ریشه های گریز از دین در قرآن

نویسنده : قاسم سبحانی

مقدمه

نوشته حاضر، فشرده ای، درباره روشن بودن راه دین است.
آن کس که در جستجوی حقیقت است به آسانی به مقصد می رسد. کسانی که دین را انکار می کنند و یا از عمل به برنامه های آن می گریزند از منطق به دورند. از این رو طرح براهین فلسفی بر اثبات وجود خدا، نبوت و هدفداری جهان و...، برای بسیاری بی فایده است زیرا آنها با فلسفه دین را رها نکرده اند تا با فلسفه به دین برگردند.
از نظر قرآن کریم، ریشه دین گریزی به خلق و خوی انسان مربوط است. راه دین روشن و هموار است ولی چشمی که بیمار است آن را تیره و ناهموار می بیند. در این نوشته، ما برخی عوامل و ریشه های دین گریزی را از نظر قرآن کریم آورده ایم.
امید است گامی برای فحص و جستجوی بیشتر، در این زمینه باشد.
قم - شهرک مهدیه
جمعه 8/12/1376 شمسی
قاسم سبحانی

راه روشن

چرا بیشتر انسانها، به راه راست نمی روند؟ پیامبران خدا آن گونه که شایسته است در دعوت خود توفیق نیافتند؛ اکثریت، یا اصل دعوت آنها را نپذیرفتند و یا در عمل، راه آنان را نپیمودند.
از نظر قرآن کریم، این شیوه برخورد با دعوت انبیا هیچ گونه استدلال منطقی ندارد. پیامبران با نشانه های روشن و برنامه خردپسند و سعادت بخش به سوی مردم آمدند و مردم، باید پس از اندیشه، به این دعوت پاسخ مثبت می دادند.
آیات قرآن، درباره روشنی دعوت دین فراوان است. این آیات به سه دسته تقسیم می شوند:

اندیشه در آفاق

1 - دسته ای از آیات، دلالت دارند بر اینکه انسان، با اندیشه در هستی به هستی بخش و هدف داری آفریننده آن و در نهایت به حقانیت دعوت انبیا پی می برد. پیام اصلی این آیات، تفکر، تعقل و تذکر در نشانه های آفاقی و انفسی خدا است. صدها آیه در این باره وجود دارد که در برخی از آنها از برخورد و عمل کرد انسان در برابر نشانه های توحید انتقاد شده است؛ آیات زیر از این قبیل است:
الف - اولم ینظروا فی ملکوت السموات والارض و ما خلق الله من شی ء و ان عسی ان یکون قد اقترب اجلهم فبای حدیث بعده یؤمنون(1)
آیا به ملکوت آسمان ها و زمین و آنچه خدا آفریده نظر نکردند و آیا نظر نکردند به اینکه مرگشان نزدیک شده پس به کدام سخن بعد از قرآن ایمان می آورند.
آیه کریمه، انسان را توبیخ می کند که چرا به وابستگی آسمان و زمین و سایر موجودات این جهان توجه نمی کند و چرا از مرگ خود که روز به روز نزدیک می شود غافل است و چرا به صادق ترین سخن، یعنی قرآن، ایمان نمی آورد. اندیشه در آفرینش جهان و وابستگی آن و فقر انسان، او را به خالق حکیم مدبر رهنمون می سازد و او را به جستجوی راه فرا می خواند.
ب - قل انظروا ماذا فی السموات و الارض و ما تغنی الایات و النذر عن قوم لایؤمنون(2)
بگو: بنگرید که در آسمانها و زمین چیست، البته نشانه ها و بیم دهندگان برای قومی که ایمان نمی آورند بی نیازکننده نیست.
ج - الم تر ان الله خلق السموات و الارض بالحق ان یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید و ما ذالک علی الله بعزیز(3)
آیا ندیدی که خدا آسمانها و زمین را به حق آفرید اگر بخواهد شما را می برد و آفریده ای نو می آورد و این کار بر خدا سخت نیست.
آیه کریمه، عظمت جهان و خالق آن را و فقر و ضعف انسان را به او یاد آوری می کند تا از این راه به هدف داری جهان برسد. اگر انسان به این اندازه هم توجه کند، به دنبال راهنما می گردد و با دیدن نشانه های نبوت، آن را با جان و دل می پذیرد.
د - و کاین من آیة فی السموات و الارض یمرون علیها و هم عنها معرضون(4)
چه بسیار نشانه ها در آسمانها و زمین که بر آن می گذرند و از آن، رو می گردانند.
ی - سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق...(5)
به زودی نشانه های خود را در آفاق و در وجودشان به آنها نشان می دهیم تا برایشان روشن شود که او حق است.
مقصود این است که دلائل و براهین بر توحید و لوازم آن در آفاق عالم و در خود انسان است؛ آسمان، زمین، خورشید، ماه، ستارگان، کوهها، دریاها، درختان و حیوانات همه، آیات آفاقی هستند که آدمی با اندیشه در آنها به توحید و هدف داری جهان پی می برد. وجود انسان با ویژیگیهایش آیات انفسی است که تفکر در آن، انسان را به توحید و صفات خدا که محور دعوت انبیا است، می رساند.
این معنی، موافق با ظاهر آیه شریفه است و با آیات قبل و بعدش ناهماهنگی ندارد و در تفسیر صافی هم این معنی ذکر شده که دور از ذهن است،(6) اما در تفسیر المیزان آیه شریفه، به گونه ای دیگر تفسیر شده که دور از ذهن است.(7)