فهرست کتاب


یاد او

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

استمرار عبادت و توجه به خدا و راه کار آن

چیزهای بی ارزش و بی مقدار به راحتی به دست می آیند، اما به دست آوردن چیزهای با ارزش و نفیس دشوار است و بای به دست آوردن آنها باید تلاش کرد. از این رو با توجه به ارزش و والایی ذکر خدا و تأثیر شایانی که در تأمین سعادت اخروی و دنیوی انسان دارد، اگر کسی بخواهد دائم الذکر شود، باید سال ها تمرین و تلاش کند؛ چنان که اگر کسی بخواهد در یک رشته ای قهرمان شود، باید مدت ها تمرین و تلاش کند تا به خواسته خود برسد. ما همان گونه که برای رسیدن به بسیاری از خواسته های دنیایی خود سال ها زحمت می کشیم تا به آنها برسیم، برای رسیدن به کمالات اخروی نیز باید تلاش کنیم و چنان نیست که به راحتی به آنها دست یابیم.در این راه نیز نباید انتظار داشته باشیم که ره صد ساله را یک شبه طی کنیم. باید همواره در صدد ترک گناهان و پاک ساختن حریم دل از آلودگی های معنوی بود و برنامه ای منظم و مستمر برای عبادات در نظر گرفت. اگر انسان برنامه ای منظم برای عبادت نداشته باشد و هر وقت میلش کشید عبادت کند - مثلا یک روز ده جزء قرآن بخواند و پس از آن چندین ماه به قرآن نگاه نکند - تغییر و تحول قابل توجهی در او پدید نخواهد آمد.
در اصول کافی بابی به استمرار و مداومت بر عبادت و عمل اختصاص داده شده است. در یکی از روایات آن باب امام صادق علیه السلام می فرمایند:
ایاک أن تفرض علی نفسک فریضة فتفارقها اثنی عشر هلالا؛ (122)
مبادا عملی را بر خود واجب گردانی و تا دوازده ماه از آن دست برداری.
هم چنین آن حضرت در روایت دیگری می فرمایند:
کان علی بن الحسین صلوات الله علیهما یقول انی لاحب أن أداوم علی العمل و ان قل؛ (123) امام سجاد علیه السلام می فرمود: من دوست دارم که بر عمل مداومت داشته باشم، گرچه کم باشد.
توصیه علما و بزرگان این است که انسان در آغاز عبادت و عملی، سبک مختصر را برگزیند تا بتواند آن را استمرار و تداوم بخشد و برایش به صورت ملکه در آید، نه این عمل و عبادتی سنگین و دشوار را انتخاب کند که تداوم آن ممکن نگردد. پس از آن به مرحله بالاتر وارد شود و عمل مفصل تری را انتخاب کند و بر انجام آن مداومت داشته باشد. چنان نیست که اگر اینان شبی را بیدار ماند و به عبادت و راز و نیاز گذارند بارش بسته شود و به نتیجه برسد. اگر کسی بخواهد از ذکر و یاد خدا نتیجه بگیرد، باید برنامه ای برای ذکر داشته باشد و در طول سال به آن عمل کند. خواه آن برنامه انجام ساعتی عبادت در روز باشد، یا خواندن چند صفحه قرآن در هر روز باشد و یا با صلاحدید و نظر یکی از اساتید و اولیای خدا، ذکری را برگزیند و هر روز آن را بخواند. وقتی که این برنامه ادامه یافت، انجام عبادت و ذکر برای انسان راحت و هموار می گردد و او می تواند وقت بیشتری را صرف عبادت و ذکر کند. با ترک گناه و تداوم دادن به برنامه عبادتی، انسان به تدریج در می یابد که روزنه های بیشتری از نور به رویش گشوده می شود و رفته رفته احساس می کند که می تواند ذکر دایم داشته و در همه حالات به خدا متوجه باشد.
البته بهترین برنامه های عبادی در قرآن ارایه شده است؛ نظیر توصیه قرآن به ذکر و تسبیح خداوند در صبحگاه و شامگاه و عبادت و سجده در بخشی از شب.
و اذکر اسم ربک بکرة و أصیلا.من اللیل فاسجد له و سبحه لیلا طویلا؛ (124) و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان یاد کن و بخشی از شب را در برابر او سجده کن و شب های دراز او را به پاکی ستای.
این دستور برنامه کاملی در ذکر خدا و ارتباط با مبدأ وجود داشت.
بی تردید مقصود از چنین تسبیح و عبادتی که بخشی از شب را فرا می گیرد فراتر از نمازهای واجب، و عبارت است از نمازها و اذکار مستحبی که انسان در صدد انجام آنها بر می آید و برنامه دراز مدت و مستمری را برای آنها در نظر می گیرد.

کشف حجاب ها برای اهل ذکر

اگر ما به دستورات و توصیه های اهل بیت علیه السلام توجه می کردیم، راه های سعادت و نیک بختی را در آنها می یافتیم.اما افسوس که دون هستی ما باعث شده که توجهی به دستورالعمل ها و راه های خودسازی که در سخنان ائمه علیه السلام و علمای ربانی آمده، نداشته باشیم. اگر انسان به این دستورات توجه کافی مبذول دارد بی تردید به سرمنزل مقصود خواهد رسید. چنان که دوستان خدا و اهل ذکر این راه را طی کردند و به مرحله ای از تعالی و کمال والای انسانی رسیدند که طبق فرمایش حضرت در این خطبه، خداوند در هر دورانی آنان را برای خود بر می گزیند و چندان به آنان عنایت و توجه دارد که با فکر و عقل آنها نجوا می کند و راه های نادیده را به رویشان می گشاید و چشم و گوششان را بینا و شنوا می گرداند:
فکشفوا غطاء ذلک لاهل الدنیا حتی کأنهم یرون ما لایری الناس و یسمعون ما لا یسمعون...؛ آن گاه که آنان بر عالم غیب اطلاع یافتند و عالم برزخ و سرانجام برزخیان را به عیان مشاهده کردند و به حقانیت وعده های الهی پی بردند، پرده عالم نادیده و غیب را از برابر چشمان مردم نیز کنار می زنند و چنان که خود از ورای عالم خاکی اطلاع یافته اند، مردم را نیز به عالم غیب و برزخ آگاه می سازند و فرجام کار را در برابرشان مجسم می کنند. آنان به سخنان فصیح و دل نشین و اندرزهای خود، حقایق عالم غیب و آنچه را برای دنیاییان پنهان است به مردم می نمایانند تا بیم و هراس از فرجام کردار زشت و میل به عالم آخرت را در آنان برانگیزانند. آنان که در اثر شدت یقین چشم و گوش دلشان باز شده، چیزهایی را می بینند که مردم از دیدنش محرومند و صداهایی را می شنوند که مردم عادی نمی توانند آنها را بشنوند.
اوج این حالت همان مقامی است که امیرمؤمنان علیه السلام از آن خبر داد و فرمود:
لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً؛ (125) اگر پرده های عالم غیب کنار روند بر یقین من افزوده نمی گردد.
علت ناتوانی نفس انسان از درک احوال آخرت، تعلق آن به بدن و اشتغال به تدبیر بدن و پرداختن به نیازمندی های دنیوی است. اما اهل ذکر با تداوم و استمرار بخشیدن به ذکر خدا و ریاضت و خودسازی، دل های خویش را از کدورت و آلودگی های ناشی از تعلق به دنیا پیراسته ساخته اند، آن سان که دل های آنان آیینه و تجلی گاه انوار الهی گشته و حقایق الهی در آنها نقش می بندد. از این رو آنان هر دو راه نجات و نگون بختی را به وضوح مشاهده می کنند با بصیرت و یقین راه هدایت را بر می گزینند و می پویند و سایر مردم را نیز بدان هدایت و راهنمایی می کنند. آنان هم چنان که مردم مشاهدات حسی خود را بازگو می کنند، آنچه را از حقایق که به چشم بصیرت خویش دیده و با گوش عقل خود شنیده اند به آنها خبر می دهند.
بسیاری از ما معمولا از یاد آخرت و عالم برزخ غافلیم و تنها وقتی به زیارت مردگان می رویم به یاد آخرت می افتیم و احیاناً کاری برای آن انجام می دهیم. بر عکس ما، اولیای خدا به مرحله ای از آگاهی و هشیاری و شهود باطنی رسیده اند که توجهشان بیشتر معطوف به عالم آخرت است و ضمناً نیم نگاهی هم به دنیا دارند. بی شک وجود آنها نعمت و حجت بر دیگران است. آنان حقانیت راه خدا و پیامبران را آشکار می سازند. نمونه این افراد را در هر زمانی کم و بیش می توان پیدا کرد. ما در یزید عالمی داشتیم به نام حاج شیخ غلام رضا رحمةالله که زندگی و رفتارش نشان می داد که عالم آخرت را می بیند و تنها به آن توجه دارد. آن مرحوم حتی در مسیر منزل تا مسجد که بر الاغ سوار می شد، به خواندن نافله و قرآن مشغول بود و قرآن را از حفظ می خواند و کمتر کسی متوجه حالات او می شد. چنان به اطراف خود بی توجه بود که گاهی اگر به او سلام می کردند، متوجه نمی شد.
هنگامی که وارد مسجد می شد و می دید مردم و صفوف نماز به جای اشتغال به نافله و دعا و ذکر، سرگرم حرف زدن هستند راحت می شد. می گفت: پدر آمرزیده ها! چرا قبل از نماز بی کار نشسته اند، می ترسید شما را به بهشت ببرند؟ بلند شوید نافله بخوانیدما حتی در جایی که امر به معروف واجب است کوتاهی می کنیم و به بهانه عدم دخالت در کار دیگران، امر به معروف نمی کنیم. اما مرحوم حاج شیخ غلام رضا از این که مردم مستحبات را انجام نمی دادند ناراحت می شد و طاقت از دست می داد و با عصبانیت به آنها تذکر می داد که نافله بخوانند. دلیل ناراحتی و عصبانیت او این که حقیقت را می دید و درک می کرد که مردم چه سرمایه هنگفت و عظیمی را به آسانی از دست می دهند. در نظر او مردمی که به نافله و ذکر نمی پرداختند، چون گرسنه ای بودند که از گرسنگی به تنگ آمده و نیازمند لقمه نانی است، اما توجه ندارد و غافل است که ظرفی پر از غذای لذیذ در برابرش نهاده اند! او می دید که مردم تا چه حد به این نافله ها احتیاج دارند و چه تأثیری برای دنیا و آخرتشان دارد، و در عین حال غافلند. بنابراین جا داشت که به جهت دل سوزی و مصلحت اندیشی برای مردم، روحش آزرده گردد و عصبانی و ناراحت شود.
هم چنین مرحوم علامه طباطبایی رحمةالله نمونه بارز و برجسته کسانی بود که اهل ذکر و خلوت با خدا بودند و لحظه ای توجهشان از خداوند قطع نمی شد. حالات و رفتار ایشان نشان می داد که توجهشان به جای دیگر است و چندان مایل نبود با کسی سخن بگوید و گفتگو کند، چون از توجه ایشان به خدا کاسته می شد. در جلسه درست، معمولا به شاگردان نگاه نمی کرد و بیشتر نگاهش را به سقف می دوخت، و اگر کسی رو در رو با آن بزرگوار گفتگو می کرد مرحوم علامه به چشمانش نگاه نمی کرد. این رفتارها برای این بود که توجهش به خداوند باقی بماند. حتی گاهی به ایشان سلام می کردند، اما ایشان در عالم خود بودند و متوجه نمی شدند.
ایشان خیلی کم و مختصر حرف می زدند و همواره در حال ذکر و توجه بودند.

اهمیت محاسبه نفس

از جمله ویژگی هایی که حضرت برای اهل ذکر بر می شمارند، محاسبه نفس و بررسی رفتار خویش است. به همین مناسبت جا دارد در این جا به بحث محاسبه نفس و اهمیت و ضرورت آن اشاره ای داشته باشیم.
ضرورت و اهمیت محاسبه نفس بر کسی پنهان نیست و نگاهی اجمالی به آیات و روایات فراوانی که در این زمینه وارد شده، ضرورت و جایگاه حیاتی آن را برای ما آشکار می سازد. علمای اخلاق نیز اکیداً سفارش کرده اند که انسان در پایان هر روز به بررسی و محاسبه رفتار خویش بپردازد و بنگرد به وظایف الهی و واجباتی که بر عهده او بوده عمل کرده یا نه. اگر پس از بررسی پی برده که به وظایف خویش عمل کرده است و رفتارش بر طبق موازین شرع بوده است، خداوند را سپاس گوید که توفیق انجام وظایف را به او عنایت کرده است و سعی کند در روزهای بعد همان مسیر سالم و صحیح را ادامه دهد؛ اما اگر به وظایف الهی خویش عمل نکرده، یا آنها را ناقص انجام داده و به لغزش و انحراف آلوده گردیده است، سعی کند با انجام اعمال نیک و مستحبات، به خصوص نمازهای نافله، کاسی ها را جبران کند و در برابر ترک وظایف الهی و انجام معصیت خداوند، خویشتن را سرزنش کرده استغفار نماید تا خداوند از گناهانش در گذرد.
درباره اهمیت محاسبه نفس اما کاظم علیه السلام می فرمایند:
لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم فان عمل حسناً استزاد الله و ان عمل سیئاً استغفر الله منه و تاب الیه؛ (126)
از ما نیست کسی که هر روز حساب خود را نرسدت پس اگر عمل نیکی انجام داده از خداوند زیاد شدن اعمال خیر را طلب کند و اگر کار بدی مرتکب شده، از خداوند آمرزش بخواهد و به سوی او بازگشت کند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به اصحابشان می فرمایند:
ألا أنبئکم بأکیس الکیسین و أحمق الحمقاء؟ قالوا بلی یا رسول الله. قال: أکیس الکیسین من حاسب نفسه و عمل لما بعد الموت، و أحمق الحمقاء من اتبع نفسه هواء و تمنی علی الله الامانی؛ (127) آیا شما را از زیرک ترین زیرکان و نادان ترین نادانان آگاه نسازم؟ اصحاب گفتند: بله، ای رسول خدا. حضرت فرمود: زیرک ترین انسان ها کسی است که به حساب نفس خویش رسیدگی کند و برای پس از مرگ خویش عمل کند، و احمق ترین احمق ها کسی است که پیرو هوای نفس خویش باشد و پیوسته آرزوهای خود را از خداوند در خواست کند.