یاد او

نویسنده : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

پیش گفتار:

با اینکه آدمی به اقتضای فطرتش همواره خواهان آرامش دل و آسایش خاطر است در عین حال در بسیاری از اوقات دچار دلهره ها، اضطرابها ، و پریشانیهای خاطر می شود و کثرت دلهره ها و اضطرابها، در این روزگار بجایی رسید که بعضی از فیلسوفان غربی دلهره و اضطراب را فصل ممیز انسان تلقی کرده اند در صورتی که این نگرانیها و نابسامانیها و پریشانیهای روحی و روانی معلول از خود بیگانگی و گسستن پیوند با سرچشمه خوبیها و پاکیها و زیبایهاست.
آری، انسان این موجود بی نهایت کوچک و ضعیف و سر تا پا نیاز، در صورتی می تواند بر نابسامانی های روحی و روانی خویش فایق آید که همسو با نظام تکوین، در ساحت هشیاری، پیوندی دقیق با خداوند برقرار کند و با ارتباطی قلبی با سرچشمه همه خوبی ها، پاکی ها و آفریدگار محبت و صفا و با حضور در محفل انس خالق یکتا، روانش را آرامش بخشد، الا بذکر الله تطمئن القلوب.(1)
یاد خداوند، موجب اطمینان، آرامش و نشاط درون آدمی است و نمی گذارد اندوه های برخاسته از کاستی های حیات مادی موجودیت انسان را به خطر افکند؛ همان گونه که نمی گذارد سرمستی غرقه شدن در کامجویی ها، راز نهایی شخصیت آدمی را از بین ببرد، یاد خداوند، دل را صفا و جلا می دهد و زنگار غفلت ها و از خود فراموشی ها را می زداید.
گرچه نیازمندیهای بی شمار انسان به خدای متعال، عامل توجه و یاد اوست، اما تا انسان، در زمین دل، بذر معرفت ننشاند و ضمیرش با باران عنایت الهی سیراب نگردد، به فراخنای یاد خدا و عظمت محفل انس حضرت حق رهنمون نمی گردد.پس از آنکه او خداوند را شناخت و نور حق بر قلبش تابید و به جهان وسیع و نورانی معرفت الهی بال گشود و سرمست عشق و تجلی معبود خویش گشت، دمادم از معشوق خویش یاد می کند و از ژرفای دل فریاد بر می آورد که: الهی، و الهمنی و لهاً بذکرک الی ذکرک؛(2) خدای من، مرا واله و حیران یاد خود برای یاد خود گردان.
در جای جای قرآن و سنت بر جای مانده از میراث داران وحی الهی و از جمله نهج البلاغه که دریایی است بی کران از گوهرهای ناب معرفت الهی، برگ های زرینی است از عظمت و شکوه یاد خداوند ورق خورده، از این شمار، امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه 222 نهج البلاغه در عالی ترین مضامین مقام اهل ذکر را معرفی می کنند.
این نوشتار حاصل سلسله گفتاری است از حکیم فرزانه و دانشمند ژرف اندیش و روشن ضمیر، حضرت آیت الله مصباح یزدی، أدام الله ضلله العالی، که به عنوان در آمد و شرحی بر آن خطبه بیان شده و نگارش و تدوین آن توسط جناب حجة الاسلام آقای کریم سبحانی انجام پذیرفته است.
امید آنکه این اثر مرضی حضرت حق و ولی الله الا عظم، حجة ابن الحسن العسکری، عجل الله فرجه الشریف، و مقبول جویندگان معرفت قرار گیرد.

بررسی مفهوم ذکر

هنگامی که درباره ذکر خدا و مطلوب بودن آن سخن به میان می آید و مثلاً، در وصف دوستان خدا گفته می شود که دائماً به ذکر خداوند مشغولند و هیچ کاری آنها را از ذکر خدا باز نمی دارد، در آغاز چهر افرادی در ذهن انسان تصویر می شود که پیوسته لب هایشان در رکت و به ذکر خداوند گویا است و زبانشان مشغول خواندن اذکار و اوراد است؛ یعنی در ابتدا، عرف مردم ذکر را منحصر در ذکر لفظی می دانند؛ در صورتی که طبق آنچه از روایات و قرآن کریم استفاده می شود، گسترده و شمول و عمق ذکر فراتر از این است. از این رو، ضرورت دارد قدری درباره مفهوم ذکر بحث کنیم.
در زبان فارسی کلمه یادمعادل کلمه ذکر است که به خوبی معنای آن را می رساند و از این جهت می توان گفت که کلمه ذکر از معدود واژگان عربی است که معادل فارسی آن به صورت منفرد و بدون ترکیب، کاملاً معنای ذکر را می رساند.
راغب اصفهانی دو معنا برای ذکر بر می شمارد. وی می گوید: گاهی ذکر به معنای توانایی انسان برای حفظ شناختی است که حفظ کرده است، و گاهی به معنای حضور معنایی در قلب و یا سخنی بر زبان است و تقسیم ذکر به ذکر قلبی و ذکر لسانی به معنای دوم مربوط می شود و هر یک از ذکر لسانی و قلبی خود بر دو گونه اند:
1. ذکر پس از فراموشی.
2 ذکر بدون سابقه فراموشی که ادامه توجه و هشیاری انسان رخ می دهد.(3)
مرحوم علامه مجلسی رحمة الله درباره مفهوم ذکر می فرماید: ذکر حضور معنا در نفس انسان است و گاهی نیز به عمل و دانش ذکر می گویند و نیز به سخنی که معنای مرد نظر را در بر دارد، کلمه ذکر اطلاق می گردد.(4)

کاربرد ذکر در مقابل غفلت و نسیان

از جمله کاربردهای کلمه ذکر، کار برد آن در مقابل غفلت و نسیان است. این دو کار برد در قرآن نیز ذکر شده است. با توجه به این دو کار برد، باید تفاوت بین آنها را باز شناخت. مرحوم علامه طباطبایی رحمةالله، در ذیل آیه 152 سوره بقره، در این باره چنین می فرمایند:
باید دانست که ذکر گاهی در مقابل غفلت گفته می شود، مانند: آیه ولا تطع من أغفلنا قلبه عن ذکرنا (5) و آن عبارت از این است که انسان توجه به علم خود نداشته باشد. یعنی علم به چیزی دارد، ولی خودش متوجه نیست که علم به آن دارد، بنابر این ذکر به معنای علم به علم داشتن است.و گاهی در مقابل نسیان گفته می شود و آن عبارت از زایل شدن صورت علمی از محفظه ذهن است چنان که می فرماید: و اذکر ربک اذا نسیت (6) بنابراین، ذکر یعنی وجود صورت علمی در حافظه و همان طور که نسیان دارای آثاری است، ذکر هم آثاری مخصوص به خود دارد. پس همان طور که در بعضی موارد کلمه نسیان را به ملاحظه وجود آثار نسیان ( بدون اینکه حقیقت فراموشی موجود باشد) اطلاق می کنند و مثلاً می گویند: هنگامی که بدانی دوستت احتیاج به یاری و کمک دارد و او را کمک نکنی، فراموشش کرده ای در اینجا نه اینکه واقعاً او را از یاد برده باشید، ولی چون به یاد او نبودن اثری را به دنبال ندارد، مثل این است که فراموش کرده ای (7)
روشن شد که ذکر و یاد در جایی به کار می رود که دل انسان متوجه چیزی باشد؛ خواه انسان به چیزی که قبلاً توجه نداشت توجه یابد، و یا این که پس از فراموشی چیزی که قبلاً توجه نداشت توجه یابد، و یا این که پس از فراموشی چیزی که قبلاً به آن توجه داشت، مجدداً به آن توجه یابد. گاه نیز به این صورت است که پس از غفلت از چیزی، از حالت غفلت خارج می گردد و مجدداً به آن توجه می یابد. البته برای صدق مفهوم ذکر ضرورتاً لازم نیست که غفلت و نسیان و فراموشی بر آن مقدم گردد، بلکه ذکر و یاد در مورد مطلق هوشیاری و استحضار و توجه نیز به کار می رود.
بیان این نکته لازم است که در سوره کهف، قبل از آیه و ذکر ربک اذا نسیت...خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله دستور می دهد که هرگز نگو من فلان کار را فردا انجام می دهم و حتماً در جایی که از آینده خبر می دهی، جمله الا أن یشاء الله، مگر این که خدا بخواهد را ذکر کن.این توصیه از آن جهت است که هیچ کس و حتی پیامبر صلی الله علیه و آله هرگز در مقام خداوند نخواهد، کسی توانایی بر انجام کاری ندارد.
نکته دیگر در آیه و اذکر ربک اذا نسیت...، مسأله نسیان پیامبر صلی الله علیه و آله است که در آیه بدان اشاره شده است.این جا این سؤال مطرح می شود که مگر پیامبر معصوم نبود و مگر طبق اعتقاد ما و بر اساس آنچه از ادله قطعی استفاده می شود، پیامبر و معصومان علیه السلام از نسیان و غفلت مبرا و مصون نبوده اند؟ و اگر نسیان و فراموشی در فکر پیامبر راه داشته باشد، مردم نمی توانند به گفتار او اعتقاد کامل داشته باشند.
پاسخ این سؤال این است که در بسیاری از آیات قرآن کریم گرچه به ظاهر روی سخن خدا با پیامبر است، اما مقصود و منظور توده مردم هستند. طبق ضرب المثل عرب، سخن خداوند در این موارد، از باب ایاک اعنی و اسمعی یا جاره است؛ همان که در فارسی نیز می گوییم: به در می گویند که دیوار بشنود.