خاطرات و حکایتها جلد پنجم

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

ندای مرد الهی و روحانی ولبیک مردم

نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی عظیم در میانه ی سالهای 1341 تا 1357 در چنین شرایطی آغاز شد و رشد و تکامل یافت. امام بزرگوار ما با تکیه به تعالیم اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه وآله)، و با اعتماد به ایمان دینی مردم، و با شجاعت و اخلاص و توکل کم نظیر خود، راه مبارزه را در میان سختی ها و مصائب طاقت فرسا گشود و پیش رفت و صبورانه و پیامبر گونه ذهن و دل مردم را با واقعیتهای تلخ و راه علاج آن آشنا کرد.
ملت ایران که از اولین قدمها به ندای این مرد الهی و روحانی گوش فرا داده و به منطق حق و درس روشنگر او دل بسته بودند، با انگیزه ی نیرومند ایمان و عشق به اسلام فداکاری ها و جانفشانی ها فراموش ناشندنی کردند. در خرداد سال 42 در تهران و برخی نقاط دیگر کشور چنان قیامی به راه انداختند که رژیم سفاک برای سرکوب آن از همه ی ساز و برگ نظامی خود استفاده کرد و هزاران شهید بر روی اسفالت خیابانهای تهران و قم و جاده ی ورامین به خون غلطیدند. و صدها تن از مبارزان و زبدگان و در رأس همه، امام بزرگوار به زندآنها کشیده شدند.
در سال های پس از آن نیز که مبانی اسلام و نهضت انقلابی آن به طور پیوسته

و بی گسست. بوسیله ی زبدگان و دلسوختگان در فضای کشور همه جا آشکار و پنهان تدریس و تبلیغ می شد، مردم مؤمن بخصوص جوانان، شجاعانه و مؤمنانه بدان می گرویدند و فکر و دل خود را به هدایتهای قرآنی، روشن و دست و زبان و جسم و جان خود را در دفاع از آن تلاش و در راه آن به میدان می آوردند.
آنچه در طول سالهای مبارزات نهضت اسلامی در ایران گذشت هرگز در تاریخ شناخته شده ی ما نظیر نداشته است. در زیر ظاهر آرام زندگی ملت، جریان مبارزات اسلامی شبکه ی عظیمی از انواع تلاش های اسلامی و تهیه و پخش بیانیه ها و جزوه ها و فعالیتهای تربیتی و تعلیمیی بر اساس رهنمود اسلام، تا تظاهرات و راهپیماییها و تجمعهای بزرگ دینی و مردمی و تا تشکیل مجموعه های عملیاتی و فداکاریهای شگفت آور و مثال زدنی، و همه به نوعی متصل و مرتبط به قلب تپنده ی این مبارزه ی عمومی و برخوردار از رهبریهای آن روح بزرگ و ایمان ناب و مغز متفکر.
امام بزرگوار ما در این مدت در عین هدایت مردم و گستردن دامنه ی آگاهی و همگانی و کشاندن توده ی میلیونیی به مبارزه، اندیه ی حکومت اسلامی را نضج قوام بخشید و در مقابل دو مکتب رایج سیاسی عالم یعنی حکومت دیکتاتوریی حزبی کمونیستی در شوروی سابق و چین و اقمار آنها در اروپا و آفریقا و دیگر نقاط و حکومت های پارلمانی غربی که سلطه ی سرمایه داران و کمپانیها بر فکر و اختلاق و سرنوشت مردم به نام دموکراسی بود، راه اسلامی را مطرح کرد (77) که در آن بر دو عنصر دین و انسان به طور اساسی تکیه شده و ایمان دینی و اراده ی مردمی بزرگترین شاخصه ی آن است. نظام اسلامی در مکتب امام خمینی نظام عدل و ایمان و عقل و آزادگی و مردمگرائی است. و استقلال ملی و رد نظام سلطه ی بین المللی در مکتب امام بزرگوار ما دارای چنین ریشه های عمیقی است.

رویگردانی ملت ایران از زورگویان عالم

ملتی که نظام اسلامی را انتخاب می کند از آنجا که مؤمن به اسلام و عاشق عدالت، و پایبند به منطق و عقل و دین، و آزد از تحمییل و زورگویی است و بطور طبیعی همه ی قدرتهای سلطه گر سیاسی و اقتصادی و فرهنگی عالم را نفی می کند و از همه ی زورگویان و چپاولگران و متجاوزان بین الملی روی بر می تابد و اگر از آنان تعرضی ببیند با همه ی توان در مقابل آنان می ایستد و از استقلال و شرف و آزادگی خود دفاع می کند، و از آنجا که معتقد به برداری همه ی مسلمانان و شرف همه ی انسانهاست در هر نقطه ی جهان که ملتی را مقهور دست ظلم و استکبار ببیند با آنان احساس همدردی می کند و اگر بر آزادی طلبی همت گمارند، دست کمک به آنان می دهد.
دفاع شجاعانه ی ملت و دولت ایران از مردم مظلوم فلسطین و مواضع و رفتار لبنان، و مواضع معروف و زبانزد آن در برابر دو برابر قدرت متعارض دیروز یعنی شوروی سابق و آمریکا، (78) و نظر صریح و قاطع آن نسبت به رژیم غصب و ظلم و ترور صهیونی در کشور فلسطین اشغالی و موضع استوار و متقن و شجاعانه ی آن در برابر همه ی قلدان و روزگویان عالم تا امروز، همه و همه از این اندیشه های بنیانی نظام اسلامی سرچشمه می گیرد.
امام بزرگوار ما با ارائه ی مکتب سیاسی اسلام، خط بطلان بر همه ی تلاشهای فرهنگی و سیاسی دشمنان اسلام در طول یک قرن و نیم گذشته کشید که سعی کرده بودند اسلام را به کلی از عرصه ی زندگی جامعه بیرون رانده و با طرح نظریه ی چدایی دین از سیاست، دینداری را فقط پرداختن به عبادت و اعمال شخصی قلمداد کنند، و با حذف اسلام از صحنه ی سیاست جهان، کشورهای اسلامی را عرصه ی غارتگریها و تاخت و تازهای سیاسی و نظامیی خود نمایند.
با ارائه و تعلیم و تبلیغ مکتب سیاسی اسلام، که در آن هم نقش مردم و اراده و خواست آنان و هم نقش هدایت الهی و احکام سعادتبخش قرآنی در اداره ی زندگی عمومی و حکومت، مشخص گردیده، و جایگاه ایمان و جهاد و ارداده و تدبییر تبیین شده است. مبارزات گسترده ی مردم، سمت و سوی منطقی و فکری خود را یافت و امام حکیم فرزانه و شجاع، در موضع رهبر بی معارض، چون خورشیدی صحنه ی مبارزات را روشن کرد، و سیل عظیم مردم به سوی میدان های نهضت اسلامی سرازیر شد، و رهبری حکیمانه و همیشه بیدار امام موجب شد که هجوم وحشیانه ی رژیم و مزدورانش به مردم مبارز، نه فقط عزم انقلابی آنان را سست نکند، که آتش خشم و عزم انقلابی آن را تیزتر نیز بنماید. کمک های سیاسی و تسلیحاتی و امنیتی آمریکا و صهیونیسم و دیگر حامیان رژیم منحوص پهلوی که در تمام این مدت به سوی آن سرازیر می شد، سود نبخشید و ملت ایران به کمک خداوند متعال و عنایات حضرت بقیةالله ارواحنا فداه و با سلاح ایمان و جهاد و عشق و شهادت، بر رژیم تا دندان مسلح پهلوی پیروز شد و نظام پوسیده ی سلطنت را پس از قرنها سلطه ی ظالمانه و تحقیرآمیز، به دور افکند و بنیان شامخ نظام اسلامی را که بر ایمان و معرفت و منطق و اراده ی مردم استوار است بنا کرد.

ملت ایران با وحدت کلمه و با تمسک به اسلام و رهبری شجاعانه و حکیمانه ی مردمی الهی و دین شناسی بزرگ و مؤمن و صالح، نظام جمهوری اسلامی را بر سر کار آورد و نمونه ی بدیعی از نظام سیاسی را با کارگزارانی از متن مردم مؤمن و مبارز و نه از اشرافزادگان و خانزداگان فاسد و وابسته - دو برابر چشم جهانیان قار داد.
شعارها، هدف ها، راهها و روشهای این نظام جدید و بدیع همه از سرچشمه های زلال معارف و احکام اسلام و قرآن جوشیده بد و لذا پشتوانه ی ایمان عمیق ملت ایران به اسلام و اعتماد دیرین آنان به علمای دینی، ضامن تحقیق آن شعارها و ره سپردن به سوی آن هدفها و پیمودن آن راهها و روشها گشت.
با پیرروزی انقلاب اسلامی و سر برافراشتن جمهوری اسلامی بطور همزمان دو جریان عظیم در سراسر گیتی آغاز شد:
اول: روند ستایش و اید و درس گیری از سوی ملتهای مستضعف و زیر ستم، بخصوص در کشورهای اسلامی و نیز مسلمانان سراسر جهان و همه یی آزاداندیشان عالم.
دوم: روند نگرانی و توطئه و دشمنی از سوی دولتهای مستکبر و صهیونیستها و سرمایه داران غارتگر بین الملی و نیز وابستگان آنها در برخی کشورهای دیگر.
جریان اول که سرگذشتی ناگفته و عمداً مکتوم مانده و بسی درس آموز و عبرت انگیز دارد، یکی از پدیده های کم نظیر تاریخ است و سزاوار است محققان جوان و پیگیر ما در زمینه های سیاسی و اجتماعی و تاریخی درباره ی آن به کناش برخیزند. خلاصه ئی از این سرگذشت آن است که با تشکیل جمهوری اسلامی در ایران، مسلمانان در همه ی جهان هویتی تازه یافتند و احساس عزت و شخصیت اسلامی، در آن دمیده شد، کوشش مستمری که در طول دهها سال از سوی قدرتهای استعماری و استکباری برای تحقیر مسلمانان بکار رفته بود، نقش بر آن گشت و در همه جا دنیای اسلام روحیه ی افتخار به اسلام و سملمان بودن رو به رسد و گسترش گذاشت.
نهضت های فرهنگی و سیاسی از سوی جوانان و آزادگان مسلمان در چهار گوشه ی عالم شکل گرفت، از غیر مسلمانان کسان بسیاری به اسلام و کتب انقلابی آن ایمان آوردند و کسان بسیار دیگری به دیانت و رسالت دین در تحولات اجتماعهی دل بستند، و امام خمینی عظیم، همچون رمز هویت اسلامی و پرچمدار مبارزه با استکبار و فرعونها و زورگویان بین المللی شناخته شد. کسانیکه توفیق نظاره و تأمل در تظاهرات ملتها و ابراز

احساسات عمیق آنان نسبت به جمهوری اسلامی و امام راحل و مسؤولان برجسته ی آن را پس از انقلاب تا امروز داشته اند و شوق و شور و ستایش و تحسین بی سابقه ی آنان را نسبت به این بنیان رفیع و همچنین نسبت به مسؤولان و شعارها و پرچم کشورمان در تمام مدت این بیست سال دیده یا شنیده اند، می توانند عظمت این پدیده را ادراک کنند.
در بسیاری از کشورهای اسلامی، حاکمیت دین و عزت و استقلال اسلامی، شعار مبارزان و جوانان و روشنفکران شد و خیل عظیمی از جوانان آنان، منش و رفتار جوانان ایرانی را الگوی خود قرار دادند. و بسیاری از رؤسا و سیاستمداران آنان نیز تظاهر به مسلمانی و دینانت را از سر مصلحت، جایگزین تظاهر به بی دینی و بی بند و باری کردند ! این جریان یعنی پشتیبانی و طرفداری و سرسپردگی مسلمانان و آزادیخواهان در سراسر جهان نسبت به جمهوری اسلامی و ملت ایران با وجود تبلیغات خصمانه ی شبکه ی تبلیغاتی استکباری که شبانه رز بر ضد ایران اسلامی سرگرم کار است، همچنان ادامه دارد و تا وقتی ملت ایران در مواضع انقلابی و اسلامی افتخارآمیز خود ثابت قدم است ادامه خواهد داشت ان شاء الله.
جریان دوم یعنی روند دشمنیها و کینه ها و توطئه ها از نخستین روزهای پیروزی انقلاب آغاز شد و بتدریج با زائل شدن حیرت و گیجی و سردرگمی یی که سیاستمداران دولتهای استکباری و غارتگران و صهیونیستها بر اثر پیروزی انقلاب اسلامی در این نقطه ی حساس جهان بدان دچار شده بودند، گسترش و عمق و تنوع یافت. پیشرو و پرچمدار این خصومت آشتی ناپذیر دولت آمریکا و زائده صهیونیست آن در خاورمیانه بودند. که با سقوط رژیم پهلوی، مطیع ترین متحد و مزدور خود در منطقه را از دست داده و از منافع نامشروع سیاسی و اقتصادی خود در ایران محروم شده بودند. شرح این روند خباثت آمیز و بغض آلود و برخاسته از کینه ئی عمیق در سطور و صفحاتی معدود نمی گنجد و ظرفیت دهها کتاب و هزاران صفحه برای تبیین آن لازم است، که بحمدالله نوشته های آگاهانه یی زمینه در دسترس همگان است.

فهرست تلاشهای خصمانه ی جریان شیطانی دشمنی با انقلاب اسلامی

نگاهی به فهرست این تلاشهای خصمانه که شامل اقدامهای سیاسی و تهاجمات نظامی و تدارک کودتاها و شورش آفرینی در مناطق متعددی از کشور و محاصره ها و توطئه های اقتصادی و حبس ذخائر ارزی و به کارگیری صدها رادیو و روزنامه و دهها هزار مقاله و گفتار تبلیغاتی، و در سالها اخیر، شبیخون همه جانبه ی فرهنگی است می تواند عمق دشمنی غارتگران بین المللی و صهیونیست ها و قدرتهای استکباری و در رأس همه، دولت آمریکا را با اسلام و انقلاب اسلامی و ملت انقلابی ایران نشان دهد.
تنها یکی از این اقدامهای خصمانه، تشویق و تحریک و سپس کمک همه جانبه به رژیم عراق برای راه اندازی جنگی ویرانگر با ملت ایران بود که هشت سال به طول انجامید و علاوه بر خسارتهای سنگین انسانی و مادی و ویرانگری صدها شهر و روستا و بلعیدن امکانات گرانبهای کشور، ملت و دولت ایران را در فرصت مغتنمی که باید صرف سازندگی ویرانیها و اصلاح مفاسد دوران طاغوت می شود، به خود مشغول ساخت و هشت سال از عمر انقلاب بزرگ ما را به جنگی بزرگ و دفاع از مرزها و سرزمینهای میهن عزیز مصروف ساخت.
این جریان شیطلانی و رذیلانه در طول دو دهه بطور مستمر ادامه داشته و باقتضای شرائط گوناگون، رنگ و نشانهای مختلف یافت است، ولی خصوصیت همیشگی آن سردمداری آمریکا و صهیونیزم، هدف همیشگی آن باز گرداندن ایران به وابستگی رژیم پهلوی، و اصلی ترین آماج همیشگی آن سه عنصر: اسلام ناب محمدی، وحدت ملی و جایگاه رهبری بوده است.
آنان می خواستند با تهاجمات متوالی سیاسی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی و با نشانه گرفتن اصلیترین پایاهای نظام اسلامی، انقلاب را از مهمترین وظائف بلند مدت خود یعنی سازندگی مادی و معنوی جامعه و کشور ناتوان نشان دهند و به این ترتیب از الگو شدن جمهوری اسلامی در دنیا اسلام جلوگیری کنند.
اما انقلاب بزرگ ما در میان همه این خصومتها، راه دشوار خود را با اقتدار و صلابت طی کرد و ملت ایران با الهام از هدایتهای همیشه روشنگر امام راحل با ایمان و اراده و هوشیاری خود، گردنه های دشوار را پشت سرگذاشت و به موفقیتهای درخشان دست یافت. نه در

اولین سال انقلاب که عناصر وابسته به رژیم گذشته با کمک سفارت آمریکا سعی در ایجاد آشوب و بلوا در نقاط مختلف می کردند و قلمها و زبانهای مزدود و گنهکار، انقلاب و ارکان اساسی آن را مورد تهاجم تبلیغاتی قرار می دادند (79) و نه در سال 60 که دست گنهکار گروهک منافقین و همدستان آتش فتنه ئی بزرگ را برافروختند و ترور و ناامنی راحتی به خانه های مردم عادی کشاندند (80) و نه در دورانی که تهران و دهها شهر کشور هدف بمباران جنگنده های اهدائی شرق و غرب به رژیم عراق قرار داشتند، نه در دوران محاصره ی اقتصادی در عین گرفتاری کشور به هزینه های جنگ، و نه در سالهای آخر دههه شصت که در آمدهای کشور به یک سوم رسید، نه در آن هنگام که امام عظیم الشأن ما از میان ملت خود رخت بربست و مردم، پدر و استاد و مرشد بزرگ و حکیم خود را از دست دادن و نه در سالهای بعد از امواج خشم دیوانه وار آمریکا و صهیونیزم بخاطر ادامه ی راه امام بصورت تهدید نظامی و تحمیل مشکلات اقتصادی و تبلیغ رسانه ای وو تلاش وسیع سیاسی، بسوی نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران روانه بود... و نه تا امروز، هرگز انقلاب از پیمودن راه خود بسمت بنای کشوری آباد و آزاد و مستقل و برخوردار از عزت و نشاط و پیشرفت مادی و معنوی در زیر لوای اسلام و با تکیه بر معارف و احکام قرآن، باز نایستاده و سستی به خود راه نداده است.