جلوه عشق قصه های زندگی امام حسین علیه السلام

نویسنده : محمد حسین مهر آیین

مقدمه:

انسان به طور فطری از نیکی خشنود و از دیدار نیکوکاران خرسندتر می شود.
رهبران معصوم علیهم السلام تنها کسانی هستند که جز نیکی و زیبایی از ایشان، چیزی به انجام نرسیده است؛ از اینرو مطالعه و تحقیق در رفتار و کردار ایشان دلنواز می باشد.
قرآن کریم و معصومان علیهم السلام ما را بارها به نیکی ها و تبلیغ و فتح جانها با غیر زبان دعوت نموده اند؛ پس چه زیباست که به رفتار و عملکرد رهبران معصوم علیهم السلام به عنوان الگو برای خود و طریقی والا جهت دعوت غیر، پرداخته شود.
ما معتقدیم که عمل و تقریر معصوم علیه السلام چون سخنش حجت الهی بر بندگان است؛ پس همانطور که به جمع آوری و تبویب سخنان ایشان اهتمام می ورزیم، ضروری است عملکرد و تقریر ایشان را در صحنه های مختلف زندگی، تنظیم و وارد صحنه استدلال های مختلف علمی کنیم.
ما در راستای زندگی چهارده معصوم علیهم السلام، با لطف و عنایت الهی این کار را شروع و بعد از کتاب همای رحمت و بدرقه یار، قصه های زندگی امام حسین علیه السلام را به نام جلوه عشق در اختیار ره پویان عزیز قرار دادیم.
امید است این سعی و تلاش با بضاعت مزجاة مورد قبول درگاه ایزد یکتا قرار گیرد.
محمد حسین مهر آئین
من احب ان ینظر الی احب اهل الأرض الی اهل السماء فلینظر الحسین . (1)
هر که دوست دارد به محبوبترین شخص روی زمین نزد آسمانیان بنگرد، به حسین نگاه کند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

1. (ولایت عشق)

در سال چهارم هجرت (2)، جامعه نوپای اسلامی با ولادت امام حسین علیه السلام به وجود یکی از قدسیان الهی زینت یافت.
فاطمه زهرا علیها السلام نوزاد فروزان را در قنداق زرد رنگی نزد سرور آفرینش (3)، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، آورد و حضرت ضمن رهنمون دخت فروغمندش به استفاده از قنداق سفید، در گوش راست نو رسیده قدسی اذان و گوش چپ اقامه خواند و جبرییل علیه السلام فرود آمد و فرمود:
خداوند متعال ترا سلام رسانده و می فرماید: از آن جا که علی برای تو چون هارون به موسی است، نوزاد را حسین که معادل عربی نام شبیر، فرزند هارون، است نامگذاری کن. (4)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روز هفتم ولادت، گوسفندی را عقیقه فرمود و بعد از تراشیدن موی سر معشوق الهی، به وزن موی او نقره (5) صدقه داد.
از آن جا که شیر فاطمه زهرا علیها السلام به جهت بیماری خشک شده بود، حسین علیه السلام را نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آورده و آن حضرت به مدت چهل روز با گذراندن انگشت مبارک ابهام و گاهی زبان مبارکش در دهان فرزند دلبندش و مکیدن او، حسین را سیر می نمود و این سبب شد که گوشت و خون حسین علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بروید؛ از اینرو پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که حسین از من است و من از حسینم. (6)
از بدو تولد، فرشتگان برای عرض تهنیت از یک سو و تسلیت از سوی دیگر به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرود می آمدند. (7)
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در یکی از سفرهای خود، در بین راه ایستاد و آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) را تلاوت فرمود و اشک ریخت و یاران حضرت از سبب گریه پرسیدند و حضرت فرمود:
جبرییل مرا از کربلا، کنار فرات که فرزندم حسین را آنجا می کشند، خبر داد؛ گویا جایی را که به زمین می افتد و دفن می شود، می بینم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پس از برگشت از سفر، بالای منبر رفت و بعد از سخنرانی، دست راست بر سر حسن علیه السلام و دست چپ بر سر حسین علیه السلام نهاد و سر به آسمان بلند کرد و فرمود:
بارالها! بی گمان محمد، بنده و پیامبر تست؛ این دو پاک ترین و برترین خاندان و ذریه من هستند؛ جبرییل برای من خبر کشته و خوار شدن فرزندم، حسین، را بیان کرد. پروردگارا! شهادت او را مبارک گردان و او را سرور و سالار شهیدان قرار ده؛ بارالها! قاتل و خوار کننده او را عاقبت به خیر مگردان.
در اینجا مردم در مسجد ناله سر دادند و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
آیا برای او گریه کرده و یاریش نمی کنید! (8)

حدیث ولادت عشق

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این راستا فرمود:
هنگام ولادت حسین در شب جمعه، جهت بزرگداشت او، خداوند متعال دستور داد تا فرشتگان مأمور جهنم آتش آنرا بر اهل جهنم خاموش کنند و فرشتگان بهشتی بهشت را بیارایند و حورالعین خود را زینت داده و به دیدار هم روند و دیگر فرشتگان تسبیح و حمد و سپاس خدای را در صف های بهم پیوسته بپا دارند و جبرییل جهت تهنیت و شادباش گفتن به محضر پیامبر اکرم در هزار گروه که هر گروهی یک میلیون فرشته است، فرود آید و به محمد صلی الله علیه و آله و سلم بگوید:
من او را حسین نام نهادم. او را شرورترین شخص زمان او، که سوار بر بدترین چهارپاست به قتل می رساند؛ وای بر قاتل حسین و پیشوای او که دستور قتل را صادر نمود؛ من از کشنده حسین بیزار و او نیز از من بیزار است؛ زیرا در روز قیامت جرمی بالاتر از قتل حسین نیست که با مشرکان در آتش جهنم خواهد شد؛ آتش دوزخ به قاتل حسین مشتاق تر از بهشت به بهشتیان است.
جبرییل را هنگام هبوط، یکی از فرشتگان الهی (9) دید و پرسید:
امشب چه شده؟ آیا قیامت اهل دنیا به پا شده است؟
جبرییل فرمود:
برای محمد فرزندی به دنیا آمده که خداوند متعال مرا جهت اظهار تهنیت به محضرش، فرستاد.
آن فرشته گفت:
ای جبرییل! قسم به آفریننده مان، وقتی به حضور محمد شرفیاب شدی، اسلام مرا به او برسان و از قول من به او بگو که بحق کودک نو رسیده ات، از پروردگارت بخواه تا از من خشنود شده و بالها و مقام و منزلت مرا در بین فرشتگان به من باز گرداند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که ضمن دریافت تهنیت و تحیت الهی از جبرییل، از شهادت حسین علیه السلام آگاهی یافته بود، فرمود:
قاتل حسین از امت من نیست؛ و من و خداوند متعال از ایشان بیزار هستیم.
و به دنبال این، حضرت نزد فاطمه زهراء علیها السلام آمد و خبر شهادت ریحانه خود را به دخت گرانقدرش داد و زهراء علیها السلام اشک ریخت و فرمود:
ای کاش او را به دنیا نیاورده بودم. (10)
در اینحال رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
امامان بعد از حسین، از وی آفریده خواهند شد.
حضرت نام یک یک ایشان را تا امام زمان، مهدی عج الله تالی فرجه الشریف، اظهار فرمود و گفت:
عیسی بن مریم پشت سر او نماز خواهد خواند.
در این لحظه، فاطمه علیها السلام را آرامش فرا گرفت و سپس جبرییل تقاضا و درخواست آن فرشته را بیان فرمود و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حسین را به آغوش گرفت و به آسمان اشاره کرد و فرمود:
بارالها! به حق این مولود بر تو بلکه به حق تو بر این مولود و بر جدش، محمد، و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب، اگر حسین، فرزند علی و فاطمه، را نزد تو قدر و منزلتی است، از درداییل خشنود شود و بال ها و مقام و منزلتش را برای او برگردان. (11)