خاطرات و حکایتها جلد پنجم

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

در ملاقات با من، خوانین امیدی پیدا نکردند

جمهوری اسلامی در آن جا (بلوچستان) پیام آور یک عطیه بزرگ بود، و آن این که طبقه ی ستمگر - خونین - حذف شدند؛ هر چه هم آمدند و تلاش کردند، نشد، من خودم در سال 58 به بلوچستان رفتم؛ همه ی انی خوانین درجه ی یک بلوچستان به ایرانشهر آمدند و با من ملاقات کردند، تا شاید بتوانند تقرب و تحبیبی پیدا کنند. من سیاست جمهوری اسلامی را برای آنان روشن کردم. خوانین امیدی پیدا نکردند. البته کسانی بودند که این سیاست را قبول نداشتند. ما نمی خواستیم در آن جا سیاست اعمال کنم؛ ما می خواستیم حقیقت را در آن جا اعمال کنیم. حقیقت این بود که مردمی بودند و باید زیر سایه ی جمهوری اسلامی را برای آنان روشن کردم. خونین امیدی پیدا نکردند. البته کسانی بودند که این سیاست را قبول نداشتند. ما نمی خواستیم در آن جا سیاست اعمال کنیم؛ ما می خواستیم حقیقت را در آن جا اعمال کنیم. حقیقت این بود که مردمی بودند و باید زیر سایه ی جمهوری اسلامی زندگی می کردند؛ الان هم آن مردم هستند بحمدالله خوانین دستانش کنده شد؛ هر چند جمهوری اسلامی سختیهای زیادی کشید.
شما که حالا آن جا با روحانیون منطقه مواجه هستید، باید اولین نکته ی مورد نظرتان این مطلب باشد که مردم آن جا شهروند و موافقین ما هستند و ما می خواهیم اینها در زیر سایه ی جمهوری اسلامی، خوب زندگی کنند. البته دفتر شما مسؤول آذوقه رساندن یا نفت رساندن به مردم و یا راه درست کردن نیست. اما این هدف برای شما هم هست؛ یعنی غایت مطلوب در آن منطقه این است.

هدف ما، حرکت در خط صحیح جمهوری اسلامی

ما وقتی که می خواهیم یک ایرانی را - به عنوان یک ایرانی - به حقوق حقه ی خودش برسانیم، از او سؤال نمی کنیم که مذهب و یا حتی دین تو چیست؛ نه، مواطن ماست و از حقوق همشهری گری با ما دارد استفاده می کند و در این مملکت زندگی می کند؛ چیزی باید بپردازد، کاری باید بکند و حقوق هم دارد؛ حق امنیت، حق زندگی، حق کار، حق تلاش، حق تحصیل و فرهنگ دارد.
بنابراین، آن جا مسأله ی مذهب، مسأله ی اول نیست که ما بگوییم مذهب چیست؛ نه، ما می خواهیم آن روحانی که در آن جا هستند، در خط صحیح جمهوری اسلامی حرکت بکنند؛ این هدف است. خط صحیح جمهوری اسلامی چیست؟ اداره و هدایت صحیح مردم، به رشد رساندن و به تکامل الهی رساندن؛ تا آن حدی که خدای متعال مقدوراتش را در اختیار ما گذاشته و ما می توانیم انجام بدهیم؛ این مقصود اصلی است؛ لذا بایستی با آقایان با این دید روبرو شد.
البته کسانی که اینجا می آیند، از جناب آقای ربانی و دفتر ایشان تشکر می کنند. علمای اهل سنت، آقایان مولویها، کسانی که این جا می آیند، می بینم احساس کرده اند که این برایشان خوب است و این دفتر در حقیقت مدافع حقوق و حیثیات آنهاست.

امروز انگیزه برای ایجاد نابرابری زیاد است

امروز انگیزه برای ایجاد نابرابری زیاد است، که از خارج بیایند و این برادری را به نابرابری تبدیل کنند. همه با هم برادرند؛ انما المؤمنون اخوه. (42) خیلیها انگیزه دارند که به مناطقی از ایران - از جمله بلوچستان - بیایند و نابرابری ایجاد کنند. شما بایستی مراقب این توطئه ها باشید و آن آقایان را هم مراقب این توطئه ها بکنید. مواظب باشند که تحت تأثیر تبلیغات و تلفینات و توطئه های دشمن قرار نگیرند؛ این، آن اصل قضیه است.
بسیاری از مردم آنجا، از لحاظ پوشش فرهنگی و مذهبی و دینی، واقعاً محرومند. بایستی تا آن جا که می توانید، تلاش بکنید، تا ان شاءالله در آینده با جزوات، با نوشته ای، با سخنرانی، با وادار کردن بعضی از مولویهای خوش بیان و خوش نیت و خوب - که خیلی از آنان به حمدالله خوش نیت و خوب هستند - این خلأ را پر کنید و این پوشش را برقرار نمایید؛ چه در مناطق شیعه نشین، مثل زابل یا بعضی از مناطق بلوچستان، و چه در مناطق سنتی نشین بلوچستان، فرقی نمی کند، شما موظفید که برای هر دوی اینها به فکر باشید.
آنچه را که انجام می دهید، حسنه به حساب بیاورید، واقعاً حسنه است؛ انا الا نضیع اجر من احسن عملا. (43) شما دارید احساس می کنید و حسنه ایجاد می کنید؛ و خدای متعال آن را ضایع نخواهد کرد. (44)