خاطرات و حکایتها جلد پنجم

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

تخت جمشید، نشانه ی ظاغوتیگری است

جوانان عزیز، بخصوصی فرزانگان، مایلم به این مطلب درست توجه کنند که اسلام در برخورد با پدیده هایی که از کشورها و از ملتهای دیگر، یا از دوره های قبل به او رسیده است، یک برخورد حکمت آمیز و همراه با دقت و نگاهی همه جانبه دارد. هر چیزی که قابل این است تا محتوای صحیحح پیدا کند، اسلام آن را می گیرد، به آن جهت و محتوای صحیح می دهد و در دسترس مردم می گذارد.
مثلا بعضی از همین مراسم حج، مثل طواف، سعی و قربانی کردن، از قبل از اسلام بود؛ اسلام، این مراسم را گرفت، محتوای شرک آلود، مادی و غلط را از آن خارج کرد و محتوای توحیدی به آن داد. آن را درک کرد و به صورت یک درس، به مردم برگرداند، کار خیلی عجیب و مهمی است. در باب عید نوروز و مراسم سنتی قدیمی هم همین جور، اسلام عیدنوروز را گرفت، محتوای انسانی و اسلامی و معنوی به آن داد و به مردم برگرداند.
اول سال تحویل، شما به دستور اسلام با خدا رابطه برقرار می کنید؛ عرض می کنید: یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الا حوال ای کسی که گردش زمین و آسمان، گردش دلها و چشمها و گردش روزگاران به دست توست، این گردش قرار دادی سال را هم برای ما با برکت و مبارک قرار بده: حول حالنا الی احسن الحال.
ببینید نوروز و تحویل سال - رفتن از یک سال به سال دیگر - یک محتوای معنوی پیدا کرد. مردم را توصیه می کنند: اغتسل و البس و انظف ثیابک: غسل کنید، خود را شست و شو بدهید و تمیزترین لباسها را - البته صحبتی از لباس نونیست؛ صحبت از لباس تمیز است - بپوشید؛ به دین یکدیگر بروید؛ صله ی رحم بکنید، دلهایتان را شاد کنید؛ در خودتان امید بدهید و با رویش طبیعت یک رویش معنوی در دل خودتان به وجود بیاورید.
برخورد با عید نوروز؛ این است؛ لذا ما ایرانیها عید نوروز را دوست می داریم و آن را جشن می گیرمی. اما جشن ما یک جشن سالم است. با هر کدام از این مراسم قدیمی که اسلام برخورد می کند، این جور برخورد می کند. البته بعضی از مراسم هست که قابل اصلاح نیست. مثلاً اسلام درباره مراسم خرافی از روی آتیش پریدن، حرفی ندارد و تأیید نمی کند؛ اما هیچ اشکالی نمی بیند که مردم - فرض بفرمایید - در مناسبتی از مناسبتهای عید به فضای باز بروند، با سبزه و طبیعت و صحرا، دیداری تازه کنند، خود و طبیعت را با یکدیگر نزدیک کنند و لذت صحیح و سالم ببرند، مانعی ندارد.
درست، عکس روش جاهلی؛ در روشهای جاهلی، اگر عمل خوبی هم در دست مردم باشد، آن را بی محتوا می کنند ! لذا شما می بینید که راجع به تحویل سال در تبلیغات رادیوهای بیگانه، صحبت زیادی نیست؛ اما راجع به چهارشنبه سوری در این چند روز قبل از سال، تقریباً تمام رادیوهای بیگانه راجع به آن صحبت کردند ! درست نقطه ی مقابل آن نظر اسلامی !
البته بعضی از عوامل خود ما هم در وزارت کشور، استباهی کردند که در واقع همان کار ررادیوهیا بیکانه را تأیید کرد ! منتهای دلسوزان وزارت کشور و وزیر محترم که بحمدالله خود روحانی و از سادات محترم است - فوراً جلوی آن را گرفت.
شما ببینید در ایام تحویل، مردم در کجاها اجتماع می کنند؛ دیشب در اطاف آستان قدس رضوی، با این که نیمه ی شب بود، جای سوزن انداختن نبود ! تا بسط شیخ بهایی و تمام این اطراف، مردم برای توجه، روی زمین نشسته بودند ! یعنی عید نوروز، همراه با معنویت. یا دیشب، نیمه ی شب، هزاران انسان علاقه مند، از خواب و خانه و زندگی و محیط خانواده بیررون می آیند و به مرقد امام بزرگوار می روند ! یعنی جنبه ی معنوی.
خوب، حالا یک نفر هم پیدا می شود که از سر اشتباه و ندانم کاری، به جای مرقد امام رضا و مرقد امام بزرگوار و مرقد حضرت معصومه و رماسم معنوی، تخت جمشید را زنده می کند ! البته تخت جمشید، یک اثر معماری است؛ انسان، اثر معماری را تحسین می کند و چون متعلق به ما و ملا ایرانیهاست، به آن افتخار هم می کند؛ اما این غیر از آن است که ما دلها و ذهنها و جانهای مردم را متوجه به نقطه ای بکنیم که در آن خبری از معنویت نیست، بلکه نشانه ی طاغوتیگری است !
در همان ساختمانها که امروز بعد از گذشت یکی دو هزار سال ویران است، زمانی به مناسبت همین روز نوروز، خدا می داند که چه قدر بی گناه، در مقابل تخت طاغوتهای زمان به قتل می رسیدند و چه قدر دلها ناکام می شدند ! این افتخاری ندارد. عید نوروز خوب است، مراسم جشن و سرور و شاد بودن دلها خوب و مطلوب است؛ اما در جهت درست. این کاری است که اسلام کرده است؛ ما هم به فضل الهی به تبعیت اسلام، همین سیاستها را دنبال می کنیم، مردم هم همین را می خواهند و دلهای مردم هم دنبال همین چیزهاست؛ مردم به آن چیزهایی که جنبه ی مادی دارد، مستقلاً توجهی ندارند و اگر آن جنبه ی مادی، با یک جنبه ی انحرافی همراه شد، مردم از آن رویگرانی هم دارند، (83)

اجزای نقشه ی دشمن چیست؟

تکلیف ما به عنوان مسؤول، خدمت به مردم است. مسؤولین کشور برای این که مشکلات زندگی مردم را بر طرف کنند، بر سر کار آمده اند. چگونه می توانند این کار را بکنند؟ وقتی که فضا مناسب و محیط از تشنج و غوغاگری، دور باشد و دست به یقه شدن در بین مردم نباشد. وحدت کلمه که باشد، فضا برای اقدام مسؤولان کشور، مناسب است.
ببیندی عزیزان من ! من قدری این مطلب را برای شما باز کنم. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام انقلابی به عنوان یک نظام اسلامی، هر کدام جداگانه دشمنانی دارد؛ البته بعضیها هم با اسلام دشمنند، هم با انقلاب دشمنند !
کشور ایران به خاطر موقعیت حساس جغرافیایی خود هم دشمنانی دارد؛ بخصوص بعد از قضایای انحلال امپراتوری شوروی و به وجود آمدن این کشورهای مسلمان در نزدیکی ما، که تنها راه آسان وصول به این کشورها هم ایران است. خیلی از سرمایه داران و خیلی از دولتهای مستکبر دنیا که مایلند در آن کشورها سرمایه گذاری کنند پول به دست بیاورند و کارهای خودشان را انجام بدهند - با خود فکر می کنند اگر ایران در اختیار ما بود، اگر ما در این کشور جای پایی داشتم - مثل امریکا قبل از انقلاب چه قدر کارها می توانستیم بکنیم ! فعلاً نفوذوجای پایی ندارند، طبعاً دشمنند !
پس ملت و کشور ایران به مناسبت موقعیت جغرافیایی خود هم دشمانی دارد. کشور و ملت ایران به مناسبت سوابق تاریخی هم دشمانی دارد، به مناسبت منافع اقتصادی و سیاسی هم که در دنیا برای خود تعریف کرده است، دشمنهایی دارد! البته مخصوص ما هم نیست؛ خیلی از کشورهای دیگر هم این جور دشمنانی دارند.
پس ما دشمنانی داریم؛ دشمنان ما چه کار می کنند؟ اینها چیزهایی است که به نظر من نسل جوان ما باید به این چیزها خوب فکر کند. این که می گویم نسل جوان، جون اکثریت کشور ما جوانان و نوجوانانند. نسل جوان ما نمی تواند نسبت به این مسایل بی تفاوت بماند. چشمش را ببندد و هر کس از هر جا هرچیز گفت، گوش کند؛ نه باید این چیزها را فکر کند؛ مسؤولیت مهمی است.
این دشمنان چه کار می کنند؟ هدف این دشمنان، عبارت از نفوذ پیدا کردن در جمهوری اسلامی است. همچنان که در خیلی از کشورهای همسایه ی ما نفوذ پیدا کردن و جمهوری اسلامی است؛ همچنان که در خیلی از کشورهای همسایه ی ما نفوذ دارند. یک دولت را می برند، یک دولت را می برند، یک دولت را بر می دارند، یک دولت را وادار به یک معامله ی سیاسی، یا یک معامله ی اقتصادی. می کنند و پایگاه نظامی در آن جاها تشکیل می دهند از آن جا عده و عده جمع می کنند و منافع آن جا را برای خودشان جذب می کنند؛ در خیلی از کشورها این جوری است.
خوب، در کشوری به ثروتمدی ایران، با این همه منابع طبیعی، با شصت میلیون جمعیت، با این فضای عظیم، خیلی کمپانیهای بزرگ و قدرتهای مستکبر سیاسی و اقتصادی، از این که نتوانند در این کشور نفوذ داشته باشند، خیلی ناراحتند. پس هدف اولشان چیست؟ پیدا کردن نفوذ در ایران ! چه کار می کنند؟ نقشه های آنها همان چیزهایی است که اگر شما درست توجه کنید، در کارهای تبلیغاتیشان چه به وسیله ی خودشان،- چه به وسیله ایادیشان - می بینید. الان دارد در ایران انجام می گیرد؛ منتها خوشبختانه دولت، مستحکم و ملت، مؤمن است و تا حالا نتواسته اند کاری کنند. باید هوشیار بود.
اجزای نقشه ی دشمن چه چیزهایی است؟ اولاً تا آن جا که بتوانند، زورشان برسد و تبغشان ببرد، مشکلات اقتصادی برای کشور درست کنند و بتراشند؛ تحریم اقتصادی کنند وشرکتها را مجازات کنند همینهایی که می شنوید - جلوی خط لوله یی را که فلان کشور می خواهد از این جا بکشد، بگیرند ! در امر تجارت کشور، اخلال ایجاد کنند؛ مثل دو سال قبل، در دنیا به دروغ شایع کنند که پسته ی ایران؛ سرطانز است ! در باب صنایع غیرنفتی هم هر جو که می توانید، بازارها را اشباع کنند، با دولتها با کمپانیها بسازند ! و به طور خلاصه، مشکلات اقتصادی برای کشور درست کنند.
در کنار این در تبلیغات خودشان، نسبت به مسایل اقتصادی کشور، بزرگنمایی هم بکنند. البته مشکلات اقتصادی هست؛ اما دولت هما هم که بی کار نیست، کار دیپلماسی و کار تجاری می کنند. وازرت خارجه، وزارت بازرگانی، وزارت صنایع، وزارت راه و وزارت نفت، هر کدام از یک طرف، دایم مشغولند، دایم دارند کار می کنند. در این دنیای بزرگ، بالاخره دشمن تلاش می کند.
ما هم که دست و پایمان چلاق نیست.، اقدام می کنیم و اقدام ما بر اقدام دشمنان - در بسیاری از موارد - فایق هم می آید؛ اما در تبلیغات بیگانگان، این بخش از فالیتهای مسؤولان کشور، مسکوت گذاشته می شود ! آنها مرتب در تبلیغات، فقط بزرگ نمایی مشکلات می کنند، به دروغ می گویند: ایران چنین است، ایران چنان است، تورم جنان است، دولت ورشکسته است و... ! کاری می کنند که روحیه ی مردم را تضعیف کنند و مردم احساس کنند که ای داد، دارد چه اتفاقی می افتد !
در حالی که اگر مردم بدانند دولت و مسؤولینشان دارند چه تلاشهایی می کنند، پشتان گرم و دلگرم می شوند. این که هم در زمان امام (رضوان الله علیه) بارها ایشان به مسؤولین می گفتند، ما هم بارها تأکید کرده ایم که کارهایی را که انجام می دهید، به مردم بگویید - تا مردم بدانند شما چه قدر دارید کار می کنید - برای همین است. پس بزرگنمایی در مخورد مشکلات اقتصادی، بخش دیگری از توطئه است !
از طرفی به بهانه های مختلف، سعی می کنند در فضای سیاسی کشور، تشنج و جنجال به وجود بیاورند؛ تا خود این هم در مردم، احساس ناامنی و احساس عدم انتظام کارها را به وجود بیاورند؛ تا خود این هم در مردم، احساس ناامنی و او احساس عدم انتظام کارها را به وجود بیاورد ! آنها به هر بهانه یی، به مناسبت مسایل امنیتی، به مناسبت محاکمه ی یک نفر، به مناسبت کشته شدن دو سه نفر - که دولت با کمال پیگیری آن را دنبال.می کند - شروع می کنند فضا را متشنج کردن ! جنجال می کنند. این سال هفتاد و هفتی که ما گذراندیم - تقریباً از اول تا آخر سال - بیشترین تلاش دشمنان ما و دشمنان این ملت، صرف همین می شد که در فضای سیاسی کشور، تشنج و جنجال ایجاد کنند طبعاً وقتی جنجال می شود، یک دسته از مردم، طرفدار یک حرف می شوند، دسته ی دیگر هم طرفدار یک حرف می شوند و قهراً بین مردم، بگو مگو به وجود می آید. دشمنان هم همین را می خواهند
یک جزء دیگر نقشه هم این است که به مردم این جور و انمود کنند که بین مسؤولان کشور در سطوح بالا، اختلاف است؛ حالا هر چه مسؤولین - بیچاره ها- به مردم بگویند که ما با هم صمیمی هستیم، ما با هم داریم کار می کنیم و مرتب از هم تمجید و همدیگر را کمک کنند، فایده یی ندارد ! آنها حرف خودشان را می زنند. جوری وانمود می کنند که گویا فلان کس، دارای فالن مقام، این جور فکر می کند و فلان کس، دارای بهمان مقام، ضد او فکر می کند ! برای هر کدام هم اسمی می گذارند ! اینها کارهای دشمن است.
حالا شما نگاه نکنید که بعضی از نویسندگان داخلی هم فریب می خوردند و همان حرفها را تکرار می کنند ! حرف مال آنها نیست؛ اصل حرف، جزو مجموعه ی توطئه ی دشمن و از اجزای آن است.
خوب، در واقع در چنین وضعی، هم مشکلات اقتصادی وجود دارد. هم دشمن آن را ده برابر بزرگ می کند، هم از لحاظ سیاسی، جنجال آفرینی می کند و هم دلهای مردم را نسبت به مسؤولین، بی اعتماد می کند ! در چنین فضایی مسؤولان کشور - دولت - آیا قدرت دارند و می توانند راحت کارهای خوشان ار انجام بدهند؟ ! طبیعی است کارها عقب می افتد؛ یک امر قهری است.
متأسفانه بخش عظیم بار مشکلات اقتصادی هم بر دوش طبقات پایین جامعه است - مستضعفین، محرومین - مشکلات اقتصادی، بر روی طبقات ضعیف - کارمندان دولت، کارگران، اجزای نیروهای مسلح و طلاب علوم دینیه - فشار می آورد از همه هم بدتر، طلاب عادی حوزه های علمیه هستند که مردم از وضع آنها خبر ندارند ! فشار اقتصادی بر بعضی از کسبه ی ضعیف هم هست . خوب، این مشکلاتی که این جور بر روی طبقات ضعیف فشار می آورد از کجاست؟
یک علت ندارد؛ علل گوناگونی دارد: اولاً وضع اقتصادی دنیا مؤثر است. الان شما ببینید در بخشی از دنیا، یعنی همین آسیا شرقی، کشورهای فعال که در سالهای اخیر، رونق اقتصادی پیدا کردند در این یک سال و نیم قبل بر اثر همین حوادث اقتصادی، یکباره به خاک سیاه نشستند. بحمدالله کشور ما از انی آسیبها محفوظ و مصون بود؛ ولی کشورهایی مثل مالزی، اندونزی کروه جنوبی و امثال آنها، در بسیاری از کشورهای دنیا، الان مشکلات اقتصادی زیاد است - حتس در بعضی از کشورهای پشرفته و صنعتی - منتها کمپانیهای بزرگ جهانی دارند خیر این مشکلات را می برند ! خیلی از مشکلات هم از ناحیه ی آنهاست. این یک علت که طبعاً اثر می گذارد.
یک علت دیگر، بعضی از مسامحه هایی است که متأسفانه بدون توجه از طرف خود ما - بعضی مسؤولان اجراییی - در اجراییات کشور انجام می گیرد !
یک علت دیگر، اغراض بخصوصی است که نسبت به ایران اسلامی و ملت ایران اجرا می کنند. عقیده ی من این است که اصلاً بخش عمده یی از علل کاهش قیمت نفت به این قضیه بر می گشت؛ منتها کاهش قیمت نفت فقط به ما ضربه نمی زد، به بعضی از کشورهای دیگر - دوستان خودشان - هم ضربه می زد ! بالاخره آن قدر هم فشار زیاد شد که مجبور شدند عکس العملی نشان بدهند. البته مسؤلان جمهوری اسلامی ایران در این قضیه ترقی مختصری که اخیراً قیمت نفت کرد، نقش زیادی داشتند. امیدواریم ان شاءالله همین تلاش ها دنبال بشود و به جاهای خوبی برسد. بی رحمی بعضی از کسانی هم که در داخل کشور، برخوردارند، بی تأثییر نیست. مجموع اینها مشکلاتی را به وجود می آورد. خوب، این مشکلات، قابل حل است یا نه؟
البته قابل حل است؛ ما سخت تر از این مشکلات را هم توانستیم و گذراندیم. ما با تکیه بر منابع کشور با تکیه به قوانین خوب، با اجرای دلسوزانه و با بی نیاز کردن خودمان از بیرون از این مرزها می توانیم خیلی از کارهای خوب را بکنیم و خیلی از مشکلات را بر طرف کنیم. بعلاوه، بعضی از کارهای دوران سازندگی بعد از جنگ، بتدریج آثار خوب را نشان می دهد. اگر بعضی از کارهایی که در دوران سازندگی انجام گرفت و الان هم بحمدالله دولت دارد دنباله ی آن را انجام می دهد، نبود، نیاز ما به خارج کشور، خیلی بیشتر از اینها بود؛ همین روش را می توانند دنبال بکنند.
بخصوص من از سه چهار سال پیش به این طرف، تأکید کرده ام تا آن جایی که می توانند، باید وابستگی اقتصادی کشور را به نفت، کم کنند. نفت کالایی است که ما داریم، البته ارزشمند است و باید از این هم استفاده بشود؛ منتها امروز سرنوشت این کالا به دست صاحبانش - که ما باشیم - نیست، به دست بیگانگان است، طبیعی است اقتصادی که بر پایه ی کالایی است که قیمت گذاری آن در دست دیگران است همین مشکلات را هم دارد؛ یک روز می شد هیجده دلار و بیست دلار، یک روز هم ناگهان هفت و نیم دلار و هشت دلار تنزل می کند !
ما احتیاجی نداریم به این که این کالا را این جور مصرف کنیم، ما می توانیم در داخل کشور، از منابع فراوان و عظیمی که وجود دارد، استفاده کنیم و دولت، امروز در فکر این مسایل است. البته چند سال است که دنبال این قضیه اند؛ منتها من این را هم به شما عرض بکنم؛ کیفیت بنای هندسه ی اقتصاد کشور از دوران رژیم وابسته ی پهلوی، کیفیت غلطی بوده، که تغییر دادن آن تا امروز، کار دشواری بوده است. بخصوص در دوران جنگ که فرصت سازندگی و تولید هم نبود، همان روش وابستگی به نفت، ادامه پیدا کرد؛ روز به روز تشدید شد؛ یا الاقل همان جور ادامه یافت.
مسؤولین کشور، دولت خدمتگزار و علاقه مندان به سرنوشت این کشور می توانند این روش را عوض کنند و ان شاء الله عوض خواهند کرد. این خواب خوشی است که کمپانیهای نفتی و وابستگان به آنها در دنیا دیده اند که خیال می کنند این ملت، همیشه خوش را وابسته نگاه خواهد داشت. (84)

ای آزادی ! به نام تو چه جنایتها که انجام می گیرد !

ما سالها قبل جمله یی را شنیده بودیم - تکرار می کردند - آن جمله این بود که ای آزادی ! به نما تو، چه جنایتها که انجام نمی گیرد امروز دشمنان ما دارند مصداق همین جمله را تحقق می بخشند، حلا امریکا طرفدار آزادی ما شده است ! آزادی ما ! مگر شما نبودید که در این مملکت، سالهای متمادی از رژیم وابسته و فاسد پهلوی حمایت کردید؟ ! در حالی که در آن رژیم، کسی جرأت نداشت یک کلمه بر زبان جاری کند !
من سالهای متمادی در همین شهر مشهد، در همین حوزه ی علمیه، در همین کوچه و خیابان و با همین مردم، در مبارزات دوران طاغوت بودم، اجازه نمی دادند یک روحانی در آن روز به مناسبت مسایل دینی، کمترین اشاره یی به غصب سرزمینهای فلسطین به وسیله ی صهیونیستها بکند ! این کشور این جوری بود (85)بله، هم مرگ بر اسرائیل، هم مرگ بر آن کسانی که از اسرائیل حمایت می کنند و هم کسانی که سالهای متمادی اجازه نمی دادند یک کلمه راجع به صهیونیستها گفته بشود !
الان در کشورهای غربی، روزنامه ها غربی، روزنامه ها اجازه ندارند راجع به صهیونیستها بدگویی بکنند ! یک نفر در کتابی می نویسد: یهودیها در مورد کشتار خودشان به وسیله ی هیتلر در جنگ بین الملی دوم، بزرگنمایی کردند؛ آن وقت این کتاب را که توقیف می کنند هیچ نویسنده کتاب را هم محاکمه می کنند ! خودشان امروز نسبت به آزادی، این جور عمل می زنند، هستند، در حالی که در این کشورها کسی اجازه ندارد یک سطر برخلاف نظر حکام آن کشورها بنویسد؟ در مجامعشان و در نماز جمعه، زا دستگاههای اطلاعاتی به خطیب جمعه نوشته می دهند که بالای منبر برود و بخواند !
اگر شماها (86) طرفدار آزادی هستید، چرا اینها را نمی گویید؟ ملت ایران بیست سال است که این آزادی را به دست آورده است. انقلاب به ما آزادی، قدرت بیان و شجاعت داد. اسلام ما را آزادد کرد. حالا امریکاییها طرفدار شعار آزادی شده اند و به نام آزادی می خواهند بین مردم اختلاف بیندازند ! چرا اختلاف می اندازند؟ برای این که مسؤولان کشور نتوانند کارشان را بکنند، این که می گویم وحدت کلمه، به خاطر این است.
عزیزان من ! امروز همدلی شما مردم در هر نقطه ی کشور، یک امر تشریفاتی و تزئیناتی نیست، یک امر ضروری است. چیزهای مورد اختلاف را مطرح نکنند، به نقاط اختلاف فکری تکیه نکنند؛ چیزهای مورد اتفاق را بگویند. همه ی این مردم، مسلمانند بزرگوار و رزمندگان مدافع شرف و حیثیت را دوست دارند، امام بزرگوار و رزمندگان مدافع شرف و حیثیت را دوست دارند؛ روری اینها تکیه کنید.
کسانی نیایند چیزی را بهانه قرار بدهند؛ مثلاً یک وقت کسی یک کلمه حرفی را زده این را بهانه برای جنجال کنند ! یا دستگاه قضایی با یک نفر برخورد کرده، آن را بهانه برای جنجال کنند ! یا یک نفر در فلان دستگاه امنیتی، یا اقتصادی، یا سیاسی، حرکتی انجام داده است، این را بهانه برای جنجالها به ضرر کشور است. چرا؟
چون دلهای مردم را از هم درو می کند.
همه ی اینها هم زیر نام آزادی است ! آزادی هدیه ی الهی و هدیه ی انقلاب است. آزادی، متعلق به مردم و جزو فطرت مردم است اما این کارها ربطی به مسأله ی آزادی ندارد؛ اینها بخشی از نقشه ی دشمن است.
من امروز برای مردم عزیز کشورمان هوشیاری، هوشمندی، تمسک به اسلام، تمسک به نام امام، تمسک به راه و معنویت امام بزرگوار که امسال سال آن بزرگوار است، تمسک به وحدت کلمه و بر افراشتن پرچم برادی و مهربانی را برای ملتمان و کشورمان از واجبترین واجبات می دانم و امیدوارم همین خواسه ی بزرگ ملی و دینی، مورد ادعیه ی زاکیه ی حضرت بقةالله الاعظم ارواحنافداه قرار بگیرد و آن بزرگوار برای رفع مشکلات و برای باز شدن راهها به سمت پیشرفت و برای گرم کردن دلهای این ملت دعا کنند. ما هم در این آستان، دعا می کنیم:
پروادگار ! به محمد آل محمد این ملت را در همه ی میدآنهاپیروز کن، دشمنانش را منکوب و سرکوب کن، هوشیاری و ایمان و تعهد و توکلش را مضاعف کن، پیوندش را با مسؤولان روز به روز مستحکمتر کن.
پروردگارا ! به محمد و آل محمد، قلب ولی عصر را از ماشاد کن، توفیق خدمت به مسؤولان عنایت بفرما، گرفتاریهای این کشور و این ملت و طبقات مستضعفین و ضعیف را به فضل و قدرت خود برطرف بفرما. تعجیل در ظهور ولی امر ارواحناله الفداه بفرما (87)
والسلام علیم و رحمت الله و برکاته