خاطرات و حکایتها جلد پنجم

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

امتزاج حق و باطل، دوران دشوار هر انقلاب

دوران دشوار هر انقلابی، آن دورانی است که حق و باطل در آن ممزوج بشود. ببینید امیرالمؤمنین از این می نالد: ولکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالک یستولی الشیطان علی اولیائه(56) در دوران پیامبر، این طوری نبود. در دوران پیامبر، صفوف، صفوف صریح و روشنی بود. آن طرف، کفار و مشرکان و اهال مکه بودند؛ کسانی بودند که یکی یکی مهاجرین از اینها خاطره داشتند: او من را در فلان تاریخ زد، او من را زندانی کرد، او اموال من را غارت کرد؛ بنابراین شبهه یی نبود. یهود بودند؛ توطئه گرانی که همه ی اهل مدینه - از مهاجر و انصار - با توطئه های آنها آشنا بودند. جنگ بنی قریظه اتفاق افتاد، پیامبر دستور داد عده ی کثیری آدم را سربریدند؛ خم به ابروی کسی نیامد این طور جایی، جنگ آسان است؛ حفظ ایمان هم آسان است. اما در دوران امیرالمؤمنین، چه کانی در مقابل علی (علیه السلام) قرار گرفتند - بنا به نقل عده یی - جزو پابندهای به ولایت امیرالمؤمنین نماند و جزو منحرفان به حساب آمد؟ همین ربیع بن خثیم و آنهایی که در جنگ صفین آمدند گفتند ما از این قتال ناراحتیم، اجازه بده به مرزها برویم و در جنگ وارد نشویم، در روایت دارد که من اصحاب عبدالله بن مسعود (57) این جاست که قضیه سخت است.
وقتی غبار غلیظتر می گردد، می شود دوران امام حسن، و شما می بینید که چه اتفاقی افتاد. باز در دوران امیرالمؤمنین، قدری غبار رفیقتر بود؛ کسانی مثل عماریاسر - آن افشاگر بزرگ دستگاه امیرالمؤمنین بودند. هر جا حادثه یی اتفاق می افتاد، عماریاسر و بزرگانی از صحابه ی پیامبر بودند که می رفتند حرف می زند، توجیه می کردند و لااقل برای عده یی غبارها زدود می شد؛ اما در دوران امام حسن، همان هم نبود، در دوران شبهه و در دوران جنگ با کافر غیر صریح، جنگ با کسانی که می توانند شعارها را بر هدفهای خودشان منطبق کنند، بسیار بسیار دشوار است، باید هوشیار بود.
البته بحمدالله ما هنوز در چنان دورانی نیستیم. هنوز صفوت روشن است؛ هنوز خیلی از اصول و حقایق، واضح و نمایان است، اما مطمئن نباشید که همیشه این گونه خواهد بود. شما باید آگاه باشید. شما باید چشم بصیرت داشته باشید.. شما باید بدانید بازویتان در اختیار خداست یا نه. این بصیرت می خواهد؛ این را دست کم نگیرید.

ضعف تحلیل سیاسی مردم، مشکل بزرگ دوران امیرالمؤمنین

من یک وقت در دوران زندگی تقریباً پنجساله ی حکومت امیرالمؤمنین (علیه الصلاة و السلام) و آنچه که پیش آمد، مطالعات وسیعی داشتم. آنچه من توانستم به عنوان جمع بندی به دست بیاورم، این است که تحلیل سیاسی ضعیف بود. البته در درجه بعد، عوامل دیگری هم بود، اما مهمترین مسأله این بود. والا خیلی از مردم هنوز مؤمن بودند؛ اما مؤمنانه در پای هودج امیرالمؤمنین در مقابل علی (علیه السلام) جنگیدند و کشته شدند ! بنابراین، تحلیل غلط بود.
موضع خود را شناختن و در آن قرار گرفتن، هوشیاری سیاسی، شم سیاسی و قدرت تحلیل سیاسی - البته به دور از ورود در دسته بندیهای سیاسی - خودش یکی از آن خطوط ظریفی است که من در پیام هم به شما عرض کردم؛ امام هم که مکرر در مکرر فرموده بودند. (58)

عده یی در جامعه مرتب توی دلها را خالی می کنند

قرآن با آن حکمت، پیامبر با آن گذشت، خدای متعال به پیامبر می گوید:
لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم و المرجفون فی المدینة لنغرینک بهم (59) یعنی کسانی که از زیر می خواهند ضربه بزنند، می خواهند انفجار ایجاد کنند: می خواهند مردم را بترسانند، می خواهند دل مردم را خالی کنند، می خواهند انفجار ایجاد کنند، می خواهند مردم را بترسانند، می خواهند دل مردم را خالی کنند، می خواهند امیدها را از دلها بگیرند، اگر اینها بس نکنند لنغرینک بهم، ما - یعنی خدای متعال - تو - یعنی پیامبر - را به جان اینها می اندازیم. ببینید لحن قرآن، چه طور لحن خشن و غلیظی می شود.
البته عده یی متأسفانه این کار را در سطح جامعه می کنند، مرتب توی دلها را خالی کردند: آقا تمام شد، آقا بردند، آقا دشمن چنین شد، آقا ارزشها فلان شد !
در دوران ریاست جمهوری و زمان حضور امام - آن هم حضور درتمندانه ایشان خیلی از اوقات خلاصه ی ملاقاتهایی که با من می شد، می نوشتم. الان که نگاه می کنم، می بینم خیلی از حرفهایی که حالا بعضیها می زنند که آقا چنین شد، چنان شد، آن وقت می آمدند به ما می گفتند که چنین شد، چنان شد !
اصلاً عده یی هستند که خوششان می آید بگویند آقا بردند، غارت کردند، چنین کردند، دشمن پیروز شد، دشمن مسلط شد ! دشمن غلط می کند که پیروز بشود. پیروزی دشمن به این است که دلهای مؤمنین را از جا بکند. پیروزی دشمن به این است که بهترین جوانان این مملکت، در ناصیه ی این کشتی، نور رستگاری نبینند. (60)