فهرست کتاب


یاد او

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

مجالس ذکر

چنان که ملاحظه کردیم، در برخی از روایات بر پرداختن به ذکر خدا در خلوت و تنهایی تأکید و توصیه شده است و علمای اخلاق نیز بر آن تأکید دارند. اما این توصیه و تأکید مطلق و همیشگی نیست، بلکه در مواردی نیز به تشکیل مجالس عمومی ذکر و شرکت در مجلسی که برای ذکر خدا بر پا گردیده توصیه شده است. در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شده که حضرت فرمودند:
ارتعوا فی ریاض الجنة. قالوا: یا رسول الله و ما ریاض الجنة؟ قال: مجالس الذکر، اغدوا و روحوا و اذکروا...؛ (106) بخرامید در باغ های بهشت. اصحاب گفتند: ای رسول خدا، باغ های بهشت چیستند؟ حضرت فرمودند: باغ های بهشت مجالس ذکرند. در بامداد و شامگاه به یاد خدا باشید.
سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان گر یک نکته مهم تربیتی و تأثیر مهمی است که اجتماع های شایسته می توانند در حرکت انسان به سوی کمال داشته باشند. افراد عادی، معمولا در تنهایی رغبت و علاقه چندانی به انجام برخی شعایر و برنامه های دینی ندارند اما اگر دیگران در کنار خود ببینند، نشاط و انگیزه در آنها پدید می آید. مثلا با همه فضیلت و اهمیتی که احیای شب قدر و انجام مراسم و اعمال آن دارد، بیشتر ما در تنهایی نشاط و انگیزه لازم برای بیدار ماندن در آن شب و انجام اعمال آن را نداریم. اما اگر شب قدر به مسجد برویم نشاط و انگیزه در ما پدید می آید و با سایر مردم آن شب را تا صبح بیدار می مانیم و به عبادت و انجام برنامه های شب قدر می پردازیم و چندان احساس خستگی و کسالت نمی کنیم. برخی از شعایر مذهبی، نظیر عزاداری، اصولا به صورت انفرادی انجام نمی شوند و تشکیل جلسه و جمع شدن افراد، برای انجام آنها لازم است. تشکیل اجتماعات برای انجام این شعایر موجب تشویق موجب تشویق و ترغیب دیگران و دعوت به خیر می گردد. بر این اساس، پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت در مجالس ذکر ( و هر مجلسی که برای بزرگداشت و احیای دین و توسل به اهل بیت علیه السلام برپا می گردد) را به مثابه وارد شدن به باغ های بهشت معرفی می کنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله سپس اضافه می کنند.
و من کان یحب أن یعلم منزلته عند الله فلینظر کیف منزلة عنده، فان الله تعالی ینزل العبد حیث أنزل العبد الله من نفسه، و اعلموا أن خیر أعمالکم عند ملیککم و أزکاها و أرفعها فی درجاتکم و خیر ما طلعت علیه الشمس ذکر الله تعالی اخبر عن نفسه فقال: أنا جلیس ممن ذکرنی.
و کسی که مایل است منزلت خود را در نزد خدا بداند، بنگرد منزلت خدا در نزد او چگونه است. همانا رتبه هر کس نزد خدا به اندازه رتبه خدا نزد وی است .همانا برترین اعمال شما نزد مالک شما و پاکیزه ترین آنها و مؤثرترین آنها در بالا بردن درجات شما و بهترین چیزی که خورشید بر آن طلوع کرده است ذکر خداوند متعال است.
زیرا که خداوند از خویش خبر داد و فرمود: من هم نشین کسی هستم که مرا یاد کند.

اهمیت توجه به حضور پروردگار

بار یافتن به محضر بزرگان و توفیق هم نشینی با آنها افتخار بزرگی برای انسان است. در هر جامعه ای برخی از رهبران و بزرگان از چنان عزت و عظمتی برخوردارند که مردم حتی برای این که چند لحظه توفیق یابند به محضرشان نایل شوند سختی هایی را تحمل می کنند. در روزگار ما حضرت امام علیه السلام از شخصیتی بی نظیر و عظمت و عزتی بی مانند در نظر مردم برخوردار بود. عشق و علاقه فراوان مردم به ایشان، به حدی بود که مردم برای ملاقات ایشان سر از پا نمی شناختند. در گرما و سرما و از راه های
دور به جماران می رفتند تا تنها برای چند لحظه در طول عمرشان، امام را ملاقات کنند و برای آنها افتخاری بالاتر از دیدار امام نبود. حال تصور کنید که آیا ملاقات با خداوند مهم تر و والاتر است یا ملاقات با شخصیت های بزرگی چون امام که بنده ای از بندگان خدا هستند؟ آن هم ملاقات با کسی که همیشه حاضر و ناظر است و همواره امکان ملاقات با او برای انسان فراهم است و نیاز به مقدمه چینی و تمهیدات گسترده ندارد.
ما، هم می توانیم و هم به ما توصیه شده، که همواره به یاد خدا باشیم و ارتباط خود را با ساحت مقدس ربوبی حفظ کنیم و به استحکام آن بپردازیم. مستحبات و آداب شرعی که برای رفتارها و کارهای گوناگون ما در نظر گرفته شده، برای آن است که ما هیچ گاه خداوند را فراموش نکنیم و همواره به خداوند توجه داشته باشیم. اگر به ما فرموده اند که قبل از خوردن غذا بسم الله الرحمن الرحیم و پس از صرف غذا الحمدالله بگوییم، برای این است که توجه ما به خداوند قطع نگردد، و وقتی این توجه باقی بود، سعی می کنیم غذای حلال بخوریم و از خوردن غذای حرام و یا شبهه ناک خودداری کنیم. رعایت این آداب در سراسر زندگی، علاوه بر این که افتخار هم نشینی و درک محضر خداوند را برای ما فراهم می سازد، زمینه تعالی و تکامل معنوی ما را نیز مهیا می گرداند. نفس انسان ضعیف است و هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی و جاذبه های مادی و دنیوی هر لحظه ممکن است ما را به غفلت گرفتار سازند و باعث شکست ما در پیمودن مسیر گردند؛ اما اگر ما بر خداوند متعال توکل داشته باشیم و ارتباط خود را با مبدأ فیض و رحمت حفظ کنیم، این عوامل خنثی و بی اثر می گردند و مدد الهی حریم دل ما را از گزند آن عوامل غیر الهی و افتادن در ورطه غفلت حفظ می کند. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شده که خداوند سبحان فرمود:
اذا علمت أن الغالب علی عبدی الاشتغال بی نقلت شهوته فی مسألتی و مناجاتی. فاذا کان عبدی کذلک فأراد أن یسهو خلت بینه و بین أن یسهو.أولئک أولیائی حقاً، أولئک الابطال حقاً، أولئک الذین اذا أردت أن أهلک أهل الارض عقوبة زویتها عنهم من أجل أولئک الابطال؛ (107)
وقتی دانستم که بنده ام بیشتر وقتش را صرف یاد و توجه به من می کند، میل و رغبتش را متوجه مناجات و درخواست از خودم می کنم.
وقتی بنده ام چنین شد اگر در معرض سهو و غفلت قرار گیرد من بین او و غفلت و فراموشی از یاد خودم حایل می گردم ( و نمی گذارم مرا فراموش کند) . ایشان به حق دوستان من هستند، ایشان به حق قهرمان هستند؛ ایشان کسانی هستند که هرگاه خواستم مردم را عقوبت کنم و آنان را هلاک گردانم، به جهت آن قهرمانان عذابم را از مردم بر می دارم. هر کسی در دنیا به چیزی گرایش و دل بستگی دارد و مقصدی را می پوید. خداوند می فرماید کسانی که در دنیا بیشتر وقتشان صرف من می شود و تنها من دل بستگی و توجه دارند و در راه انجام خواسته های من قدم بر می دارند، من میل و گرایش و علاقه آنها را مناجات و راز و نیاز و درخواست از خودم قرار می دهم تا تنها از گفتگوی با من لذت ببرند.
هنگامی که بنده با همت، تلاش و فداکاری و مقاومت در برابر هواهای نفسانی و وساوس شیطانی، و شکیبایی در برابر خواسته های دل به چنین مرحله رسید، اگر عوامل طبیعی و دنیا خواستند او را از یاد و توجه به من غافل سازند و باعث فراموشی او گرداند، من مانع می شوم و او را متذکر و متوجه خود می کنم.
کسانی که در مسیر خود سازی و تهذیب نفس تجربه دارند، می دانند که گاهی عواملی زمینه غفلت و گناه را در انسان فراهم می آورند و در مقابل، خداوند متعالی به جهت عنایتی که به انسان دارد، از راه های گوناگون او را متوجه خود می کند و از غفلت و افتادن به ورطه گناه باز می دارد؛ مثلا صدایی می شنود و یا صحنه ای در برابرش مجسم می گردد و یا نوری در قلبش می تابد و باعث بیداری و هوشیاری او می گردد. بلا تشبیه مثل این که شخصی دوست و محبوبی دارد که پیوسته به یاد او است و لحظه ای او را فراموش نمی کند . حال اگر در مجلسی که محبوبش نیز حضور دارد، گفتگو و صحبت با دیگران او را از محبوبش غافل گرداند، ناگهان از آن سوی مجلس محبوبش او را صدا می زند و متوجه خود می گرداند. کسانی هم که عاشق خدا هستند و دل به خدا سپرده اند و در راه رسیدن به خدا و ایجاد ارتباط مستحکم با او فداکاری و تلاش جانکاه از خودشان داده اند، اگر احیاناً عوامل غفلت زا بخواهند آنان را از یاد و توجه به معشوق حقیقی خویش باز دارند، معشوق و محبوب وفادار آنها مانع می شود و حریم دل آنها را در برابر نفوذ شیاطین حفظ می کند.
سپس خداوند درباره این دسته از بندگان خود که به چنین مقام و منزلت عظیمی رسیده اند، می فرماید: آنان دوستان واقعی من قهرمانان حقیقی هستند و به پاس مقام آنها در نزد خود، اگر جامعه و مردم نیز به جهت طغیان و گناه مستحق عقوبت و هلاکت گردند، به برکت وجود این بندگان خالص و پاک باخته عقوبت و هلاکت را از آنها بر می دارم.
بی شک کسانی که به این پایه از معرفت و ارتباط با خدا رسیده اند اهل ذکرند. اهل ذکر کسی است که پیوسته به یاد خدا است و لحظه ای از یاد خدا غافل نمی گردد، نه کسی که هر از چند گاهی ذکری می گوید ولی توجه به خدا و یاد او در رفتار و کردار و زندگی اش نمودی ندارد.به فرموده علی علیه السلام در این خطبه، اگر کسی اهل ذکر باشد یاد خدا را جایگزین دنیا می کند و به جای دل بستگی به دنیا و مظاهر آن، دل بسته یاد خدا می شود و عالی ترین لذت او در انس با خدا خواهد بود.

حقیقت مقام انس با خدا و محبت او

در دل اهل ذکر واقعی جایی دارد محبت و علاقه به دنیا وجود ندارد؛ چرا ممکن نیست انس با خدا و یاد او با علاقه به دنیا جمع گردد. آنان پس از ارتباط با خداوند و درک و دریافت محبت توصیف ناپذیر خداوند، علاقه ای به غیر خدا ندارند، ترجیح محبت غیر خدا بر محبت خدا را فاقد توجیه منطقی و عقلانی می دانند. جلوه بسیار کوچک و محدودی از ارتباط و محبت بین خدا و اهل ذکر را می توانیم بی مادر و فرزند مشاهده کنیم.در میان روابط طبیعی و محبت های موجود بین انسان ها، محبت بین مادر و فرزند عمیق تر و خالص تر است. این محبت به قدری شدید است که مادر از جان و سلامتی خود برای زنده ماندن و رشد کودکش مایه می گذارد و جوانی و راحتی و شادابی خود را به پای او قربانی می کند. متقابلاً کودک نیز حاضر نیست لحظه ای از مادر جدا شود و اگر مشغول بازی شود و خود را به کاری سرگرم سازد، پس از مدتی که احساس دل تنگی کند به آغوش مادر پناه می برد. تنها در آغوش مادر است که احساس آرامش می کند. البته ارتباط مادر و کودک و محبت آن دو به یکدیگر، با ارتباط بنده با خدا و محبت خداوند به بنده قابل مقایسه نیست و محبت مادر به کودک بی نهایت نازل تر از محبت خداوند به بنده است.
اساساً خالق و علت حقیقی ایجاد کودک، خدای متعال است و مادر و پدر تنها نقش واسطه و ابراز را ایفا می کنند. با این وصف، چگونه می توان این رابطه را با رابطه بین بنده با خداوند مقایسه کرد؟ رابطه ای که اساس وجود و حیات انسان به آن بستگی دارد و از چنان عظمت و شکوهی برخوردار است که خداوند روح انسان را به وجود منسوب کرده، می فرماید:
فاذا سویته و نفحت فیه من روحی فقعوا له ساجدین؛ (108) پس وقتی او را هموار کردم و از روح خود در او دمیدم، شما فرشتگان پیش او به سجده در افتید.
همه حاضر تشکیل دهنده وجود انسان از خداوند است و مبدأ و آفریننده همه آنها خدا است؛ اما از بین آنها خداوند روح را به خود نسبت داده است. این انتساب حاکی از عظمت و شرافت روح انسانی و ارتباط وثیق وجودی آن با خداوند است. با وجود این ارتباط ناگسستنی تکوینی، فطرت انسان اقتضا می کند که با خداوند انس بگیرد و به او توجه داشته باشد و با یاد او احساس آرامش کند. اما علی رغم خواست فطرت، روح انسان بر اثر ارتباط با دنیا و لذت های آن، آفت می بیند و از مسیر فطری و مصالح واقعی او نیست بر ارتباط با خداوند ترجیح می دهد. چنان که انسان به مقتضای طبیعتش از هوای سالم و لطیف لذت می برد و از هوای کثیف و دود منجر است، اما وقتی به دود ناراحت کننده سیگار عادت کرد، آن دود برای او هوای سالم و لطیف لذت بخش تر می گردد!
اقتصادی فطرت انسان خالصانه و ناگسستنی با خداوند است.
همان گونه که گذشت، بر اساس رابطه وجودی که بین خداوند و انسان وجود دارد، اقتصادی این انس و محبت بسیار بیش از انس با مادر و محبت به او می باشد، اگر محبت بسیار بیش از انس با مادر و محبت به او می باشد. اگر محبت همه مادرها را، از ابتدای خلقت تا انتهای آن، جمع کنیم، در برابر محبت خداوند به بنده خود از قطره ای نسبت به دریا نیز کمتر است. خداوند، خود مظهر محبت و آفریننده همه محبت ها و خوبی ها است و انس و محبت مادر به فرزند نمود و جلوه ای از محبت خدا است. اگر کسی به مقام درک انس با خدا رسید و لذت یاد خداوند در کامش نشست، دیگر هیچ یک از لذت های دنیا برای او لذت بخش نخواهد بود و لذت مناجات خدا و انس با او را با هیچ لذت دیگری معاوضه نمی کند.
بدین جهت است که امام سجاد علیه السلام در مناجات الذاکرین می فرماید:
و أستغفرک من کل بغیر ذکرک و من کل راحة بغیر أنسک و من کل سرور بغیر قربک و من کل شغل بغیر طاعتک؛ (109) خدایا، من از هر لذتی به غیر یاد تو حاصل آید و از هر سرور و شادی که به جز از راه قرب تو باشد و از هر کاری به جز طاعت و بندگی تو، طلب مغفرت می کنم.
محبت و انس کودک به مادر باعث می گردد که وقتی گرسنگی و خستگی او را رنج می دهد و یا مورد اذیت کسی قرار می گیرد، گریان به آغوش مادر پناه بر و آرامش یابد و ناراحتی و رنج از دلش زدوده شود.
کسی هم که با خداوند انس دارد و به لذت حقیقی و والای درک جوار و قرب الهی نایل گشته است، هنگامی که مصیبت و گرفتاری و خطری برای او پیش می آید به خداوند پناه می برد و در پناه خداوند احساس آرامش و لذت می کند و با تکیه بر قدرت لایزال الهی از هیچ قدرتی نمی هراسد و در مقابل سیل خطرها و گرفتاری ها خم به ابرو نمی آورد.
عالی ترین مراتب انس و ارتباط با خدا در حضرت معصومین علیه السلام وجود دارد و مراتب نازل تر آن در علمای ربانی یافت می شود. مطالعه احوال آن بزرگان می تواند ما را به مقام انس با خدا و یاد او، و لذت بردن از مناجات با خداوند رهنمون گردد. درباره مرحوم شیخ انصاری نقل شده که در نیم روز گرم تابستان نجف، در نهایت خستگی و تشنگی به خانه می آید و در خواست آن خنک می کند. در آن زمان وسط حیاط چاهی حفر می کردند که منتهی به سرداب عمیق می شد و با طناب ظرف آبی را درون آن می آویختند تا خنک گردد. مرحوم شیخ در گیر و دار آماده شدن آب خنگ فرصت را غنیمت می شمرد و به نماز می ایستد. اتفاقاً حالی پیدا می کند و از این رو بعد از حمد و سوره ای طولانی می خواند و به قدری نماز را طول می دهد که آب خنکی که کنار ایشان نهاده بودند گرم می شود. در نماز، چنان طعم لذت یاد خدا در دل ایشان نشسته و کامشان به خنکای یاد خدا خنک گردیده بود که تشنگی و گرما را فراموش می کنند و با بی رغبتی تنها دهان خود را با آن آب مرطوب می سازند و آب را به کناری می نهند.