خاطرات و حکایتها جلد پنجم

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

عده یی در جامعه مرتب توی دلها را خالی می کنند

قرآن با آن حکمت، پیامبر با آن گذشت، خدای متعال به پیامبر می گوید:
لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم و المرجفون فی المدینة لنغرینک بهم (59) یعنی کسانی که از زیر می خواهند ضربه بزنند، می خواهند انفجار ایجاد کنند: می خواهند مردم را بترسانند، می خواهند دل مردم را خالی کنند، می خواهند انفجار ایجاد کنند، می خواهند مردم را بترسانند، می خواهند دل مردم را خالی کنند، می خواهند امیدها را از دلها بگیرند، اگر اینها بس نکنند لنغرینک بهم، ما - یعنی خدای متعال - تو - یعنی پیامبر - را به جان اینها می اندازیم. ببینید لحن قرآن، چه طور لحن خشن و غلیظی می شود.
البته عده یی متأسفانه این کار را در سطح جامعه می کنند، مرتب توی دلها را خالی کردند: آقا تمام شد، آقا بردند، آقا دشمن چنین شد، آقا ارزشها فلان شد !
در دوران ریاست جمهوری و زمان حضور امام - آن هم حضور درتمندانه ایشان خیلی از اوقات خلاصه ی ملاقاتهایی که با من می شد، می نوشتم. الان که نگاه می کنم، می بینم خیلی از حرفهایی که حالا بعضیها می زنند که آقا چنین شد، چنان شد، آن وقت می آمدند به ما می گفتند که چنین شد، چنان شد !
اصلاً عده یی هستند که خوششان می آید بگویند آقا بردند، غارت کردند، چنین کردند، دشمن پیروز شد، دشمن مسلط شد ! دشمن غلط می کند که پیروز بشود. پیروزی دشمن به این است که دلهای مؤمنین را از جا بکند. پیروزی دشمن به این است که بهترین جوانان این مملکت، در ناصیه ی این کشتی، نور رستگاری نبینند. (60)

عدم الفتح بود !

در سخت ترین اوقاتی که در جنگ به ما ضربه وارد می شد، امام با آن دل بزرگ و با آن ناصیه ی منور الهی امید می داد. در ماجرایی ضربه ی سختی خوردیم. خدمت امام آمدند و گفتند که ما شکست خورده ایم. فرمود: شکست نبود، عدم الفتح بود. عدم الفتح یعنی پیروز نشدیم.
شما ببینید یک حادثه را دوگونه می شود معنا کرد. هزار نفر از ما کشته شدند، پنج هزار نفر کشته شدند، اما دو گونه می شود این را تفسیر کرد: تفسیر شکست، تفسیر عدم الفتح، معنای فرمایش امام این بود که طوری نشده است، می خواستید پیروز بشوید، اما هنوز نشده اید. همیشه این طور به ما امید می داد، این طور جامعه و کشور را حرکت می داد؛ حالا عده یی همه ی هم و غمشان این است که درست بعکس عمل کنند (61)

صدای شکست امپراتوری زرو روز از دور به گوش می رسد

با این که با زایل کشدن امپراتوری شرق، امریکا به حسب ظاهر قدرتمندتر شده، من الان هم با تمام قوت قلب و به قوت قلب و به فضل پروردگار و با اتکاء به حول قوه ی الهی، از بن دندان اعتقادم این است که اگر امریکا تمام نیروهایش را برای ضربه زدن به این انقلاب بسیج کند، نخواهد توانست هیچ غلطی بکند. تلاش می کنند، زحمت می کشند، می خواهند کارهایی بکنند؛ اما اوج غرورشان، نقطه ی ضعفشان است. من الان نقاط ضعف این قدرتمندان ظاهری و پوشالی را حساس می کنم؛ تضادهایشان بتدریج روشن خواهد شد.
بله، در مقابل جبهه ی اسلامی خواهند ایستاد؛ اما جبهه ی اسلامی، با آن جناح امپراتوری مارکسیتی چپ که توانسته بودند با ترساندند مردم خودشان از آن، آن اتحاد و وحدت را بین خودشان به وجود بیاورند، فرق می کند تمام شد؛ صدای شکست امپراتوری زر و زور از دور به گوش می رسد.