فهرست کتاب


یاد او

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

بررسی مفهوم ذکر

هنگامی که درباره ذکر خدا و مطلوب بودن آن سخن به میان می آید و مثلاً، در وصف دوستان خدا گفته می شود که دائماً به ذکر خداوند مشغولند و هیچ کاری آنها را از ذکر خدا باز نمی دارد، در آغاز چهر افرادی در ذهن انسان تصویر می شود که پیوسته لب هایشان در رکت و به ذکر خداوند گویا است و زبانشان مشغول خواندن اذکار و اوراد است؛ یعنی در ابتدا، عرف مردم ذکر را منحصر در ذکر لفظی می دانند؛ در صورتی که طبق آنچه از روایات و قرآن کریم استفاده می شود، گسترده و شمول و عمق ذکر فراتر از این است. از این رو، ضرورت دارد قدری درباره مفهوم ذکر بحث کنیم.
در زبان فارسی کلمه یادمعادل کلمه ذکر است که به خوبی معنای آن را می رساند و از این جهت می توان گفت که کلمه ذکر از معدود واژگان عربی است که معادل فارسی آن به صورت منفرد و بدون ترکیب، کاملاً معنای ذکر را می رساند.
راغب اصفهانی دو معنا برای ذکر بر می شمارد. وی می گوید: گاهی ذکر به معنای توانایی انسان برای حفظ شناختی است که حفظ کرده است، و گاهی به معنای حضور معنایی در قلب و یا سخنی بر زبان است و تقسیم ذکر به ذکر قلبی و ذکر لسانی به معنای دوم مربوط می شود و هر یک از ذکر لسانی و قلبی خود بر دو گونه اند:
1. ذکر پس از فراموشی.
2 ذکر بدون سابقه فراموشی که ادامه توجه و هشیاری انسان رخ می دهد.(3)
مرحوم علامه مجلسی رحمة الله درباره مفهوم ذکر می فرماید: ذکر حضور معنا در نفس انسان است و گاهی نیز به عمل و دانش ذکر می گویند و نیز به سخنی که معنای مرد نظر را در بر دارد، کلمه ذکر اطلاق می گردد.(4)

کاربرد ذکر در مقابل غفلت و نسیان

از جمله کاربردهای کلمه ذکر، کار برد آن در مقابل غفلت و نسیان است. این دو کار برد در قرآن نیز ذکر شده است. با توجه به این دو کار برد، باید تفاوت بین آنها را باز شناخت. مرحوم علامه طباطبایی رحمةالله، در ذیل آیه 152 سوره بقره، در این باره چنین می فرمایند:
باید دانست که ذکر گاهی در مقابل غفلت گفته می شود، مانند: آیه ولا تطع من أغفلنا قلبه عن ذکرنا (5) و آن عبارت از این است که انسان توجه به علم خود نداشته باشد. یعنی علم به چیزی دارد، ولی خودش متوجه نیست که علم به آن دارد، بنابر این ذکر به معنای علم به علم داشتن است.و گاهی در مقابل نسیان گفته می شود و آن عبارت از زایل شدن صورت علمی از محفظه ذهن است چنان که می فرماید: و اذکر ربک اذا نسیت (6) بنابراین، ذکر یعنی وجود صورت علمی در حافظه و همان طور که نسیان دارای آثاری است، ذکر هم آثاری مخصوص به خود دارد. پس همان طور که در بعضی موارد کلمه نسیان را به ملاحظه وجود آثار نسیان ( بدون اینکه حقیقت فراموشی موجود باشد) اطلاق می کنند و مثلاً می گویند: هنگامی که بدانی دوستت احتیاج به یاری و کمک دارد و او را کمک نکنی، فراموشش کرده ای در اینجا نه اینکه واقعاً او را از یاد برده باشید، ولی چون به یاد او نبودن اثری را به دنبال ندارد، مثل این است که فراموش کرده ای (7)
روشن شد که ذکر و یاد در جایی به کار می رود که دل انسان متوجه چیزی باشد؛ خواه انسان به چیزی که قبلاً توجه نداشت توجه یابد، و یا این که پس از فراموشی چیزی که قبلاً توجه نداشت توجه یابد، و یا این که پس از فراموشی چیزی که قبلاً به آن توجه داشت، مجدداً به آن توجه یابد. گاه نیز به این صورت است که پس از غفلت از چیزی، از حالت غفلت خارج می گردد و مجدداً به آن توجه می یابد. البته برای صدق مفهوم ذکر ضرورتاً لازم نیست که غفلت و نسیان و فراموشی بر آن مقدم گردد، بلکه ذکر و یاد در مورد مطلق هوشیاری و استحضار و توجه نیز به کار می رود.
بیان این نکته لازم است که در سوره کهف، قبل از آیه و ذکر ربک اذا نسیت...خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله دستور می دهد که هرگز نگو من فلان کار را فردا انجام می دهم و حتماً در جایی که از آینده خبر می دهی، جمله الا أن یشاء الله، مگر این که خدا بخواهد را ذکر کن.این توصیه از آن جهت است که هیچ کس و حتی پیامبر صلی الله علیه و آله هرگز در مقام خداوند نخواهد، کسی توانایی بر انجام کاری ندارد.
نکته دیگر در آیه و اذکر ربک اذا نسیت...، مسأله نسیان پیامبر صلی الله علیه و آله است که در آیه بدان اشاره شده است.این جا این سؤال مطرح می شود که مگر پیامبر معصوم نبود و مگر طبق اعتقاد ما و بر اساس آنچه از ادله قطعی استفاده می شود، پیامبر و معصومان علیه السلام از نسیان و غفلت مبرا و مصون نبوده اند؟ و اگر نسیان و فراموشی در فکر پیامبر راه داشته باشد، مردم نمی توانند به گفتار او اعتقاد کامل داشته باشند.
پاسخ این سؤال این است که در بسیاری از آیات قرآن کریم گرچه به ظاهر روی سخن خدا با پیامبر است، اما مقصود و منظور توده مردم هستند. طبق ضرب المثل عرب، سخن خداوند در این موارد، از باب ایاک اعنی و اسمعی یا جاره است؛ همان که در فارسی نیز می گوییم: به در می گویند که دیوار بشنود.

اطلاقات و استعمالات ذکر

به جز استعمال ذکر در معنای لغوی یاد شده، این کلمه اطلاقات دیگری نیز در قرآن دارد که دارای نوعی علاقه و ارتباط با معنای لغوی می باشد. در این کاربردهای مختلف ذکر را در قرآن بررسی می کنیم:
1. قرآن کریم:
- ذلک نتلوه علیک من الایات و الذکر الحکیم؛ (8) اینها است که ما آن را از آیات و ذکر (قرآن) حکمت آموز بر تو می خوانیم.
- وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس مانزل الیهم؛ (9) و این ذکر (قرآن) را به سوی تو فرود آوردیم، تا برای مردم آنچه را به سوی ایشان نازل شده توضیح دهی.
- انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون؛ (10)
بی تردید، ما این ذکر (قرآن) را به تدریج نازل کرده ایم، قطعاً نگهبان آن خواهیم بود.
می توان گفت علاقه سببیت و مسببیت بی قرآن و ذکر خداوند باعث شده که در آیا مذکور، ذکر در مورد قرآن استعمال شود؛ چون آیات قرآن سبب و علت ذکر حقیقی یعنی توجه به خداوند است.با توجه به وجود همین علاقه است که ذکر در مورد کتاب های آسمانی و به خصوص تورات استعمال شده است.
2.وحی:
أالقی الذکر من بیننا بل هو کذاب أشر؛ (11) آیا از میان ما ذکر (وحی) بر او القا شده است؟ نه (بلکه) او دروغ گویی گستاخ است.
3. کتاب آسمانی:
و ما أرسلنا قبلک الا رجالا نوحی الیهم فسئلوا أهل الذکر ان کنتم لا تعلمون؛ (12) و پیش از تو نیز جز مردانی را که به آنان وحی می کردیم گسیل نداشتیم.اگر نمی دانید از اهل کتاب های آسمانی بپرسید.
4. خصوص تورات:
و لقد کتبنا فی الزبود من بعد الذکر أن الارض یرثها عبادی الصالحون؛ (13)
و در حقیقت، در زبور پس از ذکر تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
5. رسوالله صلی الله علیه و آله
قد انزل الله الیکم ذکراً.رسولا یتلوا علیکم آیات الله مبینات لیخرج الذین آمنوا و عملوا الصالحات من الظلمات الی النور...؛ (14) راستی که خداوند سوی شما ذکر فرو فرستاده است: پیامبری که آیات روشن گر خدا را بر شما تلاوت می کند، تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون برد.
در آیات فوق، رسولا از نظر ادبیات عرب، عطف بیان یا بدل برای کلمه ذکراًاست و شاید بتوان با تفسیر دیگری و با تقدیر گرفتن جمله و أرسلنا الیکم ، در آغاز آیه 11 مفاد آن را مستقل از آیه 10 قرار داد که تقدیر آن چنین است: و ارسلنا الیکم رسولا اما تفسیر اول که در آن ارتباط دو آیه کاملاً ملحوظ گشته و با عطف بیان و یا بدل قرار دادن رسولا برای ذکراً واژه ذکر بر پیامبر صلی الله علیه و آله اطلاق گشته، موافق با سیاق و ظاهر آیات است. طبق این تفسیر علاقه سببیت و مسببیت و علت و معلولی باعث و مصحح اطلاق ذکراً بر پیامبر خواهد بود زیرا وجود مقدس آن حضرت، بارزترین و مؤثرترین وسیله برای یاد خدا است.
6.نماز جمعه:
یا ایها الذین آمنوا اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة فاسعوا الی ذکر الله و ذروا البیع ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون؛ (15) ای کسانی که ایمان آورده اید، چون برای نماز جمعه ندا در داده شود، به سوی ذکر خدا - یعنی نماز جمعه - بشتابید و داد و ستد را واگذارید.اگر بدانید این برای شما بهتر است.
7.ذکر به معنای شرف و افتخار:
لقد انرلنا الیکم کتاباً فیه ذکرکم افلا تعقلون؛ (16) هر آینه به سوی شما کتابی فرستادیم که یاد شما یعنی آنچه مایه برتری و عزت شما است در آن است؛ ایا نمی اندیشید؟
8.ذکر به معنای حفظ و به خاطر سپاری:
و اد اخذنا و میثاقکم و رفعنا فوقکم الطور خذوا ما آتیناکم بقوة و اذکروا ما فیه لعلکم تتقون؛ (17) و به یاد آرید آن گاه که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بر فراز شما افراشتیم. آن کتاب را که به شما دادیم با همه نیرو و به جد بگیرید و آنچه را که در آن است به خاطر داشته باشید، باشد که به تقوا گرایید.