فهرست کتاب


یاد او

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

اهمیت محاسبه نفس

از جمله ویژگی هایی که حضرت برای اهل ذکر بر می شمارند، محاسبه نفس و بررسی رفتار خویش است. به همین مناسبت جا دارد در این جا به بحث محاسبه نفس و اهمیت و ضرورت آن اشاره ای داشته باشیم.
ضرورت و اهمیت محاسبه نفس بر کسی پنهان نیست و نگاهی اجمالی به آیات و روایات فراوانی که در این زمینه وارد شده، ضرورت و جایگاه حیاتی آن را برای ما آشکار می سازد. علمای اخلاق نیز اکیداً سفارش کرده اند که انسان در پایان هر روز به بررسی و محاسبه رفتار خویش بپردازد و بنگرد به وظایف الهی و واجباتی که بر عهده او بوده عمل کرده یا نه. اگر پس از بررسی پی برده که به وظایف خویش عمل کرده است و رفتارش بر طبق موازین شرع بوده است، خداوند را سپاس گوید که توفیق انجام وظایف را به او عنایت کرده است و سعی کند در روزهای بعد همان مسیر سالم و صحیح را ادامه دهد؛ اما اگر به وظایف الهی خویش عمل نکرده، یا آنها را ناقص انجام داده و به لغزش و انحراف آلوده گردیده است، سعی کند با انجام اعمال نیک و مستحبات، به خصوص نمازهای نافله، کاسی ها را جبران کند و در برابر ترک وظایف الهی و انجام معصیت خداوند، خویشتن را سرزنش کرده استغفار نماید تا خداوند از گناهانش در گذرد.
درباره اهمیت محاسبه نفس اما کاظم علیه السلام می فرمایند:
لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم فان عمل حسناً استزاد الله و ان عمل سیئاً استغفر الله منه و تاب الیه؛ (126)
از ما نیست کسی که هر روز حساب خود را نرسدت پس اگر عمل نیکی انجام داده از خداوند زیاد شدن اعمال خیر را طلب کند و اگر کار بدی مرتکب شده، از خداوند آمرزش بخواهد و به سوی او بازگشت کند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به اصحابشان می فرمایند:
ألا أنبئکم بأکیس الکیسین و أحمق الحمقاء؟ قالوا بلی یا رسول الله. قال: أکیس الکیسین من حاسب نفسه و عمل لما بعد الموت، و أحمق الحمقاء من اتبع نفسه هواء و تمنی علی الله الامانی؛ (127) آیا شما را از زیرک ترین زیرکان و نادان ترین نادانان آگاه نسازم؟ اصحاب گفتند: بله، ای رسول خدا. حضرت فرمود: زیرک ترین انسان ها کسی است که به حساب نفس خویش رسیدگی کند و برای پس از مرگ خویش عمل کند، و احمق ترین احمق ها کسی است که پیرو هوای نفس خویش باشد و پیوسته آرزوهای خود را از خداوند در خواست کند.

فایده محاسبه نفس

از جمله فواید محاسبه نفس این است که وقتی انسان به لغزش های خود پی برده، فوراً آنها را جبران می کند و نمی گذارد آثار آنها در روح و روانش باقی بماند. اگر انسان از خود حساب نکشد، متوجه نمی شود که چقدر گناه کرده است، و وقتی به گناهان خود توجه نکرد، آن گناهان در روح او اثر می گذارند و با هر گناه نقطه سیاهی در دلش پدید می آید تا جایی که با افزایش گناهان، سیاهی و تاریکی دل را فرا می گیرد و چه بسا که نقطه ای نورانی در آن باقی نمی ماند. این نکته مضمون برخی روایات است؛ و از جمله آنها می توان به این روایت از امام صادق علیه السلام اشاره کرد:
اذا أذنب الرجل خرج فی قلبه نکته سوادء، فان تاب انمحت، و ان زاد زادت، حتی تغلب علی قلبه فلا یفلح بعدها أبداً؛ (128) هر گاه شخصی گناهی کند، در دلش نقطه ای سیاه بر آید. پس اگر توبه کند، محو شود و اگر بر آن گناه بیفزاید، آن سیاهی فزونی گیرد تا بر دلش چیره گردد و هرگز رستگار نشود.
آری، اگر انسان به محاسبه نفس خود نپردازد، آثار واقعی و تکوینی گناه از بین نمی رود و دلش را سیاه و تیره می کند؛ اما او توجهی ندارد. مانند کسی که لباس سفیدی بپوشد و مرتب لکه هایی بر آن بنشیند و او چشم بر هم نهد و ننگرد که لباسش کثیف و آلوده شده است. مسلماً با زیاد شدن لکه ها، آن لباس چنان آلوده و نفرت انگیز می شود که نفرت هر بیننده ای را بر می انگیزد، اما انسان چون چشم بر هم نهاده، غافل و بی خبر است.
بزرگ ترین عیب و زیان ترک محاسبه نفس این است که آثار گناه در روح باقی می ماند و روز به روز انسان آلوده تر گشته، قلبش ظلمانی تر و تاریک تر می گردد و بیشتر از خداوند فاصله می گیرد. در حالی که توجه ندارد و چه بسا خیال می کند که فرد شایسته و خوبی شده است و به خود می بالد که من چنین و چنانم، در صورتی که واقعیت این است هر روز بیش از پیش سقوط می کند و در پرتگاه شقاوت و بدبختی فرو می غلطد:
قل هل ننبئکم بالاخسرین أعمالا. الذین ضل سعیهم فی الحیاة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسبون صنعاً؛ (129)
بگو: آیا شما را از زیان کارترین مردم آگاه گردانم؟ آنان کسانی اند که تلاششان در دنیا به هدر رفته و خود می پندارند که کار خوب انجام می دهند.
علامه طباطبایی رحمةالله درباره آیات فوق می فرمایند: خسران و زیان رد کسب و کاری که به هدف سود بری انجام می گیرد، هنگامی رخ می دهد که هدف از کسب و کار حاصل نگردد و یا از سرمایه کاسته شود و یا تلاش انسان هدر رود. در آیه شریفه از هدر رفتن تلاش، به گم شدن و تباهی تعبیر شده؛ مثل این که انسان راه را گم کند و با سیر و حرکت خود به مقصد نرسد. گاهی زیان دیدن انسان در کسب و تلاش، به جهت نا آزمودگی در کار است و یاد به جهت ناآشنایی به راه، و یا به دلیل عوامل ناخواسته دیگر است. امید این که این زیان و خسران بر طرف گردد وجود دارد، چون امید می رود که زیان کار بیدار گردد و کارش را از سر گیرد و از دست رفته را باز می پندارد که سود برده است؛ ضرر می کند و بر این باور است که چیزی جز نفع عایدش نشده است. این بدترین خسران و زیان است که امیدی به برطرف شدنش نیست.
وظیفه انسان در دنیا تنها تلاش برای سعادت است و نباید جز آن خواسته ای داشته باشد. اگر در مسیر حق قرار گرفت و به هدف دست یافت، به سعادت واقعی رسیده است، و اگر از مسیر منحرف شد و به انحراف و اشتباه خود پی نبرد، در تلاش و سعی خود زیان دیده است و لکن امیدی به نجات او هست. اما اگر از مسیر حق منحرف شد و به غیر حق دست یافت و بر آن پافشاری کرد و هر گاه پرتوی از حق برای او ظاهر گشت، نفسش پرده ای بر آن کشید و او را به بزرگ بینی و تعصب جاهلی گرفتار ساخت، چنین فردی زیان کارترین افراد در عمل و تلاش است؛ چرا که امیدی به برطرف شدن زیان و خسران او نیست و انتظار نمی رود به سعادت برسد. (130) با توجه به این که از جمله فواید محاسبه نفس این است که انسان به لغزش های خود پی می برد و در صدد برطرف ساختن آنها بر می آید و نمی گذارد که آثار تکوینی گناه در روح او باقی بماند و در نتیجه در عالم قیامت هم حساب رسی اعمال و کردارش دشوار نخواهد بود و شرمنده و سرافکنده و حسرت زده نخواهد شد .این حقیقت را پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، با دو تعبیر که لازم و ملزومند، بیان فرموده اند:
حاسب نفسک قبل أن تحاسب فهو أهون لحسابک غداً؛ (131)
قبل از آن که به حساب تو رسیدگی شود، خود به حساب اعمالت برس، چرا که این محاسبه، حساب فردای قیامت را آسان می کند.
محاسبه اعمال در دنیا حساب روز قیامت را آسان می کند و اگر انسان خود به حساب عمالش برسد و در صدد علاج و جبران لغزش ها و انحرافات خود بر آید حساب روز قیامت او سبک می گردد. اما اگر چنین نکند، گناهان روی هم انباشته می گردد و باعث افزون گشتن گرفتاری هایش در روز قیامت می شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله در ادامه می فرمایند:
و زن نفسک قبل أن توزن و تجهز للعرض الاکبر یوم تعرض لاتخفی علی الله خافیة؛ و خویشتن را بسنج پیش از آن که تو را بسنجند و برای عرضه به پیشگاه خداوند در روز رستاخیز آماده باش که هیچ چیز بر خداوند پنهان نمی ماند.
میزان و سنجش اعمال از باورهای اعتقادی ما است و ما معتقدیم که در روز قیامت کفه اعمال نیک و بد ما را با یکدیگر مقایسه می کنند. حال اگر ما خود به سنجش اعمالمان بپردازیم و بنگریم که گناهانمان سنگین تر شده است، تلاش می کنیم که بارمان را سبک کنیم، اما اگر در مقام سنجش اعمال خویش بر نیامدیم و گناهانمان را نسنجیدیم و به تأثیر آنها بر روحمان پی نبردیم، روزی پای میزان الهی حاضر می شویم و آن جا رسوا و دچار حسرت می گردیم.

کیفیت محاسبه نفس

چنان که گفتیم، آیات و روایات فراوانی در زمینه محاسبه نفس وارد شده، اما در کمتر جایی به تفصیل کیفیت محاسبه نفس ذکر شده است. در این خطبه حضرت کیفیت حساب رسی اهل ذکر بر اعمال خویش را به تفصیل بیان می کنند و می فرمایند:
فلو مثلتهم لعقلک فی مقاومهم المحمودة و مجالسهم المشهودة و قد نشروا دواوین أعمالهم و فرغوا لمحاسبة أنفسهم علی کل صغیرة و کبیرة أمروا بها فقصروا عنها أو نهوا عنها ففرطوا فیها و حملوا ثقل أوزارهم ظهورهم فضعفوا عن الاستقلال بها فنشجوا نشیجاً و...؛ اگر در اندیشه خود اهل ذکر را مجسم می کردی و مقام های ستوده و جایگاه آنها را آشکارا می نگریستی، خود می دیدی که آنان فارغ از همه هیاهوها و زیاده طلبی های دنیا خواهان، نامه های اعمال خویش را گشوده اند و برای حساب رسی آماده شده اند کوتاهی های خویش را جبران کنند.
آنان در این اندیشه اند که در کدام یک از اعمال کوچک و بزرگی که بدان فرمان داده شده اند کوتاهی کرده اند و یا چه اعمالی را که از آن نهی شده بوده اند مرتکب گردیده اند. آنان هنگامی که کوتاهی های خود را تک تک می نگرند و در فرجام هر یک تأمل می کنند، باری سنگین را بر دوش خود می بینند که توان برداشتنش را ندارند.
اگر انسان کوتاهی ها و گناهانش را یک جا در نظر گیرد، شاید سنگینی آنها را احساس نکند، اما وقتی که تک تک آنها را ملاحظه کرد و تبعات منفی دنیوی و اخروی آنها را در نظر گرفت، شدیداً پشیمان و سرافکنده می شود. گاهی سخنی، زندگی گوینده که امید و نشاط را از مخاطب می گیرد و او را از راه و کاری که بر گزیده منصرف می سازد، و چه بسا سخنی امید می آفریند و سرنوشت کسی را عوض می کند و او را به زندگی امیدوار می نماید. از این رو نباید هیچ لغزشی، و از جمله سخنان نسنجیده را سبک بشماریم.
هنگامی که اهل ذکر سنگینی بار گناهان و کوتاهی هایی را بر دوش خود حس کردند که توان برداشتن آن را ندارند، گریه امانشان نمی دهد و از شدت پشیمانی و در مقام اعتراف به پیشگاه خداوند فریاد بر می آورند و بی تابی می کنند. اما به ناگاه می نگری که فرشتگان خدا آنان را که به حق نشانه های هدایت و چراغ های روشن تاریکی ها هستند در برگرفته اند و آرامش بر دل هایشان نازل می کنند. سکینه لطف و آرامش خاصی است که وقتی بندگان خود خدا دچار اضطراب و نگرانی می شوند و بلاها آنان را احاطه می کند، خداوند آن را بر دل آنها نازل می کند تا آنها اضطراب ها و نگرانی ها از دل آنان زایل گردد و امید و آرامش جایگزین آن شود. به جز روایات، در قرآن، در چند آیه، نزول سکینه الهی بر دل مؤمنان، و از جمله پیامبر صلی الله علیه و آله مطرح شده است. از جمله، در شبی که پیامبر می خواستند از مکه به مدینه هجرت کنند و خطر مشرکان کاملا مشهود بود و هر لحظه ایشان را تهدید می کرد، خداوند سکینه بر قلب پیامبر نازل کرد و به ایشان آرامش بخشید. خداوند در این باره می فرماید:
الا تنصروه فقد نصره الله اذ أخرجه الذین کفروا ثانی اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا فانزل الله سکینته علیه و أیده بجنود لم تروها...(132)
اگر او (پیامبر) را یاری نکنید، قطعاً خدا او را یاری کرد؛ هنگامی که کسانی که کفر ورزیدند او را (از مکه) بیرون کردند و او نفر دوم از دو تن بود، آن گاه که در غار (ثور) بودند، وقتی به همراه خود می گفت: اندوه مدار که خدا با ما است پس خدا آرامش خود را بر او فرستاد و او را با سپاهیانی که شما آنها را نمی دیدید تأیید کرد.