فهرست کتاب


یاد او

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

جایگاه اهل ذکر در کلام معصوم

حضرت در ادامه خطبه خویش درباره جلوه های رفتاری یاد خداوند می فرمایند:
و ان للذکر لأهلاً أخذوه من الدنیا بدلاً، فلم تشغلهم تجاره و لا بیع عنه.
اغلب مردم در پی دنیا و مادیات هستند و برای رسیدن به آن و تأمین خواسته های دنیوی می کوشند. هم و غم آنها تأمین لذایذ و نعمت های دنیا است. در این میان اندکی از بندگان خدا نیز اهل ذکر و انس با خدا هستند و به جای دنیا و دل بستن به لذت هایش، خلوت انس با پروردگار خویش را برگزیده اند. لذت آنها در سخن گفتن با او است. آنان شیفته و شیدای یاد حق هستند و در مجلس انس با حق غرق مشاهده محبوب می گردند. این دل باختگان توجه از ما سوی برگرفته و تنها به او توجه دارند؛ آن چنان که اشتغال ظاهری به دنیا و کسب و تجارت، آنان را به خود مشغول نمی سازد و از توجه آنان به خداوند نمی کاهد. آنان گرچه به ظاهر به امور دنیایی مشغولند، اما دلشان در جای دیگری است؛ در بین مردمند، اما دلشان به کس دیگری است. وقتی با مردم سخن می گویند، مردم تصور می کنند که به آنها توجه دارند؛ در حالی که توجه آنها به خداوند است و روزگار را با یاد خدا سپری می کنند. اما چنان که گفتیم، آنان فقط به فکر خود نیستند بلکه در اندیشه نجات و هدایت دیگران نیز هستند من با تذکرات و هشدارهای خود غافلان را از ارتکاب محرمات و کیفرهای الهی می ترسانند. ابتدا خود به عدالت زینت می یابند و سپس دیگران را نیز به عدالت دعوت می کنند.
خود از بدی ها و زشتی ها دوری می کنند و دیگران را نیز از بدی ها باز می دارند.
مصداق بارز اهل ذکر خود آن حضرت و فرزندان معصومشان علیه السلام هستند. طبق روایتی که در کافی آمده است مراد از اهل الذکر در قرآن هم این بزرگواران هستند، و آن روایت این است که امام صادق علیه السلام درباره آیه:
و انه لذکر لک و لقومک و سوف تسئلون (92)
فرمودند:
الذکر القرآن و نن قومه و نحن المسؤولون؛ (93) مراد از ذکر قرآن است و ما قوم آن و پرسش شوندگان هستیم.
هم چنین طبق روایت امام کاظم علیه السلام، رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد آیه:
فاسئلوا أهل الذکر ان کنتم لا تعلمون (94)
فرمودند:
الذکر أنا، و الائمه اهل الذکر؛ (95) منظور از ذکر من هستم و امامان علیه السلام اهل ذکر می باشند.

راه کار گسترش و تقویت ذکر و توجه به خداوند

ذکر خداوند در انسان و شؤون مختلف زندگی او جلوه ای گوناگونی دارد.
یاد خدا، در زبان به صورت ذکر لفظی، در بدن به صورت رکوع و سجود و خضوع، و در قلب به صورت خشوع و توجه به ساحت ربوبی جلوه می کند.
یاد خدا و هراس از کیفر اعمال، موجب جاری گشتن اشک از چشم و لرزش اندام و دگرگونی رنگ رخساره می گردد. ذکر هم چنین موجب انجام صحیح وظایف شرعی همراه با قصد تقرب می شود و تا یاد و توجه به خدا نباشد، هیچ عبادتی به صورت صحیح و مطلوب انجام نمی پذیرد.
یاد خدا به سان روحی است که در همه اعمال خیر و عبادت دمیده می شود و به آنها ارزش و حیات می بخشد.
توجه به این جلوه ها و نیز آنچه در آیات و روایان درباره ذکر آمده، باعث تقویت انگیزه انسان برای به دست آوردن این اکسیر و کیمیای ارزشمند می گردد اما سخن این است که راه دست یابی به مراتب عالی ذکر چیست و چه موانعی بر سر راه توجه و یاد خدا دارد، تا از آنها آنها دوری گزینیم؟
راه رسوخ یافتن یاد خدا در دل انسان و گسترش آن در تمام شئوون زندگی انسان، تلاش در عمق یافتن و نیز تداوم آن است. باید برای رسیدن به درجات عالی ذکر، هم بر تعداد و کمیت ذکر خدا بیفزاید و هم باید بگوشیم توجهمان به خداوند عمق و کیفیت بیشتری پیدا کند. در این مسیر ممکن است حرکت کسی آرام و آهسته باشد و نتواند قدم های بلند بردارد، اما اگر به همین حرکت و قدم های آهسته تداوم بخشد، بالاخره روزی اوج می گیرد و به مراحل عالی تر یاد خداوند می رسد؛ مرحله ای که در هم چون امور مادی دارای مراحلی است و بدون طی کردن مراحل پایین، رسیدن به مراحل عالی تر ممکن نیست، اگر نوجوانی به ورزش وزنه برداری علاقه من شود، در روزهای اول نمی تواند وزنه صد کیلویی را بالا ببرد، ولی با تمرین های فراوان و افزودن به قدرت و توان خویش، می تواند روزی بر آن کار قدرت یابد. یا در مسیر کسب علم و دانش، دانش آموزی که تازه تحصیل علم را شروع کرده، نمی تواند مسایل پیچیده علمی و ریاضی را حل کند. بر همین قیاس، در امور معنوی نیز افراد با حرکت های تدریجی و مستمر است که می توانند مدارج علی تر کمال و معنویت را طی کنند و ممکن نیست با حرکت های دفعی و جهشی به آن مقصد عالی دست یابد. البته برخی از بندگان برگزیده خدا از ظرفیت های وجودی نامحدود و استعدادهای فوق العاده ای بر خوردارند که حرکت های تکاملی آنها بسیار سریع و پرشتاب است . برخی از معصومان، در شکم مادر از علوم سرشار بر خوردارند و خدا را تسبیح می گویند؛ اما این عده که عبارتند از انبیا و اولیای معصوم خدا - مستثنی هستند و حسابشان با دیگران متفاوت است. افراد عادی و متعارف، نه طمعی به چنین حرکت های سریع و شتابان دارند و نه چنین حرکت هایی از آنها ساخته است. آنان باید با مدد و توفیق الهی در مسیر یاد و توجه به خداوند قرار گیرند و آرام آرام حرکت کنند تا به مقصد برسند.
در قرآن مجید، راه هایی برای ارتقا و تقویت ذکر و توجه به خداوند ارایه شده است؛ یکی از آن راه ها نماز است.در این باره خداوند خطاب به حضرت موسی علیه السلام می فرماید: و أقم الصلاة لذکری؛ (96) و نماز را برای یاد من بر پا دار. در این آیه، ذکر و توجه عمیق به خداوند که با حضور قلب در نماز حاصل می گردد، به عنوان هدف نماز ذکر شده است و خدای متعال به حضرت موسی دستور می دهد که برای رسیدن به این هدف متعالی نماز بخواند. بنابر این برای این که ما به مرتبه عالی ذکر و توجه مستمر درونی به خداوند برسیم، باید از نماز و اذکار لفظی شروع کنیم. البته در آغاز، قطعاً حضور قلب کامل نخواهیم داشت و مرتب عالی معنویت و نورانیت فوراً در ما پدید نخواهد آمد، ولی اگر در همان حد که بر ایمان مقدور است به معنای اذکار توجه پیدا کنیم.از توجه خود به غیر خداوند بکاهیم و با تمرکز بیشتری ذکر بگوییم، رفته رفته روح و دلمان آمادگی بیشتری برای توجهات خالصانه تر پیدا خواهد کرد.

بهترین فرصت ها برای عبادت و خلوت با خداوند

گاهی برخی از طلاب و کسانی که به کسب علم و دانش اشتغال دارند، از پراکنده گی حواس و عدم تمرکز در هنگام مطالعه شکوه دارند و از اساتید و یا دوستان رسول خدا راه کاری برای تمرکز حواس داشته باشد، مطالب را بهتر می فهمد و از فرصت مطالعه بیشتر استفاده می کند.از جمله راه کارهایی که به این افراد ارایه می شود این است که سعی کنند انگیزه و شوق خود به مطالعه را گسترش بخشند. هم چنین انتخاب محیطی آرام و بی سرو صدا و خالی از مزاحمت و عواملی که توجه انسان را به خود مشغول سازد در این امور مؤثر است. به این افراد توصیه می شود با تمرین و به تدریج بکوشند که به هنگام مطالعه فکر و توجهشان فقط معطوف به مطالب کتاب گردد و از توجه با امور دیگر خودداری کنند.
درباره نماز و ذکر و توجه به خدا نیز این سؤال مطرح می شود که چه کنیم تا در هنگام نماز و گفتن ذکر خدا حضور قلب داشته باشیم و توجهمان فقط معطوف به خداوند گردد؟ پاسخ این است که در درجه اول باید تمرین و ممارست داشته باشیم. در کنار سایر عوامل، تمرین اساسی ترین عامل برای رسیدن به هر هدفی است. در کنار تمرین، باید سعی کنیم بهترین وقت خود را به نماز و عبادت و ذکر خدا اختصاص دهیم. باید اوقاتی به ذکر و عبادت بپردازیم که از نشاط کافی برخوردار باشیم و آمادگی بیشتری برای عبادت داشته باشیم. بدنمان در حالت اعتدال باشد. بعد از خوردن غذا و پر بودن شکم و نیز هنگامی گرسنگی و ضعف بدن، هم چنین هنگام خستگی که نشاط و آرامش کافی نداریم، زمان مناسبی برای عبادت و ذکر خدا نیست. در طول روز که نوعاً انسان به فعالیت های روزانه و انجام وظایف خود اشتغال دارد، آمادگی کافی برای عبادت ندارد. هنگام استراحت بعد از ظهر و نیز پس از پایان یافتن فعالیت روزانه و مغرب، و به خصوص نزدیک اذان صبح و بین الطلوعین فرصت مناسبی برای پرداختن به عبادت و ذکر است. قرآن با اشاره به بهترین اوقات تسبیح و عبادت خداوند می فرماید:
فی بیوت أذن أن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال؛ (97) در خانه هایی که خدا رخصت داده که (قدر و منزلت) آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن (خانه) هر بامداد و شامگاه او را نیایش می کنند.
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکراً کثیراً. و سجوه بکرة و أصیلا؛ (98) ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را فراوان یاد کنید، و صبح و شام او را به پاکی بستایید.
انتخاب محل خلوت نیز در تقویت حضور قلب به هنگام عبادت و ذکر مؤثر است. گرچه یاد خداوند همواره پسندیده است، اما در روایات بر مسأله خلوت با خدا و ارتباط با خدا به دور از چشم دیگران سفارش شده است. در حدیثی قدسی، خدای متعال به حضرت عیسی علیه السلام می فرماید:
یا عیسی ألن لی قلبک و أکثر ذکری فی الخلوات؛ (99) شیعیان ما کسانی هستند که هنگام تنهایی فراوان خدا را یاد می کنند.
تأکید بر عبادت در تنهایی و خلوت از آن رو است که در حضور دیگران و محیط پر سر و صدا تمرکز لازم برای توجه به خداوند میسر نمی گردد و مزاحمت ها نمی گذارد که حواس انسان جمع باشد و عبادت و ذکر خدا با حضور قلب انجام گیرد. علاوه بر این ممکن است انگیزه انسان سالم نماند و به ریا و خودنمایی آلوده گردد.پس از کار روزانه و خارج شدن از محیطهای پر و سر صدا، انسان می تواند به خود بیندیشد و به خداوند توجه پیدا کند و به انجام عبادت با حضور قلب بیشتر بپردازد. گرچه خداوند از ما دور نیست و از هر کس و هر چیزی به ما نزدیک تر است و به فرموده قرآن، از شاهرگ به ما نزدیک تر است: و نحن أقرب الیه من حبل الورید ؛ (100) اما برای این که ما با خداوند انس بیابیم، باید از درون قلب با او ارتباط بر قرار کنیم.
البته در آغاز که انس با خدا در ما پدید نیامده و انسان با خداوند بیگانه است ارتباط و توجه عمیق به خداوند دشوار است، اما پس از تکرار توجه و یاد خدا و مستمر گشتن ارتباط با او، انسان با خداوند احساس آشنایی می کند و با او انس می یابد و پی می برد که انس با خدا چه لذتی دارد. گاه این انس تا بدان جا می رسد که به جز مواردی که خداوند فرمان داده که به سراغ انجام وظایف خود برود و به امور روزمره زندگی بپردازد، حاضر نیست از انس با محبوب و گفتگوی با او دل بکند.
با این مکه قرآن معمولا در صدد بیان اصول و کلیات است و وارد بیان جزئیات و تفاصیل برنامه ها نمی شود و بیان آنها را به عهده پیامبر صلی الله علیه و آله نهاده است. (101) اما وقتی که به مسأله عبادت و راز و نیاز با خداوند می رسد، به جزئیات نیز اشاره می کند روی آنها تأکید دارد. قرآن در جایی می فرماید:
و سبح بحمد ربک حین تقوم. و من اللیل فسبحه و ادبار النجوم؛ (102) و هنگام که بر می خیزی پروردگارت را تسبیح و حمد گوی، و (نیز) پاره ای از شب و در فروشدن ستارگان تسبیح گوی او باش.
در جای دیگر می فرماید:
و اذکر اسم ربک بکرة و أصیلا. و من اللیل فاسجد له و سبحه لیلا طویلا؛(103)
و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان یاد کن، و بخشی از شب را در برابر او سجده کن و شب های دراز، او را به پاکی بستای.
ما نباید این مسأله را ساده بگیریم و با بی تفاوتی از کنار آن بگذریم. قرآن که در این مورد به بیان وقت و زمان و تأکید بر نوع عبادت مانند تسبیح و سجده پرداخته است به جهت نقش سازنده و اثر عمیق و اساسی آنها در تکامل معنوی انسان است. اگر غیر از این بود، قرآن تا بدین حد بر آنها تأکید نمی کرد. تأکید قرآن برای این است که ما این آداب را رعایت کنیم و به این دلیل که مستحب هستند، از انجام آنها خودداری نکنیم. نگوییم ما وظایف واجب خود را به درستی انجام نمی دهیم، چه رسد که به مستحبات عمل کنیم و سجده های طولانی داشته باشیم.