فهرست کتاب


یاد او

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

تقسیم ذکر به ذکر صریح و ضمنی و بیان مصادیقی از ذکر ضمنی

یکی از تقسیماتی که می توان برای ذکر برشمرد، تقسیم آن به ذکر صریح و ذکر ضمنی است. گاهی انسان قصد و غرضش صرفاً این است که به خدا توجه کند و غرض دیگری ندارد. در این جا با گفتن اذکاری مثل یا الله یا رحمان ، یا غفار و نظایر آنها، یا بدون لفظ و از طریق توجه قلبی، خود را متوجه ذات اقدس حق می کند. منظورمان از ذکر صریح چنین ذکری است. اما گاهی غرض اصلی و اولی مثلا، دعا خواندن یا تلاوت قرآن است، ولی طبیعتاً با خواندن دعا و قرآن، ذکر و یاد خدا نیز حاصل می شود. چنین ذکری را ذکر ضمنی می نامیم.
چنان که اشاره کردیم، از جمله موارد ذکر ضمنی، دعا است. هنگامی که انسان مشغول دعا است، تنها در صدد گفتن ذکر خدا نیست بلکه اتفاقاً غرض اصلی اش اظهار نیاز به درگاه خداوند و خواستن حاجت، باید ذاکر خداوند گردد و به او توجه کند. ارزش و والایی دعا نیز در همین است که هم مشتمل بر ذکر و هم مشتمل بر اظهار بندگی است. این هم که فرموده اند: الدعاء مخ العبادة (36) دعا مغز عبادت است تحلیل و تفسیرش می تواند همین باشد.زیرا عبادت اظهار بندگی در پیشگاه خداوند و اقرار به فقر و عجز و ناداری خویش در برابر آن مالک حقیقی و غنی بالذات است؛ و اشاره کردیم که روح دعا نیز همین است.
یکی دیگر از مصادیق ذکر ضمنی خداوند، یاد اولیای خدا است. امام باقر علیه السلام در این باره می فرمایند: ان ذکرنا من ذکر الله، (37) همانا یاد ما یاد خدا است. هنگامی که ما به حضرات معصومین و حتی سادات توجه پیدا می کنیم، به ساحت ربوبی نیز توجه می یابیم، چرا که توجه ما به آنها در واقع از آن رو است که آنها بندگان مقرب خداوند هستند و محبت ما به ایشان نیز شعاعی از محبت به خدا است. هم چنین از آن رو که برای ساحت ربوبی قدر و احترام قایلیم، به ایشان احترام می گزاریم و بزرگشان می داریم. پس یاد اولیای خدا و توسل به ایشان، به نوعی ذکر خدا است و با توسل، ارتباط با خداوند مستحکم و پایدار می ماند؛ چرا که این توسل مشتمل بر ذکر و توجه به خداوند نیز هست.
با توجه به این که دعا و هم یاد اولیای خدا و توسل به ایشان از مصادیق ذکر ضمنی هستند، که مشتمل بر توسل به اولیای خدا و وسایط فیض و رحمت الهی باشند. معصومین علیه السلام در سخنان خود به یاران و دوستانشان آموخته اند که برای کسب فضایل و ثواب های اخروی نکته سنج باشند و از میان کارهای مختلف، بنگرند کاری را که پرثمرتر است انجام دهند. از این رو مؤمن همیشه باید سعی کند راه کوتاه و میان بری را برگزیند که زودتر او را به هدف می رساند . با توجه با این توصیه ارزشمند، دوستار اهل بیت علیه السلام باید بکوشد دعایی را انتخاب کند و گفتاری را بر زبان آورد که هم مشتمل بر ذکر لفظی و مستقیم خدا و هم ذکر ضمنی و تلویحی و توسل به اولیای خدا و دعا برای ایشان باشد. البته بدیهی است، علاوه بر ذکر لفظی و زبانی، باید سعی کند دل و قلبش نیز به خداوند توجه داشته باشد. در این صورت، احتمال به اجابت رسیدن دعا بسیار زیاد است. در روایات اسلامی این چنین آمده که دعا در حق برادران مؤمن و دوستان خدا، احتمال استجابت دعا را افزایش می دهد. در همین زمینه علی ابن ابراهیم روایت می کند عبدالله بن جندب را در موقف عرفات دیدم که بهتر از وقوف او ندیدم؛ پیوسته دست هایش به سوی آسمان بلند و اشک بر گونه هایش جاری بود و بر زمین می ریخت. زمانی که مردم از عرفات بر گشتند به او گفتم. من وقوفی بهتر از وقوف تو ندیدم. در پاسخ گفت: به خدا قسم، تنها برای برادران دینی دعا کردم، چون حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به من فرمود:
ان من دعا لاخیه الغیب نودی من العرش و لک مائة ضعف فکرهت أن أدع مائة ألف مضمونة لواحدة لا أدری تستجاب أم لا؛ (38)
کسی که پشت سر برادرش و در غیابش به او دعا کند، از عرش ندا می رسد، صد هزار برابر (آنچه برای برادر مؤمنت در خواست کردی) برای خودت در نظر گرفته شد، پس من خوش نداشتم که صد هزار دعایی را که اجابتش ضمانت شده را به جهت یک دعا که نمی دانم به اجابت می رسد یا نه، رها کنم.
وقتی دعا در حق دیگران تا این حد اهمیت دارد، نهایت زیرکی و عقل در این است که انسان در حق دیگران دعا کند؛ به خصوص دعا در حق اولیای خدا و صلوات بر حضرت محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله که مقامشان از همه برتر است. گذشته از آن، توجه به پیامبر و اهل بیت آن حضرت و درود و دعا در حق ایشان عالی ترین مدال افتخار ما است. و خداوند به برکت وجود آن حضرات رحمت و نعمت های خویش را بر مخلوقات ارزانی می دارد و به طفیل وجود آن بزرگواران عطا و بخشش الهی به سوی مخلوقات و انسان ها سرازیر می شود. وقتی خداوند می خواهد رحمتی را نازل کند، ابتدا آن رحمت را بر قلب مقدس حضرت ولی عصر، عجل الله فرجه الشریف، نازل می کند و آن گاه از آن جا، آن رحمت بر دیگران جاری می گردد. توجه خداوند در درجه اول به وجود مقدس آن حضرت است. دیگران این لیاقت را ندارند که در کنار آن حضرت، مورد توجه خداوند قرار گیرند و در طول و امتداد توجه به آن حضرت، به آنان نیز توجهی خواهد شد. به واقع توجه به دیگران رشحه ای از عنایت و توجه خداوند به حضرت بقیة الله الأغظم علیه السلام است.
وقتی همه خلایق ریزه خوار آن حضرات هستند و به فیض وجود ایشان هستی و بقا یافته اند، چه لطف و افتخاری بالاتر از این که ما در حق آن بزرگواران دعا کنیم که بی تردید آن دعا مستجاب خواهد شد. وقتی ارزش دعا در حق دیگران صد هزار برابر دعا در حق خویش است. ارزش دعا در حق آن حضرت به عدد و رقم در نمی آید زمانی که ما در حق آنها دعا می کنیم چشمه جوشان رحمت الهی به سوی همه خلایق سرازیر می شود و هر کسی را در حد ظرفیتش فرا می گیرد. این رحمت ناشی از همان رحمت بی نهایتی است که در آغاز به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت آن حضرت ارزانی شده است. بنابر این والاترین دعا و پربرکت ترین ذکر در این عالم، ذکر صلوات است.
نکته دیگر این که وقتی ما به دوستی هدیه ای می دهیم او هر چند تهیدست باشد سعی می کند که در حد توانش جبران کند و هدیه ای به ما بدهد. پاسخ شایسته دادن به لطف و عنایت دیگران، کمالی است متناسب با فطرت انسانی که انواع انسان ها از آن برخوردارند. بر همین اساس وقتی به آنها خوبی و محبتی می شود، یا کسی هدیه ای به آنها می دهد سعی می کنند پاسخ در خوری بدهند.حال تصور کنید که ما بندگان فقیر و بیچاره و سراپا تقصیر وقتی در حق اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام دها می کنیم و بر آنها صلوات و درود می فرستیم آن بزرگوار چه عکس العملی خواهند داشت؟ آیا جز این است که توجه آنها مضاعف و دعای آنها در حق ما بسیار فراتر و مؤثرتر از دعای خودمان خواهد بود؟ و مسلم است که دعای آن حضرات به اجابت می رسد. حال بنگرید، در این عالم، چه کاری با ارزش تر
از صلوات بر پیامبر و اهل آن حضرت علیه السلام می توان سراغ گرفت.
البته گرچه عنایت و لطف آن بزرگواران نسبت به ما از اندازه بیرون است، شاهد این مطلب این روایت است که شخصی به امام رضا علیه السلام عرض کرد:
جعلت فداک أشتهی أن أعلم أنا عندک قال: أنظر کیف أنا عندک؛ (39)
فدایت گردم؛ مایلم بدانم جایگاه من در نزد شما چگونه است؟
حضرت در پاسخ فرمودند: بنگر جایگاه من در نزد تو چگونه است.
(یعنی هر قدر تو به ما توجه داری ما نیز به تو توجه خواهیم کرد)
حقیقی که امام رضا علیه السلام بیان فرموده اند اشاره به رابطه متقابلی دارد که به عنوان یک اصل در برخی از آیات قرآن نیز آمده است؛ از جمله این آیه:
فاذکرونی أذکرکم و اشکروا لی و لا تکفرون؛ (40) پس مرا یاد کنید، تا شما را یاد کنم و شکرانه ام به جای آرید و با من ناسپاسی نکنید.
یا این آیه:
وأوفوا بعهد أوف بعهدکم؛ (41) و به پیمانم وفا کنید، تا به پیمانتان وفا کنم.
البته توجه خداوند به ما معلول توجهات ما نیست. چنان نیست که العیاذ بالله، خداوند غفلت داشته باشد و وقتی ما او را یاد می کنیم. بر اثر یاد ما خدا متوجه ما می شود؛ چون چیزی از خداوند غایب نیست. منظور در این جا اثر مترتب بر این یاد و رحمت خاصی است که از سوی خداوند بر بنده نازل می گردد.

اهمیت ذکر خدا

از دیدگاه معارف اسلامی، تأثیر ذکر در کمال انسان امری انکارناپذیر است.
از رو در ضرورت و اهمیت آن تردید نباید کرد. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند:
ما من شی ء الا و له حد ینتهی الیه الا الذکر فلیس له حد ینهتی الیه؛ (42)
چیزی نیست مگر آن که برای آن نهایتی است که به آن می انجامد، مگر ذکر که نهایت و حدی ندارد که به آن بینجامد.
هم چنین در روایتی از رسول خدا علیه السلام وارد شده که حضرت فرمودند:
ارتعوا فی ریاض الجنة، قالوا: یا رسول الله و ما ریاض الجنة؟ قال: مجالس الذکر، اغدوا و روحوا و اذکروا. من کان یحب أن یعلم منزلته عند الله فلینظر کیف منزلة الله عنده، فان الله تعالی ینزل العبد حیث أنزل العبد الله من نفسه، و اعلموا أن خیر أعمالکم عند ملیککم و أزکاها و أرفعها فی ردجاتکم و خیر ما طلعت علیه الشمس ذکر الله تعالی فانه تعالی اخبر عن نفسه فقال: أنا جلیس من ذکرنی.(43)
بخرامید در باغ های بهشت. اصحاب گفتند: ای رسول خدا، باغ های بهشت چیستند؟ حضرت فرمودند: باغ های بهشت مجالس ذکرند: در بامداد و شامگاه به یاد خدا باشید. و کسی که مایل است منزلت خود را در نزد خدا بداند، بنگرد منزلت خدا در نزد او چگونه است. همانا رتبه هرکس نزد خدا به اندازه رتبه خدا نزد وی است.همانا برترین اعمال شما نزد مالک شما و پاکیزه ترین آنها و مؤثرترین آنها در بالا بردن درجات شما و بهترین چیزی که خورشید بر آن طلوع می کرده است ذکر خداوند متعال است. زیرا که خداوند از خویش خبر داد و فرمود: من هم نشین کسی هستم که مرا یاد کند.
بی شک طبیعت دنیا غفلت زا است و نفس ارتباط با امور مادی و اشتغال به مسایل دنیایی موجب گرایش به عالم فانی و روی گردانی از عالم باقی است. کسب و کار و صنعت گری، خوردن، خوابیدن سخن گفتن با دیگران و حتی مطالعه و تحصیل علم، همه عامل توجه به خویش و مادیات و غفلت از یاد خدا هستند. این امر ضرورت و اهمیت ذکر را دو چندان می کند. در تأیید این که نفس دنیا و امور کم و بیش انسان را از یاد خدا غافل می گرداند، می توان به این روایت امام صادق علیه السلام استناد که حضرت می فرمایند: پیامبر صلی الله علیه و آله بدون آن که - نعوذبالله - مرتکب گناهی شده باشد روزی هفتاد بار استغفار می کرد. (44) استغفار از آن رو است که وقتی دل انسان به عوامل مادی مشغول گشت زمینه محروم گشتن آن از حیات معنی فراهم می گردد. چون آنچه باعث حیات دل انسان و بقای آن می شود و به تعبیر دیگر، غذای روح دل انسان است، یاد و ذکر خداوند است. بر این اساس، خداوند متعال در مناجات با حضرت موسی علیه السلام فرمود:
ای موسی در هیچ حال مرا فراموش نکن، چون غفلت و فراموش کردن من قلب را می راند . (45)
از دیگر دلایل اهمیت ذکر خدا این است که ذکر و یاد محبوب، محبت آفرین است و انسان هر چه بیشتر دوستش را یاد کند محبت او در اعماق دلش راسخ تر و پایدارتر می شود.اگر ما خداوند را بیشتر یاد کنیم. اشتغال به ذکر او را در گسترده زندگیمان فرا گیر سازیم، محبت او در قلبمان ریشه دار می گردد.این دوستی و عشق، مانع از انجام کارهایی می شود که خشم محبوب را فراهم می آورد.
اکنون با توجه به این اوصاف، آیا خسارتی بالاتر از غفلت از خدا و آخرت وجود دارد؟ و آیا فرجامی اسف بارتر از آن تصور می شود؟ امیرالمؤمنین علیه السلام درباره سرانجام غفلت می فرمایند:
من غفل غرته الامانی و أخذته الحسرة اذا انکشف الغطاء و بدا له من الله ما لم یکن یحتسب؛ (46)
کسی که غافل گشت: آرزوها او را مغرور می کند و وقتی روز قیامت آشکار گشت و پرده کنار رفت ندامت و پشیمانی او را فرا می گیرد و از مجازات و کیفر الهی چیزی برای او آشکار می گردد که گمانش را نمی برد.
هم چنین حسن بصری روایت می کند که روزی آن حضرت علیه السلام به بازار بصره آمدند و مردم را غرق در معامله و خرید و فروش دیدند، از دیدن آن وضع به شدت گریستند و فرمودند:
این بندگان دنیا و عمله های دنیا پریشان، اگر روز را به خرید و فروش و قسم خوردن و قرار داد مشغولید و شب در بستر استراحت می کنید و با غفلت از آخرت به سر می برید پس چه زمانی برای آخرت به سر می برید پس چه زمانی برای آخرت زاد و توشه بر می دارید، و چه وقت در مورد معاد تفکر می کنید؟ (47)

شرایط ذکر

برای بهره مندی از حقیقت ذکر و درک محضر الهی شرایط متعددی می توان بر شمرد. ما در این جا، از باب نمونه، به برخی از این شرایط اشاره می کنیم.
1- یکی از شرایط ذکر توجه به معنا و محتوای ذکر است. توجه مستقل و افراطی به طرز ادای کلمات و تقید حرفه ای به مخارج حروف و علاقه به آهنگ صوت، بدون توجه به معنای ذکر، خود از موانع التفات قلبی به حقیقت ذکر است. از این رو در ذکر قلبی که عوارض لفظ و صوت در بین نیست، روح بهتر می تواند به طور مستقیم به معانی ذکر توجه یابد.
2- ادای ذکر باید از روی اشتیاق و اقبال روح و علاقه باشد، نه از روی عادت و تکرار. هرگاه گفتار و رفتاری مستند به عادت رسوخ یافته باشد، وقوع آن، حالتی شبیه به جبر دارد که آزادی و اختیار و حتی گاهی آگاهی روح در آنها اثر ندارد و بی اختیار انجام می پذیرد. این جا است که ذکر، پدیده ای بی خاصیت و بی اثر می گردد.
3- تطبیق اعمال و رفتار با معنا و مقام ذکر: مقام ذکر و درک محضر خداوند ایجاب می کند که در هنگام ذکر و مناجات، توجه انسان فقط به ذات اقدس حق معطوف گردد. انصراف دل از خداوند و نداشتن حضور قلب به هنگام عبادت و مناجات، بی ادبی به محضر پروردگار است. بی تردید چنین ذکر و دعا و عبادتی اگر موجب تباهی و تیرگی دل و روح نگردد، تأثیر چندانی در تقرب انسان به خداوند نخواهد داشت. کسی که ذکر شریف الله اکبر را بر زبان می آورد، نباید هیچ چیز را بر خدا مقدم بدارد: چرا که مفاد این ذکر این است که من خدا را از هر چیز و هر کس برتر و بزرگ تر می دانم . از این رو اگر کسی به عکس رفتار کند و در عمل، همه چیز را بر خدا مقدم بدارد. گفتن الله اکبر نتیجه ای در کمال و ترقی روح او نخواهد داشت.
4- درک مقام خداوند و عظمت بی انتهای او و نیز رعایت ادب حضور ایجاب می کند که بنده از خدا جز او نخواهد و در این صورت است که ذکر و عبادت در زمره عبادت و ذکر احرار و احباب قرار می گیرد و حالی از معرفت و همتی بلند است. دون همتانند که در محضر محبوب، اغیار را از او می طلبند! از او چیزی را می خواهند که در مقایسه با مقام معشوق، ذره ای بسیار ناچیز به شمار می آید. آنان به جهت بیگانه و بی خبر بودن از محبوب و معشوق واقعی، ذره را می نگرند، اما بربی کرانه عظمت و جلال پروردگار خویش چشم می پوشند. با نگاهی به دعای سحر امام باقر علیه السلام می توان گوشه هایی از عظمت مقام ذکر احرار را دریافت:
أللهم انی أسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهی أللهم انی أسئلک ببهائک کله أللهم انی أسئلک من جمالک بأجمله و کل جمالک جمیل...
خدایا، من از تو در خواست می کنم به حق نورانی ترین مراتب نورت که تمام مراتب آن نورانی است. خدایا، از تو درخواست می کنم به حق تمام مراتب نورانیتت. خدایا، از تو درخواست می کنم به حق نیکوترین مراتب جمالت که تمام مراتب جمالت نیکو است.
در سراسر این دعا سخن از بهاء جمال، عظمت، نور، رحمت، علم، شرف و مانند آنها است و حرفی از قصر و باغ و حور و غلمان نیست. از زاویه چنین نگرشی، اگر بهشت زیبا است، بهشت آفرین زیباتر است.
5- ذکر خداوند باید عامل به فعلیت رساندن استعدادهای روح انسان و پس از مصرف آن، احساس نشاط و سلامتی و عافیت می کند، نفس نیز از یاد خدا چنین احساسی دارد.
پس هر قلبی - چنان که جمع محلی به ال (القلوب 9 فاده می کند - با ذکر خدا اطمینان می یابد و اضطرابش تسکین پیدا می کند. آری، این معنا حکمی است عمومی که هیچ قلبی از آن مستثنا نیست، مگر آن کار قلب به جایی برسد که در اثر از دست دادن بصیرت و رشدش، دیگر نتوان آن قلب نامید؛ البته چنین قلبی از ذکر خدا گریزان و از نعمت طمأنینه و سکون محروم خواهد بود، چنان که خداوند فرمود: لهم قلوب لایفقهون بها. (48) (49)
3- ذکر خدا وسوسه ها و تخیلات و توهمات و دیگر عواملی که اختلالات فکری و روانی را فراهم می آورند از بین می برد و نمی گذارد نیروهای ثمر بخش ذهنی و روانی هدر روند.
04 ذکر الهی، علاوه بر اینکه درون آدمی را از آلودگی ها، وسوسه ها، تخیلات و توهمات پاک کند، می تواند فعالیت های ذهنی و روانی انسان را تنظیم کرده مجهولاتی را برای او مکشوف گرداند.تشخیص حقیقت را برای انسان آسان سازد.
ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون؛(50)
حقیقت، کسانی که تقوا دارند، چون وسوسه ای از جانب شیطان بدیشان رسد خدا به یاد و به ناگاه بینا شوند.
تعبیر طائف (طواف کننده) در این آیه حاکی از آن است که وسوسه های شیطان چون طواف کننده ای پیرامون فکر و روح انسان به حرکت در می آیند تا راهی برای نفوذ بیابند.اگر انسان در این هنگامه به یاد خداوند بیفتد به عواقب شوم گناه و آلوده گشتن به وسوسه های شیطانی توجه می کند و در می یابد که در حضور خداوندی توانا و دانا قرار دارد که بر پنهان ترین زوایای روح و قلب او نیز اشراف و آگاهی دارد، و بدین ترتیب، آن وسوسه ها را از حریم دل خود دور می سازد.اما اگر به یاد خداوند نیفتد و غفلت بر او چیره گردد، بالاخره آن وسوسه ها راهی برای نفوذ می یابند و در نتیجه، آن انسان غافل تسلیم وسوسه های شیطانی می گردد.
5- ذکر خدا پیش در آمد استغفار و توبه است.
و الذین اذا فعلوا فاحشة أو أنفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله...؛ (51) و آنان که چون کار زشتی می کنند، یا برخود ستم روا دارند، خدا را به یاد می آورند و برای گناهانشان آمرزش می خواهند، و چه کسی جز خدا گناهان را می آمرزند؟
از این آیه استفاده می شوند که انسان تا به یاد خدا است و خود را در محضر او می بیند گناه نمی کند. ارتکاب گناه زمانی است که خدا را فراموش کند و گرفتار غفلت گردد. البته این نسیان و غفلت در مورد افراد مومن موقتی و گذرا است و آنها به زودی به یاد خدا می افتند و همین یاد خدا آنان را متوجه خطایشان می نماید و توبه می کنند؛ چرا که می دانند تنها خداوند است که گناهان را می آمرزد و تنها او است که پناهگاه و امید خطا کاران است.
در این جا مناسب است به پاره ای از فواید و فضایل ذکر که در روایات شریفه آمده است اشاره ای داشته باشیم:
- ذکر، کلید نیکو شدن قلب است: أصل صلاح القلب اشتغاله بذکرالله؛ (52)
اصل نیکویی قلب در اثر اشتغال آن به ذکر خدا است.
- ذکر، حیات قلب ها است: فی ذکر الله حیاة القلب؛ (53) ذکر خدا موجب حیات قلب است.
- ذکر، غذای نفوس و هم نشینی با محبوب است: ذکر الله قوت النفوس و مجالسة المحبوب. (54)
-ذکر، نور قلب ها است: علیک بذکر الله فانه نور القلب؛ (55) بر تو باد به ذکر خدا که آن نور قلب است. در روایتی دیگر چنین آمده است:
ثمرة الذکر استنارة القلوب؛ (56) میوه ذکر نورانی شدن قلب ها است.
- ذکر، شفای قلب ها است: رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: ذکر الله شفاء القلوب. (57)
- ذکر، کلید انس با خدا است: الذکر مفتاح الانس. (58) در جای دیگر حضرت علی علیه السلام می فرماید:
هنگامی که دیدی خداوند تو را به یاد خود مأنوس می کند، تو را دوست داشته است، و هنگامی که دیدی خداوند تو را با مخلوق و خلقش مأنوس می کند و تو را از یاد خودش به وحشت می اندازد، تو را به دشمن داشته است. (59)
- ذکر، دور کننده شیطان است، ذکر الله مطردة الشیطان. (60)
در جای دیگر حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند:
- ذکر الله رأس مال کل مؤمن و ربحه السلامة من الشیطان؛ (61)
سرمایه هر مؤمنی است بهره و دورویی است: من أکثر ذکر الله فقد بری ء من النفاث؛ (62)
هر کسی زیاد یاد خدا کند همانا از دورویی دور می ماند.
- ذکر، باعث محبت به خدا می شود: رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند:
من أکثر ذکر الله أحبه؛ (63) هر کسی زیاد خدا را یاد کند دوستدار خدا می گردد.
- ذکر، مایه مصون ماندن از اشتباه و خطا است: رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند:
خداوند سبحان می فرماید، وقتی دیدم در اکثر مواقع بنده من به ذکر من مشغول است، او را بیشتر به خود مشغول می کنم. وقتی بنده ای چنین شد، اگر در معرض لغزش قرار گیرد بین او و خطایش مانع می شوم.آنها اولیای حقیقی من و قهرمانان واقعی هستند.(64)