خاطرات و حکایتها جلد پنجم

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

مشخصه های مهم راه حضرت امام خمینی قدس سره

بعد از رحلت امام، ما اعلام کردیم که راه امام و خط امام را ادامه می دهیم. اولاً این حرکت، از روی تقلید نبود؛ حرکتی بر اساس تجربه و آگاهی بود. راه امام، راه نجات این کشور، هم در آغاز انقلاب، هم در دوران حیات آن بزرگوار بود و هم امروز هست، امام راه امام چیست؟ مقصود ما از راه امام کدام است؟
من چند مشخصه ی مهم را از مجموعه یی که ما آن را راه امام و خط امام به حساب می آوریم، عرض می کنم. چند چیز از نظر امام، در درجه ی اول بود؛ اول اسلام و دین بود. امام، هیچ ارزشی را بالاتر از ارزش اسلام به حساب نمی آورد. انقلاب و نهضت امام، برای حاکمیت اسلام بود. مردم هم که انی نظام را قبول کردند. این انقلاب را به پا کردند و امام را پذیرفتند، برای انگیزه ی اسلامی بود. سر موفقیت امام این بود که صریح و بدون پرده پوشسی، اسلام را روی دست گرفت و اعلام کرد من می خواهم برای اسلام کار کنم و همه چیز در سایه ی اسلام است.
قبل از دوران انقلاب ما کسانی در کشور ما و در بعضی کشورهای دیگر بوده اند که حقیقتاً به اسلام اعتقاد داشتند، اما جرأت نمی کردند، یا نمی خواستند صریحاً اسلام را مطرح کنند؛ تحت نامهای دیگری وارد میدان می دشدند و عموماً شکست خوردند. علت این که امام پیروز شد. چون هدف خود را که حاکمیت اسلام است، صریح بیان کرد.

البته اسلام که امام فرمود، در دو بخش قابل توجه است؛ یک بخش اسلام در قالب نظام؛ امام، این جا خیلی سختگیر بود و به یک کلمه کم یا زیاد، راضی نمی شد؛ به یک مسامحه، چه غیره، راضی نمی شد. همه جا مر اسلام؛ نظام اسلام، مجلس شورای اسلامی، دولت اسلامی، قضاوت اسلامی و دستگاهای گوناگون، باید بر طبق مصالح، خط اسلام و راه حاکمیت اسلام را دنبال بکنند. امام، این
را دنبال می کرد و تا آن جا که توانست، تلاش کرد.
چهره ی دوم در مورد پایبندی به اسلام، عمل فردی اشخاص است؛ در این جا دیگر آن صلابت و قاطعیت و اعمال قدرت، وجود ندارد؛ این جا موعظه، نصیحت، زبان خوش و امر به معروف است. امام. به این عقیده داشت. پس اول چیزی که در خط امام، مهم است، تعقیب هدف اسلامی در صحنه ی ایمان و در صحنه عمل است.
دومین مطلب، تکیه به مردم است - همان طور که عرض کردم، هیچ کس در نظام اسلامی نباید مردم، رأی مردم و خواست مردم را انکار کند. حاللا بعضی، رأی مردم را پایه ی مشروعیت می دانند؛ لااقل پایه ی اعمال مشروعیت است. بدون آرای مردم، بدون حضور مردم و بدون تحقق خواست مردم، خیمه ی نظامی اسلامی، سرپا نمی شود و نمی داند. البته مردم، مسلمانند و این اراده و خواست مردم، در چار چوب قوانین و احکام اسلامی است.
امام، مجمع تشخیص مصلحت را درست کرد، یعنی آرای مدرم که مظهرش مجلس شورای اسلامی است، و حدود اسلامی که مظهرش شورای نگهبان است، اگر بین آنها اختلافی پیدا شد، مجمع تشخیص مصلحت تصمیم می گیرد، آن جایی که مصلحت، کشور اقتضا بکند، آن را بر این مقدم می دارد. مجمع تشخیص مصلحت را هم امام درست کرد.
آنچه که در مورد آزادی گفته می شود، همه در شکم این حرکت عظیم و این سرخط مهمی است که امام برای این کشور به وجود آورد. حالاعده یی تازه از راه رسیده، می خواهند آزادی، آزادی رأی را تا به امام و دستگاه امام و نظام اسلامی، تازه یاد بدهند و تلقین کنند ! این خطی بود که امام، حرکت نظام اسلامی را بر این خط قرار داد. بحمدالله مسؤولان کشور - چه امروز چه در دوره ی قبل و دولت قبل - که همه شاگردان امام بودند و دست پروردگار امام هستند، این چیزها را از بن دندان دانستند و باور کردند؛ نمی خواهد دیگری بیاید و به اینها یاد بدهد.
سوم از مشخصه های خط امام، عدالت اجتماعی و کمک به طبقات مستضعف و محروم است که امام آنها را صاحب انقلاب و صاحب کشور می دانست، امام پا برهنگان را مهمترین عنصر در پیروزیهای این ملت می دانست؛ همین جور هم هست و همان طور که گفتم، امام به گفتن هم اکتفا نکرد. امام از همان اول انقلاب، جهان سازدگی، کمیته ی امداد، بناید مستضعفان، بناید پانزده خرداد و بنیاد مسکن را به وجود آورد و دستورات مؤکد به دولتهای وقت داد. عدالت اجتماعی، جزو شعارهای اصلی است؛ نمی شود این را در درجه ی دوم قرار داد و به حاشیه راند. مگر می شود؟ !
حالا عده یی از آن طرف در می آیند که امام فرمودند: انقلاب ما انقلاب نان نیست. برای نان نیست ! بله، انقلاب اکتبر روسیه که در سال 1917 پیدا شد، به خاطر قطع شدن نان در آن شهرهای اصلی آن روز بود - مثلاً مسگو - اگر مردم آن روز نان داشتند همین نانی معمولی - آن انقلاب پیش نمی آمد. انقلاب ما این جوری نبود، انقلاب ما بر اساس یک ایمان بود؛ اما معنایش این نیست که انقلاب نباید به زندگی مردم، به اقتصاد، به نان و به رفاه مردم بپردازد، این چه حرفی است!؟ امام به این مسایل می پرداخت و دستور می داد و آنچه در درجه ی اول، مورد نظر امام بود. عبارت بود از طبقات محروم و مستضعف.
البته امروز کنار گودنشینها، آنهایی که همین بلدند گوشه یی بنشینند و دستور و نسخه صادر کنند - بدون این که بدانند واقعیتها چگونه است؛ یا هیچ مسؤلیتی احساس کنند - می گویند: عدالت اجتماعی، تحقیق پیدا نکرده، خیلی باید مجاهدت کنمی؛ امام نظام برای روستا و روستانشین و شهرهای دور دست و طبقات محروم قایل بنودند - تغییر داد و بیشتر اهتمام را روی این چیزها گذاشت.
امروز بیشترین اهتمام دولت خدمتگزار ما برای نقاط محروم است. در طول دوران انقلاب، همیشه دولتها این جور بودند؛ بیشترین اهتمامشان برای مردم محروم و نقاط محروم بود، کارهای فراوان و خدمات عظیمی انجام گرفته است. اینها به برکت همین عنصر عدالت اجتماعی در خط امام است.
یک عنصر دیگر، دشمن شناسی و فریب نخوردن از دشمن است. اولین کاری که دشمن می کند، این جور تبلیغ می کند که هیچ دشمنی وجود ندارد. چطور نظام اسلامی دشمن ندارند؟ ! جهانخوران را از این سفره ی به یغما رفته ی سالهای متمادی، محروم کرده است؛ معلوم است که دشمنند، می بینمی که دارند دشمنی می کنند - در تبلیغات، در محاصره ی اقتصادی - هر کاری که می توانند در تقویت دشمن علیه نظام، دارند می کنند؛ صریح هم می گویند !

در این مملکت، آنچه که برای آمریکا، برای استکبار و برای جهانخواران قابل قبول نیست، استقلال این مملکت و استقلال و بیداری این مردم است؛ آن، دست ردی است که این مردم به سنه ی دشمنان این کشور و جهانخوران زده اند، این را نمی خواهند. با اسلام هم که دشمنند، چون اسلام این بیداری را به مردم داده است، با این دشمنند. امام دشمن را می شناخت؛ روشهای سیاسی و روشهای تبلیغاتی آنها را می فهمید، می شناخت و در مقابل آنها محکم می ایستاد.
محور دیگر، علاقه و حساس بودن به سرنوشت مسلمانان عالم است؛ مسلمانان عالم، عقل استراتژیک نظام اسلامی به حساب می آیند. الان ملتها در آسیا، در افریقا و در همین منطقه ی خود ما طرفدار نظام اسلامی هستند. انی اظهار ارادتی که به امام و به انقلاب می کنند، سابقه ندارد؛ نه امروز نسبت به هیچ کشوری در دنیا وجود دارد و معمول است، و نه در گذشته چنین چیزی بوده است این به خاطر اسلام است. امام روی سرنوشت برادران مسلمان، حساس بودند. و بالاخره تعالی عملی و سازندگی کشور.
اینها سرفصلهای عمده ی خط امام است؛ اسلام، مردم، پیشرفت کشور، دشمنی با دشمنان و حساسیت نسبت به امت اسلامی؛ در آن هست. اینها خط امام است؛ ما به اینها پایبند بودیم و هستم و به فضل پروردگار خواهیم بود.
در این سالها بعد از رحلت امام، چه دولتهایی که سر کار بودند - چه دولت قبلی، چه دولت امروز ما - چه مجلسی شورای اسلامی و دستگاه قانونگذاری، بحمدالله کارهای بزرگی کردند و خدمات بزرگی انجام دادند. جزییات کارهای اینها آن قدر زیاد و صفحه ی عملیاتی که مسؤولان این کشور قوای مختلف - بخصوص در قوه ی مجریه که بارهای سنگین بر دوش آنهاست - به قدری درخشان و زیاد است که هر منصفی اینها را نگاه بکند، تحسین خواهد کرد. من اگر بخواهم الان هم آنچه در ذهنم هست، بگویم، یک صفحه ی طولانی است؛ اینها را باید خود آقایان بیایند، به مردم بگویند و توضیح بدهند، تا ببینند که چه زحماتی کشیده اند !
این به برکت پیروزی از همین راه امام است. خدای متعال هم به این کشور تفضل ریشه ی عمیقی دارد. آثاری را هم که خدای متعال و دست قدرت الهی برای این مردم آورد، خیلی عظیم است.
به الطف الهی، پنجاه هزار اسیر ما بی دغدغه برگشته اند؛ بلوک شوروی که یک مزاحم و معارضی بود، در طول این سالها متلاشی شد؛ به لطف الهی ملت ما در میدانهای مختلف، به موفقیتهای بزرگی دست پیدا کردند؛ انتخاباتهای گوناگون، حضورهای برجسته، همین حضور سی میلیونی مردم در انتخابات ریاست جمهوری در دو سال قبل

از این، اینها الطاف الهی و نشانه های رحمت خداست.
ما افتخار می کنیم که ملتی جوان و زنده و با نشاط داریم، افتخار می کنیم که مسؤولان مؤمن، بی طمع بی غرض و مردمی، دارند قوای این کشور را اداره می کنند، افتخار می کنم که علی رغم دشمنی استکبار و علیرغم این همه توطئه، ملت و مسؤولان ما بحمدالله توانسته اند راه طولانی و دشوار انقلاب را پیش ببرند و مملکت را بسازند. روز به روز این سازندگی، بیشتر خواهد شد؛ روز به روز ان شاءالله به سمت عدالت اجتماعی پیشرفت خواهیم رفت، روز به روز پایه های اسلام به تعبد به اسلام در این کشور محکمتر خواهد شد.
آن کسانی که گوش خوابانده اند که شاید مردم از اسلام و جمهوری اسلامی برگردند، بدانند که سرنوشت آنها سرنوشت همان کسانی است که اول انقلاب خیال می کردند انقلاب تا سه ماه دیگر، تا شش ماهدیگر، تا یک سال دیگر از بین خواهد رفت ! یا خیال می کردند که اول جنگ می توانند در ظرف یک هفته، ایران را فتح کنند ! همان طور که آنها تو دهنی خوردند، همان طور که از ملت ایران سیلی خوردند، همان طور که ناکام شدند، همان طور که غلط بودن تهدیدهایشان واضح شد، آن کسانی هم که امروز خیال می کنند و به انتظار آن نشسته اند که این مردم از دینشان، از قرآنشان، از اسلامشان، از روحانیتشان و از امامشان روی برگردانند، تو دهنی خواهند خورد؛ آنها هم سیلی خواهند خورد !
آینده مال این ملت است؛ آینده، مال این کشور و مال اسلام است. روز به روز به فضل پروردگار، خورشید درخشان اسلام، درخشانتر خواهد شد و مردم زیادتری را گرما خواهد داد و نورانی خواهد کرد.
پروردگارا به محمد و آل محمد، مقامات امام را در ملکوت اعلی، بیشتر از پیش کن.
پرورگارا، او را از سوی یکایک ما جزای خیر عنایت کن، خواستها و آرمانها و هدفهای او را محقق، ملت ایران را پیروز و دشمنانش را منکوب کن، اسلام و مسلمین را در همه جای عالم، موفق و پیروز بگردان، گرفتاریهای این ملت را بر طرف کن، شر دشمنان را به خودشان برگردان، دلهای این ملت را روز به روز به هم مهربانتر کن (90)

ریشه نفرت ملت ایران از امریکا و علت اشغال لانه ی جاسوسی

امروز من باید یک مطلب در باب همین مسأله مبارزه با استکبار عرض بکنم. مسأله چیست؟ اساس قضیه چیست؟ گذشته ی این قضیه تا کجاست؟
درست است که حادثه ی تسخیر لانه ی جاسوسی امریکاییها در ایران، آن روز به دانش آموز است و در صحنه ایستاده است و امیدها را زنده می کند و چشمهای ماها را روشن می کند، از سابقه ی این قضیه چه می داند؟ چقدر اطلاع دارد؟ گویندگان و این قضیه را برای نسل رو به رشد امروز ما - که انی کشور با آن نسل، هزار تا کار دارد - چقدر تشریح کردند؟
پس یک مسأله این است که من مختصری در این باره عرض کنم، و عمدتاً برای آن جوانهایی که در سال 58 که این حادثه اتفاق افتاد - یعنی پانزده سال قبل - یک کودک، یا نوجوانی بودند. بعضی از شماها هم - بعضی از دانش آموزان عزیزما - آن وقت در دنیا واقع، ماندگارتین مخاطبان انقلاب و ما خدمتگزاران انقلاب هستید (91) عرض بکنم.
مبارزه یی که به طور مشخص و واضح، از سال 1341 به نحو همه گیر شروع شد، قبلاً هم بود، ولی به صورت صنفی و کوچک - دانشجویی، روشنفکری، یا روحانی - محدود بود؛ اما از سال 1341، مبارزه ی همه گیری به رهبری علمای بزرگ و در رأس همه، امام بزرگوار شروع شد. از سال 1341 تا سال 1357 - یعنی شانزده ساله، در واقع یک مبارزه ی ضد امریکایی بود، اگر چه که مبارزه با رژیم شاه بود؛ اما چون رژیم شاه را اساساً امریکاییها سرکار آورده بودند (92) آنها پیشوانه بودند که او بتواند مردم را آن گونه قتل عالم کند آن جور شکنجه کند، افراد را در زندان آن طور غریبانه، زیر شکنجه، یا در خیابانها و میدآنها مثل 15 خرداد و 17 شهریور قتل عام کند، یا در مدرسه ی فیضیه و دانشگاه به جان دانشجو و طلبه بیفتد - این ملت ما همه ی این گناهان بزرگ را از چشم امریکا می دید و معتقد بود که دست او در کار است.

امریکا در داخل کشور ما با دو ابزار کار می کرد؛ یکی از ابزارهای امریکایی، که عبارت بود از سرمایه گذاریها و دخالتهای در ارتش و آن مجموعه ی کارشناسی نظامی و از این چیزها و پولها و سیاستها و سفارت امریکا. یک آزار دیگر، عوامل صهیونیست بودند - اگر چه که آن وقت صهیونستها داشتند - آنها هم با عواملشان، با کسانشان، با سیاستمداران و با تجارشان این جا کار می کردند. صحنه ی سیاست و اقتصاد و نیروی مسلح ایران در مشت امریکاییها بود ! مردم این را می فهمیدند.
امام از سال 41 و 42 به این مطلب تصریح کردند. (93)
پس وقتی مبارزه در سال 57 پیروز شد و انقلاب پیروزمند به ثمر رسید، در حقیقت یک انقلاب ضد امریکایی به ثمر رسیده بود، درست است؟ حالا شما ببینید، این جا ملت ایران و انقلابیون حق داشتند با عوامل امریکایی در این کشور چه کار کنند؟ خیلی کارها می توانستند بکنند؛ اگر هم می کردند، کسی ملامتشان نمی کرد، چون شانزده سال با امریکاییها مبارزه کرده بودند و کتک خورده بودند؛ هیچ کس نمی گفت که چرا شما با امریکاییها این کار، یا آن کار را کردید.

دشمنی امریکا در برابر بزرگواری امام و ملت

در عین حال - درست توجه کنید - بعد از آن که انقلاب پیروز شد، انقلاب و مسؤولین و شخص امام بزرگوار، نسبت به امریکاییها در این کشور حداکثر ارفاق را کردند. سفارتشان سرجای خودش محفوظ بود، این جا کردار داشتند - اول سفیر داشتند - بعد کاردار داشتند.
چند نفر از آنها را روزهای اول انقلاب - 22 بهمن و 23 بهمن و اینها - این جوانهایی پرشور انقلابی دستگیر کردند و آنها را به آن مدرسه یی آورند که امام (رضوان الله علیه) در آن جا وارد شدند - مدرسه ی رفاه و مدرسه ی علوی - به امام به آن دست اندرکارهایشان پیغام فرستادند که مبادا کسی به آنها تعرض کند؛ هیچ کس به آنها تعرض نکند. آنها را یکی یکی ول کردند و رفتند. اول عده یی از آنها از کشور خارج شدند، بعد هم سفارتشان این جا مشغول کار و فعالیت بود.

شما ببینید، این رفتار انقلاب و این ملت نجیب و آن امام کریم بزرگوار پر اغماض، با امریکاییها در ایران بوئد؛ در حالی که عرض کردم اگر از سوی مردم و انقلابیون پرشور و و شخص امامی که مظهر صلابت و قدرت بود، هر تصمیم نسبت به آنها گرفته می شد، کسی در دنیا ملامت نمی کرد و نمی توانست بکند. این کارها را نکردند؛ از آن طرف امریکاییها چه کردند! به جای این که این کرامت و بزرگواری را از امام بزرگوار و مردم، مغتنم بشمارند و قدردانی کنند و پاسخ مناسب بدهند، به عکس، شروع به رفتار شدیداً خصمانه کردند ! این سفارتی که بعد به عنوان لانه ی جاسوسی معرفی شد - که واقعش هم همین بود - مرکز سازماندهی مخالفین و دشمنان انقلاب شد. که مرتب به آن جا بروند، دستور بگیرند، بیرون بیایند و علیه انقلاب و نظام اسلامی بنا به همکاری کنند ! در سنای امریکا علیه انقلاب مصوبه گذراندند و علیه نظام جمهوری اسلامی تبلیغات امریکایی در سراسر دنیا - یک تبلیغات به شدت خصمانه علیه انقلاب و علیه مردم - بود و شد !
این مردم مگر چه گناهی کرده بودند؟ ! چرا باید رژیم امریکا با اینها این قدر خصومت و کینه ورزی نشان می داد؟ این سؤالی بود که امریکاییها به آن جوابی ندادند و هرگز نمی توانند جواب دهند.
محمدرضا را که فراری ملت ایران بود، در امریکا پذیرفتند و به او به عنوان یک میهمان، پناه دادند (94) اموالی را که در اختیار محمدرضا بود، میلیاردها دلار است و در امریکا سرمایه گزاری کرده بود. همه جای دنیا معمول است که وقتی شخصصی در رأس رژیمی سرنگون می شود؛ این در همه جا یک عرف است. اگر روزنامه ها را در قضایای گوناگون خوانده باشید، می بینید که همه جا این کار را کردند. هیچ جا سابقه ندارد که آن همه ثروت را که متعلق به ملت ایران در حسابهای محمدرضا و کسانش در آمریکا بود، نگه دارند، یک ریالش را به مردم ایران ندادند، نگه داشتند، هنوز هم پیش آنهاست، هنوز هم طلب ملت ایران از رژیم امریکاست ! ملیاردها دلار است !
اموال و اشیایی را که دولت ایران در گذشته خریداری کرده بود و پولش از کیسه ی ملت ایران داده شده بود، باید می آوردند. ملت به آنها احتیاج داشتند، آنها را نگه داشتند، هنوز هم در انبارهای خودشان، نگه داشته اند، تحویل دولت جمهوری اسلامی و ملت ایران ندادند و تا الان هم نداده اند ! طلبهای ایران که در امریکا بود، بلوکه شد؛ آنها را برنگرداندند. چرا؟ به این امید که شاید بتوانند نظام جمهوری اسلامی را منهدم کنند. حالا این پولها را به او ندهند که مورد استفاده اش قار بگیرد. رژیم ایالات متحده ی امریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، همان روش قبل از پیروزی را ادامه داد: یعنی اعمال کینه و خصومت با ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ! در چنین شرایطی بود که قضیه ی سفارت اتفاق افتاد.