (که تقریباً 67 سوره است) بر دیگران برتری یافتم (5) و در پاسخ پرسش از برترین سوره قرآن، از سوره بقره نام بردند: سئل النبی (صلی الله علیه وآله) ای سور القرآن افضل؟ قال: البقره (6)
گرچه برخی سوره های دیگر قرآن، مانند حمد، نیز برترین سوره معرفی شده، ولی با افضل بودن سوره بقره نیز منافی ندارد؛ زیرا برتری هر یک، از جهتی است و افضل بودن در این گونه موارد نسبی است، نه مطلق و نفسی؛ مثلاً، برتری سوره حمد از آن روست که با وجود ایجاز و اختصار مشتمل بر عصاره معارف قرآن است و به همین جهت به ام الکتاب موسوم شده است. (7)
برتری سوره بقره نیز از نظر جامعیت آن است؛ این سوره گسترده، جامع اصول معارف، اخلاق، حقوق و احکام فقهی فراوانی است و از این جهت در میان سوره ها بی همتاست. از این رو برخی در صدر اسلام مدت هشت سال کوشیدند تا آن را فرا گیرند. (8)
سوره بقره در نگاه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از چنان عظمتی برخوردار بود که به جوانترین فرد یک لشکر بر اثر فراگیری این سوره، سمت فرماندهی داد: روی ان النبی (صلی الله علیه وآله) بعث بعثاثم تتبعهم یستقرئهم. فجاء انسان منهم فقال: ماذا معک من القرآن؟ حتی اتی علی احدثهم سنا، فقال: ماذا معک من القرآن؟ قال کذا و کذا و سوره البقره. فقال (صلی الله علیه وآله): اخرجوا و هذا علیکم امیر. قالوا: یا رسول الله (صلی الله علیه وآله) هو احدثنا سنا. قال: معه سوره البقره (9)
سفارش موکد اهل بیت (علیهم السلام) درباره تلاوت این سوره نیز، حاکی از عظمت آن در نگاه آن برگزیدگان است.
این سوره مشتمل بر آیاتی برجسته و نورانی مانند آیه الکرسی است که از آن به ذروه قرآن یعنی قله رفیع قرآن و یا گنج عرشی یاد شده است: ان لکل شی ء ذروه القرآن آیه الکرسی (10)، اعطیت آیه الکرسی من کنز تحت العرش ولم یوتها نبی کان قبلی. (11)
تعبیر گنج عرشی درباره آیات پایانی این سوره نیز آمده است: اعطیت لک و لامک کنزا من کنوز عرشی فاتحه الکتاب و خاتمه سوره البقره (12)
نامها و اوصاف سوره
سوره بقره به نامها و صفاتی موسوم شده است، مانند:
1- بقره: شهرت سوره به این نام بر اثر اشتمال آن بر داستان گاو بنی اسرائیل است که در آیات 67 تا 73 این سوره آمده و این نام مشهور، علم بالغبه است و کاربرد آن در احادیث معصومین (علیهم السلام) از باب همراهی با مصطلح توده مردم است، نه از باب تسمیه، زیرا اولاً، نام گذاری سوره ها توقیفی نیست و هیچ دلیلی نیز در دست نیست که این سوره را معصومین (علیهم السلام) به نام بقره نامیده باشند و ثانیاً، بعید است چنین سوره ای که معارفی والا و حکمی عمیق و احکامی فراوان در بر دارد به نام حیوانی نامیده شود و یا سوره انعام که مشتمل بر چهل احتجاج توحیدی است به نام چهارپایان موسوم شده باشد و یا سوره نمل که معارف عمیق و قصص بسیاری از پیامبران (علیهم السلام) را در بر دارد به نام مورچه و همچنین سوره مبارکه مائده که بر اثر اشتمال آن بر آیه ولایت شایسته نام سوره ولایت است به سبب تبیین سفره بنی اسرائیل به مائده موسوم شده باشد.
برخی مفسران شیعه و اهل سنت نیز به همین دلیل، از عنوان سوره البقره احتراز جسته، به جای آن، عنوان السوره التی یذکر فیها البقره را برگزیده اند. (13) در برخی روایات نیز از این سوره به عنوان السوره التی... یاد شده و از گفتن سوره البقره نهی شده است. (14) جناب آلوسی می گوید:
ممکن است گفتن سوره البقره در صدر اسلام بر اثر استهزای کافران، مکروه بوده است و بعد از ساطع شدن نور اسلام، نهی مزبور برطرف شده و بدون انکار، شیوع یافته و حدیث هم در جواز آن وارد شده است. (15)
2 و 3 - ذروه و سنام قرآن: (16) ذروه و سنام به معنای نقطه برجسته، ممتاز و نمایان یک شی ء است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از این سوره با این دو نام یاد کرده اند: البقره سنام القرآن و ذروته. (17)
4- فسطاط قرآن: (18) وصف سوره بقره با عنوان خیمه قرآن بر اثر اشتمال آن بر اصول اعتقادی و فروع عملی فراوان است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) این سوره با این وصف ستوده است: السوره التی یذکر فیها البقره، فسطاط القرآن. (19)
5- سید قرآن: (20) چون توحید دارای بلندترین جایگاه در معارف الهی است، این سوره بر اثر اشتمال بر آیات برجسته توحیدی، مانند آیه الکرسی، بدین صفت موصوف شده است. از سوی دیگر چون سید هر مجتمعی مئونه و هزینه آنان را تحمل می کند و معونه و کمک به آنان را به همراه (21) دارد و از جهت دیگر، سید هر گروهی خادم آنهاست (22) و این سوره طولانی هزینه نیل به معانی بسیاری از سوره ها را تحمل کرده، در ادراک ره آورد آنها خدمت به سزایی دارد، می تواند سید آنها باشد.
6- زهراء: در برخی روایات سوره بقره و آل عمران با نام الزهروان، یعنی دو سوره درخشان و تابناک یاد شده است. (23)
تعداد آیات
سوره بقره که از سور طوال قرآن و طولانی ترین آنهاست، بر اساس عدد اهل کوفه 286 آیه دارد. (24)
ویژگی عدد اهل کوفه آن است که از امیرالمومنین علی (ع) گرفته شه و از این رو معتبرترین اعداد است و مصحفهای رایج نیز بر اساس آن تنظیم شده است.
اقوال دیگر، درباره شمار آیات این سوره، 284، 285، 287 آیه است. (25)
غرر آیات
آیات برجسته و ممتاز سوره بقره، آیه الکرسی و سه آیه پایانی این سوره و همچنین آیات ناظر به مقام منیع خلافت الهی و تعلیم اسماء و حقایق اشیا به انسان کامل است. تنها سوره ای که از خلافت انسان کامل تعلیم اسماء در آن بحث شده همین سوره است.
اوصاف ویژه آیه الکرسی در روایات معصومین (علیهم السلام) نشانه جایگاه ممتاز آن در سوره بقره است و برجستگی آیه الکرسی بر اثر محتوای توحیدی ویژه آن است. برخی از اوصاف مزبور بدین قرار است:
1- ذروه قرآن: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هر چیزی را قله ای است و قله قرآن آیه الکرسی است: ان لکل شی ء ذروه و ذروه القرآن آیه الکرسی. (26)
2- سید سوره بقره: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: ...سید سخنها قرآن و سید قرآن سوره بقره و سید سوره بقره، آیه الکرسی است. (27)
3- گنج عرشی: رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: آیه الکرسی از گنجی در زیر عرش به من عطا شده است: اعطیت آیه الکرسی من کنز تحت العرش. (28)
4- برترین آیه سوره بقره: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در پاسخ پرسش از برترین آیات سوره بقره فرمودند: آیه الکرسی: سئل النبی (صلی الله علیه وآله)...ای آی البقره افضل؟ قال (صلی الله علیه وآله) آیه الکرسی. (29) در وصایای ابوذر نیز آمده است که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) پرسیدند: برترین آیه ای که بر تو نازل شده چیست؟ فرمودند: آیه الکرسی: فی وصیه ابی ذر انه سئل النبی (صلی الله علیه وآله): ای آیه انزلها الله علیک اعظم؟ قال: آیه الکرسی (30)
درباره آیات پایانی سوره بقره نیز به گنج عرشی تعبیر شده است:
اعطیت لک ولامتک کنزا من کنوز عرشی: فاتحه الکتاب و خاتمه سوره البقره. (31)
خطوط کلی معارف سوره (32)
1- نبوت عامه، تحریف کتب آسمانی پیشین، تحدی، اعجاز و عظمت قرآن کریم.
2- تاریخ پیامبران بزرگ الهی، مانند حضرت ابراهیم و حضرت موسی (علیهما السلام).
3- خلافت الهی انسان و خضوع فرشتگان در برابر انسان کامل.
4- اوصاف پرهیزکاران، منافقان و کافران به ویژه یهود و کارشکنی های آنان در برابر اسلام.
5- ارزش و جایگاه شهید و شهادت.
6- احکام عبادی؛ مانند نماز (و تحویل قبله)، روزه (و ماه مبارک رمضان).
7- احکام خانواده؛ مانند رضاع، طلاق، وصیت و ارث.
8- احکام اقتصادی، مانند انقاق، تجارت، دین، ربا و تنظیم اسناد مالی.
9- احکام اجتماعی؛ مانند جهاد و دفاع، نفی اکراه در دین و...
10- احکام کیفری؛ مانند قصاص.
11- احکام خوراکیها؛ مانند تحریم گوشتهای حرام و شراب.
قرطبی از ابن العربی نقل می کند:
از بعضی مشایخ خود شنیدم که می گفت: در سوره بقره هزار امر، هزار نهی، هزار حکم و هزار خبر وجود دارد. (33)
هدف سوره
گرچه آیات این سوره به تدریج نازل شده و مشتمل بر موضوعات گوناگون است، ولی از آنجا که هر سوره به منزله فصلی از فصول قرآن کریم و در نتیجه دارای هدف و پیام واحد است، این سوره نیز دارای غرض واحد و جامعی خواهد بود.
هدف واحدی که می توان از مباحث متنوع این سوره انتزاع کرد این است که مقتضای بندگی خدای سبحان، ایمان به همه پیامبران و همه کتابهای آسمانی است و بر این اساس، کافران و منافقان را بر اثر نداشتن ایمان مذمت می کند و اهل کتاب را به خاطر بدعتهایشان، از جمله تفرقه در دین خدا و فرق گذاشتن بین پیامبران، ملامت می کند و احکامی را که ایمان به آنها مقتضای اسلام بیان می کند.
انسجام و هماهنگی صدر و ذیل سوره بقره شاهد این مدعاست، در اولین آیات آن سخن از ایمان پرهیزکاران به غیب و کتابهای آسمانی و کفر و انکار کافران و منافقان نسبت به این حقایق است و در پایان سوره نیز سخن از ایمان رسول و مومنان به وحی، فرشتگان و رسولان الهی و عدم تفریق بین مرسلین است.
فضیلت فراگیری و تلاوت
در فضیلت فراگیری و تلاوت این سوره احادیثی در جوامع روایی آمده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
1- پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به ابی بن کعب فرمودند: پاداش قرائت سوره بقره درود و رحمت الهی و اجرای همسان اجرا یک سال مرزبانی در راه خداست.
ای ابی!مسلمانان را به فراگیری این سوره فراخوان که در فراگیریش برکت و در رها ساختن آن حسرت است. من قراها فصلوات الله علیه و رحمه و اعطی من الاجر کالمرابط فی سبیل الله سنه... یا ابی مر المسلمین ان یتعلموا سوره البقره، فان تعلمها برکه و ترکها حسره. (34)
2- امام صادق (علیه السلام) فرمودند: سوره بقره و آل عمران در روز قیامت مانند دو قطعه ابر بر سر قاری خود سایه می افکند: من قرا البقره و آل عمران جاء تا یوم القیامه تظلانه علی راسه مثل الغامتین...(35)
3- پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر کس یک روز، سوره بقره را در خانه خود قرائت کند، سه روز آن خانه از گزند اهریمن مصون است و همچنین اگر یک شب آن را در خانه خود تلاوت کند، سه شب آن خانه از آسیب شیطان محفوظ است و شیطان به آن جا در نمی آید: من قراها فی بیته نهارا لم یدخل بیته شیطان ثلاثه ایام و من قراها فی بیته لیلا لم یدخله شیطن ثلاث لیال (36)
4- در برخی روایات آمده است: تهی ترین خانه ها از خیر، خانه ای است که در آن سوره بقره تلاوت نشود: ان اصفر البیوت من الخیر بیت لا یقرا فیه سوره البقره (37)
5- در برخی روایات به تلاوت آیات خاصی از این سوره، مانند: چهار آیه اول، آیه الکرسی و سه آیه پایانی آن ترغیب شده است. (38)
6- امیرالمومنین (علیه السلام) در خصوص آیه الکرسی و مداومت بر قرائت آن می فرماید: از هنگامی که آن را از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) شنیدم، هیچ شبی تلاوت آن را ترک نکردم: فما بت لیله قط منذ سمعتها من رسول الله (صلی الله علیه وآله) حتی اقرئها. (39)
جمعی از شاگردان مکتب رسالت و امامت نیز پس از شنیدن این خبر بر تلاوت آن مداومت کردند. (40) برخی از شاعران مسلمانان نیز پس از فراگیری سوره بقره، شعر را ترک کردند مانند: لبید بن ربیعه که از شاعران نامدار جاهلیت بود و اسلام را به خوبی پذیرفت و شعر را به کناری نهاد. عمر در زمان خلافت خود از او شعر خواست و او سوره بقره را خواند. عمر به او گفت: من از تو شعر خواستم، لبید گفت: بعد از آن که خداوند سوره بقره و آل عمران را به من آموخت، هیچ شعر نمی گویم: ما کنت لاقول بیتا من الشعر بعد اذ علمنی الله البقره و آل عمران. (41)
تذکر1- در جوامع روایی، احادیث فراوانی درباره تاثیر تلاوت سوره بقره و نیز خصوص آیه الکرسی در درمان بیماریهای جسمی، فقرزدایی و تامین نیازهای دنیوی نقل شده است. (42)
تبیین این گونه فواید و آثار در روایات معصومین (علیه السلام) برای مومنان متوسط است و این گونه احادیث هرگز در صدد حصر رسالت اصلی و اساسی قرآن نیست؛ زیرا رسالت اصیل قرآن کریم خارج ساختن انسانها از تیرگیهای اعتقادی، اخلاقی و عملی به نور هدایت و درمان دردهای فکری و اخلاقی جوامع بشری و آراستن آنان به اندیشه و رفتاری الهی است:... کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور) (43)، (یا ایها الناس قد جاءتکم موعظه من ربکم و شفاءلما فی الصدور.) (44)
از این رو امام صادق (علیه السلام) پس از برشمردن برخی از آثار مزبور درباره آیه الکرسی، می فرماید: و من از آن برای صعود به سوی خدا و دست یافتن بر درجات برتر استعانت می جویم: من قراه مره صرف الله عنه الف مکروه من مکاره الدنیا و الف مکروه من مکاره الاخره، ایسر مکروه من مکاره الدنیا و الف مکروه من مکاره من مکاره الاخر؛ ایسر مکروه الدنیا الفقر و ایسر مکروه الاخر عذاب القبر و انی لاستعین بها علی صعود الدرجه ، (45) زیرا معارف آیه الکرسی، مصداق بارز علم الهی است که آموختن آن و آمیختن دانش حصولی آن به ایمان و عمل صالح و تحصیل زمینه علم شهودی آن، گذشته از ارتفاع درجات: یرفع الله الذین آمنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات... (46)، پایه صعود به سوی خداوند را فراهم می کند، چون مضمون آن، کلم طیب است و هر کلم طیب به سوی خداوند صعود می کند: الیه یصعد الکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه... (47) از این رو معانی آن به سوی خدا صاعد است و چون این کلم طیب از روح متکلمان آن، یعنی معتقدان، متخلقان و عاملان به آنها جدا نیست، قهراً مایه صاعد شدن متکلمان آن، یعنی معتقدان مزبور است و کاملترین انسانهای صاعد اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) هستند.
2- آنچه درباره فضیلت قرائت سوره ها و آیات وارد شده باید با پیام قرآن از یک سو و با راهنمایی سنت اهل بیت (علیه السلام) از سور دیگر مطابق باشد. آنچه از قرآن استنباط می شود این است که استعاذه به خداوند از شیطان، ادب تلاوت است و کسی که به گناه آلوده است به شیطان گرایش دارد، نه این که از او گریزان باشد و قرآن کریم در آیات فراوانی، کیفر تلخ تبهکاری را گوشزد می کند. بنابراین، نمی توان گفت اگر تبهکار قرآن را (که گناه را تقبیح و گناهکار را توبیخ می کند) تلاوت کند، ثواب می برد.
مستفاد از سنت معصومین (علیه السلام) نیز این است که: رب تال القرآن والقرآن یلعنه، (48) لیس القرآن بالتلاوه و لا العلم بالعروایه ولکن القرآن بالهدایه والعلم بالدرایه، (49) اقرأ القرآن ما نهاک فان لم ینهک فلست تقراه. (50) از این جا روشن می شود که در احادیث وارد در فضیلت قرائت قرآن، صرف تلاوت مطلوب نیست، بلکه حق تلاوت آن است که در آیه 121 سوره بقره به آن اشاره شده است: الذین اتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یومنون به و من یکفر به فاولئک هم الخاسرون، زیرا همه کتابهای آسمانی و تلاوت هر یک از آنها در این اصل جامع یکسان است.
بنابراین، تلاوت قرآن بدون ایمان و عمل صالح، سودی ندارد؛ گرچه عدالت قاری شرط صحت قرائت نیست، بلکه شرط کمال آن است، لیکن برای کسی که در صراط بهره وری از این مائده الهی باشد. البته درجات تلاوت ممدوح به تفاوت درجات ایمان و مراتب عمل قاری صالح وابسته است که نمونه ای از حق تلاوت در آیات 107 تا 109 سوره اسراء و آیه 58 سوره مریم و آیه 16 سوره حدید و... آمده است.
فضای نزول
آشنایی با فضای نزول هر یک از سوره های قرآن کریم، راهگشای تفسیر آیات، تشخیص هدف سوره و تبیین پیوند آیات آن سوره با یکدیگر است؛ چنانکه آشنایی با شان نزول معتبر، در کیفیت تطبیق مفهوم جامع بر مصداقها و اندراج جزئی تحت کلی فراگیر موثر است. همان گونه که بررسی دقیق مفاهیم آیات سوره، راهنمای مناسبی برای حدس به فضای نزول خواهد بود. بنابراین، هم آگاهی به فضای نزول از بیرون، شاهد خوبی برای استنباط دقیق مضامین سوره است، و هم اجتهاد کامل از درون، زمینه مساعدی برای حدس فضای نزول.
غرض آن که، آشنایی با فضای نزول سوره و همچنین شان نزول آیات، مفسر را در گزینش مناسبترین احتمالها در تفسیر هر آیه و نیز تبیین صحیح مطالب جامع و کلی سوره یاری می کند.
از این رو پیش از تفسیر سوره بقره، باید از راه جمع بندی شان نزولهای معتبر آیات و بررسی مسائل مهم فرهنگی، اعتقادی و تاریخی مقطع نزول سوره، با فضای نزول سوره آشنا شویم.
نزول بسیاری از سوره ها مانند سوره بقره، با رخدادهای دوران رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) ارتباط دارد. ترسیم مجموعه شرایط، مناسبتها، حوادث و ویژگیهای مقطع نزول سوره، همان ترسیم فضای نزول است.
زمان و مکان نزول
سوره مبارکه بقره طولانی ترین سوره قرآن و اولین سوره مدنی است که پس از هجرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به مدینه، نزول آن آغاز شد. (51) گرچه زمان شروع نزول سوره به درستی روشن نیست و برخی گفته اند: پس از شش ماه از هجری نبوی (صلی الله علیه وآله) نزول آن آغاز شده، (52) ولی بعید به نظر می رسد که در ماههای آغازین هجرت و در جریان وقایعی مانند ساختن مسجد و برطرف کردن اختلافهای قومی، آیاتی از این سوره نازل نشده باشد.
درباره پایان نزول سوره نیز به نظر می رسد که نزول بخش عمده آیات آن در ماه رمضان سال دوم هجری هم زمان با جنگ بدر پایان یافته باشد. بنابراین، مقطع زمانی نزول سوره بقره یا هجده ماه آغاز هجرت است (از ربیع الاول سال ماه رمضان سال دوم) و یا دوازده ماه (از ماه رمضان سال اول تا ماه رمضان سال دوم). شواهد این مدعا بدین قرار است:
1- سوره مبارکه انفال که دومین سوره مدنی است، (53) کمی پس از جنگ بدر (54) نازل شده و سیاق آیات آن گواه خوبی بر مدنی بودن و نزول آن پس از جنگ بدر است؛ زیرا برخی از اخبار جنگ مزبور را بازگو و مسایل مربوط به جهاد، غنایم جنگی و انفال را بیان می کند. (55)
استاد علامه طباطبایی (قدس سره) می گوید:
ارتباط این آیات در سوره انفال و تصریح به جریان جنگ بدر نشان می دهد که همه آیات این سوره درباره جنگ بدر بوده و کمی پس از جنگ نازل شده است، تا آن جا که ابن عباس آن را سوره بدر نامیده است. (56)
نزول سوره انفال که دومین سوره مدنی است، نشانه پایان یافتن بخش عمده آیات سوره بقره است؛ زیرا هر یک از سوره های قرآن به منزله فصی از این کتاب الهی است که با آیه کریمه بسم الله الرحمن الرحیم مرزبندی شده است و نزول بسم الله... به طور قطعی نشانه آغاز سوره و فصل جدیدی از قرآن بود: ...و انما کان یعرف انقضاءالسوره بنزول بسم الله الرحمن الرحیم ابتداء للاخری (57) . بنابراین، نزول آیه کریمه بسم الله... در دوران نزول وحی نشانه پایان پذیرفتن همه یا بخش عمده آیات سوره پیشین بوده است، به طوری که اگر آیه ای نیز بعد به آن ملحق گردد، نظیر آیه اتقوا یوما ترجعون فیه الی الله ثم توفی کل نفس ما کسبت و هم لا یظلمون (58) که به دستور رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) به سوره بقره ملحق شد، منافاتی با انقضای سوره نداشته باشد.
بنابراین، بخش عمده آیات سوره بقره در مقطع زمانی آغاز هجرت تا ابتدای جنگ بدر، طی دوازده یا هجده ماه و بخش کمی از آن پس از جنگ بدر نازل شده است، مانند،
الف: آیات 196 تا 203 که در حجه الوداع نازل شده و حج تمتع را تشریع می کند. (59)
ب: آیات 275 تا 280 که بر حرمت ربا تاکید دارد و چهره واقعی رباخواران را ترسیم می کند و پس از سوره آل عمران نازل شده است. (60)
ج: آیه 281 که آخرین آیه نازل شده بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است(61).
2- بررسی اثباتی محتوا و معارف سوره بقره نیز نشانه نزول آن در مقطع زمانی مزبور است؛ زیرا حوادث و مناسبتهای سالهای اول و دوم هجرت، مانند تحویل قبله و احتجاجهای متقابل در تغییر آن در این سوره منعکس است.
3- بررسی سلبی مضامین سوره نیز، نشانه نزول آن در اوایل هجرت است؛ زیرا هیچ تعرضی به رخدادهای اواسط و اواخر هجرت، مانند مباهله، صلح با صنادید قریش و سران طغیان، فتح نهایی و پیروزی فراگیر اسلام و حج الوداع در آن یافت نمی شود.
تفاوت فضای نزول سور مکی و مدنی
قرآن کریم 114 سوره دارد که 85 سوره آن پیش از هجرت در دوران سیزده ساله اقامت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) در مکه و 29 سوره آن پس از هجرت، در دوران ده ساله اقامت آن حضرت در مدینه نازل شده است. (62) سوره های مکی فضای نزول ویژه ای دارد که با فضای نزول سوره مدنی متفاوت است و چون فضای نزول هر سوره با محتوای آن سوره تاثیر متقابل دارد، یکی از معیارهای تشخیص مکی یا مدنی بودن هر سوره نیز بررسی محتوای آن سوره است. اکنون به بررسی تفاوتهای این دو فضا می پردازیم.
1- فضای نزول سور مکی: اسلام به صورت پدیده ای فرهنگی ابتدا در مکه ظهور کرد و چون با استقبال توده مردم مواجه نشد و زمام امور نیز به دست سران شرک و معاندان اسلام بود، شمار مسلمانان بسیار کم بود و همین گروه اندک با تحمل شکنجه های توانفرسا و نثار جان و مال، از آیین نوپای توحید دفاع و پاسداری می کردند. در دوران پیش از هجرت هیچ نام و نشانی از دولت و حکومت اسلامی نبود و صنادید قریش اسلام را در مرزهای مکه و در احوال شخصی و خانوادگر محصور کرده بودند و از نشر آن نه تنها برای خارج از مرز مکه یا مسافران برون مرزی که وارد محدوده حرم می شدند، جلوگیری می کردند، بلکه از پذیرش بومیهای داخلی نیز مانع می شدند.
در این مقطع بر اثر دعوت به توحید و نفی بت پرستی تنها در فضای مکه، ناآرامی قومی حاکم بود و چون پیام اسلام از مرز مکه یا حجاز فراتر نرفته بود بحران بین المللی وجود نداشت.
پدیده نفاق در مکه مستور بود و بستر و زمینه چندانی برای ظهور و شیوع نداشت؛ زیرا مسلمانان در اقلیت و فاقد قدرت سیاسی نظامی یا توانمندی اقتصادی بودند و همه امور قانونی، اجرایی و قضایی به دست دشمنان اسلام بود و از این رو سخنی از جهاد با کافران نیز نبود.
در دوران مکه شرایط مساعد برای تشریع احکام دین به طور گسترده فراهم نبود و مناظره با اقلیتهای دینی (یهود و نصارا) نیز جایگاهی نداشت، چنانکه مجال واسعی برای تهذیب و توفیق در تزکیه نفوس و تربیت ارواح نبود؛ زیرا همه کارهای کارهای سران ستم بر محور قانون (وقد افلح الیوم من استعلی) (63)، الحق بمن غلب و انصر اخاک ظالما او مظلوما دور می زد.
2- فضای نزول سور مدنی: در دوران ده ساله مدینه فضای دیگری حاکم بود؛ زیرا اولاً، استقبال بی نظیر مردم از دین زمینه گسترش سریع اسلام را فراهم ساخته بود. ثانیاً، دولت و حکومت اسلامی استقرار یافته بود. ثالثا، پیام دعوت توحید نه تنها مکه، بلکه حجاز را در نوردیده، به سایر ملتها و اقلیتهای دینی رسیده بود و بر اثر آن، ناآرامی و بحران بین المللی ایجاد شده بود، به گونه ای که هم یهودیان و مسیحیان و هم سران امپراتوریهای ایران و روم از پیشرفت و نفوذ اسلام احساس خطر می کردند.
رابعاً، بستر مناسبی برای تشریع صدها حکم از احکام عملی دین فراهم آمده بود. خامسا، بر اثر اقتدار روزافزون حکومت اسلامی از یک سو و انزوای دشمنان از سوی دیگر، شرایط مناسبی برای ظهور و شیوع پدیده نفاق فراهم شده بود. سادسا، قدرت اسلام روز به روز افزونتر می شد و کافران و منافقان و اهل کتاب در تنگنا و فشار بودند و موفقیتها و پیروزیهای پی در پی مسلمانان، منافقان را از شکست نهضت نوپای اسلامی ناامید کرده بود و اهل نفاق با کافران و یهودیان معاند روابط پنهانی داشتند. سابعا، یهودیان معاند نیز چنان از گسترش اسلام در نگرانی و وحشت بودند که لحظه ای از کارشکنی و اغوا و فریب مسلمانان نمی آسودند. ثامنا، جهاد با معاندان کارشکن برای اولین بار مطرح می شد و هر روز زمینه مناسبتری برای دفاع از اسلام و دفع دشمنان آن فراهم می گشت. تاسعا، بین پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و علمای یهود و نصارا مناظره و حتی تحدی و دعوت به مباهله انجام می گرفت.
گسترش آوازه اسلام به حدی بود که پیروان آیینهای دیگر را وا می داشت تا درباره اسلام تحقیق کنند و از این رو هیئتهایی از دور و نزدیک به مدینه می آمد و با پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) برای بحث آزاد و احتجاج معقول ملاقات می کرد، چنانکه مسیحیان نجران با اعزام وفد نجران در صدد تحقیق از دین جدید برآمدند و عاشرا، و در اواخر دوران استقرار حکومت اسلامی در مدینه بود که نامه ها و پیکها از سوی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) برای رهبران مذهبی و نیز سران غیر مذهبی بلاد دیگر مانند ایران و روم فرستاده می شد.
گرچه در مکه نیز حادثه هجرت مسلمانان به حبشه رخ داد و سران شکر نیز مسلمانان را تا حبشه دنبال کردند تا آنان را دستگیر کنند و آنان پیام اسلام را به نجاشی و به برخی از مردم حبشه رساندند و نجات یافتند، لیکن آنان پیک رسمی (مانند گروههایی که در اواخر دوران مدینه به اکناف عالم اعزام می شدند) به حساب نمی آمدند؛ زیرا آوای پیام مکه با استنصار همراه بود، لیکن ندا و هشدار پیام مدینه با تهدید به انتصار و انتقام مقرون بود. البته روح همه تهدیدهای الهی تحبیب است؛ چنانکه در توجیه جهاد روشن می شود.
غرض آن که، مدینه بستر مناسبی برای توانمند شدن دولت اسلامی و رشد فکری و معنوی مسلمانان بود؛ آنان نمازهای یومیه و نماز جمعه را به امامت شخص رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) بر پا می داشتند و از خطابه ها و مواعظ آن حضرت بهره مند می شدند.
حاصل این که، تشکیل دولت، صدور پیام دعوت اسلامی، درگیریهای سیاسی، مبارزات فرهنگی و اعتقادی، جنگهای ابتدایی و دفاعی گوناگون، رشد و گسترش و مشهور شدن پدیده نفاق، کارشکنی های یهود در برابر دعوت اسلامی و تشریع صدها حکم از احکام فقهی دین، همه در مدینه مطرح بود و در چنین فضایی، بخش وسیعی از سوره های قرآن کریم نازل شد.
بنابراین، سر تفاوت اساسی مضامین سور مکی و مدنی قرآن کریم، اختلاف فضای نزول آن است، بر این اساس، مخاطبان سوره های مکی نوعا مشرکان هستند و محور اساسی محتوای این سوره ها تبیین اصول سه گانه دین و دعوت به پذیرش آنها و نفی شرک و ابطال عبادت بتهاست، ولی مخاطبان سوره های مدنی نوعا مومنان یا اهل کتاب یا منافقانند. از این رو سخن از جهاد، مناظره با یهود و نصارا و کارشکنی علنی منافقان، تنها در سوره های مدنی مطرح است و سوره های مزبور گذشته از اشتمال بر اصول اعتقادی، فروع فقهی و قوانین قضایی و حکومتی را در بر دارد.
فضای نزول سوره بقره
پس از بررسی اجمالی فضای عمومی نزول سوره های مدنی، اکنون باید با فضای نزول ویژه سوره بقره که اولین سوره مدنی است، آشنا شویم. برای آشنایی با چنین فضایی باید موقعیت اجتماعی و فرهنگی شهر مدینه در دوران پس از هجرت و همچنین شرایط سیاسی و نظامی حاکم بر آن بررسی شود.
دورنمایی از موقعیت فرهنگی و اجتماعی مدینه
دهکده سر سبز یثرب که در امتداد دره طولانی وادی القری راه بازرگانی یمن به شام، قرار داشت و پس از هجرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به آن جا، به مدینه موسوم شد، محل سکونت دو طایفه معروف اوس و خزرج بود. اینان که از مهاجران عرب یمن (قحطانی) بودند، از اوایل قرن چهارم میلادی در این منطقه می زیستند و پس از هجرت نبوی به اسلام گرویده، آداب جاهلی یا آیین غیر اسلامی را رها کردند و پس از جنگهای خونین یکصد و بیست ساله داخلی، دست برادری به یکدیگر دادند.
در کنار اوس و خزرج، سه طایفه بزرگ و سرشناس یهود به نامهای بنی قریظه، بنی النضیر و بنی قینقاع که از مهاجران شبه جزیره بودند، به سر می بردند. آنان نسبت به دیگران از جایگاه ممتازی برخوردار بودند، زیرا این طوایف سه گانه در میان اوسیان و خزرجیان که از امیین عرب بودند، به عنوان اهل کتاب شناخته می شدند و مشرکان عرب با این که گرایشی به پذیرش دینشان نداشتند، آنان را بر اثر داشتن کتاب آسمانی، از خود داناتر می دانستند و اساسا یکی از زمینه های گرایش اوسیان و خزرجیان به اسلام، بشارت بعثت پیامبر اسلام بود که از آنان شنیده بودند. از این رو برای رهایی از حقارت فرهنگی و رسیدن به ثقافت دینی و جبرن جهالتهای گذشته، به آینده امیدوار کننده ای رو آوردند.
موقعیت اجتماعی و فرهنگی مدینه پس از هجرت
پس از هجرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و استقرار حکومت اسلامی، ساکنان مدینه چندگروه بودند:
1- مسلمانان انصار: در سال یازدهم بعثت شش نفر از قبیله خزرج در موسم حج در مکه با رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) ملاقات کرده، به اسلام گرویدند و اینان اولین گروهی بودند که از خارج مکه به جمع مسلمانان پیوستند. (64)
بر اثر کوششهای فرهنگی گروه مزبور، در سال دوازدهم بعثت، دوازده نفر از مردم مدینه، در عقبه (65) نخستین پیمان اسلامی را با پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بستند که به پیمان عقبه معروف شد. با درخواست این گروه، اولین مبلغ اعزامی از سوی رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) به نام مصعب بن عمیر راهی مدینه شد (66) و سپس در ماه ذی الحجه سال سیزدهم بعثت (67) در محل عقبه پیمان دیگری بین پیامبر (صلی الله علیه وآله) و بیش از هفتاد تن از مردم مدینه منعقد شد- به پیمان دوم عقبه موسوم گشت. گروه مزبور پیش از این، با تبلیغ مصعب بن عمیر اسلام آورده بودند.
پس از ورود پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به مدینه بیشتر اوسیان و خزرجیان مسلمان شدند و اینان بر اثر نصرت دین خدا و یاری پیامبر (صلی الله علیه وآله) و پذیرش و پناه دادن مهاجران مکی در تاریخ اسلام به نام انصار شناخته شدند. از عوامل گرایش سریع آنان به اسلام، می توان به دریافت بشارت بعثت پیامبر جدید از یهودیان و نیز به ستوه آمدن از درگیریهای صد و بیست ساله داخلی اشاره کرد. از این رو آنان با این که از مرکز انتشار اسلام (مکه) دور بودند زودتر از مکیان به اسلام پیوستند و چند ملاقات کوتاه آنان با رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) از تبلیغات سیزده ساله آن حضرت در مکه نسبت به مکیها موثرتر افتاد؛ زیرا حجاب معاصرت، قومیت، رقابت قبیله ای و منافسه های جاهلی شهروندان یک شهر یا روستائیان یک دهکده همواره به جای رایزنی، راهزنی می کند.
همه تیره های اوس و خزرج در سال اول هجرت مسلمان شدند به جز چند تیره معدود که پس از جنگ بدر اسلام آوردند. (68) اوس و خزرج، پس از اسلام، دشمنیهای دیرین صد و بیست ساله داخلی را رها کرده، با اعتصام به حبل متین الهی از عدوات به مودت هجرت کردند و برادرانی ایمانی یکدیگر شدند.
2- مسلمانان مهاجر: اینان که از اولین و خالصترین مسلمانان صدر اول اسلام بودند، بر اثر فشارهای توان فرسای صنادید قریش و سران شرک، خانه ها و اموال خود را رها کرده، از مکه به پایگاه اسلام، مدینه، آمدند و بخشی از ساکنان این شهر را تشکیل دادند و در آغاز هجرت به مدینه بر اثر سکونت در ایوان کوچکی در ورودی مسجد پیامبر (صلی الله علیه وآله) به اصحاب صفه معروف شدند.
3- یهودیان: اینان در داخل و خارج شهر مدینه زندگی می کردند و افزون بر یهودیان دو قبیله اوس و خزرج، سه قبیله معروف بنی قریظه، بنی النضیر و بنی قینقاع را تشکیل می دادند. آنان از ثروت و امکانات فراوانی فراوانی برخوردار بودند و در اقتصاد و تجارت مدینه نقش عمده و محوری داشتند.
یهودیان نزد مردم امی مدینه موقعیت ممتازی داشتند؛ آنان پیش از ظهور اسلام در انتظار ظهور پیامبر جدیدی بودند که بشارت بعثت وی را از عهدین دریافت کرده بودند، تا با هدایت و رهبری وی بر کافران (امیین عرب) پیروز شوند، ولی پس از ورود اسلام به مدینه، از اولین کسانی بودند که در برابر دعوت اسلامی به مقابله برخاستند و از هرگونه دشمنی و کارشکنی نسبه به اسلام و حکومت آن دریغ نکردند: و کانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا فلما جاءهم ما عروفوا کفروا به. البته گروهی از یهودیان به رسول گرامی (صلی الله علیه وآله) ایمان آوردند و خداوند نیز با تکریمی ویژه از آنان یاد کرده است.
اما دشمنی گروهی دیگر از یهودیان با اسلام که طیف وسیعی را تشکیل می دادند عوامل گوناگونی داشت، از یک سو آنان خود را صاحب کتاب آسمانی می دانستند و در دعوت به دین حق خود را بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مقدم می پنداشتند و از سوی دیگر سیادتی که بر اثر امی بودن سایر شهروندان، مانند اوس و خزرج و اختلاف دامنه دار آنان کسب کرده بودند، با آمدن اسلام به مدینه از دست داده بودند.
تذکر الف: در منابع تاریخی و تفسیری بحث قابل توجهی درباره حضور نصارا در مدینه نیامده و سر آن این است که اولاً، در آغاز اسلام تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بخش نجران (واقع در نقطه مرزی حجاز و یمن) بود که ساکنان آن، به عللی (69) از بت پرستی (آیین رایج حجازیان) دست کشیده، به آیین حضرت مسیح (علیه السلام) گرویده بودند. البته افزون بر ساکنان نجران، در مناطق شمالی حجاز نیز گروهی بر اثر مجاورت با منطقه تحت نفوذ روم مسیحی گرویده بودند.
ثانیاً، در میان پیروان ادیان در محدوده حجاز، نصارا نسبت به یهود در اقلیت بودند و ثالثا، بر خلاف یهودیان که کینه توزیها و کارشکنیهانشان در برابر اسلام و مسلمانان معروف است، مسیحیان عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) رابطه خوبی با مسلمانان داشتند؛ چنانکه قرآن کریم یهود عنود را در کنار مشرکان لدود از کینه توزیترین دشمنان مسلمانان می داند، اما مسیحیان را بر اثر حضور دانشمندان و زاهدان و راهبان در میان آنان و همچنین بی تکبر بودن آنان از مهربانترین مردم نسبت به مسلمانان می شمارد: لتجدن اشد الناس عداوه للذین امنوا الیهود اشرکوا ولتجدن اقربهم موده للذین امنوا الذین قالوا انا نصاری ذلک بان منهم قسیسین و رهبانا و انهم لا یستکبرون . ب: گرچه در محدوده حجاز مسیحیت در اقلیت بود، لیکن چون در مناطقی مانند حبشه و نجران و روم شمار مسیحیان فراوان بود و مسلمانان برای تبلیغ دین و همچنین داد و ستد و تجارت و مانند آن با مسیحیان رابطه داشتند در سوره بقره آیاتی درباره آنان نازل شد.
4- مشرکان: اینان بخشی از دو قبیله اوس و خزرج بودند که مانند مشرکان مکه با اسلام عناد داشتند و پیوند قهرآمیز خود را با یهود عنود از یک سو و مشرکان مکه از سوی دیگر و منافقان داخلی از سوی سوم به صورت مثلث مشئوم درآورده بودند ولی با استقرار نظام اسلامی تبدیل به منافقان شدند یا از مدینه گریختند و بعد از آن اثر مشهودی از آنان ثبت نشده است.
5- منافقان: ظهور و شیوع پدیده نفاق در دوران سیزده ساله مکه جایگاه چندانی نداشت؛ زیرا مسلمانان در این دوران یا در شعب ابوطالب محصور بودند یا شکنجه های توانفرسای صنادید قریش را تحمل می کردند و گروهی نیز به حبشه هجرت کردند و اصولا مسلمان شدن در آن دوران با حرمان از همه مزایای زندگی برابر بود.
به بیان دیگر، در دوران سیزده ساله مکه کسی به طمع مادی یا بر اثر هراس از قدرت نظامی یا از خوف از دست دادن موقعیت اجتماعی یا برای شکست دادن اسلام، منافقانه اظهار اسلام نکرد؛ زیرا مسلمانان در مکه نه حکومت و اقتداری داشتند، تا مخالفان از آن بهراسند و نه امکانات مادی، تا گروهی به طمع دستیابی به آن، منافقانه اظهار ایمان کنند؛ در مکه هنوز کسی قدرت اسلام را باور نداشت و آینده نهضت نوپای اسلامی نیز برای غیر مسلمانان سخت تاریک و مبهم بود و اصولا اسلام به عنوان یک پدیده فرهنگی ناکام و شکست خورده تلقی می شد.
از این رو در میان 85 سوره ای که در مکه نازل شد، هیچ نام و نشان رسمی از منافقان نیست، جز در سوره عنکبوت که آخرین سوره نازل شده در مکه است و عامل نفاق منافقانی که در این سوره از آنان یاد شده، در کتب تفسیر مذکور است (70) و بر این اساس، نمی توان ادعا کرد که هیچ یک از علل نفاق در مکه وجود نداشت و به طور کلی نفاق در مکه فاقد بستر مناسب بود؛ (71) زیرا پیش بینی برخی نسبت به آینده پیروزمند اسلام خواه از راه گزارش مبشران، خواه بر اثر اعلام کاهنان، خواه در سایه تفرس سیاستمداران جامعه شناس و خواه بر اثر شواهد و علل یا ادله دیگر، سبب پذیرش آنان نسبت به اسلام شد؛ چنانکه برخی از روایات نیز آن را تاکید می کند.
اما در مدینه حکومت قدرتمند اسلامی استقرار یافت و اقتدر مسلمانان به ویژه پس از جنگ پیروزمند بدر، روزافزون و چشمگیر شد به گونه ای که بسیاری از بزرگان مدینه برای حفظ منافع موروثی خود، با اسلام سازش کردند، همانند عبدالله بن ابی بن سلول، سرکرده منافقان مدینه که اندکی پیش از ورود اسلام به مدینه، قوم او زمینه زمامداریش را فراهم می ساختند. بنابراین، پیدایش نفاق به طور گسترده، معلول شرایط خاص دوران مدینه است؛ شرایطی که موجب شد آیات فراوانی از سوره های مدنی (که پس از سوره بقره و بعد از جنگ بدر نازل شده است، مانند: انفال، آل عمران، احزاب، نساء، حدید، حشر، منافقون، تحریم، فتح و توبه) (72) به منافقان و افشای نقشه ها و دسیسه های تخریبی آنان و روابط پنهانی که برای شکست نهضت اسلامی با یهودیان مدینه داشتند، اختصاص یابد.
شرایط سیاسی و نظامی مدینه در زمان نزول سوره
با شکل گیری حکومت اسلامی در مدینه و آغاز اقتدار مسلمانان، خطر مهم از چهار جهت، حکومت نوپای اسلام و حتی اصل موجودیت آن را تهدید می کرد:
1- مشرکان قریش و عموم بت پرستان شبه جزیره.
2- یهودیان که در تجارت و اقتصاد مدینه نقش محوری داشتند.
3- منافقان که به تدریج و همپای افزایش قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی مسلمانان، شمار آنان افزونتر و کارشکنی های بیشتر می شد.
4- از جهت تجدید دشمنی دیرین اوس و خزرج که با اخوت اسلامی زبانه های آتش کینه آنان فرونشسته بود، لیکن عمده ترین خطر برای نظام اسلامی، یهودیان بودند که برای نفاق افکنی بین مسلمانان و شکست حکومت اسلامی سخت تلاش می کردند و از این رو در سوره بقرذه بیش از هر گروه مخالفی، سخن از یهودیان است و مهمترین اقدامهای آنان در جهت دشمنی با مسلمانان بدین قرار است:
1- طرح شبهات برای سست کردن پایه های عقیده و عزم امت اسلامی.
در این باره سوره های بقره و نساء به تبیین مجادلات آنان و پاسخ به آنها پرداخته است. (73)
2- کوشش در جهت برافروختن دوباره آتش دشمنی و کینه توزی داخلی بین انصار (اوس و خزرج).
3- برقراری روابط پنهانی با مشرکان و منافقان.
4- همکاری با مشرکان در نبردهای مسلمانان با قریش مشرک.
گرچه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) با یهودیان از اوس و خزرج و همچنین با سه طایفه معروف یهود (بنی قریظه، بنی النضیر و بنی قینقاع) پیمانهای دفاعی بست و از این راه کوشید تا مانع کارشکنی آنان شود، ولی دشمنیها و پیمان شکنی های آنان به بروز جنگهای خونین با مسلمانان و سرانجام به نابودی یهودیان در مدینه انجامید. نکات قابل توجه دیگر درباره شرایط سیاسی و نظامی مدینه در مقطع نزول سوره، بدین قرار است:
1- توان نظامی و رزمی مسلمانان روز به روز افزایش می یافت و پیمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در سال دوم (74) هجرت با اعزام گروههای گشت و مراقبت به نقاط مختلف، دست به یک سلسله مانورهای نظامی زد که در تاریخ ثبت شده است؛ (75) مانند سریه ای که به فرماندهی حمزه بن عبدالمطلب و همراهی سی تن از مهاجران انجام شد و آنان تا کرانه دریای سرخ، مسیر کاروانهای تجاری قریش، پیش رفتند و برخی از آیات سوره مبارکه بقره نیز ناظر به پاره ای از این سریه هاست. (76)
هدف پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از این مانورها که خود نیز در برخی از آنها، مانند سفر به بواط و ذات العشیره شرکت داشتند، از یک سو افزایش آمادگی دفاعی و تهاجمی مسلمانان از سوی دیگر آگاه ساختن مخالفان معاند، به ویژه مشرکان مکه، از توان نظامی و اقتدار روز افزون امت اسلامی بود.
2- در مقطع نزول سوره بقره هیچ جنگ رسمی بین مسلمانان و مخالفان پیش نیامد. جنگ بدر نیز در ماه رمضان سال دوم هجرت، پس از مقطع نزول سوره رخ داد و برخی از آیات جهادی این سوره در پی زمینه سازی این جنگ است.
3- با الهام از معارف و تعالیم اسلامی، مسلمانان چنان شیفته جهاد و شهادت در راه خدا شده بودند که در سپاه بدر برخی نوجوانان نابالغ شرکت کرده بودند که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) از حضور آنان در صحنه کارزار مانع شد.
نگاهی به اوضاع اقتصادی
مردم مدینه در مقطع نزول سوره از نظر اقتصادی، سه گروه بودند:
1- یهودیان که از امکانات مالی و رفاهی فراوانی برخوردار بودند و چنانکه گذشت، محور اصلی اقتصاد مدینه در دست آنان بود و دو منبع مهم درآمد آنان تجارت و رباخواری بود.
2- مسلمانان انصار که عموما زندگی متوسطی داشتند.
3- مسلمانان مهاجر که در نهایت فقر اقتصادی می زیستند؛ آنان نه تنها فاقد مسکن اختصاصی بودند و به صورت جمعی در ایوان کوچکی در ورودی مسجد پیامبر (صلی الله علیه وآله) (صفه) زندگی می کردند، بلکه اغلب از حد اقل خوراک و پوشاک معمول نیز محروم بودند.
تاثیر متقابل فضای نزول و معارف سوره
فضای نزول هر سوره با معارف آن تاثیر و تاثر متقابل و دو جانبه دارد. بر این اساس، لازم است تاثیر و تاثر متقابل مزبور در مورد سوره مبارکه بقره نیز بررسی شود:
1- تاثیر فضای نزول بر محتوای سوره: سوره بقره، هم ویژگیهای فضای عمومی سور مدنی را دارد و هم با ویژگیهای فضای خاص مقطع نزول خود (سالهای اول و دوم هجرت تا آغاز جنگ بدر) هماهنگ است. مواردی از هماهنگی و تاثیر فضا بر محتوا به قرار زیر است:
الف. ترکیب خاص اجتماعی مدینه در مقطع نزول (مسلمانان، یهودیان، مشرکان، و منافقان) و همچنین حاکمیت مشرکان و کافران بر مکه، زمینه ساز نزول آیاتی درباره گروههای مزبور و اوصاف و کارهای آنان است؛ مانند آیات 3 تا 20 که اوصاف متقیان، کافران و منافقان را بیان می کند و آیات 40 تا 152 که درباره یهود است و آیات 200 تا 207 که ناظر به تقسیم انسانها بر اساس عقاید و اعمال آنهاست؛ مانند این که برای ارج نهادن به توحید و نفی هر گونه ارزش از شرک، از زناشویی مسلمان با مشرک جدا جلوگیری به عمل آمد و در آیه 221 ارزش زن با ایمان نسبت به زن آلوده به شرک و نیز ارج مرد با ایمان در برابر مرد مبتلا به بیماری شرک هشدار داده شد.
بب: چون یهودیان مهمترین گروه مخالف اسلام و نظام اسلامی بودند، بیش از یک سوم آیات سوره بقره (آیات 40 تا 152) درباره آنان نزل شده است؛ در این آیات خدای سبحان نعمتهایی که به قوم یهود و بنی اسرائیل داده است، برمی شمارد و همچنین از کفر، عصیان، ناسپاسی و پیمان شکنی آنان سخن می گوید و دوازده قصه از قصص آنان را شرح می دهد؛ مانند: شکافتن دریا و نجات آنان از چنگال فرعونیان، غرق ساختن فرعون و سپاهیانش در دریا، مواعده خدای سبحان با حضرت موسی (علیه السلام) در طور، گوساله پرستی یهودیان و دستور توبه و قتل یکدیگر، پیشنهاد نشان دادن خدا و گرفتار شدن آنان به عذاب صاعقه و سپس احیای آنان، نزول من و سلوی، دستور ذبح بقره و...
همچنین در این آیات سخن از پیمانهایی است که خدای سبحان از آنان گرفت و آنان با سنگدلی همه پیمانهای الهی را شکستند و جز تبهکاری و شقاوت، نشانی از خود بر جای نگذاشتند. (77)
تذکر: در اثنای آیات مزبور، برخی موضوعات دیگر مطرح شده است؛ مانند داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام) (در آیات 124 تا 143) که به تعبیر استاد علامه طباطبایی (قدس سره) به منزله مقدمه و زمینه ساز آیات تغییر قبله و آیات احکام حج است. (78) حضرت ابراهیم (علیه السلام) گذشته از قداست نبوت و رسالت و امامت الهی، از حرمت ویژه ای نزد اقوام گوناگون عرب برخوردار بود. ترسیان و یهودیان هر کدام، آن حضرت را از خود می دانستند و نقل احتجاجهای متنوع ابراهیم (علیه السلام) در توحید و معاد می توانست سهم موثری در پاسخ دادن به نیازهای علمی فضای نزول سوره داشته باشد. از این رو سخنان آن حضرت درباره توحید در آیه 258 و راجع به معاد در آیه 260 مطرح شد.
ج: چون نفاق در مقطع نزول سوره بقره، همانند دوران مکه مستور بود نه مشهور، تنها در چند آیه و آن هم با تعبیر (من الناس) از منافقان یاد شده است (نه باعنوان منافق)؛ مانند آیات 8 تا 20 و 204 تا 206. آیات مزبور از بیماری دلهای آفت زده آنها خبر داد و از نیرنگ و تذبذب آنان پرده برداشت و از افساد آنها در زمین و نیز از سفاهت فکری آنان گزارش داد، لیکن تصریح به عنوان نفاق نشد.
د: نیاز شدید مسلمانان تهیدست مهاجر از یک سو، نیازهای مالی جنگهایی که در پیش بود از سوی دیگر و رباخواری یهودیان، به ویژه ربای مضاعف، از سوی سوم، زمینه ساز نزول آیات انفاق و قرض الحسنه بود؛ مانند آیات 195، 215، 245، 261 تا 274، که در آنها مردم را از انفاق مال فاسد و کم ارزش بازداشت و قصد چنین کار سخیفی را ناروا دانست و از منت گذاری و آزار روحی به مستمندان و دریافت کنندگان مالهای انفاق شده تحذیر کردو پاداش بی شماری را برای انفاق واجد شرایط مزبور یاد کرد.
ه: توان دفاعی روز افزون مسلمانان برای حراست از کیان اسلام و نظام اسلامی و لزوم تامین زمینه مناسب برای جنگهای آینده، بستر مناسب نزول آیات مربوط به جهاد و شهادت، مانند آیات 153 تا 157 و 190 تا 195 بود.
از این قبیل است آیاتی که برای تامین نیروی انسانی و مالی جنگ دستور انفاق می دهد؛ مانند آیات 224 تا 252. همچنین حقیقت دفع تبهکاران و مفسدان که به دفاع از حقوق فطری جامعه انسانی برمی گردد در آیه 251 به عنوان رهایی زمین از فساد طاغیان معرفی شده است.
و: فراهم شدن زمینه مناسب برای تشریع احکام فقهی بر اثر استقرار نظام اسلامی و استقبال مردم از اسلام، متقاضی و مستدعی نزول آیات فراوانی درباره احکام فرعی بود و از این رو مسائل عبادی، خانوادگی اقتصادی، اجتماعی و کیفری فراوانی در این سوره آمده است، تا آن جا که برخی مفسران از ابن عربی نقل می کند: از برخی مشایخ خود شنیدم که می گفت: در سوره بقره هزار امر، هزار نهی، هزار حکم و هزار خبر وجود دارد. (79)
برخی از احکامی که در این سوره آمده بدین قرار است: برپاداشتن نماز (در آیه 110، 117 و...)، تحریم سحر، (102)، تحریم زناشویی مسلمان با مشرک (221)، اسلوب صحیح داد و ستد با اموال یتیمان (220)، لزوم استفاده از رزق حلال و طیب (168 تا 172)، حرمت خوردن مردار، خون و گوشت خوک (173)، قصاص (178 و 179)، وصیت (180 تا 182)، روزه داری و برخی دیگر از احکام ماه رمضان (183 تا 187)، جهاد و دفاع (190 تا 194 و 216 تا 218)، تحریم جنگ و خونریزی در ماههای حرام و در حرم و جواز آن به عنوان تقاص در صورت تهاجم بی حساب دشمن و رعایت نکردن حرمت مکان و زمان ویژه (191 تا 194 و 217)، حج و عمره (196 تا 203) حرمت شراب و قمار (219)، ازدواج (221)، عادت ماهیانه بانوان (222)، ایمان (سوگندها) و ایلاء(224 تا 227)، مسائل خانواده از جمله طلاق و عده و...(223 تا 242) و تحریم رشاءو ارتشاء(188)، آشنایی به احکام هلال ماه برای روزه، حج و سایر اوقات دینی و اجتماعی (189)، حرمت کتمان شهادت و نیز تفاوت زن و مرد در عدد شاهد، و مسائل دین رهن و تنظیم اسناد مالی (282 و 283).
تذکر1- در آیات 282 و 283 حدود 20 حکم از اصول احکام دین، رهن و تظیم اسناد مالی آمده است.
2- تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه و تشریع قبله جدید، بر اثر اهمیت آن (به دلیل جوسازی یهودیان در آغاز و جدلهای بعدی آنان) در آیات متعددی مطرح شده است؛ ابتدا در آیات 124 به بعد با طرح داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام) که مورد پذیرش و تکریم اقوام گوناگون عرب، برای تغییر قبله زمینه سازی و سپس حکم تغییر تغییر قبله در آیات 143 و 150 تشریع می شود و آنگاه در آیه 177 به پاسخ مجادلات یهودیان در این باره می پردازد.
ز: سایر آیات این سوره با تبیین اصول و معارف اعتقادی است یا معرفی جایگاه انسان کامل در نظام هستی یا دعوت به پذیرش اصول دین یا موعظه و اندرز اخلاقی که مورد نیاز هر جامعه ای است. برخی آیات نیز مشتمل بر مباحث جانبی مربوط به موضوعات محوری سوره است؛ مانند لزوم رعایت عهد و وفای به آن (در آیه 40)، و تحرز از وعظ بدون اتعاظ (در آیه 44) و اجتناب از ترجیح مرجوح بر راجح و رعایت تقدم فاضل بر مفضول و پرهیز از انتخاب ناپسند در برابر پسندیده و مانند آن به عنوان (اتستبدلون الذی هو ادنی بالذی هو خیر...) (در آیه 61) و تحذر از هر گونه سفاهت فکری در ترجیح مکتب باطل بر مذهب حق به عنوان (و من یرغب عن مله ابراهیم الا من سفه نفسه) (در آیه 130) و لزوم تطهیر کعبه از لوث بت و روث شرک و دم مردار جاهلی برای طائفان و عاکفان و راکعان و ساجدان (در آیه 125) و جریان هاروت و ماروت و سحرآموزی شیاطین و پیروی بداندیشان از آن و توقف تاثیر سحر بر اذن تکوین خدا گرچه با نهی تشریعی خداوند همراه است، (در آیه 102) و جریان تحریف کتاب آسمانی که در آیه 79 آمده است.
2- تاثیر معارف سوره بر فضای نزول: مهمترین تاثیر سوره بقره جهل زدایی و جهالت روبی عصر جاهلیت و سفاهت بود؛ زیرا عباب حکمت در آیاتی مانند (یوتی الحکمه من یشاء) (80) حباب سفاهت و نادانی را زدود و راغبان از ملت خلیل (علیه السلام) را به آن راغب کردو بیماران اعتقادی و عملی را درمان بخشید.
از این رو افتخار به غارتگری و خونریزی به ابتهاج به ایثار و نثار نفس و نفیس ارتقا یافتند و از سوسمار خوری به پرهیز از غزال و هدی در حرم حال احرام نایل آمدند و از عناد با دین خدا به جهاد در راه دین او کامیاب شدند و از انکار اعجاز به اقرار به آن مفتخر گشتند و از تصدیه و مکاء(81) در کنار کعبه به طواف و عکوف و رکوع و سجود هجرت کردند و از رباخواری به قرض الحسنه منتقل شدند و از تباهی مباهات جاهلی رهایی یافته و به فخر بندگی در آستان قدس ربوبی رسیدند و منادات و مناجات که در آیات 186 و 286 به عنوان ادب دعا و آیین نیایش به درگاه الهی آمده است، در کام جانشان شهد شهود ریخت و درک عمیقی نسبت به تثبیت مومنان و تثبیت منافقان و تبکیت یهودیان و تشتیت جمع مشرکان پیدا کردند و در جنگ بدر (در ماه مبارک رمضان) مهاجمان مشرک را که با توطئه و تبانی منافقان و یهودیان به سوی مدینه می آمدند، بدون کمترین ادهان و ایهان و کوچکترین ونی وهن با عزیمت تام، هزیمت دادند؛ زیرا گرچه جنگ بدر از نزول سوره بقره اتفاق افتاده است، لیکن اجتهاد در تقویت روحیه جهاد باید قبلا پدید می آمد که این سوره عهده دار آن بوده است.
شایان ذکر است که، سوره بقره، مانند دیگر سور قرآنی در اصل جامع بین همه آنها شریک است و آن این که مستعدان فروغ فرهنگ وحی الهی از بیماری جهل و جهالت درمان شده و می شوند و عنودان لدود و لجوجان جحود از پذیرش آن استنکاف داشته و دارند؛ چنانکه خداوند فرمود: (و ننزل من القرآن ما هو شفاءو رحمه للمومنین و لا یزید الظالمین الا خسارا.) (82) از این رو سوره بقره با اشتمال بر معارف ویژه نیز با نقل معجزات فراوان از یک سو و تحدی به آوردن مثل یک سوره از قرآن از سوی دیگر، مایه سکینت مومنان گشت گرچه بهره دیگران جز سکوت چیز دیگری نبود؛ زیرا متحجر متعصب را فرهنگ وحی شفا نمی دهد؛ چنانکه در همین سوره آمده است: (ولئن اتیت الذین اوتوا الکتاب بکل ایه ما تبعوا قبلتک...) (83)
در پایان به دو نکته محوری در تاثیر مضامین سوره در فضای نزول آن اشاره می شود:
الف. دین مشترک همه انبیای الهی (علیهم السلام) اسلام است: (ان الدین عندالله الاسلام)، (84) و غیر از اسلام هیچ دینی مقبول خدا و مرضی او نیست:(و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه)؛ (85) از این جهت اصول ارزشی جامع و فراگیر همه مکتبهای الهی در آیه 62 چنین بیان شده است: ان الذین امنوا والذین هادوا والنصاری و الصابئین من امن بالله والیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم و لا هم یحزنون.) یعنی، تنها راه نجات برای هر ملتی همان اسلام راستین است و اسلام واقعی مجموع اعتقاد صائب و عمل صالح است واصول اعتقادی یا به مبدأ برمی گردد و امامت به نیابت از نبوت و خلافت از رسالت رجوع می کند. آنچه به مبدأبرمی گردد صریحا در آیه ذکر شد و آنچه به نبوت برمی گردد در ضمن عمل صالح بازگو شد؛ زیرا عملی در فرهنگ قرآن صالح است که مطابق با حجت آن عصر، یعنی دین آن زمان و وحی و رسالت آن دوران بشد، نه حجت قبل از آن که شریعت و منهاج آن منسوخ شده است. غرض آن که، با نزول چنین آیه جامع و فراگیری، اصول ارزشی حاکم بر فضای نزول روشن شد.
ب: همه همت دشمنان مسلمین این بود که آنان را از اصول ارزشی خویش منحرف و از تمدن دینی خود منصرف سازند؛ چنانکه در آیه 217 چنین آمده است: (...و لا یزالون یقاتلونکم حتی یردوکم عن دینکم ان استطاعوا...). از این رو مسلمانان از چنین خطر فکری و اعتقادی آگاه شدند و با آن به نبرد برخاستند و آتش فتنه را فرو نشاندند.
بسم الله الرحمن الرحیم
مباحث کلی تفسیر آیه کریمه (بسم الله الرحمن الرحیم) در سوره حمد گذشت و از آن جا که تفسیر خاص بسم الله هر سوره، متناسب با محتوای همان سوره است، تفسیر ویژه بسم الله سوره مبارکه بقره، پس از تبیین محتوای آن سوره به خوبی روشن خواهد شد، و اگر در برابر هر تفسیری، تاویلی جداگانه باشد، برای بسم الله این سوره نیز، تاویلی ویژه وجود دارد.
الم (1)

گزیده تفسیر

برخی از سوره های قرآن کریم با حروفی آغاز می شود که آن حروف چون ناپیوسته قرائت می شود، به حروف مقطعه موسوم شده است.
تبیین این حروف از آغاز تاریخ تفسیر تا کنون همواره توجه مفسران و قرآن پژوهان را به خود معطوف داشته و در تحلیل آن دو راه پیموده اند: برخی آن را راز و رمزی میان خدای سبحان و رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) دانسته و از این رو آن را غیر قابل تفسیر می دانند و گروه دیگر که بیشتر مفسران و قرآن شناسان هستند،برآنند که این حروف نیز مانند سایر آیات قرآن گرچه معرفت اکتناهی آن میسور نیست، لیکن تفسیرپذیر است.
اینان در تفسیر حروف مقطعه قرآن آرای گوناگونی دارند که چون رو در روی یکدیگر نیست، اگر آن آرا با دلیل معتبر اثبات شود، همه آنها قابل پذیرش است؛ گرچه زمینه فحص و ارزیابی نهایی درباره حروف مقطعه همچنان وجود دارد و شاید در مناسبتهای دیگر مطرح شود.

تفسیر