خاطرات و حکایتها جلد پنجم

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

دوران سیاه و نکبت بار پادشاهی، پشتیبانان رژیم ستم شاهی برکات انقلاب اسلامی ایران و جریان شیطانی دشمنی با انقلاب

رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه فرا رسیدن بیست و یکمین بهار انقلاب اسلامی پیام مهمی خطاب به مردم و مسؤولان صادر فرمودند. بخش اول این پیام
در باره ریشه های انقلاب اسلامی و جریانات بعد از پیروزی آن است و از آنجا که هدف اصلی این مجموعه تبیین صحیح تاریخ مخصوصاً تاریخ انقلاب اسلامی و بویژه برای نوجوانان و جوانان است لذا درج این بخش از پیام را بسیار ضروری می دانیم.
ملت سرافراز ایران !
هر ملتی و کشوری در طول زندگانی ممتد خویش، دورانهایی و حوادثی را می گذراند که تأثیر آن در سرنوشت تاریخی او بسی تعیین کنند و ماندگار است و می تواند او را به نیکبختی و عزت و اقتدار، یا سیه روزی و ذلت و حقارت بکشاند. این حوادث هر چند سال ها به طول انجامد در مقایسه با عمر ملتها، در حکم لحاظیی زودگذر ایمان و استقامت نشان دهد قله های شرف و بهروزی را فتح می کند و قدم در جاده ی پیشرفت و تعالی می گذارد و با هر گردنه ی دشوار و سنگلاخی مواجعه شود از آن عبور می کند و خود را به هدف می رساند. ولی اگر ضعف و تن پروری و دل سپردن به لذت و راحت موقت و ناهوشمندی و بی ارادگی و بی ایمانی گریبانگیر او شود آینده ی خود را تباه می کند و دستخوش ذلت و اسارت و وابستگی می شود، و همه ی سختی ها و گرفتاریها ملل عالم که ناشی از وابستگی و اسارت است پی در پی به بتدریج بر او می تند و او را دچار بدبختی دنیا و آخرت می کند.

ملتهای پیشرو و موفق جهان در همه ی دوران ها، ملتهایی هستند که در یکی از چنین لحظه های تاریخی تصمیمی شرافتمندانه و شجاعانه گرفته و سختی های مجاهدات و پایداری را با شوق و شور، تحمل کرده اند و خود را با تلاش و هوشمندی به نقطه ی امن و عزت و استقلال رسانده اند.
ملت بزرگ ایران در انقلاب اسلامی کبیر خود که در چنین روزهایی در سال 1357 به اولین پیروزی تاریخی خود رسید یکی از زیباترین و شگفت انگیزترین نمایش ها را از اینگونه در صحنه ی تاریخ اجراءکرد.

ضربه های رژیم پهلوی به ملت ایران !

رژیم پهلوی که در بی کفایتی و فساد و سرسپردگی به بیگانگان در میان حکومتهای فاسد این منطقه از همه رو سیاه تر بود در طول دهها سال حکومت خود بزرگترین ضربه ها را بر ملت و کشور ایران وارد آورده بد؛ ملت را با دیکتاتوری خشن و سرکوب بی رحمانه از صحنه ی سیاسی کشور بیرون راند، منافع کشور را قربانی بندوبست با قدرت های مداخله گر و کمپانی های غارتگر کرد، جوانان را با رواج ابتذال و شهوترانی از اندیشیدن به سرنوشت کشور باز داشته و صدای هر معترض و آزادیخواههی را در گلو شکسته بود.
با نابود کردن کشاورزی ملی و وابسته کردن صنعت ناقص و معیوب، و بازگذاشتن دست بیگانگان حریص و نوکران دربار و غارت منابع نفتی و بذل و بخشش ثورت ملی به اربابان آمریکایی و اروپایی و ویران کردن روستاها و تبدیل ایران به بازار کالاهای بی ارزش خارجی و پس مانده ی محصولات کشاورزی آمریکا و برنامه های خائنانه ی دیگری از این قبیل، اقتصاد کشور را دچار انحطاط مزمن و وابسته به اراده ی قدرت های خارجی کرده و رگ حیات ملت را به دست دشمنان سپرده بود.
ایمان و فرهنگ و اعتقادات ملت ایران را به تمسخر گرفته و با تحقیر آن و ترویج تحمیلی فرهنگ غرب، به مبارزه یی جدی با خودباوری و اعتماد به نفس این ملت بزرگ کمر بسته بود.
دین و روحانیت را که در طول چند قرن همیشه منشأ حق طلبی و عدالت خواهی و آزادگی و سنگر اصلی مقاومت در برابر تهاجم بیگانگان و ستمگران و مستبدان بودند، و مورد سخترین انتقامها قرار داده و با همه ی وسایل زور و تهدید و تهمت و تبلیغ با آنها رفتار می کرد. درحالیکه فقر و تنگدستی و گرسنگی و سطح پایین زندگی گلوی اکثریت ملت ایران را می فشرد، اسراف و ولخرجی و تجمل و زندگیهای افسانه وار و کاخهای شاه و خانواده و رجال درباری و فرماندهان نظامی اش از یکطرف و غارت منابع ملی بوسیله کمپانیهای بیگانه و دلالان داخلی شان از طرف دیگر روزبروز عرصه را بر مردم تنگ تر می کرد.

احکام نجاتبش اسلام بدست گنهکار سران رژیم بلکی از صحنه ی زندگی اجتماعی خارج شده و حتی رعایت تقوای دینی و نماز و عبادت در محیطهای زیر نفوصحیفه سجادیه مستقمی رژیم مانند محیطهای نطامی و آموزشی، مورد تمسخر و در مواردی جرم بود.
کمترین انتقادی از رژیم ظالم و سفاک با برخوردهای خشن و خونین رورو می شد و ساواک جهنمی شاه که بوسله سیای آمریکا و صهیونیست های ضد بشر سازماندهی و تجهیز شده بود سخت ترین شکنجه ها و مخوفترین زندان ها را برای سرکوب کسانیکه جرأت مقابله با آن رژیم را به خود می دادند، آماده داشت.
حوزه های علمیه و طلاب و علمای مبارز و جوانان و دانشجویان و دانشگاهها بخصوصی آنهایی که از دین و مبارزات دینی دم می زندند، مورد خشن ترین وحشیگریها قرار می گرفتند.
کشور رو به ویرانی، ایمان دینی رو به اضمحلال، استقلال و عزت و شرف ملی مورد غارت بیگانگان و آینده ی ایران و ایرانی به شدت تیره و سیاه بود.

ندای مرد الهی و روحانی ولبیک مردم

نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی عظیم در میانه ی سالهای 1341 تا 1357 در چنین شرایطی آغاز شد و رشد و تکامل یافت. امام بزرگوار ما با تکیه به تعالیم اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه وآله)، و با اعتماد به ایمان دینی مردم، و با شجاعت و اخلاص و توکل کم نظیر خود، راه مبارزه را در میان سختی ها و مصائب طاقت فرسا گشود و پیش رفت و صبورانه و پیامبر گونه ذهن و دل مردم را با واقعیتهای تلخ و راه علاج آن آشنا کرد.
ملت ایران که از اولین قدمها به ندای این مرد الهی و روحانی گوش فرا داده و به منطق حق و درس روشنگر او دل بسته بودند، با انگیزه ی نیرومند ایمان و عشق به اسلام فداکاری ها و جانفشانی ها فراموش ناشندنی کردند. در خرداد سال 42 در تهران و برخی نقاط دیگر کشور چنان قیامی به راه انداختند که رژیم سفاک برای سرکوب آن از همه ی ساز و برگ نظامی خود استفاده کرد و هزاران شهید بر روی اسفالت خیابانهای تهران و قم و جاده ی ورامین به خون غلطیدند. و صدها تن از مبارزان و زبدگان و در رأس همه، امام بزرگوار به زندآنها کشیده شدند.
در سال های پس از آن نیز که مبانی اسلام و نهضت انقلابی آن به طور پیوسته

و بی گسست. بوسیله ی زبدگان و دلسوختگان در فضای کشور همه جا آشکار و پنهان تدریس و تبلیغ می شد، مردم مؤمن بخصوص جوانان، شجاعانه و مؤمنانه بدان می گرویدند و فکر و دل خود را به هدایتهای قرآنی، روشن و دست و زبان و جسم و جان خود را در دفاع از آن تلاش و در راه آن به میدان می آوردند.
آنچه در طول سالهای مبارزات نهضت اسلامی در ایران گذشت هرگز در تاریخ شناخته شده ی ما نظیر نداشته است. در زیر ظاهر آرام زندگی ملت، جریان مبارزات اسلامی شبکه ی عظیمی از انواع تلاش های اسلامی و تهیه و پخش بیانیه ها و جزوه ها و فعالیتهای تربیتی و تعلیمیی بر اساس رهنمود اسلام، تا تظاهرات و راهپیماییها و تجمعهای بزرگ دینی و مردمی و تا تشکیل مجموعه های عملیاتی و فداکاریهای شگفت آور و مثال زدنی، و همه به نوعی متصل و مرتبط به قلب تپنده ی این مبارزه ی عمومی و برخوردار از رهبریهای آن روح بزرگ و ایمان ناب و مغز متفکر.
امام بزرگوار ما در این مدت در عین هدایت مردم و گستردن دامنه ی آگاهی و همگانی و کشاندن توده ی میلیونیی به مبارزه، اندیه ی حکومت اسلامی را نضج قوام بخشید و در مقابل دو مکتب رایج سیاسی عالم یعنی حکومت دیکتاتوریی حزبی کمونیستی در شوروی سابق و چین و اقمار آنها در اروپا و آفریقا و دیگر نقاط و حکومت های پارلمانی غربی که سلطه ی سرمایه داران و کمپانیها بر فکر و اختلاق و سرنوشت مردم به نام دموکراسی بود، راه اسلامی را مطرح کرد (77) که در آن بر دو عنصر دین و انسان به طور اساسی تکیه شده و ایمان دینی و اراده ی مردمی بزرگترین شاخصه ی آن است. نظام اسلامی در مکتب امام خمینی نظام عدل و ایمان و عقل و آزادگی و مردمگرائی است. و استقلال ملی و رد نظام سلطه ی بین المللی در مکتب امام بزرگوار ما دارای چنین ریشه های عمیقی است.