فهرست کتاب


یاد او

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

لزوم اهتمام به انجام نماز شب و مستحبات و پرهیز از بهانه جویی

بی تردید در جامعه شیعه و مسلمان چندین میلیونی ایران که نظام اسلامی بر آن حاکم است. سزاوارترین افراد به رعایت مستحبات و خواندن نماز شب و داشتن خلوت ها و نجواهای شبانه با خداوند، روحانیون و کسانی هستند که با کتاب و سنت سروکار دارند و ریزه خوار خوان علوم سرشار ائمه اطهار علیه السلام هستند. از دیگران که آشنایی چندانی با معارف اسلامی و آداب شرعی با بی اعتنایی و بی توجهی ما مواجه گردد، پس این دستورات برای کیست و چه کسی باید به آنها عمل کند؟! در روز قیامت، در قبال این سستی ها و کوتاهی ها چه پاسخی خواهیم داشت؟! البته شکی نیست که در وهله اول برای ما تحصیل علم واجب است؛ اما کسی نمی گوید تحصل علم را کنار نهیم و به انجام مستحبات بپردازیم، بلکه سخن در این است که ما می توانیم قدری از اوقاتی را که برای کارهای غیر ضروری و بعضاً بی فایده (نظیر: تماشای فیلم و سریال و مطالعه روزنامه) صرف می کنیم، بکاهیم و به نماز شب و انجام سایر مستحبات اختصاص دهیم. چه بسا ما زمان زیادی را صرف امور پوچ و بی فایده می کنیم و آن گاه با این که قرآن بر سجده های شبانه تأکید دارد، در قبال آن احساس خستگی و بی حوصلگی می کنیم. خداوند درباره مؤمنان و اولیای خود می فرماید: کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون. و بالاسحار هم یستغفرون آنان اندکی از شب را می خوابند و سحرگاهان به استغفار می پردازند.(104) هم چنین به رسولش فرمان می دهد که شب را به عبادت و راز و نیاز سپری کند و تنها اندکی از آن را به استراحت اختصاص دهد. (105) اما ما استراحت و خواب عمیق را بر عبادت و مناجات شبانه ترجیح می دهیم. خداوند خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:
و من اللیل فتهجد به نافلة لک عسی أن یبعثک ربک مقاماً محموداً؛ و پاسی از شب را زنده بدار، تا برای تو (به منزله) نافله ای باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند.
در احوالات پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که آن حضرت پس از نیمه شب از خواب برخاستند و به مناجات و راز و نیاز و انجام بخشی از نماز شب می پرداختند. سپس مجدداً دقایقی به استراحت می پرداختند و دوباره از خواب برخاستند و به راز و نیاز و انجام بخش دیگری از نماز شب می پرداختند، و به همین ترتیب چند بار تا اذان صبح، پس از استراحت هایی کوتاه، بر می خاستند و به عبادت می پرداختند. این در حالی است که آن حضرت حتی در حال خواب نیز خدا را فراموش نمی کردند.
حال وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله این گونه بوده اند، آیا اگر ما لااقل ده دقیقه از آخر شب را به خواندن نماز شب اختصاص ندهیم. به آن حضرت جفا نکرده ایم؟ اجازه ندهیم وسوسه های شیطانی و بهانه تراشی ها و اشتغال و اهتمام به پاره ای امور، باعث کوتاهی در انجام نماز شب و توجه به خداوند گردد.
یکی از اساتید اخلاق مرحوم حاج آقا حسین فاطمی رحمةالله نقل می کردند که طلبه ای از مرحوم شیخ انصاری رحمةالله سؤال کرد: ارزش و ثواب مطالعه بیشتر است یا نماز شب؟ در آن زمان کشیدن قلیان شایع و رایج بود. از این رو مرحوم شیخ از آن طلبه می پرسند: تو قلیان می کشی؟ او در جواب می گوید: بله. شیخ می فرماید: به جای یکی از آن قلیان ها نماز شب بخوان.
بنابر این باید مراقب باشیم که شیطان ما را وسوسه نکند که استراحت را بر انجام نافله شب ترجیح دهیم و این توفیق بزرگ الهی را از دست بدهیم.
گرچه تکالیف و وظایف واجب ما بسیار است و فرصت نمی کنیم به همه آنها عمل نماییم، اما آیا نباید قدری از وقت خود را به خودسازی و نافله شب اختصاص دهیم؟ برای ما چه چیزی واجب تر و لازم تر از خودسازی و توجه به خداوند و یاد او است؟ آیا تأکیدها و توصیه های قرآن اهمیت این امور را نمی رساند؟ آیا برای این که ما پند بگیریم و به نافله شب و خودسازی و مناجات با خداوند تشویق و ترغیب شویم، حتماً باید شخص خاصی ما را بدان ها توصیه کند؟! آیا تأکید و توصیه قرآن کافی نیست؟! بای توصیه به سجده های طولانی شبانه و راز و نیاز با خداوند آیا توصیه ای بالاتر از توصیه خدا و قرآن وجود دارد؟! ما به دستور و توصیه ای بالاتر از توصیه خدا و قرآن وجود دارد؟! ما به دستور و بی شک مربی و معلمی والاتر از قرآن نیست، اما ما از آن غافلیم و در به در به دنبال کسانی هستیم که بسیار پایین تر از قرآن اند و اصولا مقایسه آنها با قرآن غلط است!
البته در آغاز برای ما دشوار است که وقت زیادی را برای نافله شب و مناجات شبانه اختصاص دهیم.از این رو باید با اهتمام و جدیت، حرکتی مستمر و طولانی در پیش گیریم تا به مرحله ای برسیم که چنان نماز شب و سجده های طولانی برای ما لذت بخش گردد که اگر ساعت ها بدان اختصاص دهیم باز هم احساس خستگی و کسالت نکنیم و نشاط و شادابی خویش را از دست ندهیم. چنان که در امور دنیوی نیز انسان به یکباره به مقصد نمی رسد و نیاز به تمرین و تلاش و حرکت دارد.
در هر صورت، سعی کنیم در هر مرحله ای که هستیم هر مقدار که از ما ساخته است انجام دهیم. اگر نمی توانیم یک ساعت به مناجات و نافله شب بپردازیم، ده دقیقه از نیمه شب را به آن اختصاص دهیم اگر موفق نمی شویم نماز شب را در وقت اداء بخوانیم، سعی کنیم بعد از نماز صبح آن را قضا کنیم. حتی می توانیم در حال حرکت و راه رفتن نافله شب را قضا کنیم. در آغاز نباید انتظار داشته باشیم که حالت توجه و حضور قلبی که اولیای خدا به هنگام ذکر خداوند دارند از ما ساخته باشد؛ و نباید به این بهانه که حالت توجه و اقبال قلب در ما نیست، از انجام آنچه که از ما ساخته است نیز خودداری کنیم؛ چه این که بین ما و آنها فرسنگ ها فاصله است.
تفاوت ذکر الله اکبری که امیرمؤمنان علیه السلام می گوید با ذکری که ما می گوییم از زمین تا آسمان است.ما اگر سالیان زیادی تلاش و تمرین کنیم و حرکتی طولانی و مستمر در راه تعالی و رسیدن به مقامات متعالی ذکر طی کنیم و در میانه راه توقف و عقب گرد هم نداشته باشیم، ممکن است اندکی به مقام ذکر آن حضرت نزدیک شویم. حال اگر در بین راه توقف کنیم و عقب گرد داشت باشیم و امروزمان بدتر از دیروز و امسالمان بدتر از پارسال باشد و به قساوت بیشتری مبتلا شویم، در این صورت امیدی به تکامل ما نیست و نمی توانیم در راه علی علیه السلام حرکت می کنیم و شیعه آن حضرت باشیم.

مجالس ذکر

چنان که ملاحظه کردیم، در برخی از روایات بر پرداختن به ذکر خدا در خلوت و تنهایی تأکید و توصیه شده است و علمای اخلاق نیز بر آن تأکید دارند. اما این توصیه و تأکید مطلق و همیشگی نیست، بلکه در مواردی نیز به تشکیل مجالس عمومی ذکر و شرکت در مجلسی که برای ذکر خدا بر پا گردیده توصیه شده است. در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شده که حضرت فرمودند:
ارتعوا فی ریاض الجنة. قالوا: یا رسول الله و ما ریاض الجنة؟ قال: مجالس الذکر، اغدوا و روحوا و اذکروا...؛ (106) بخرامید در باغ های بهشت. اصحاب گفتند: ای رسول خدا، باغ های بهشت چیستند؟ حضرت فرمودند: باغ های بهشت مجالس ذکرند. در بامداد و شامگاه به یاد خدا باشید.
سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان گر یک نکته مهم تربیتی و تأثیر مهمی است که اجتماع های شایسته می توانند در حرکت انسان به سوی کمال داشته باشند. افراد عادی، معمولا در تنهایی رغبت و علاقه چندانی به انجام برخی شعایر و برنامه های دینی ندارند اما اگر دیگران در کنار خود ببینند، نشاط و انگیزه در آنها پدید می آید. مثلا با همه فضیلت و اهمیتی که احیای شب قدر و انجام مراسم و اعمال آن دارد، بیشتر ما در تنهایی نشاط و انگیزه لازم برای بیدار ماندن در آن شب و انجام اعمال آن را نداریم. اما اگر شب قدر به مسجد برویم نشاط و انگیزه در ما پدید می آید و با سایر مردم آن شب را تا صبح بیدار می مانیم و به عبادت و انجام برنامه های شب قدر می پردازیم و چندان احساس خستگی و کسالت نمی کنیم. برخی از شعایر مذهبی، نظیر عزاداری، اصولا به صورت انفرادی انجام نمی شوند و تشکیل جلسه و جمع شدن افراد، برای انجام آنها لازم است. تشکیل اجتماعات برای انجام این شعایر موجب تشویق موجب تشویق و ترغیب دیگران و دعوت به خیر می گردد. بر این اساس، پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت در مجالس ذکر ( و هر مجلسی که برای بزرگداشت و احیای دین و توسل به اهل بیت علیه السلام برپا می گردد) را به مثابه وارد شدن به باغ های بهشت معرفی می کنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله سپس اضافه می کنند.
و من کان یحب أن یعلم منزلته عند الله فلینظر کیف منزلة عنده، فان الله تعالی ینزل العبد حیث أنزل العبد الله من نفسه، و اعلموا أن خیر أعمالکم عند ملیککم و أزکاها و أرفعها فی درجاتکم و خیر ما طلعت علیه الشمس ذکر الله تعالی اخبر عن نفسه فقال: أنا جلیس ممن ذکرنی.
و کسی که مایل است منزلت خود را در نزد خدا بداند، بنگرد منزلت خدا در نزد او چگونه است. همانا رتبه هر کس نزد خدا به اندازه رتبه خدا نزد وی است .همانا برترین اعمال شما نزد مالک شما و پاکیزه ترین آنها و مؤثرترین آنها در بالا بردن درجات شما و بهترین چیزی که خورشید بر آن طلوع کرده است ذکر خداوند متعال است.
زیرا که خداوند از خویش خبر داد و فرمود: من هم نشین کسی هستم که مرا یاد کند.

اهمیت توجه به حضور پروردگار

بار یافتن به محضر بزرگان و توفیق هم نشینی با آنها افتخار بزرگی برای انسان است. در هر جامعه ای برخی از رهبران و بزرگان از چنان عزت و عظمتی برخوردارند که مردم حتی برای این که چند لحظه توفیق یابند به محضرشان نایل شوند سختی هایی را تحمل می کنند. در روزگار ما حضرت امام علیه السلام از شخصیتی بی نظیر و عظمت و عزتی بی مانند در نظر مردم برخوردار بود. عشق و علاقه فراوان مردم به ایشان، به حدی بود که مردم برای ملاقات ایشان سر از پا نمی شناختند. در گرما و سرما و از راه های
دور به جماران می رفتند تا تنها برای چند لحظه در طول عمرشان، امام را ملاقات کنند و برای آنها افتخاری بالاتر از دیدار امام نبود. حال تصور کنید که آیا ملاقات با خداوند مهم تر و والاتر است یا ملاقات با شخصیت های بزرگی چون امام که بنده ای از بندگان خدا هستند؟ آن هم ملاقات با کسی که همیشه حاضر و ناظر است و همواره امکان ملاقات با او برای انسان فراهم است و نیاز به مقدمه چینی و تمهیدات گسترده ندارد.
ما، هم می توانیم و هم به ما توصیه شده، که همواره به یاد خدا باشیم و ارتباط خود را با ساحت مقدس ربوبی حفظ کنیم و به استحکام آن بپردازیم. مستحبات و آداب شرعی که برای رفتارها و کارهای گوناگون ما در نظر گرفته شده، برای آن است که ما هیچ گاه خداوند را فراموش نکنیم و همواره به خداوند توجه داشته باشیم. اگر به ما فرموده اند که قبل از خوردن غذا بسم الله الرحمن الرحیم و پس از صرف غذا الحمدالله بگوییم، برای این است که توجه ما به خداوند قطع نگردد، و وقتی این توجه باقی بود، سعی می کنیم غذای حلال بخوریم و از خوردن غذای حرام و یا شبهه ناک خودداری کنیم. رعایت این آداب در سراسر زندگی، علاوه بر این که افتخار هم نشینی و درک محضر خداوند را برای ما فراهم می سازد، زمینه تعالی و تکامل معنوی ما را نیز مهیا می گرداند. نفس انسان ضعیف است و هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی و جاذبه های مادی و دنیوی هر لحظه ممکن است ما را به غفلت گرفتار سازند و باعث شکست ما در پیمودن مسیر گردند؛ اما اگر ما بر خداوند متعال توکل داشته باشیم و ارتباط خود را با مبدأ فیض و رحمت حفظ کنیم، این عوامل خنثی و بی اثر می گردند و مدد الهی حریم دل ما را از گزند آن عوامل غیر الهی و افتادن در ورطه غفلت حفظ می کند. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شده که خداوند سبحان فرمود:
اذا علمت أن الغالب علی عبدی الاشتغال بی نقلت شهوته فی مسألتی و مناجاتی. فاذا کان عبدی کذلک فأراد أن یسهو خلت بینه و بین أن یسهو.أولئک أولیائی حقاً، أولئک الابطال حقاً، أولئک الذین اذا أردت أن أهلک أهل الارض عقوبة زویتها عنهم من أجل أولئک الابطال؛ (107)
وقتی دانستم که بنده ام بیشتر وقتش را صرف یاد و توجه به من می کند، میل و رغبتش را متوجه مناجات و درخواست از خودم می کنم.
وقتی بنده ام چنین شد اگر در معرض سهو و غفلت قرار گیرد من بین او و غفلت و فراموشی از یاد خودم حایل می گردم ( و نمی گذارم مرا فراموش کند) . ایشان به حق دوستان من هستند، ایشان به حق قهرمان هستند؛ ایشان کسانی هستند که هرگاه خواستم مردم را عقوبت کنم و آنان را هلاک گردانم، به جهت آن قهرمانان عذابم را از مردم بر می دارم. هر کسی در دنیا به چیزی گرایش و دل بستگی دارد و مقصدی را می پوید. خداوند می فرماید کسانی که در دنیا بیشتر وقتشان صرف من می شود و تنها من دل بستگی و توجه دارند و در راه انجام خواسته های من قدم بر می دارند، من میل و گرایش و علاقه آنها را مناجات و راز و نیاز و درخواست از خودم قرار می دهم تا تنها از گفتگوی با من لذت ببرند.
هنگامی که بنده با همت، تلاش و فداکاری و مقاومت در برابر هواهای نفسانی و وساوس شیطانی، و شکیبایی در برابر خواسته های دل به چنین مرحله رسید، اگر عوامل طبیعی و دنیا خواستند او را از یاد و توجه به من غافل سازند و باعث فراموشی او گرداند، من مانع می شوم و او را متذکر و متوجه خود می کنم.
کسانی که در مسیر خود سازی و تهذیب نفس تجربه دارند، می دانند که گاهی عواملی زمینه غفلت و گناه را در انسان فراهم می آورند و در مقابل، خداوند متعالی به جهت عنایتی که به انسان دارد، از راه های گوناگون او را متوجه خود می کند و از غفلت و افتادن به ورطه گناه باز می دارد؛ مثلا صدایی می شنود و یا صحنه ای در برابرش مجسم می گردد و یا نوری در قلبش می تابد و باعث بیداری و هوشیاری او می گردد. بلا تشبیه مثل این که شخصی دوست و محبوبی دارد که پیوسته به یاد او است و لحظه ای او را فراموش نمی کند . حال اگر در مجلسی که محبوبش نیز حضور دارد، گفتگو و صحبت با دیگران او را از محبوبش غافل گرداند، ناگهان از آن سوی مجلس محبوبش او را صدا می زند و متوجه خود می گرداند. کسانی هم که عاشق خدا هستند و دل به خدا سپرده اند و در راه رسیدن به خدا و ایجاد ارتباط مستحکم با او فداکاری و تلاش جانکاه از خودشان داده اند، اگر احیاناً عوامل غفلت زا بخواهند آنان را از یاد و توجه به معشوق حقیقی خویش باز دارند، معشوق و محبوب وفادار آنها مانع می شود و حریم دل آنها را در برابر نفوذ شیاطین حفظ می کند.
سپس خداوند درباره این دسته از بندگان خود که به چنین مقام و منزلت عظیمی رسیده اند، می فرماید: آنان دوستان واقعی من قهرمانان حقیقی هستند و به پاس مقام آنها در نزد خود، اگر جامعه و مردم نیز به جهت طغیان و گناه مستحق عقوبت و هلاکت گردند، به برکت وجود این بندگان خالص و پاک باخته عقوبت و هلاکت را از آنها بر می دارم.
بی شک کسانی که به این پایه از معرفت و ارتباط با خدا رسیده اند اهل ذکرند. اهل ذکر کسی است که پیوسته به یاد خدا است و لحظه ای از یاد خدا غافل نمی گردد، نه کسی که هر از چند گاهی ذکری می گوید ولی توجه به خدا و یاد او در رفتار و کردار و زندگی اش نمودی ندارد.به فرموده علی علیه السلام در این خطبه، اگر کسی اهل ذکر باشد یاد خدا را جایگزین دنیا می کند و به جای دل بستگی به دنیا و مظاهر آن، دل بسته یاد خدا می شود و عالی ترین لذت او در انس با خدا خواهد بود.