خاطرات و حکایتها جلد پنجم

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

مرگ بر آمریکا از اعماق جان یکایک مردم بر می آید

امریکا علاوه بر این که همیشه علیه انقلاب و پشتیبان آن رژیم بود و همه ی ضربه ها از سوی او بود و بدترین شکل دخالت یک دولت استکباری در یک کشور را تجسم داده بود - در کشور ما اینها همه کینه های این ملت و عقده های این ملت علیه امریکاست - و مقدسات ما را به بازی گرفته بودند و چه و چه و چه، بعد از انقلاب اسلامی و با جمهوری اسلامی این گونه رفتار گردند ! حالا چه توقعی دارند؟ توقع نوازش از ملت ایران دارند !
مرگ بر امیکا حالا عده یی در گوشه و کنار پیدا می شوند و مورد سؤال قرار می دهند که آقا چرا؟ خوب، شما چرا این چرا را به جایگاه خودش نمی برید؟ چرا نمی پرسید که چرا رژیم امریکا با ملت ایران، به جرم این که خوسته است مستقل باشد، این همه کینه ورزی کرد، این همه دشمنی کرد، باز هم دارد می کند؟ آن مطالب اول انقلاب بود که عرض کردم، از آن روز تا این ساعت هم پیوسته رژیم امریکا علیه ملت ایران و علیه انقلاب و علیه جمهوری اسلامی و علیه مسؤولین، توطئه کرده است. همین رژیم بود - البته از دولتهای قبلی - که یکی از سردمدارانش شرم نکرد و گفت: ملت ایران باید نابود بشود ! (95)
چقدر حماقت می خواهد کسی چنین حرفی را بزند؟ ولی گفتند: این از دشمنی و از کثرت کینه است که این کینه در حرفهایشان، در افواهشان و در چهره هایشان خودش را نشان می دهد ! الان هم دارند دلالی می کنند این طرف دنیا - ژاپن چنین کجا و کجا - راه افتاده اند که با ایران، روابط نداشته باشید !

به شما چه؟ شما چه کاره ی دنیایید؟ ایران یک کشور بزرگ است، ایران تاریخ عمیق و عظیمی دارد که امثال کشور امریکا در این تاریخ غرق می شوند. مگر ملت ایران و این فرهنگ عمیق، شوخی است؟ ! فرهنگ یک ملت، مثل ذره های الماس که در طول قرون شکل می گیرد و استحکام پیدا می کند، در عنصر یکایک افراد ملت، متجلی است. مگر می شود ملت ایران را دست کم گرفت !

ملت ایران، اسلام را انتخاب کرده،، کسی اسلام را به ملت ایران تحمیل نکرده؛ حکومت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را هم انتخاب کرده، زندگی و مبارزه ی خودش را انتخاب کرده، فضای آزاد امروز را انتخاب کرده است. ملت ایران استقال از قدرتهای بزرگ را انتخاب کرده است. مگر امروز در ایران کسی جرأت دارد که دم از وابستگی به قدرتی و جناحی در دنیا بزند؟ این ملت جوابش را می دهند. ملتی آزاد و مستقل است.

آیا ملت ایران خصومتهای آمریکا را فراموش می کند؟

دولتها، کشورها و رژیمهای دنیا از خدا می خواهند که با چنین ارتباط داشته باشند؛ دارای ثورت معنوی و فرهنگی، دارای سابقه ی تاریخی، دارای دشد عقلانی و ثروت مادی، دارای این همه ذخایر، ایران همه جوان و نیروی کار و دارای مدیران خوب. این ملت، ملتی است که پیش خواهد رفت. امروز هم شما نسبت به زمان تسلط بیگانگان بر این کشور نگاه کنید - که در دوران رژیم گذشته، در واقع بیگانه ها مسلط بودند؛ ظاهراً رژیم، رژیم ایرانی بود، اما باطنش تسلط بیگانه ها بود - با آن زمان مقایسه بکنید، امروز ایران پیشرفت زیادی کرده است - به برکت آزادی و استقلال - بازهم خواهد کرد و بیشتر پیش خواهد رفت.
مسأله این است؛ مسأله ی نفرت ملت ایران از رژیم آمریکا، این مجملی از علل و ریشه های آن است. آنها جنگ را علیه ایران پشتیبانی کردند؛ اگر نگوییم راه انداختند. احتمال دارد که در راه اندازی جنگ عراق علیه ایران، امریکاییها دست داشته باشند؛ منتها چون ما تا چیزی را یقین نداشته باشیم، نمی خواهیم بگوییم، احتمال دارد. اما پشتیبانی آنها از عراق، یقینی و قطعی است. همه جور پشتیبانی کردند. مگر ملت ایران یادش می رود؟ همه گونه کمی که عراق لازم داشت، به او کردند. مگر ملت ایران فراموش می کند؟ !
این صدام حسین و ررژیم بعثی که در قضیه ی حمله به کویت، آن چهره ها را برایش در مطبوعات امریکایی و در نظارت رسمی امریکایی ترسیم کردند - همین آقا و همان رژیم در آن دورانی که سی، چهل شهر ایران در آن واحد - خانه های مردم را - با موشکها می کوبید از نظر آنها یک چهره ی خواستنی و محبوب و پسندیده بود. مگر ملت ایران اینها را فراموش می کند؟ با ملت ایران دشمنی کردند. باز هم دشمنی می کنند.
حلا ممکن است کسی بپرسد که آقا، چرا این قدر دشمنی می کنند؟ از اول چرا کردند؟ علت این است که ملت ایران، با ایمان اسلامی و با فرهنگی که این مبارزه و این انتقلاب و آن امام به او بخشیده است، تسلیم تسلط قدرتها بر او نمی شود. امریکاییها هم این را دوست ندارند. سرمداران استکباری دنیا و در رأس همه و بیش از همه امریکا، دولتهای تسلیم را دوست می دارند می خواهند ملتها و دولتها تسلیم آنها باشند، هر چه آنها می گویند گوش بکنند، نگاه کنید دیگر، وضع آنها را در دنیا ببنید.
وقتی ملتی ایستاده است و قبول ندارد، می گوید شما که هستید؟ شما یک کشور، ما هم یک کشور، شما یک دولت د ما هم یک دولت. شما دولتی ثروتمند هستید، پول و پیشرفتهای علمی دارید. ما هم ملتی هستیم که استعداد درخشان و سابقه ی درخشان داریم، امکانات و ذخایر ارزی داریم. شما یکی ما هم یکی.

اینهایی که دم از مذاکره می زنند ساده لوح و بی اطلاعند

وقتی ملتی با این استقلال، با این احساس توانایی و قدرت، در صحنه حاضر می شود و به آنها به چشم یک ابر قدرت نگاه می کند، آنها دیگر تحملشان تمام می شود. کرده است. اگر کسی این فکر را به این ملت داده بود، از اعماق با او دشمن می شوند - مثل این که با امام، با اعماق وجودشان دشمن بودند د امریکاییها تا ابد با امام، آشتی نمی کنند - البته امریکاییها که می گوییم، مرادمان ملت امریکا نیست مراد، همان رژیم امریکا و گردانندگان سیاستهای امریکاست. اگر یک فکر و فرهنگی است که مردم را این گونه نگه داشته است، با آن فکر و فرهنگی است که مردم را این گونه نگه داشته است، با آن فکر و فرهنگ، هرگز آشتی نمی کنند د مثل این که این حضرت از اسلام، از فکر و فرهنگ اسلامی به شدت متنفرند علت دعوا و مخالفت و خصومت اینهاست.
حالا عده یی ساده لوحانه این گوشه و آن گوشه بنشینند، حرفی بزنند نقی بزنند، قلمی روی کاغذ بیاورند که آقا چرا با امریکاییها دشمنید؟ چگونه؟ نمی فهمند دنیا چه خبر است، نمی فهمند که توقع این دشمن افزون خواه مغرور کم خرد و بی حکمت چه تصور می کنند همین قدر که ما روابط و مذاکراتمان را با امریکا شروع کردیم همه ی مشکلات تمام خواهد شد. نه آقا، قضیه این نیست. بله، امریکاییها می گویند، در اظهارات رسمی اظهار می کنند که ما آماده ی مذاکره با ایرانیم. مذاکره برای چه؟ معلوم است. مذاکره برای این که راهی و کانالی برای فشار آوردن روی دولت ایران پیدا بشود. مذاکره را برای این می خواهند.
چه مذاکره ایی؟ ما کاری با شما نداریم، احتیاجی به شما نداریم، ترسی از شما نداریم، هیچ محبتی به شما نداریم. شما کسانی هستید که در روز روشن، جلوی چشم همه ی مردم دنیا، هواپیمای مسافری ما را به بهانه ی دروغ و واهی سرنگون کردید، چند صد نفر آدم را کشتید، حتی عذرخواهی هم نکردید(96) این چه جور رژیمی است؟ این چگونه دستگاهی و چه فرهنگی است؟ چگونه می شود انسان با چنین رژیمی، دلش صاف بشود؟ ما با آنها کاری نداریم هیچ رابطه ی محبت و عطوفت و دوستی بین ما و امریکا نیست، رابطه ی نفرت از طرف ما و رابطه خصومت خباثت آمیز از طرف آنها هست.